ایده‌هایی برای ساخت پلتفرم (بخش اول)

برای دوستانی که با واژه پلتفرم آشنا نیستند به طور خلاصه عرض کنم که پلتفرم شکل خاصی از کسب و کار است که در آن شما محلی را ایجاد می‌کنید که دیگران در آن به داد و ستد و معامله مشغول شوند.

شاید بارها دیده باشید هنگام برداشت محصول یا آخرهای تابستان کشاورزهای محلی محصولاتشان را برای فروش به مسافران بین راهی در کنار جاده یا روستا پهن می‌کنند تا به غریبه‌ها بفروشند.

من خودم چند سال پیش در فصل بهار به یکی از روستاهای حوالی شهر رفتم تا مقداری گیلاس و لبینات محلی تهیه کنم. حال سوال این بود که از کجا باید این کار را انجام دهم؟ و چطور کشاورزان را از بین باغات و خانه‌هایشان پیدا کنم تا خریدی انجام دهم؟

 

 

فرض کنید یکی از جوانان روستا تصمیم بگیرد کنار دست روستایی که زندگی می‌کند جایی را فراهم کند تا میوه‌ها و سبزی‌های تازه که کشاورزان همان روز برداشت کرده اند را در چند غرفه عرضه کنند و او هم با نصب یک تابلو و هدایت مسافران به آنجا نمایشگاهی در حد خودش برگزار کند که روستاییان بتوانند محصولات خودشان را به خریداران عرضه کنند و شاید هم درصدی به همان جوان خوش ذوق روستایی بپردازند.

این مثال یک شکل بسیار ساده و ابتدایی از پلتفرم هست که در مختص دنیای فیزیکی است. البته ما پیشرفته‌ترین و پیچیده‌ترین شکل پلتفرم را در دنیای دیجیتال و آنلاین داریم که بعداً به آن می‌پردازیم.

البته واژه پلتفرم در جاهای مختلف به عناوین و اسامی گوناگون بکار می‌رود مثلاً وقتی واژه بازار یا مارکت پلیس را می‌شنویم در واقع با یک پلتفرم روبرو هستیم که تغییر نام پیدا کرده و گرنه اصول حاکم بر همه‌ی‌ آن‌ها یکسان و واحد است.

البته شبکه‌های اجتماعی هم نوعی از پلتفرم هستند ولی بعد از این بین هم قرار می‌گذاریم که وقتی از واژه پلتفرم استفاده می‌کنیم  بیشتر منظورمون مارکت پلیس (marketplace) است.

مارکت پلیس همون طور که از اسمش پیدا است محل (place)  خرید و فروش است

مثلاً ebay پلتفرمی هست که افراد می‌توانند اجناس دست دوم خودشان را در آنجا بفروشند یا اموال دست دوم دیگران را بخرند.

مثل همین جمعه بازارها که در آن وسایل کهنه و قدیمی و عتقیقه به فروش می‌گذارند

البته در ایران این سایت فعالیت نمی‌کند و به جای آن یک نمونه داخلی به نام ایسام وجود دارد.

 

 

نکته جالب در مورد ebay و ایسام این است که شما به عنوان خریدار ابتدا جنس خود را در منزل تحویل می‌گیرد و اگر هیچ مشکلی نداشت و دقیقاً با آن چیزی که فروشنده اعلام کرده مطابقت داشت بعداً به پلتفرم اعلام می‌کنید که پول فروشنده را پرداخت کند.

یعنی تا زمانی که شما رضایت ندهید پولی که شما به فروشنده پرداخت کردید نزد پلتفرم باقی می‌ماند و اصطلاحاً بلوکه می‌شود تا شما تایید کنید که جنس سالم و بدون نقض تحویل گرفته‌اید.

حالا از همین جاست که پلتفرم درآمد فراوانی را کسب می‌کند. درصدی از پول مثلاً ۱۰ درصد به حساب صاحب پلتفرم واریز می‌شود و مابقی پول به فروشنده پرداخت می‌شود.

