ایده‌هایی برای ساخت پلتفرم (بخش سوم)


در قسمت اول و دوم این نوشته به پلتفرم‌های تخصصی و ایده پردازی در این زمینه پرداخته شد.

اشاره شد که به خاطر اثر شبکه‌ی راه اندازی مارکت‌پلیس‌های تخصصی از شانس بیشتری برای موفقیت برخوردار است

در قسمت سوم از این نوشته به روش اقتباس و کپی برداری از نمونه‌های خارجی می‌پردازیم.

 

کپی برداری از پلتفرم های خارجی

ایده های خارجی و غیربومی می‌توانند برای ما الهام بخش باشند.

حقیقت این است که تعدادی زیادی از پلتفرم های ایرانی کپی نمونه‌های خارجی هستند.

یعنی ایده اولیه آن‌ها از  آن سوی مرزها برداشته شده:

– برادران محمدی ایده دیجی کالا را از روی فروشگاه سوق دبی souq.com اقتباس کردند (+)

– موسس سایت ایسام، نمونه ایرانی Ebay، خود کاربر فعال این سایت در خارج از کشور بوده. (+)

– نازنین دانشور مدیر سایت تخفیفان خود کارمند Groupon.com بوده و نمونه ایرانی آن را در داخل کشور اجرا کرده است (+)

– سایت دیوار از نمونه سوئدی آن یعنی blocket.se الهام گرفته شده (+)

– به اعتقاد بعضی برنامه نویسان اسنپ نمونه تغییر یافته Easy Taxi، اپلیکیشن برزیلی است (+)

 

پلتفرم های ایرانی

شاید بتوان ادعا کرد اگر هم اکنون پلتفرمی در خارج از کشور فعالیت می‌کند ولی نمونه داخلی آن وجود ندارد شاید فکر کردن به کپی آن چیز خوبی باشد.

حال سوال بعدی این است که چطور لیست پلتفرم‌های خارجی را به دست بیاوریم؟ و اینکه بدانیم در خارج از کشور در یک صنعت مشخص چه پلتفرم‌های وجود دارند و رشد کرده‌اند؟

با جستجویی که من در سطح اینترنت کردم به چند منبع و سایت رسیدم که به نظرم اینفوگرافیک زیر یکی از نمونه‌های خوب و قابل قبول است.

نام آن کندوی عسل اقتصاد مشارکتی است. نام و اسامی بسیاری از پلتفرم های مطرح و غیرمطرح جهان در آن ذکر شده است.

با کلیک روی تصویر می‌توانید نسخه باکیفیت آن را مشاهده کنید.

 

پلتفرم

 

همانطور که مشاهده می‌کنیم پلتفرم‌ها در چند دسته تقسیم بندی شده‌اند:

Worker Support (پلتفرم های پشتیانی )

Learning (پلتفرم های آموزشی)

Wellness And Beauty (پلتفرم های زیبایی)

Municipal (پلتفرم های شهری)

Money (پلتفرم های پولی و مالی)

Goods (پلتفرم های کالایی)

Health (پلتفرم های سلامت)

Space (پلتفرم های فضای کاری و شخصی)

Food (پلتفرم های مرتبط با غذا )

Utilities (پلتفرم های تجهیزاتی)

Mobility Services (پلتفرم های خدمت قابل جابجایی)

Services (پلتفرم های ارائه سرویس‌های کاری و شخصی)

Logistics (پلتفرم های حمل و نقل و جابجایی)

Vehicle Sharing (پلتفرم های اشتراک خودرو)

Corporation And Organization (پلتفرم های سازمانی)

Analytics And Reputation (پلتفرم های تحلیلی و تعیین اشتهار)

اگر قصد دارید اطلاعات بیشتری از تک تک پلتفرم‌ها داشته باشید کافی است نام آن را در اینترنت جستجو کنید و توضیحاتی که در قسمت  Meta Description سایت نشان داده می‌شود را مطالعه کنید.

 

 

چون معمولاً توضیحاتی که در این قسمت نوشته می‌شود خلاصه‌ای خوبی از فعالیت پلتفرم است و سریعتر از ویکیدپا می‌توان به ماهیت فعالیت آن‌ها پی برد.

 

چرا پلتفرم های تخصصی؟

اگر سایت خرید و فروش Craigslist که در نوشته ساخت یا فروش؟ معرفی کردم را در نظر بگیرید این سایت همانند  دیوار Divar.ir محلی برای خرید و فروش همه نوع جنس و کالا و خدمت است. البته بیشتر حوزه فعالیت آن آمریکا و کانادا است.

