استراتژی یا تنبلی؟

بسیار شنیدیم که استراتژی هنر انتخاب نکردن است. از دید من استراتژی به این معنی است که چه کارهایی را انجام ندهیم و چه هدف‌هایی را از لیست اولویت هایمان خارج کنیم.

 

 

ولی مرز این حذف کردن و انجام ندادن تا کجاست؟

اینکه تیشه برداریم و همه چیز زندگی را حذف کنیم یعنی استراتژیک فکر کردیم؟

مثلاً فرض کنید کسی مثل ایلان ماسک ترک تحصیل می‌کند و درس خواندن را از اولویت زندگی خود حذف می‌کند.

کسی دیگری هم به خاطر تنبلی و حال نداشتن ترک تحصیل می‌کند و خانه نشین می‌شود و  می‌خورد و می‌خوابد.

هر دو این آدم‌ها درس نخواندن را انتخاب کرده اند ولی این کجا و آن کجا؟

اولی انتخاب کرده که درس نخواند تا روی شاتل فضایی خود کار کند و آن یکی درس را رها کرده که علاف و بیکار بچرخد.

باید معلوم شود کسی که کاری را نیمه کاره رها می‌کند از  روی تنبلی است یا برای ادامه یک هدف بزرگتر و عالی‌تر؟

من خودم مخالف دانشگاه و تحصیلات رسمی هستم ولی دانشگاه نرفتن نباید ناشی از تنبلی باشد.

 استراتژیک فکر کردن بعضی مواقع بهانه‌ی کار نکردن ماست.

کسی می‌تواند بگوید که من استراتژی می‌فهمم که واقعاً تمام لحظات زندگی خود را به بهترین نحو مدیریت کند (یعنی ۲۴ ساعتش را واقعاً پر کند) وگرنه کسی که قرار است هیچ کاری نکند و برود در خانه بخورد و بخوابد همان بهتر که وقتش را در  جایی مثل دانشگاه تلف کند.

بیاید خودمان را با استراتژی و هنر انتخاب نکردن فریب ندهیم.

کار بیهوده کردن از هیچ کاری نکردن بهتر است.

 

 

3 نظر در “استراتژی یا تنبلی؟

  • ۱۳۹۶-۰۸-۱۸ در ۰:۲۴ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام علی،
    به نظرم نکته اصلی این هست که فعالانه یک گزینه رو انتخاب کنیم و به گزینه دیگر “نه” بگیم.
    آدم تنبل یا داشتن حق انتخاب رو انکار میکنه یا حق انتخاب رو به گذر زمان واگذار میکنه(انتخاب نمیکنه تا خود بخود یکی از گزینه ها انتخاب بشه) یا نمیدونه چی میخاد(چون رابطه خوبی با درونش نداره) یا گزینه هارو نمی بینه یا …

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۸-۱۸ در ۱۰:۵۲ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      آره هیوا جان
      در کنار حرف‌های تو به نظرم خیلی بهتره تصمیم‌هایی که می‌گیریم به سمتی بره که گوسفندنگری اتفاق بیافته. یعنی از تمام منابع مثل زمان حداکثر استفاده بشه. من اینجا منظورم از تنبل کسی است که از منابع خودش مثل زمان یا انرژی حداکثر استفاده را نمی‌کنه. اگر انتخاب های ما به سمتی بره که بخشی از منابع ما آزاد بمونه و استفاده نشه چه بهتر که به قول سعید یگانه عزیر بیگاری بکشیم تا اینکه پشت کلماتی مثل استراتژی قائم بشیم و تنبلی کنیم.
      یادمه یکبار محمدرضا می‌گفت اگر صبح طوری از خواب بیدار می‌شیم که انگار دوست نداریم پای به عالم بیداری بزاریم نشون می‌ده تصمیم‌هامون مورد رضایت نیست و نمی‌تونیم از زمان بیداری حداکثر استفاده را بکنیم.
      ولی در کل تعبیر تو هم خیلی بود به جای انتخاب سعی کنیم “انتخاب فعالانه” داشته باشیم.

      پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۸-۱۸ در ۲:۴۲ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    بسیار عالی
    در تایید آخرین جمله شما:
    همیشه به اطرافیانم (حالا به درست یا غلط) میگم:
    بیگاری بهتر از بیکاری است.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.