من خودم تجربه فروش یک تلبت از طریق ایسام را داشتم. نکته عجیب این بود که بلافاصله بعد از قرار دادن عکس و مشخصات تبلت یک فروشنده به من پیغام  داد که دوست دارد آن را از من بخرد.

یعنی شما در این پلتفرم با نه با یک یا دو یا سه خریدار بلکه با انبوهی از خریدران در سراسر کشور  روبرو می‌شوید.

چیزی که قبلاً در دنیای فیزیکی نمی‌توانستید تصور آن را بکنید و به خاطر  شبکه عظیم اینترنت این قابلیت‌های جدید در یک پنجره کوچک به نام صفحه نمایش موبایل یا لپ تاپ قابل دستیابی است.

فکر کنید قصد داشته باشید به همه‌ی مغازه‌های شهر مراجعه کنید و با تک تک آن‌ها چانه بزنید و آخر امر از فرط خستگی عطای آن را به لقای ببخشید و وسیله خود را به قیمت پایین بفروشید و برگردید

ولی مزیت فضای دیجیتال این است که شما با هزاران خریدار و فروشنده مواجه هستید و حق انتخاب بسیار زیادی به شما اعطا شده تا محصول خود را به هر کس که دوست دارید بفروشید.

در اصل دنیای دیجیتال بازارهای را ادغام کرده که به آن market aggregation هم می‌گویند

به جای اینکه از یک پاساژ خرید کنید از هزاران یا شاید صدها پاساژ و مجتمع تجاری دیدن می‌کنید و خرید خود را انجام می‌دهید.

من خودم وقتی ما مدل کسب و کار ebay آشنا شدم خیلی برایم جذاب بود که یک شرکت بدون اینکه کار خاصی بکند تنها نظاره گر یک معامله هست و در آخر امر مقداری زیادی از سود فروشنده را برای خود برمی‌دارد.

تنها زحمت معامله بر عهده فروشنده و خریدار است ولی این پلتفرم است که با کمترین زحمت و انرژی و سرمایه‌گذاری بیشترین سود را به جیب خود می‌زند.

به همین خاطر همیشه در ذهنم سوال بود که چطور می‌توان پلتفرمی مثل ebay ساخت و مشابه آن را در صنایع و حوزه‌های دیگر راه اندازی کرد. یعنی غیر از خرید فروش ملک یا موبایل یا لپ تاپ چه چیزهایی را می‌توان در قالب کسب و کار پلتفرمی خرید و فروش کرد؟

مثلاً فکر کنید پلتفرمی برای آموزش زبان وجود داشته باشد که مدرسان زبان را به افراد جویای یادگیری زبان متصل می‌کند. آن‌هایی که قصد یادگیری زبان دارند ولی نمی‌توانند یک معلم زبان خوب برای خود پیدا کنند.

طوری باشد که هر کس با مراجعه به این پلتفرم بتواند یک معلم خصوصی زبان برای خودش انتخاب کند و معلم هم بخشی از درآمد خود را به کسب و کار ما پرداخت کند.

به ازای آشنا کردن هر کس با یک مدرس درصدی از پول را به نفع خود برداشت می‌کنیم. فکر کنید چه کسب و کار پردرآمدی خواهد شد؟

فکر می‌کنم واقعاً این مدل کسب و کار و نوع پول درآوردن آن بهترین نوع درآمدی زایی است

 و هر کس که قصد داردیک کسب و کار برای خود راه اندازی کند به نظرم حتماً آن را در قالب پلتفرم توسعه دهد

وگرنه سایر انواع شرکت‌ها و کسب و کارها آن چنان سودی که پلتفرم‌ها به جیب می‌زند را نمی‌توانند کسب کنند.

حال به اصل بحث برسیم. قصد داشتیم در مورد ایده‌هایی برای ساخت پلتفرم صحبت کنیم.