خود Craigslist از دهها دسته بندی و زیر مجموعه تشکیل شده که هر دسته و طبقه یک محصول یا کالای خاص را پوشش می‌دهد مثلا روی سایت Craigslist شما می‌توانید دسته بندی های زیر را مشاهده کنید.

 

 

حال اتفاقی که در چند سال اخیر روی داد این بود که بعضی کارافرینان سعی کردند به جای خلق یک  craigslist  جدید روی بخش  تخصصی آن کار کنند و کسب و کارهای را حول دسته بندی Craigslist  توسعه دهند.

مثلا Airbnb که امروز یکی از بازیگران اصلی صنعت املاک آمریکا است در زمینه اجاره خانه و باغ و ویلا فعالیت می‌کند.

اجاره خانه و مسکن یکی از بخش‌های کوچک Craigslist است که Airbnbn آن را هدف گرفت و به طور تخصصی و پیشرفته روی آن کار کرد و امروز این امکان را ایجاد کرده که هر کس از هر کجای دنیا اتاق یا خانه خود را اجاره بگیرد یا اجاره دهد بدون اینکه دغدغه‌ی چندانی داشته باشد.

در تصویر زیر چندین پلتفرم تخصصی که همانند Airbnb که از دل پلتفرم  craigslist به وجود آمده‌اند و فعالیت تخصصی دارند را نشان می‌دهد.

برای دریافت نسخه با کیفیت تر روی آن کلیک کنید.

 

 

اگر یک پلتفرم عمومی را مثل یک مادر در نظر بگیریم ده ها فرزند و پلتفرم کوچک از دل این پلتفرم بزرگ به وجود می‌آیند و هر یک خود به یک کسب و کار موفق و بالغ تبدیل می‌شوند.

مشکل سایتهای مثل دیوار یا craigslist این است که:

۱- در آن‌ها اعتماد وجود ندارد. یعنی شما نمی‌دانید کالا یا خدمتی که دریافت می‌کنید کیفیت ادعا شده را دارد یا نه؟

۲- در مورد پرداخت پول اطمینان ندارید که آیا پول شما توسط فروشنده خورده و پایمال نشود

۳- احتمال کلاهبرداری روی این گونه پلتفرم ها بالاست

۴- اطلاعات کافی از فروشنده یا کالا وجود ندارد. به خاطر فضای کم تخصیص یافته نمی‌توان تصاویر یا توضیحات زیادی از محصول یا فروشنده قرار داد.

۵- پلتفرم هیچ مسئولیتی در قبال معامله برعهده نمی‌گیرد. یعنی اگر در معامله ضرر کنید صاحب پلتفرم خود را  مبرا می‌داند.

۶- پلتفرم هیچ مشورت و آموزشی در اختیار خریدار و فروشنده قرار نمی‌دهد.

۷- سوابقی از فروشنده و خریدار در پلتفرم نگهداری نمی‌شود و هر کس می‌تواند بارها هویت خود را تغییر دهد.

به همین خاطر پلتفرم های تخصصی و niche به وجود آمدند و مورد استقبال قرار گرفتند. چون تلاش داشتند که  مشکلات بالا را به حداقل ممکن کاهش دهند.

مثلاً فرض کنید در گذشته افراد روی Craigslist  آگهی اجاره خانه را قرار می‌دادند ولی مشکلات زیادی داشتند ولی پلتفرم Airbnb این امکان را به مشتریان می‌دهد که:

۱- اطلاعات کافی از فروشنده همراه با تصاویر زیاد از خانه یا ویلای تحت اجاره داشته باشند.

۲-  اطلاعات شناسایی اجاره دهنده و گیرنده را داشته باشند. شما نمی‌توانید به صورت ناشناس در این پلتفرم فعالیت کنید و باید اسناد شناسایی خود را به پلتفرم ارائه دهید.

۳- نظرات دیگر کاربران را بخوانند و براساس آن تصمیم گیری کنند.

۴- با مکانیسم ارزیابی و رتبه بندی موجود روی پلتفرم بتوانند خدمات و فروشندگان خوب و بد را تشخیص دهند.

۵- به راحتی امکان مبادله پول روی پتلفرم  وجود دارد. پلتفرم این پرداخت‌ها را پشتیبانی می‌کند و به دو طرف تضمین‌ می‌دهد که وجه خود را کامل دریافت خواهند کرد.

۶- پلتفرم  خانه شما را بیمه می‌کند تا اگر مهمان آن را تخریب کرد بتوانید جبران کنید

۷- مسافرانی که رفتار مخرب روی پلتفرم دارند شناسایی و حذف می‌شوند.

پلتفرم های تخصصی یا رویکرد بالا بردن کیفیت و ایجاد امنیت برای طرف فروشنده و خریدار نقطه ضعف بزرگ پلتفرم های عمومی را پوشش دادند.

حال که به بحث Airbnb رسیدیم شاید جالب باشد به استراتژی piggyback یا کولی گرفتن این شرکت از Craigslist هم اشاره کنیم. این روش برای کپی کردن آگهی‌های پلتفرم بزرگتر یعنی Craigslist مورد استفاده قرار گرفت.

حال استراتژی piggyback یا کولی گرفتن چیست؟ و چطور می‌توان با استفاده از آن پلتفرم تازه تاسیس خود را گسترش داد؟

 

استراتژی کولی گرفتن از سایر پلتفرم‌ها

اگر یادتان باشد حدود ۱۰ سال پیش که فیس بوک تازه در ایران فراگیر شده بود یکی از استراتژی های هوشمندانه‌ آن برای گسترش این بود که بعد از ثبت نام از شما می‌خواست که اطلاعات Contact لیست ایمیل را در اختیار او قرار دهید.

 

 

 contact لیست اطلاعات کسانی بود که با شما در ارتباط بودند. یعنی اگر افرادی که ایمیل دارند  را در نظر بگیریم همه آن‌ها یک شبکه‌ی بزرگ تشکیل می‌دهند که از طریق ایمیل به هم مرتبط هستند.

من ایمیل شما و هم کلاسی‌ شما را دارم. شما ایمیل دوستانتان و دوست همسایه را دارید و او ایمیل مشتریان خود را دارد و به همین منوال ادامه دهید تا یک شبکه عظیم تشکیل شود که فقط براساس ایمیل شکل گرفته است.

وقتی برای اولین بار وارد فیس بوک می‌شدید از شما درخواست می کرد که اطلاعات gmail خود را در اختیار او قرار دهید تا اعلام کند کدام از دوستان و اشنایان شما عضو فیس بوک هستند. شما هم معمولاً با علاقه و از سر کنجکاوی لیست contact خود را در اختیار فیس بوک قرار می‌دادید.

به این طریق فیس بوک توانست در زمان کوتاهی  رشد کند و بسیاری از مردم را به عضویت خود درآورد.

وقتی با یک شبکه بسیار بزرگ از انسان ها مواجه هستیم می‌توانیم  بهره برداری های زیادی از آن بکنیم مثل همین کاری که  فیس بوک کرد. بعدها فیس بوک بی‌سرو صدا این ویژگی را از سایت خود حذف کرد شاید به خاطر اینکه حریم خصوصی افراد نقض می‌شد.

یا تلگرام را در نظر بگیرید که از کانتکت لیست و شماره تلفن های موجود روی گوشی شما برای گسترش خود استفاده کرد طوری که وقتی شما برای اولین بار وارد تلگرام می‌شدید همه کسانی که شماره شما را داشتند دست جمعی آگاه می‌شدند.

یعنی تلگرام از بستر بزرگتری به نام شبکه افرادی که از طریق تلفن به هم متصل هستند استفاده می‌کند و شبکه مخصوص خود را برای خودش می‌سازد

یا Paypal که پلتفرم پرداخت الکترونیکی است تلاش کرد از پلتفرم بزرگ Ebay استفاده کند. رباتی طراحی کردند که خودش اتوماتیک محصولات را روی این پلتفرم خرید فروش می‌کرد ولی هر وقت خریدار یا فروشنده مقابل درخواست پرداخت پول می‌کرد او را مجبور می‌کرد که از سیستم paypal استفاده کند. به همین طریق توانست این خدمت را بین کاربران Ebay جا بندازد.

مثلاً پلتفرمی را در نظر داشته باشید که در قالب  وب سایت فعالیت می‌کند. سعی می‌کند با سئو بخشی از مشتریان پلتفرم بزرگتر یعنی گوگل را به خود جذب کند و یا به عبارتی روی شبکه بسیار عظیم کاربران گوگل یک کسب و کار کوچکتر شکل دهد و بخشی از کاربران را به سمت خود جذب کند.

همچنان که گوگل هم به عنوان یک پلتفرم کسب و کار خودش را روی پلتفرم غول آسای اینترنت یا مادر همه پلتفرمها Platfrom of Platforms بنیان نهاده است.

به زبان ساده استراتژی piggyback یعنی چطور  از شبکه دیگران برای رشد و گسترش خود استفاده کنیم.

چطور کسب و کار خود را بر روی پلتفرمی که دیگران ساخته اند بنا کنیم و تلاش کنیم بخشی از مشتریان آن را به سمت پلتفرم خود هدایت کنیم

 

مثال Airbnb و ماجرای کولی گرفتنش از سایت craigslist یکی از مثال های جالب و آموزنده است.

