آموزش حین کار یا آموزش قبل از کار؟

شاید هم برای شما پیش آمده که برای حوزه فعالیت خود قصد داشته باشید یک نرم افزار تخصصی را یاد بگیرید. معمولاً این کار با خواندن کتابهای مرجع و فیلم های آموزشی برای آن نرم افزار شروع می شود و معمولاً انبوهی از نکات ریز و درشت به خواننده آموخته می شود که فردا و حین کار احتمالاً با آن درگیر خواهد شد. ولی آیا شده اکثراً نکاتی که در فاز آموزشی آموخته اید بعد از مدتی وچند ماهی  از خاطراتان برود؟

و پی ببرید که تا هنگامی که یک پروژه واقعی را شروع نکرده باشید بسیاری از نکاتی که آموخته اید اصلاً به کارتان نمی آید و هیچ وقت با آن روبرو نخواهید شد؟

شاید روش آموزشی هر کسی که را به دو گزینه تقسیم می کنیم: آموزش قبل از کار و آموزش حین کار. بعد از تجربه های بسیار اندک در زمینه یادگیری نرم افزارها و ابزارها به این نتیجه رسیدم متد آموزش حین کار اثربخشی بسیار بیشتری دارد.

آموزش قبل از کار یعنی شما کار و هدفتان را سالها و ماهها به تاخیر بیاندازید تا کتابها و آموزش ها مورد نیاز برای آن کار را بیاموزید. حال وقتی فقط در حال آموزش هستید دو اتفاق می افتد اول اینکه چیزهایی یاد می گیرید که بار اضافی هستند و اصلاً در آینده به درد نخواهد خورد.

شما مجبورید هر نکته و هر روشی را یاد بگیرید و در ذهنتان انبار کنید که مگر و شاید وقتی کارتان شروع شد، به دردتان بیاید. از طرفی انگیزه خود را هم از دست می دهید وقتی دچار تئوری ها و مباحث علمی خشک می شوید و مثال و کیس واقعی برای پروژه خود ندارید روز به روز دلسردتر و بی انگیزه تر می شوید. هدف محو شده و گرفتن خروجی و کسب درآمد به سالهای خیلی دور سپرده شده و این عامل منفی برای لختی و سکون فرد در مسیر آموزش می شود.

فکر می کنم ما در کتار آموزش مقدمات و تئوری های، باید و باید case واقعی داشته باشیم.

مثلاً کسی که در مورد سئو و بازاریابی محتوا کتاب می خواند و دروه های آموزشی را طی میکند باید یک سایت یا وبلاگ دم دستش باشد تا تکنیک ها و آموخته های خود را روی آن امتحان کند. غیر ممکن است فرد در خلاً و در ذهن خود کارها را یاد بگیرد و پروژه های تخیلی کتابها یا دوره های تئوریک را اجرا کند و خوشحال باشد که چیزی یاد گرفته. باید آستین بالا زد و وارد گود شد آنجاست که می فهمد بسیاری از آموخته هایش جز بار اضافی در ذهن و ارزشی جز پر کردن جیب استاد دوره نداشته اند. آنجاست که پی می برد چقدر نکات کوچک و ریز در کار وجود دارد که تا بابت آن هزینه های مادی و مالی و زمانی ندهد و در مسیر هدف خود، شکست متحمل نشود غیر ممکن است از روی کاغذ آنها را عمیقاً به خاطر سپرده باشد.

یک نظر در “آموزش حین کار یا آموزش قبل از کار؟

  • ۱۳۹۶-۰۴-۱۱ در ۹:۲۴ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام،
    خیلی خوشم اومد در مورد نرم افزار و این جور چیزها که صد البته اما بابت بعضی چیزها که این حالتی نیستند نمی توانی حالت واقعی آن را پیدا کنی و روی آن امتحان کنی و ببینی نتیجه گرفتی یا نه بعد کدامش خوبه یا نه؟
    مثلاً فیزیک در مورد خازن ها همه چیز را نمی توانی هر لحظه بری و یک خازن برداری و ببینی که آیا جواب عملی با تئوری درست از آب در میاد.
    یعنی عملاً حین کار نخواهی داشت خوب بایستی راه دیگری پیدا کرد آن هم جروبحث در مورد مساله ای هست که می تواند خیلی اثربخش باشد
    من یاد یکی از اساتیدمان افتادم با اینکه دین دیگری داشت اما همیشه روحانیون را می گفت الگو قرار دهید چرا که آنها سر کوچکترین مساله بحث می کنند و واقعاٌ اگر بخواهند یاد می گیرند حالا آنهایی که نمی خواهند یاد بگیرند هیچ.
    حالا شما آن سیستم را مقایسه کنید با سیستم دانشگاهی خودمان، البته همه این طوری هستند فوق لیسانس دارم فارغ التحصیل می شویماما هیچ چی بلد نیستیم هیچی، شاید کمی اغراق باشد اما من دیده ام از بهترین دانشگاه فارغ التحصیل شده اما باسواد نیست.
    البته مثال من از حوزه به هیچ عنوان تأئید یا رد آنها و سیستم آنها نیست هیچ کاری به سیستم و منابع درسی شان و هزار تا چیز دیگه ندارم فقط می خواستم بگم کی تا حالا در دانشگاه با کسی سر مسالۀ علمی بحث کرده ایم من هفت سال مثلاً یکی از مثلاً دانشگاه های خوب بوده ام تا حالا همچنین چیزی ندیده ام
    امیدوارم مطالب بیشتری از شما بتوانم بخوانم

    ممنون و هزار بدرود

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.