اول این نوشته اشاره کردم که شبکه‌های اجتماعی خودشان یک نوع پلتفرم هستند. پس در اینجا اشاره کنم که براساس یکی از منابعی که قبلاً در دفترچه گردهمایی اشاره کردم فضای ایده پردازی در زمینه شبکه‌های اجتماعی بسیار تنگ و محدود است و بسیار دشوار به نظر می‌رسد که در آینده شاهد ارائه یک شبکه‌ی اجتماعی باشیم که به کل با نمونه‌های قبلی فرق داشته باشد.

به همین خاطر بهتر است دور ایده پردازی در زمینه شبکه‌های اجتماعی را خط بکشیم و سراغ ساخت مارکت پلیس‌ یعنی پلتفرم های خرید و فروش برویم.

به نظر می‌رسد در جهان و خصوصاً در ایران فعلاً جا و فضای برای ایده پردازی و کارافرینی در زمینه مارکت پلیس وجود دارد.

البته اینجا باید یک تفکیک انجام دهیم

ما دو نوع مارکت پلیس داریم مارکت پلیس‌های عمومی و مارکت‌پلیس‌های تخصصی

مارکت پلیس های عمومی همین دیوار یا دیجی کالا هستند که در آن همه چیز فروخته می‌شود از شیر مرغ تا جان آدمیزاد.

این‌ها هر روز هم تلاش می‌کنند  انواع بیشتری از کالاها و خدمات را پوشش دهند و زیر چتر خود قرار دهند.

مثلاً دیجی‌کالا تا همین دیروز فقط محصولات الکترونیکی می‌فروخت ولی امروز از کتاب تا خودرو را می‌توانید در آن پیدا کنید.

واقعیت این است که فضای  کارافرینی در زمینه پلتفرم‌های عمومی به پایان خود نزدیک شده و عموم ایده‌هایی که می‌شد و می‌توانست به پلتفرم‌های عمومی تبدیل شود تا امروز عملی شده یا در حال عملی شدن است.

امروز با کسب و کارهای بسیار بزرگ و قوی مواجه هستیم که اصلاً به هیچ تازه واردی اجازه وجود نمی‌دهند وارد شدن به بازار آنها کار شاق و غیرممکنی به نظر می‌رسد.

مثلاً اسنپ را در نظر بگیرید که پتلفرم عمومی برای پوشش دادن به “همه” انواع حمل و نقل درون شهری است

یا کافه بازار که “هر” نوع اپلیکشین را می‌توانید از آن دانلود کنید.

یا دیوار که “هر” محصولی در آن به فروش می‌رسد

کسانی که امروز قصد  ساخت یک اسنپ یا کافه بازار یا دیوار جدید دارند به نظرم باید بیشتر دقت کنند وگرنه احتمال شکست آن‌ها بسیار زیاد است.

حال تنها حوزه‌ی که باقی می‌ماند پلتفرم‌های تخصصی هستند.

 پلتفرم هایی که به طور خاص و متمرکز روی یک (یا چند) کالا یا خدمت طراحی می‌شوند

 مثل موردی که اول بحث اشاره کردم یعنی پلتفرم تخصصی آموزش زبان. یعنی کسب و کاری که فقط روی آموزش زبان انگلیسی تمرکز دارد.

اگر با ادبیات کارآفرینی آشنا باشید همیشه این توصیه را شنیدید که “سعی کنید از بازارهای گوشه‌ی (niche) شروع کنید”.

مثلاً کسی که می‌خواهد پلتفرمی در زمینه پزشکان و بیماران راه اندازی کند ابتدا فقط فقط روی متخصصان قلب سرمایه‌گذاری می‌کند و بعداً از اینکه در این حوزه موفق شد کسب و کاری خود را به حوزه‌های دیگر درمانی و پزشکی گسترش می‌دهد

البته دلایلی مختلفی برای استفاده از بازارهای گوشه‌ی اعلام می‌شود ولی در زمینه پلتفرم مشخصاً یک دلیل علمی و منطقی وجود دارد که در قسمت دوم این نوشته‌ به آن می‌پردازم.

