آیا پای شرکت گیر است؟

همسایه ما در یکی از  فروشگاه‌های زنجیره‌ی دولتی قدیمی کار می‌کند. چند وقت پیش مادرم گفت یک سر آنجا بزنیم و وسایل و مایحتاج خانه را از آن‌جا تهیه کنیم. گفتم خوب شد چند صباحی از این‌جا خرید کنم تا حداقل تنوعی بشود و نوع جدیدی از خرید درمانی را تجربه کنم. ولی از همان ابتدا کهنه بودن بعضی اجناس به چشم می‌آمد ولی من نظرم عوض نشد.

ولی چند هفته بعد با صحنه‌ی جالبی برخورد کردم. برادر همسایه ما در حالی که از ماشین پیاده می‌شد چند کیسه‌ی پلاستیکی آرم دار در دست داشت که نشان می‌داد از فروشگاه رقیب خرید کرده. با خودم گفتم حتماً محصولات فروشگاه خودشان کیفیت مناسب را ندارد که برادر همان آدم که زیر یک سقف زندگی می‌کند از جای دیگری خرید می‌کند. من هم تصمیم گرفتم دیگر از آن‌جا خرید نکنم.

این داستان را نقل کردم از این بابت که خود ما آیا از خدمت و کالایی که عرضه می‌کنیم استفاده می‌کنیم؟ یاد یکی از توئیت‌های نسیم طالب افتادم که مصداق جالبی از skin in game یا “باید پای خودت گیر باشد!” است:

هرگز محصول شرکتی را نخرید که خود از آن استفاده نمی‌کند.

هنگام خوردن بعضی محصولات غذایی با خودم می‌گویم، واقعاً مدیر کارخانه‌ی که این را تولید کرده راضی می‌شود آن را سر سفره خودش قرار بدهد؟ یا تکه‌ی از آن را بخورد یا بنوشد؟

البته فکر کنم بحث محدود به  کالای فیزیکی نمی‌شود. هر چیزی که ما به دیگران ارائه می‌کنیم در حکم محصول است. حتی نوشته‌های این وبلاگ. آیا خود من از چیزهایی که این‌جا می‌نویسم استفاده می‌کنم؟ آیا به حرفهایی که می‌گویم عمل می‌کنم؟ می‌شود مثال‌های مختلفی زد:

– آیا از کتابی که برای دیگران ترجمه یا تالیف کرده‌ام استفاده می‌کنم؟

– آیا به توصیه‌ی که به دیگران می‌کنم خود هم ملتزم هستم؟

– آیا درسی که به دیگران ارائه می‌کنم برای خود من سودی دارد؟

– آیا نحله فکری که آنرا تبلیغ می‌کنم کاربردی برای  من تا امروز داشته است؟

به نظرم حق همه ماست که قبل از خرید هر کالا و خدمت و محتوا و ایده و فکر و نظر و توصیه و کتاب و نوشته و هر چیزی دیگری از خود بپرسیم:

آیا صاحبش از آن استفاده می‌کند؟

نوشته‌های دیگر وبلاگ:

6 نظر در “آیا پای شرکت گیر است؟

  • ۱۳۹۶-۰۴-۱۲ در ۵:۴۴ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    همیشه در بحث خودروی ایرانی این موضوع مطرح است که اگر «پراید» خودروی خوب و باکیفیتی است و اگر خریدن و استفاده از آن به صرفه است، آیا مدیرعامل سایپا خودش با «پراید» تردد می کند؟

    خب به سادگی مشخص است که خود شرکت سازنده نمیتواند کیفیت آن را تأیید کند، پس چرا باید همواره در گفتگوهای وزیر صنعت شاهد این نکته باشیم که پراید فعلا قرار نیست از بازار ایران خارج شود.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۴-۱۲ در ۵:۲۲ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    از همون اول که یکم مشخص شد داری در مورد چی صحبت می کنی بی درنگ یاد شامپوی صحت افتادم.
    هروقت و هر نوعیش رو استفاده کردم شوره ی سرم بیشتر شده.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۴-۱۲ در ۶:۱۸ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    کلیت این حرف رو درک میکنم، اما مطمئنا نمیشه اون رو به همه جا تعمیم داد.
    خیلی وقت ها کسی چیزی را تولید می کند که خود مخاطب آن نیست. به خصوص در سوالاتی که در پایان مطرح کردی.
    مثلا مدیر شرکت ثروتمندی که در رنج های مختلف قیمتی کالا تولید می کند. یک شرکت داروسازی، یک مترجم که برای حق ترجمه کتابی را ترجمه می کند و …

