استراتژی محتوا برای وبلاگ شخصی: چرا نوشته‌های من دیده نمی‌شوند؟

با اینکه محتوایی خوبی تولید کردم ولی کسی آن را نمی‌خواند؟

مطالب من در نتایج جستجوی گوگل دیده نمی‌شود؟

این‌ها سوال و سوالات مشابه از جمله دغدغه‌های هر وبلاگ نویسی است.

من خودم به شخصه احساس می‌کنم بسیاری از مطالبی که نوشتم آن طور که باید و شاید دیده نمی‌شود.

خیلی دنبال این قضیه بودم و علت یا علت‌های آن را بررسی کردم.

به چند دلیل رسیدم که شاید برای شما هم مفید باشد.

پراکنده نوشتن

به یکی از دوستان می‌گفتم وبلاگ تو شبیه سمساری هست. هر چیزی که بخواهی می‌شود در آن پیدا می‌شود از مطالب سیاسی گرفته تا بازاریابی و دل نوشته های شخصی. البته خاصیت وبلاگ این است. وبلاگ منعکس کننده دغدغه‌های روزمره ما آدم‌هاست ولی اگر قصد داریم از وبلاگ شخصی کاربرد دیگری را بطلبیم شاید باید برای آن یک استراتژی محتوا داشته باشیم.

مثلاً دو وبلاگ نویس را در نظر بگیرید اول ۳۰ مطلب در مورد مدیریت مالی نوشته و رفته دنبال کار خود و دیگر هیچ نوشته‌ی در آن ندارد. حال وبلاگ دوم را در نظر بگیرید که ۵۰۰ نوشته دارد و ۵۰ مطلب آن در مورد مدیریت مالی است و ۴۵۰ آن در مورد چیزهای دیگر.

اگر مخاطب به وبلاگ اول وارد شود کاملاً با یک فضای تخصصی مواجه هست که به او می‌گوید تم این وبلاگ در مورد مباحث مالی است ولی وبلاگ دوم چطور؟

وبلاگ دوم بیشتر براساس ۴۵۰ محتوای دیگر قضاوت خواهد شد تا ۵۰ مطلب تخصصی مالی. با اینکه شاید مطالبی که وبلاگ دوم در مورد مسائل مالی نوشته بهتر از وبلاگ اول است ولی برداشت بیرونی برعکس این ماجراست. شاید برای گوگل هم مهم باشد که یک سایت صرفاً در یک زمینه فعالیت داشته باشد تا اینکه ملغهمه‌ی از نوشته های مختلف باشد.

به همین خاطر اگر شما زیاد هم زحمت بکشید شاید تا همه مطالبان در یک راستا نباشد نتوانید بهترین بهره را ببرید.

قطعه قطعه نویسی

مساله دوم قطعه قطعه نویسی است. فرض کنید من یک وبلاگ نویس هستم که ۱۰ مطلب در مورد استراتژی محتوا نوشتم. ۱۰ مطلب که طول هر کدام ۵۰۰ کلمه است. ولی کسی دیگری یک مطلب بلند ۵۰۰۰ کلمه‌ی در مورد استراتژی محتوا نوشته. کدام مورد اقبال خواهد گرفت؟ احتمالاً ۵۰۰۰ کلمه این حس را به کاربران و گوگل می‌دهد که با یک مطلب جامع و کامل طرف هستیم و هر چیزی را که بخواهیم در مورد استراتژی محتوا بدانیم این جا می‌توانیم پیدا کنیم

 البته مساله طول محتوا نیست بلکه حسی است که مطلب بلند به مخاطب می‌دهد. متمم را در نظر بگیرید. شاید شما درسهای مذاکره متمم را مطالعه نکرده باشید ولی متمم این حس را در شما ایجاد کرده که هر چیزی که در مورد مذاکره بخواهید برای شما فراهم می‌کند.

یعنی متمم مجموعه‌ی از مطالب گسسته و پراکنده نیست. یک مجمومه منسجم است که تمام سرفصل‌های یک موضوع را پوشش می‌دهد

منظورم این است که شما با یک مطلب بلند این حس را در مخاطب ایجاد می کنید که هر چیزی که می‌خواهی اینجا پیدا خواهی کرد و جای دیگر نرو.

اگر محتوایی تولید کنیم که به مخاطب تلقین کند “کامل‌ترین” مطلب در سطح وب این مطلب است و بس دقیقاً نقطه‌ی است که ما به موفقیت رسیدیم.

من می‌گویم ما نباید پست بنویسیم ما باید کتاب بنویسیم. کتاب یعنی پوشش دهنده هر مطلب و تمام کننده.

البته منظورم نسخه Pdf نیست بلکه محتوای بسیار بلند و طویل است.

با دوستی در مورد مدیریت زمان صحبت می‌کردم به او گفتم یک کتاب بنویس ولی روی وبلاگت. یعنی پست بلندی که چندین فصل داشته باشد و از سیر تا پیاز مدیریت زمان را توضیح داده باشد. این مطلب فردا مورد توجه قرار می‌گیرد نه اینکه ده‌ها خرده مطلب و نوشته پراکنده تولید کنیم که هیچ ارتباطی با هم داشته باشد.

درست است ما زحمت می‌کشیم و محتوا تولید می‌کنیم ولی این محتواها ساختار ندارند. با یکدیگر ارتباط ندارند. مخاطب نمی‌داند از کدام مطلب شروع کند و بعد کدام را بخواند و آخرین مطلب کدام است. او وقتی با چند ده مطب در وبلاگ مواجه می‌شود گیج می‌شود که سر و ته این خرده محتواها چیست.

باز متمم را مثال می‌زنم اگر زیر هر مطلب را نگاه کنید به ترتیب شماره  مشخص شده است. درس یک. درس دو. درس سه. اگر فرض کنیم حتی اگر این ترتیب ها الکی باشد باز هم به مخاطب حس خوبی می‌دهد می‌داند از کجا شروع کند و کجا تمام کند ولی آیا در وبلاگ‌ها ما  همین ترتیب خواندن وجود دارد.

تولید محتوا یک چیز است و ساختار دادن به محتوا چیز دیگر. اگر در اولی موفق باشیم ولی در دومی ضعیف، مخاطب و گوگل از ما راضی نخواهد بود.

4 نظر در “استراتژی محتوا برای وبلاگ شخصی: چرا نوشته‌های من دیده نمی‌شوند؟

  • ۱۳۹۶-۰۸-۱۶ در ۱۰:۱۳ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی بعضی جاها من خواندم چند پست کوتاه در مورد یک مطلب به نسبت یک پست بلند بهتر دیده می شود هم چند لینک درونی برای سایت ایجاد شده و هم پیوستگی مطالب هست که به سئو کمک می کند هم خواننده که طاقت خواندن پست های بلند را ندارد آنها را راحت تر می خواند، یادم نیست کجا خواندم که لینکش را بگذارم. نظرت در این باره چیه؟

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۸-۱۸ در ۱۱:۰۶ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      معصومه جان فکر کنم اگر ما انرژی بزاریم و یک مطلب بسیار جامع در یک موضوع بنویسیم خیلی احتمال موفقیت آن بیشتر است.
      به عنوان مثال سایت backlinko.com یکی از معتبرترین سایت های در زمینه سئو شاید فقط ۵۰ تا ۶۰ مطلب دارد
      ولی در مقابل غول هایی مثل forbes و search engine land قدرت نمایی می‌کند
      استراتژی این سایت چیست؟ تهیه مطالب کامل در یک موضوع.
      مثلا در مورد keyword research یا تحلیل کلمات کلیدی یک مطلب بسیار بلند دارد که بیشتر شبیه کتاب است
      https://backlinko.com/keyword-research
      ولی انصافاً کامل است و لینک دو گوگل است.
      ولی اینکه خواننده طاقت خواندن پست‌های بلند را ندارد به نظرم این به طراحی نوشته بر می‌گردد. اگر همین مطلب اخیر در سایت backlinko را نگاه کنی کل مطلب فصل فصل تقسیم کرده و حتی می‌توانی PDF هر فصل را دانلود کنی.
      کار مشابه هم سایت MOZ که برای آموزش سئو انجام داده
      https://moz.com/beginners-guide-to-seo.

      پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۸-۱۹ در ۱:۳۰ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    من تا حدی با نظرت مخالفم. به نظر من ماهیت وبلاگ با یک سایت آموزشی متفاوته.
    وبلاگ روزنوشته‌هاست. مجموعه‌ای از اتفاقات خرد و کلان زندگی.
    برای اون هدفی که شما می گی باید سایت رسمی داشت به نظرم. وبلاگ مخاطب خودش رو پیدا می‌کنه. شرح تجربیات یک انسان و روند رشد تدریجی اون رو نشون میده.
    مثلن من وبلاگ نویسی رو فک کنم از سال ۲۰۰۱ شروع کردم. از همون موقع هم در مورد واقعیت زندگیم می‌نوشتم. زندگی من از زنانگی‌ام، کارمندی‌ام، مدیر شدنم، غصه ها و مرارتهای مسیرهایی که رفتم.. عاشق شدنهام.. و همه چیز.
    به نظر من خیلی به داشتن مخاطب فکر نکن. وگرنه نوشته هات سفارشی می شه. نه که سفارش از بیرون. بلکه ناخودآگاهت بهت دیکته می کنه چیزی بنویسی که بقیه بیان و بخونن. حس اصلی نوشته ازش گرفته میشه. نوشتن اگر قراره تخصصی باشه، حرف تو درسته. باید یک سایت هدفمند و درست و حسابی برای این کار داشت و همه قواعد رو هم برای گوگل و موگل توش رعایت کرد. چون قرارنیست حس توش باشه و باید منطق داشته باشه. ولی وبلاگ باید بتونه با حسی که ایجاد می کنه مخاطب بسازه.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۸-۱۹ در ۱:۵۰ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      سلام فروغ جان من هم با شما موافقم.
      کلاً گفتم اگر قصد داریم دیده بشیم این راهکارها به درد می‌خوره
      اصلاً هدف هر تصمیمی از جمله وبلاگ نویسی به خود فرد برمیگرده اینکه دوست داشته باشه خاطرات خودش و روزمرگی‌هاش را بنویسه یا اینکه به عنوان حرفه و شغل و منبع درآمد بهش نگاه کنه.
      اصلاً نمی‌دونم وبلاگ نویسی تعریفش چی‌ هست و آیا اینکه مثلاً برای پول بنویسیم باز میشه اسمشو گذاشت وبلاگ نویسی یا نه؟
      مثلاً فرق سبک تو و من اینکه که از وبلاگ نویسی هدف‌های مختلفی دنبال می‌کنیم شاید برای تو یکی چیزی تو مایه‌های دفرچه خاطرات باشه ولی برای من حداقل نه. من بهش به عنوان ابزار یادگیری و تسلط کلامی نگاه می‌کنم.
      هر دو هم به نظرم درست است و شاید وضعیت ایده‌ال جایی است که ترکیبی از این دو داشته باشیم هم حرف های شخصی بزنیم و هم مطالب آموزنده و مخاطب پسند منتشر کنیم.
      فروغ جان در کل نظری خاصی ندارم. الان هم واقعیش را بخواهی نمی‌دانم برای خودم می‌نویسم و یا دیگران.
      تنها چیزی که همیشه دنبال می‌کنم احترام به کسی است که به اینجا می‌آید، وقتش هدر نرود و چیزی به دست بیاورد.
      شاید این نگاه هم خیلی ایده‌آل نگر باشد ولی کلاً برایم سخت است از خودم و اتفاقات روزانه‌ام بنویسم. شاید دوست دارم تصویری دیگری از خودم در دنیای دیجیتال بسازم جدا از واقعیت خودم.
      اینهم چیزی عجیبی است که دنیای دیجیتال در اختیار ما قرار داده. ساختن آواتاری از خودت که بسیار با واقعیت فرق دارد.

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.