 

17 نظر در “ایده‌هایی برای ساخت پلتفرم (بخش اول)

  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۷ در ۳:۳۷ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    روز گردهمایی شما تو ارائه‌تون دربارهٔ ایدهٔ پلتفرم اجارهٔ ماشین‌آلات سنگین گفتین. اون روز می‌خواستم ازتون بپرسم تو همچین مواردی، چه طور میشه تضمین کرد که کالا برمی‌گرده؟ به نظرم برای ماشین‌های سنگین یه راهش می‌تونه این باشه که موجر، یه نماینده داشته باشه کنار کالاش ولی برای کالاهای گرون‌قیمت دیگه چطور؟

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۷ در ۵:۲۲ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    ببین کبری جان
    ماشین آلات سنگین را معمولاً با راننده اجاره می‌دن (اونطور که من دیدم)
    یعنی پلتفرم اجاره کالا (+ خدمت) است نه صرفا کالا
    یک سری تجهیزاتم که اصلاً خراب نمیشن مثل داربست
    تازه غیر از این‌ها قبلاً مردم چطور اجاره می‌دادن و می‌گرفتن؟ اجاره دادن که چیزی جدیدی نیست.
    اصلاً ما کاری با دو طرف نداریم
    ما یک واسطه‌ایم
    یک بازاریاب
    که برای راننده‌ها و صاحبان ماشین‌ ‌آلات مشتری جدید پیدا می‌کنه و پورسانت می‌گیره. همین.
    قبلاً فرض کن مردم به ۱۱۸ زنگ می‌زدن و شماره می‌گرفتن الان میان تو گوگل سرچ می‌کنن به سایت کبری حسینی می‌رسن که شماره تو را می‌ببین و به تو زنگ می‌زنن.
    تو هم زنگ می‌زنی به راننده و معامله جوش می‌خوره.
    البته اگر منطقی نگاه کنیم تو این مسائل صاحب پلتفرم باید تجهیزات را بیمه کنه که فکر نمی‌کنم در توانش باشه.
    باز اگر سوال داشتی بگو. شاید اصلاً سوالت را نفهمیدم.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۸ در ۰:۲۱ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام علی کریمی عزیز
    ایده های الهام بخشی مطرح کردی
    نظرت درباره پلتفرم محتوا چیه؟
    در یک طرف، نویسندگان و صاحبان قلم یا مترجمان یا وبلاگ نویسان قرار دارند و در طرف دیگر درخواست کنندگان. مثلا صاحب یک روزنامه، مجله یا انتشارات. و یا صاحبان سایتها که میخوان محتوایی رو در سایتشون قرار بدن یا مدیری که میخواد محتوای آموزشی در اختیار کارمندانش قرار بده و …
    البته محتوا رو صرفا متنی در نظر نگیریم. مثلا من میخوام شعر یا ترانه موردعلاقه م رو بصورت دکلمه داشته باشم و اینهمه آدم خوش صدا در ایران 🙂
    یا کسی که میخاد درباره موضوع خاصی با مردم مصاحبه کنه (مثل مدیر شرکتی که میخاد نظر مردم رو درباره محصولاتش ضبط کنه)
    محدودیتی که پلتفرم های معمول (مثل یوتیوب) دارند اینه که امکان درخواست در آن ها وجود نداره. مثلا مشتری نمیتونه محتوای تصویری، صوتی یا متنی مورد نظرش رو بخواد.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۹ در ۱۲:۱۷ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان چند نکته:
    ۱- اول اینکه این ایده تا “حدی” در ایران و دنیا پیاده‌سازی شده و نمونه آن را می‌توانی در سایت‌هایی مثل پونیشا و پارس‌کدرز و خارجی مثل freelancer.com پیدا کنی. البته فکر کنم نمونه‌های ایرانی کیفیت لازم را ندارند و اول راه هستند. اینها هم بیشتر پلتفرم‌های عمومی برای تامین نیروی انسانی هستند و “هر” نوع نیازی را پوشش می‌دهند. شاید ایده تو تخصصی‌تر باشد و صرفاً در حوزه تولید محتوا که باز جای فکر و کار دارد. در دنیا این نوع پلتفرم‌ها را labor platform می‌گویند و نمونه‌های مشهورش عبارتند از fiverr.com و upwork.com که در آن شما نیروی انسانی مورد نیاز خود را سفارش می‌دهی. آنقدر این بخش در ساله‌های گذشته گسترش پیدا کرده که آن را با اصطلاح gig economy یا freelancer economy خطاب می‌کنند.
    ۲- علی جان به نظرم باید بین “ایده جذاب” و “ایده جذاب درآمدزا” فرق بگذاریم. بسیاری از ایده‌ها در حوزه پلتفرم‌سازی در ابتدای امر بسیار جذاب و جالب به نظر می‌رسند و ذهن سازنده یا اطرافیان او را به خود جذب می‌کنند ولی پس از مدتی جذابیت خود را از دست می‌دهند چون قابل اجرا و “قابل درآمدزایی” نیستند. سوال مهم در ساخت پلتفرم این است که چطور می‌توانیم پول دربیاوریم و مدل درآمدی ما چگونه خواهد بود؟ این سوال باید در ابتدا کار پاسخ داده شود و مهمترین سوالی است اگر به آن پاسخ ندهیم همه کارهای و برنامه‌های دیگر بیهوده و بی‌ثمر خواهد بود. مثلاً در ایده تو آیا به این فکر می‌کنی که از کدام طرف می‌خواهی پول بگیری؟ و اصلاً به راحتی می‌توان پول گرفت؟ یا اگر تولیدکننده محتوا و سفارش دهنده با هم آشنا شدند باز به پلتفرم تو باز می‌گردد تا سفارش کالا بدهند؟ یا فقط زحمت آشنایی بر عهده تو افتاده و بعداً آن‌ها همکاری خود را در دنیای فیزیکی ادامه خواهند داد و سر تو بی‌کلاه خواهند ماند. تمام تلاش صاحبان پلتفرم این است که تراکنش مالی روی خود پلتفرم انجام گیرد ولی وقتی کار در فضای فیزیکی تحویل داده می‌شود اجبار کردن دو طرف به پرداخت مالی روی پلتفرم کار دشواری خواهد بود. که به نظرم در ایده تو باید بیشتر به این موضوع یعنی شیوه درآمدزایی فکر کرد.
    ۳- علی جان چرا این ایده؟ من به همه دوستانی که قصد دارند کسب و کاری مبتنی بر پلتفرم داشته باشند می‌گویم بهتر است سهم خدمات در پلتفرمشان کم باشد و خود را محدود به پلتفرم های کالا محور کنند که دردسر کمتری دارد. هر چه قدر سهم خدمت در محصولات پلتفرم بیشتر باشد مدیریت پلتفرم دشوار می‌شود. مثلاً پلتفرم اجاره ویلا را مقایسه کن با پلتفرم خدمات نگهداری سالمندان. در اولی شما با چوب و آجر و سیمان برخورد داری و در دومی با انسان. مطمئناً اولی دردسر کمتری دارد. تولید محتوا هم اینگونه است. هم شما با انسان‌های نویسنده برخورد داری و هم خود تولید محتوا به راحتی قابل اندازه گیری و فرموله شدن نیست. در اجاره خانه شما با ۱۰ پارامتر متراژ و تعداد اتاق و … درگیر هستی ولی برای تولید محتوا نمی‌توان پارامتر مشخصی انتخاب کرد.
    البته این‌ها هم نظرات شخصی من بود و شاید اشتباه باشد

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۶-۱۰ در ۵:۳۳ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      سلام
      ممنون که دانشت رو در اختیار ما میذاری
      علی عزیز نوشتی که اگه پلتفرم کالا محور باشه اداره کردنش اسونه.
      پس پونیشا که خدمت محور هست چطوری تا حالا داره کار می کنه در صورتی که گفتی اگه خدمت محور ممکنه دو نفر با تماس رودرو ممکنه پلتفرم رو دور بزنند ؟