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۴-۱۲ در ۱۰:۴۳ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    یاد یکی از تولید کننده های خیار گلخانه ای افتادم که در یک مهمونی شاهد بودم که خیار نخورد و در پاسخ به میزبان که به شوخی گفت “این خیارها که تولید خودتونه چرا نمی خورین؟” پاسخ داد: “چون خودم تولید میکنم میدونم چه سم هایی بهشون میزنیم که نه با شستن از بین میره و نه با پوست کندن” !
    شخصاً موافق حرف شما هستم. مخصوصاً به همکاران حوزه FMCG توصیه اکید میکنم که اگه مصرف کننده محصولات خودتون نیستین بهتره که استعفا بدین. نمی تونم هضم کنم که من بخوام مثلاً در شرکت یک و یک مشغول به کار باشم (مخصوصاً حوزه فروش) و مصرف کننده محصولات مثلا مهرام باشم!
    چند سال قبل (زمانی که تازه وارد حوزه فروش شده بودم) از طرف شرکت توزیع کننده محصولات فیلیپس (در حوزه محصولات مراقبت شخصی مثل ریش تراش) دعوت به همکاری با یک پست خوب شدم. جلسه جالبی داشتیم. بنده خدا مدیر اونجا هرچقدر تلاش کرد و از جایگاه جهانی ریش تراش های فیلیپس گفت (که البته به حق هم میگفت) ولی بازهم فایده نداشت. چون ریش تراش مورد استفاده خودم پاناسونیک بود!!! به همین راحتی 🙂
    وقتی مصرف کننده راضی محصول پاناسونیک هستم و خاطره خوبی از فیلیپس ندارم قطعاً نمی تونم کارآیی موثری در این سازمان داشته باشم. چه در نقش نگهبان چه در نقش مدیرعامل

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۴-۱۳ در ۶:۲۹ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    با خوندن این نوشته یاد دو تا نمونه افتادم. یکی طنزآمیز و دیگری تامل‌برانگیز:
    مورد اول: یه بار یه حاج‌آقایی که همیشه برای مردم منبر می‌رفت، در پاسخ به یکی از سوال‌ها دربار‌ه‌ی اینکه اگه بچه‌ای (گلاب به رویتان) فرش رو نجس کنه، حکم آن فرش چیست و چگونه می‌توان آن فرش را از نجاست، طاهر کرد.
    حاج‌آقا هم جواب می‌ده که چاره‌ای نیست، جز اینکه آن تکه فرش رو برید و انداخت دور.
    چند روز گذشت.
    یه روز که این حاج‌آقا اومد خونه‌اش دید که یه تکه از فرش خونه نیست. از خانمش سوال می‌کنه که چی شده؟
    خانم هم می‌گه که خودت اون روز پای منبر گفتی اگه فرش نجس شد راهی نیست جز اینکه اون تکه از فرش رو برید و انداخت دور. خب منم همین کار رو کردم.
    حاج‌آقا هم با نهایت تاسف و تاثر جواب می‌ده: آخه خانم. من اونو برای مردم گفتم نه برای خودم!
    ***
    مورد دوم: بحث همین خودروهای مملکتی استاندار هست که مسئولین مربوطه جلوی ملت می‌شینن و دفاع جانانه و تمام قد از محصولات تولیدی خودشون رو می‌کنن ولی وقتی خبرنگار می‌ره توی پارکینگ تا ببینه این مقام مسئول خودش از چه نوع خودرویی استفاده می‌کنه، می‌بینه که مقام مسئول سوار خودروی خارجی می‌شه و در جواب خبرنگار هم می‌گه که انتخاب خودرو یه چیز کاملاً سلیقه‌ای هست و چون وقت مصاحبه تموم شده حاضر نیست بیشتر از این پاسخگو باشه!

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۴-۱۳ در ۵:۰۷ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    البته که مصرف کردن یک محصول نوعی گیر بودن پای خودت در آن محصول هست، ولی انواع دیگری هم گیر بودن هست که در متمم(goo.gl/Fsxc6e) با آنها آشنا شدیم، مانند: دیدگاهی که به وارن بافت نسبت داده میشود، و یا جمله ای که مبانی کتاب قوی سیاه نسیم طالب را نقل میکند.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *