از تکرار ملولم و حرفی نو آرزوست

روزهای اولی که وارد محیط کار شده بودم و خودم و دوستان هم سن و هم دانشگاهی‌ام را بهتر و دقیقتر و بیشتر دیدم، چیزی که برام جلب توجه کرد و بارها از خودم پرسیدم این بود که چرا من و فلانی و فلانی عین هم‌اند؟ شباهت خودم و آدم های دیگر چقدر زیاد است. چقدر مثل هم فکر می‌کنیم و عمل می‌کنیم. یعنی انگار همه‌یِ دهه شصتی‌ها را کنار هم می گذاشتی عیناً دغدغه‌ها و دیدگاه‌ها و اصول و ارزش یکسانی با هم داشتند.

در کل سوال اینجاست که چرا ما اینقدر شبیه همیم؟ چرا باید در مقطع خاصی از زندگی دقیقاً تصمیمات یکسان بگیریم؟ چرا باید در یک مقطع از زندگی به دانشگاه برویم یا ازدواج کنیم؟ چرا در یک مقطع از زندگی باید وارد محیط کار نشویم؟ چرا باید در یک بازه سنی خاص بچه دار شویم؟ چرا باید یک سری رسانه واحد را هر روز ببینیم و بشنویم؟ چرا باید زمانی که تلگرام می آید آیا را نصب کنیم و وقتی به خانه می رسیم حتماً اخبار تلویزیون را نگاه کنیم؟ چرا باید شبیه هم باشیم؟ چرا باید آدم هایی باشیم که گویا از یک الگو و مرجع ثابت با یک دستگاه کپی بزرگ تکثیر شده‌اند.

چه کسی این لشگر از انسان ها را ساخته و ذهنشان را عین هم برنامه نویسی کرده. تلویزیون؟ مدرسه و دانشگاه؟  پدر و مادر؟

چرا ما این قدر موافق (البته از نوع منفی) هستیم؟ چرا همه‌مان به یک چیز می‌خندیم؟ چرا همه‌مان از یک چیز گریه می‌گیریم؟ آدم‌هایی که متفاوت می اندیشند و متفاوت می نویسند و متفاوت به پدید ها می نگرند چقدر کم اند یا من چرا نمی بینم؟

آه حالم بد می شود. همه چیز و همه کس انکار کپی هم اند.

ایده ها، نظرها، نوشته ها و گفته ها و فیلم ها و موسیقی ها همه چیز انگار شبیه هم است. خسته ام از این تکرار. کو حرف جدید؟ کو ایده های نو و کو آدم هایی که اهداف و دغدغه های منحصر به فردی دارند؟

لطفا دهانت را ببند. دیگر حرف نزن. حرف هایت را قبلاً جایی شنیده ام. شاید از کسی دیگر، شاید از تلویزیون. شاید هم در وب.

تصویر و موسیقی و نمایشت را متوقف کن قبلاً همان تم و ریتم و آهنگ و ایده و چینش را قبلاً جایی دیده ام. شاید در تلگرام یا یک کتاب یا مجله.

کسب و کارت را تعطیل کن. همان محصول را قبلاً از جایی خریده ام و تبلیغات آن را در خارج از کشور بارها دیده ام

اگر چیز جدیدی در چنته داری جلو بیا وگرنه برو بمیر.

 

4 نظر در “از تکرار ملولم و حرفی نو آرزوست

  • ۱۳۹۶-۰۱-۰۵ در ۱:۳۸ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    پیشنوشت: شرمنده ام اگه دارم حرفای تکراری میزنم اما خب، میخواستم یه خورده چیزایی که قبلا در این مورد فکر کردم، بنویسم. اگه حرف چرت و پرتی مینویسم از شدت بیسوادیه وگرنه پدر و مادرم سعی خودشونو کردن 🙂
    ***
    حداقل با چیزایی که شنیدم، فک میکنم حرفتون درسته.
    یعنی شاید همین حرفایی که امروز گفته میشه، هزاران سال پیش گفته شده.(مثل بعضی حرفایی که فکر میکنی فلان کس برای اولین بار گفته، اما وقتی به گذشته برمیگردی، میبینی همون حرف گفته شده و باز تو گذشته ترش و …)
    شاید خنده دار باشه اما به نظرم اینطوریه که همون هزاران سال پیش هم، دوستانی بوده اند که میگفتند دیگه حرف تکراری نزنید.
    من خودم درسته حرف تکراری رو دوست ندارم اما لذت میبرم از همون حرفای تکراری که هر روز در قالب زیباتری گفته میشه.
    درست بودن حرف زیاد واسم مهم نیست اینکه حرف، زیبا و طوری که منو جذب کنه باشه واسم مهمه. شاید بتونم بگم کیفیت محصول واسم مهم نیست بازاریابیش واسم مهمتره:)
    پینوشت: این حرفا، احتمالا در مورد حرفایی از جنس فلسفه صدق میکنه و احتمالا علم معاف از حرفای تکراریه. البته این تصوریه که من از علم دارم.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۱-۰۵ در ۸:۳۵ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      مرتضی جان یه نظرم دو جور حرف تکراری داریم. یکی که من به آن اشاره کردم این است که ما عیناً یک حرف یا ایده را از جایی کپی کنیم و عامدانه آنرا به عنوان داشته خودمان عرضه کنیم. که این از نظر من و تو مذموم است دیگر اینکه ما فکر کنیم و به نتیجه برسیم ولی جستجو نکنیم که آیا این چیزی که من به آن رسیدم در دنیا تکرار شده و گفته شده است یا نه؟ در حوزه های علمی می گویند مرور ادبیات یا literature review یعنی ما بگردیم ببینیم در برای ایده و اختراع و نوشته و گفته ما چه چیزهای مشابه و نزدیکی در جهان وجود دارد و ما خدای نکرده چرخ را دوباره اختراع نکنیم. درست است که ما برای این دستاورد ساعت ها تلاش کرده ایم و عرق ریخته ایم ولی این مانع آن نمی شود که خداقل یک جستجوی اینترنتی انجام ندهیم و از موارد مشابه خبر نگیریم. پس اگر حرف ما به هر طریقی تکراری بود باید در انتشار آن پسوند نو قرار ندهیم. به نظرم همه کسانی که امروز بهترین نویسنده یا بهترین کارآفرین هستند لزوماً حرف جدید جدید نزده اند ولی حتماً یک برداشت متفاوت ارائه داده اند. شاید در قالب آنالوژی یا استعاره مفهومی. ایده یک چیز است ولی در هر زمانی لباس های محتلف به آن پوشانده شده.
      به نظرم ما هر چه قدر داریم تکنولوژی های دیجیتال را توسعه می دهیم یک بخش از آن به این برمی گردد که عالم در تلاش است به این وسیله همه حرف های طول تاریخ را یک کاسه کند و کشف کند که واقعاً چه کسی حرف جدید می زند و چه کسی باز دارد حرف های جویده شده متفکران سالها و قرن های گذشته را باز تکرار می کند.

      پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۱-۰۶ در ۰:۳۰ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    ما میتونیم سبک زندگی خودمون رو داشته باشیم و دنبال بقیه راه نیفتیم یا اینکه فکرهای جدید و خلاقانه توی زندگی و کارمون داشته باشیم و حتما لازم نیست چیزی اختراع کنیم. در کل میخوام بگم نمیشه مردم رو وادار کرد یا شکایتی از این بابت کرد فقط میتونیم خودمون راه خودمون رو بریم و راه دیگران را کپی نکنیم همین.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۱-۰۶ در ۰:۴۵ ق٫ظ
      پیوند یکتا

      فواد جان، تو به بخش اول حرفام اشاره کردی و من بیشتر آخر بحث یعنی “زدن حرف نو” تو ذهنم می چرخید. به نظرم ما تو یک بخشی از زندگی مصرف کننده هستیم. از کالا گرفته تا محتوا. و به عنوان دریافت کننده باید نظر و فیدبک هامون را به تولید کنندگان اعلام کنیم. این نوشته یک جور اعتراض به اونها از طرف یک مشتری است. مثلا حوزه محتوای فارسی را در نظر بگیر. آنقدر ایده ها و تولیدات اینجا مزخرف و تکراری است که مجبوری به نمونه دست چندم خارجی که اصلاً برای ما تولید نشده پناه ببری. جای آدم های خلاق خالیه.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.