از عقب ماندگی کشورمان پول دربیاوریم

معمولاً بخشی از ما، تحصیل کرده‌ها، هر جا که می‌نشینیم از کاستی‌های کشور صحبت می‌کنیم و اینکه اگر امکانات بود و زیرساخت‌ها فراهم می‌شد و دولت فلان کار را می‌کرد و … ولی حیف که نیست و ما در این مملکت ماندیم و تلف شدیم.

بعضی هم مترصد فرار از کشور هستند البته فرار از نوع نخبگانی. تا شاید به نحوی خود را از این مهلکه فساد و بدبختی نجات دهند. بعضی‌ها که هم مانده‌اند یا تازه از فرنگ برگشته‌اند هر روز یادآوری می‌کنند که فقط و فقط به خاطر پیشرفت مملکت مانده‌اند و به نوعی فداکاری و از جان‌گذشتکی انجام داده‌اند وگرنه همین الان در بهترین موقعیت‌ شغلی‌یِ بهترین شرکت‌ِ بهترین کشورِ دنیا مشغول به کار بودند.

ولی فکر کنیم این کاستی‌ها و عقب‌ماندگی‌ها غیر از سیاهی و تاریکی چه جنبه‌های مثبتی دارد؟

رویِ دیگرِ سکه‌یِ عدمِ توسعه‌یِ کشور چیست؟

شاید بعضی‌ها اعتقاد دارند هیچ کاری نمی‌شود کرد و هر قدمی که برداریم و هر راهی که به پیش بگیریم به شکست منتهی می‌شود: چون بسترها فراهم نیست، چون دولت حمایت نمی‌کند، چون …

ولی باور کنید بسیاری در این مملکت نان عقب افتادگی مردم و عدم توسعه را می‌خورند.

 

 

یادم هست عموی یکی از دوستانم که در نیویورک زندگی می‌کرد او سهامدار یک شرکت ISP در شهر کوچک ما بود ولی با درآمدی که از این شرکت در می‌آورد در آمریکا زندگی می‌کرد.

او با همسرش در حال خرید از والمارت بود ولی با پول مردم ایران

مثال اینچنینی می‌شود زد؟

مگر نداریم پزشکانی که چندین برابر هم‌قطاران خود در خارج از کشور درآمد کسب می‌کنند؟

مگر نداریم شرکت‌های ایرانی که نرم‌افزارهای خارجی را به سازمان‌های دولتی به ارقام نجومی می‌فروشند؟

مگر نداریم کسی در این جامعه که با ترجمه‌ی ۴ یا ۵ کتاب خارجی خود را پدر فلان شاخه علمی نام می‌نهد؟

مگر نداریم دکترقلابی‌ها که در داخل ایران، از خود رئیس دانشگاه آکسفورد در انگلستان، بیشتر حقوق می‌گیرند؟

مگر نداریم پلتفرم‌های دیجیتال مثل الوپیک، که به اذعان  مدیرعامل آن، ایران بکرترین بازار برای خدمات آنهاست؟

مگر شرکت‌های خارجی برای ورود به ایران حریص نیستند؟

به خاطر رشد حیرت انگیز دنیا و فاصله گرفتن کشورمان از پیشرفت‌های روز و مهاجرت فله‌یی نخبگان بسیاری از حوزه‌ها و زمینه‌های اقتصادی بکر و دست نخورده مانده و هر کس بتواند وارد این بخش‌ها شود قطعاً سود فراوانی به دست خواهد آورد. فقط باید این سوال را از خود بپرسیم:

چه مشکلی در جامعه هست و چه بخشی‌هایی دچار مشکل هستند که اگر من بهبودی در آن ایجاد کنم مردم به من پول می‌دهند؟

می‌دانیم کم‌کیفیتی و بی‌کیفیتی در کالا و خدمات و عدم‌ بهر‌ه‌وری در ارائه محصولات در جامعه ما وجود دارد ولی هر مشکل خود می‌تواند درآمدزا و ثروت‌آفرین باشد.

