آیا باید از به سرقت رفتن ایده‌ها و دانسته‌هایمان هراس داشته باشیم؟

چند سال پیش فکر ساختن یک سیستم کشت اکواپونیک به ذهنم رسیده بود. دستگاهی که با آن می‌توانستید در خانه ماهی و سبزی‌جات پرورش دهید. چند ماه تمام دغدغه‌ی من طراحی و ساخت این سیستم بود و بخشی از آن را در یکی از مطالب قبلی وبلاگ با عنوان دغدغه‌های آموخته شده توضیح و تشریح دادم.

این ایده به نظرم بسیار ناب و منحصر به فرد را از یک کتاب خارجی برداشت کرده بودم و بسیار خوشحال بودم که هیچ کس دیگری شاید در ایران از آن خبر ندارد.

صبح تا شب در عالم خیال با خودم می‌گفتم که بعد از اینکه این دستگاه را ساختم و خواستم آنرا بفروشم چه کار کنم که دیگران ایده آن را سرقت نکنند؟ یا اگر بخواهم از به صورت اینترنتی بفروشم چه تمهیداتی بیاندیشم که رقبا از کار من سر در نیاورند.

روزها با همین افکار می‌گذشت. چکار کنم که ایده‌ و دانشم به سرقت نرود؟

 

ایده‌ی که قرار بود ساخته شود

آن دستگاه اختراع هیچ وقت ساخته نشد و مسیر زندگی من بعد از آن به کل تغییر کرد ولی چیزی که امروز به آن تا حدود زیادی معتقدم این است که از به سرقت رفتن ایده‌ها و اهداف و دانسته‌های خود ترس به دل راه ندهیم.

آنقدر که در مورد اهمیت ایده و ایده پردازی صحبت شده شاید و از دید من آنقدرها هم ایده مهم نباشد.

شاید جمله‌ی “ایده روی زمین ریخته شده” به واقعیت نزدیک باشد و تنها به کننده و اجراگر نیازمندیم .

خدا را شکر دنیا اگر از نظر آب و هوای سالم دچار کمبود و محدودیت باشد از نظر ایده مشکلی ندارد و به اندازه کافی از این عنصر روی کره زمین پوشیده شده.

ما همیشه این هراس را داریم که نکند دانسته‌های یا ایده‌ها و ابتکارات ما توست دیگران به سرقت و یغما رود و آن‌ها به واسطه آن به پول و ثروت و موفقیت برسند ولی این بهتر است کمی احتیاط را کنار بگذاریم و دو سناریو فرضی زیر را بررسی کنیم.

 سناریو یک: ما ایده‌ها و دانسته‌های خود را با دیگران به اشتراک می‌گذاریم و آن‌ها از آن استفاده نمی‌کنند

 سناریو دو: ما ایده‌ها و دانسته‌های خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهیم و آن ها از بهره می‌برند و برای خود ثروت و پول و موفقیت کسب می‌کنند.

سناریو اول که مشخص است در اصل هیچ فرقی بین اینکه ایده‌های خود را به دیگران بگوییم و اینکه بگوییم ولی دیگران پی آن را نگیرند نمی‌کند. در هر دو حالت انکار آب از آب تکان نخورده.

یاد حرف‌های محمدرضا شعبانعلی افتادم که (به مضمون) می‌گفت بعضاً من بهترین مطالب و ایده‌ها را در اختیار دیگران قرار می‌دهم ولی نمی‌بینم کسی دنباله آن را بگیرد.

واقعاً بین خودمان به عنوان خوانندگان روزنوشته‌ها قضاوت کنیم واقعاً چند نفر پس از خواندن ایده‌های پست کسب و کار دیجیتال و رابطه آن با شناخت دنیای دیجیتال  دنبال اجرایی کردن آن رفتند؟

به خودم می گویم با اینکه همیشه  از همه چیز و همه جا شاکی هستم ولی وقتی لقمه آماده هم در مقابل ما قرار داده می‌شود باز حس و حال آن را ندارم که دستم را دراز کنم و آن را بردارم. حتی اگر آن لقمه آماده پول و اسکناس باشد.

ایده هست کسی حال ندارد اجرا کند

از این بحث‌ها بگذریم

فرض کنید در بدترین شرایط دیگران آنقدر باهوش و زرنگ و پیگیر باشند که حرف‌ها و ایده‌ها و دانسته‌ها ما را به یغما ببرند و اجرایی کنند و موفق هم شوند.

اگر بخواهیم مثبت به این قضیه نگاه کنیم در اینجا هم ما انگار به دیگران آموزش دادیم و نقش معلمی داشته‌ایم.

وقتی دیگران از حرفها و گفته‌های ما استفاده می‌کنند و نتیجه می‌گیرند بسیار بیشتر از زمانی به ما ارادت پیدا می‌کنند که بخواهیم به زور خودمان و سوادمان را به آن‌ها تحمیل کنیم.

در هر حالت به نظر می‌رسد با اشتراک گذاری ایده‌ها و دانسته‌های خود نه تنها زیان بلکه به سود و منافعی دیگری هم می‌رسیم که شاید با پنهان کردن آن هیچ وقت قابل دستیابی نباشد.‌

البته این حرف‌ها منکر بی‌اهمیت بودن ایده‌ نیست ولی به نظرم ارزش اجرایی کردن ایده نسبت به داشتن ایده وزن بسیار بیشتری دارد. معمولاً هم کسی حال ندارد که دنبال اجرا و پیاده سازی چیزی برود.

در تاریخ هم مثالهایی بوده که اجرا کننده ایده‌ها به قله‌های موفقیت رسیدند نه صاحبان ایده. مثل برادران رایت که با اینکه ایده ساخت اولین هواپیما به نام آن‌ها زده شده ولی هیچ وقت نتوانستند از اختراع خود کسب ثروت و درآمد کنند.

مطلب مرتبط: ایده‌ای برای استارت آپ زدن در ایران

مطلب مرتبط: ایده هایی برای کسب و کار آنلاین

مطلب مرتبط: ایده من ساخته شد!

3 نظر در “آیا باید از به سرقت رفتن ایده‌ها و دانسته‌هایمان هراس داشته باشیم؟

  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۳ در ۷:۰۶ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    ایده های خیلی زیادی را میتوان در اینترنت پیدا کرد ولی به قول تو اجرا کردنش مهمه و اینکه صاحب ایده برا یاجرای اون شوق و ذوق داشته باشه و ممارست به خرج بده من هم خیلی با این قضیه روبرو شده ام. مثلا دوستی پیش من میومد و قصد داشت با هم در مورد ایده ش صحبت کنه میگفت کمی منو راهنمایی کن میگفتم ایده ت چیه ؟ اونهم جواب میداد نمیتونم بگم!
    اجرای ایده خیلی مهمتر از خود ایده س

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۵ در ۴:۲۶ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    بسیار جالب بود، اتفاقا من هم با شما هم نظر هستم در یک مدتی که قصد انجام کاری را داشتم انقدر به این موضوع پرداختم که چگونه می توانم این ایده را طوری اجرا کنم که کسی بویی نبرد یا متوجه نشود یا اینکه اگر لو رفت چگونه آنرا اعلام کنم برای من است و …باعث شد تا من نتوانم به ایده بپردازم و کار خودم را به ثمر برسانم چرا که همیشه ذهنم درگیر حاشیه ای بود که هیچ وقت صحت نداشت.

    به نظر من زمانی که یک ایده از ذهن شما خارج می شود، باید خیالتان راحت باشد چرا که این ایده فقط در ذهن شما پرورش یافته و شاخ و برگ دار شده است و قطعا اگر هم دزدیده شود یا لو برود باز هم چنان موفق نخواهد بود مگر اینکه اجرا کننده آن خودتان باشید.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.