      پاسخ
      • ۱۳۹۶-۰۶-۱۰ در ۶:۳۲ ب٫ظ
        پیوند یکتا

        فکر کنم الان تا حدی متوجه شدم که پونیشا چی کار میکنه .
        در واقع طوری طراحی شده که سفارش دهنده سفارش میدهد و پولش را پرداخت میکند به پونیشا فریلنسر سفارش را می گیرد و انجام می دهد و تحویل پونیشا میدهد.
        معامله را خوده پونیشا انجام میده .
        ممنون

        پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۶-۱۴ در ۹:۱۳ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      علی جان باهات موافقم، مدیریت پلتفرم هایی که سهم خدمات در آن ها کمتره، آسان تر خواهد بود.
      نکته دیگه ای که از حرفات متوجه شدم اینه که در هر پلتفرمی، کالا یا خدمتی بین عرضه کننده و دریافت کننده مبادله میشه، زمان ماندگاری کالا یا خدمت مبادله شده یک پارامتر مهم در طراحی پلتفرمه. بعنوان مثال دو پلتفرم زیر رو در نظر بگیریم:
      ۱- پلتفرم استخدام نیروی کار
      ۲- پلتفرم انجام پروژه
      در هر دو مثال، “کار” مبادله میشه و هر دوی این پلتفرم ها بر مبنای “درخواست کار و انجام کار” هستند. اما در دومی، کار مبادله شده و رابطه بین دو طرف موقتی است و طرفین ناچارند برای درخواست پروژه جدیدتر به پلتفرم مراجعه کنند. در حالی که در اولی، رابطه بین دو طرف (کارفرما و کارمند) دائمی است و طرفین تقریبا بی نیاز از مراجعه به پلتفرم ما هستند. و البته لینکدن با وجود چنین شرایطی شکل گرفته است و با توجه به طراحی درست پلفترمشون ظاهر موفق بوده.
      مثال دیگری که به ذهنم میرسه دو پلتفرم زیر هستند:
      ۱- پلتفرم اجاره کالا
      ۲- پلتفرم خرید و فروش کالا
      در این مثال هم، بیس هر دو پلتفرم بر مبادله کالا است. اما رابطه بین دو طرف در اولی پایدارتر است.

      پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۱۱ در ۹:۲۳ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    ممنونم
    بسیار استفاده کردم
    امیدوارم این شروع یک سری کامل از توضیحات در مورد پلتفرم و مارکت پلیس و چیزهایی از این دست باشد.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۱۲ در ۱۱:۳۶ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان سلام و ممنون از مطلب بسیار مفید
    من از هم-متممی های شما هستم و در گردهمایی هم از ارایه مطلب ات در همین حوزه بسیار لذت بردم.
    من در مورد یک طرحی نیاز به مشورت باهات دارم.

    آیا ممکنه از طریق امیل یا تلفن با هم در تماس باشیم؟

    ممنون
    نیما خلیلی
    ۰۹۱۲۳۱۳۸۱۰۱

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۶-۱۳ در ۰:۰۰ ق٫ظ
      پیوند یکتا

      نیما جان ایمیل من info@cylog.ir است
      اگر برات مقدور هست یک ایمیل به این آدرس بزن

      پاسخ
      • ۱۳۹۶-۰۶-۱۳ در ۱۲:۳۷ ب٫ظ
        پیوند یکتا

        بله حتما

        برات ایمیل زدم علی جان

        پاسخ
  • Pingback اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی؟ چند روش من درآوردی برای مقابله با آن - سایلاگ

  • Pingback اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی؟ چند راه حل من درآوردی برای مقابله با آن - سایلاگ

  • Pingback پلتفرم‌ های دیجیتال و شیوه نوین کسب درآمد - سایلاگ

  • Pingback کلمات کلید بهشت هستند - سایلاگ

  • Pingback هر شبکه اجتماعی را بهر کاری ساختند - سایلاگ

  • Pingback آیا کسب و کاری که در آن فعالیت می‌کنیم حافظه دارد؟ - سایلاگ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.