مثلاً خرید اینترنتی و دریافت خدمات به صورت‌ آنلاین را در نظر بگیرید. چرا اینقدر سریع بین ما ایرانی‌ها جا افتاد؟ شاید یک دلیل آن برخورد نامناسب کارمندان بانک، بوروکراسی دولتی، ارائه محصولات بی‌کیفیت در مغازه‌های شهر، نبود تنوع در فروشگاه‌ها فیزیکی و ترافیک سنگین شهر باشد ولی هر چه هست هر کسب و کار آنلاین سعی می‌کند گره‌ی از مشکلات مردم را باز کند.

می‌شود ناله و گلایه را کنار گذاشت و در این ممکلت با هزاران بدبختی ماند و به جای ساختن با مشکلات از مشکلات پول ساخت

 

5 نظر در “از عقب ماندگی کشورمان پول دربیاوریم

  • ۱۳۹۶-۱۲-۰۳ در ۱:۳۹ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان سلام.
    نوشته ات قابل تأمله و البته درست. صد در صد درست.
    ولی مشکل این جا است که همه چیز پول نیست. در مثال هایی که زدی نکات ریزی بود. مثل این دوتا:
    * مگر نداریم پزشکانی که چندین برابر هم قطاران خود در خارج از کشور کسب درآمد می کنند؟
    * مگر نداریم دکتر قلابی ها که در داخل ایران، از خود رئیس دانشگاه آکسفورد در انگلستان، بیشتر حقوق می‌گیرند؟

    این دو مثال، خبر از یک مشکل عظیم سیستمی در کشور ما دارد. چرا پزشکان در ایران باید این قدر درآمدشان بیش تر از متوسط مردم باشد؟ در کدام کشور این طور است؟ یا این چندش آور نیست که دکتر قلابی ها این قدر پول در می آورند؟
    البته من نمی خواهم نق بزنم که باید از کشور رفت. باز هم تکرار می کنم، اصل حرف شما که جای کار زیاد است، کاملاً صحیحه.
    اما اگر ما برای خودمان یک سری چارچوبی در نظر گرفته باشیم که مثلاً سوار بر عیب های سیستمی نشویم تا پول در بیاوریم، کار سخت می شود.
    برای من شخصاً، اگر یک دکتر قلابی باشم که کلی پول می‎سازد و یا آدم ساده ای باشم که فقط با تدریس گران یک سری مطالب نه آن چنان دقیق (مثلاً شخصیت شناسی MBTI)، ماهی خدا تومان به جیب می زنم، مطمئنناً از درونم هیچ گاه خوشحال نخواهم بود.
    ما به دنبال رضایت درونی هستیم و در جایی که عیب سیستمی هست و تو نتوانی سیستمی را تغییر دهی، کار سخت است.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۱۲-۰۳ در ۱۱:۵۸ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    حرف و سخنی بسیار زیبا بود و البته صحیح،اما گاهی دیدن برخی مشکلات امید را از شما میگیرد،فکر شما را در قفسی حبس میکند و اگر بخواهید با یک مدل ذهنی سالم که در طول زندگی به آن رسیده اید حالا در یک فضای آشفته دست به کار شوید برایتان سخت است…گاهی نمیشود هم رنگ جماعت شد.گاهی موانع را نمیتوان خراب کرد…امیدوارم البته بتوانم با یک سبک سالم به رضایت روانی از شغل و زندگی خود برسیم.
    به وبلاگ بنده نیز سر بزنید.متشکرم

    پاسخ
  • Pingback بهترین لینک‌های هفته (6) - شاهین کلانتری، نوشتن، یادگیری و توسعه فردی

  • ۱۳۹۶-۱۲-۰۴ در ۱:۴۵ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    واقعا دید جالبیه،در کشوری که اغلب بهانه میارن و خدمات درست نمی دند،تو کار درست انجام بده،برنده ای

    یعنی فقط اگر وظیفه ات رو درست انجام بدید میشه یک مزیت رقابتی بزرگ(میشه یه گله گاو بنفش)

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۱۲-۱۹ در ۶:۲۵ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    عالی بود
    می‌ارزه اگه یه ماه تو وبلاگا بچرخی چیزی گیرت نیاد اما چشمت بخوره به این پست
    تلافی تمام اون مدت رو کرده
    ممنون بابت این دید متفاوت و قشنگت
    بیگ لایک

    پاسخ
  • Pingback باید ناامید باشیم یا امیدوار؟ پاسخ: هر دو!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.