زمانی که Airbnb شروع به فعالیت کرد نیازمند طرف عرضه یا آگهی دهندگان بود. تا آگهی مرتبط یا اجازه مسکن یا ویلای خود را روی آن قرار دهند.

راه حلی که به ذهن موسسان آن رسید این بود که یک بات طراحی کنند که آگهی های مرتبط را از روی سایت craigslist بخواند و ایمیل افرد را جمع‌اوری کند. بعد به آگهی دهندگان ایمیل ارسال کنند که “شما می‌توانید آگهی خود را روی پلتفرم Airbnb هم قرارد دهید” و آنها را تشویق کنند که به پلتفرم آن‌ها هم سری بزند. (+)

 

 

از طرفی برای کسانی که روی Airbnb آگهی قرار می‌دادند هم امکانی فراهم کنند که بتوانند کپی آن آگهی را روی پلتفرم بزرگ craigslist  قرارد دهند.

 

 

ارسال کننده ایمیل ها هم یک فرد نه سازمان معرفی شود تا شک و شبه‌ی ایجاد نکند.

البته این بیشتر مثالی برای آشنایی یا مفهوم piggyback است و شاید نتوان آن را دقیقاً در داخل کشور و همه کسب و کارها اجرا کرد

ولی اگر سایت دیوار را مثال بزنیم

فرض کنید شما یک پلتفرم تخصصی فروش موتور سیکلت راه اندازه کردید و دوست دارید مردم آگهی خرید و فروش موتور  را روی سایت شما هم قرار دهند.

ولی شما چطور می‌توانید در مقابل  سایت بزرگی مثل دیوار رقابت کنید و اصلاً مردم صدای تبلیغات شما را خواهند شنید؟ از کجا می‌توانید دیگران را آگاه کنید که شما هم پلتفرمی این چنینی ساختید؟

حتی اگر بهترین خدمات تخصصی را هم ارائه کنید باز هم اول باید مردم از سایت شما آگاه شوند و گرنه از طریق تبلیغات و بازاریابی دهان به دهان شاید نتوانید به هدف خود برسید.

به همین خاطر یک ربات یا برنامه کامپیوتری یا اصطلاحاً scrapper تهیه می‌کنید که به صورت اتوماتیک آگهی های روی سایت دیواراسکن کند و شماره تلفن افراد را جمع آوری کند.

سپس به تک تک آنها ایمیل یا اسم ام اس ارسال کنید که “سلام دوست گرامی شما می‌توانید آگهی های خود را روی سایت X هم قرار بدهید پس لطفاً‌به پلتفرم ما هم سر بزنید”

البته فکر کنم همین الان هم سایت های زیادی هستند که این کار را انجام می دهند مثلا ً برای خودرو.

در قسمت چهارم به ساختن پلتفرم های تخصصی یا Vertical  از روی سایت  دیوار  پرداخته خواهد شد.

3 نظر در “ایده‌هایی برای ساخت پلتفرم (بخش سوم)

  • ۱۳۹۶-۰۶-۳۱ در ۱۲:۵۶ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام علی جان

    استراتژی کولی گرفتن رو به این صورت تا به حال بهش فکر نکرده بودم. جالب بود. ممنونم از مطالب خوبت.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۷-۱۲ در ۶:۰۸ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام و وقت بخیر
    با خواندن سری نوشته های شما در رابطه با پلتفرم ترغیب شدم در زمینه شغلی که قبلا در آن کار میکردم یک پلتفرم خرید و فروش راه اندازی کنم . البته قصدم بیشتر کسب تجربه و یادگیری هست و نه درآمد.
    به خاطر ارتباطات خوبی که با همکار ها داشتم احساس میکنم از بابت تامین کننده مشکلی نداشته باشم ولی برای جذب و حفظ مصرف کننده روی یک پلتفرم آنلاین اصلا تخصص و تجربه ندارم .
    واقعیت این که برای پیشگیری از اقدام کور نیاز به کمی راهنمایی دارم .
    با توجه به اینکه در این حوزه مطالعه دارید، خواستم خواهش کنم تعدادی منبع برای یادگیری بیشتر معرفی کنید .

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۷-۱۲ در ۶:۵۶ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    احسان جان برای داشتن یک پلتفرم موفق دو تا شرکت خیلی لازم و حیاتیه به نحوی که اگر این دو تا شرط در ایده تو مصداق نداره لطفاً اصلاً دنبالش نرو:

    ۱- تعداد تامین ‌کنندگان بسیار زیاد
    ۲- تعداد مشتریان بسیار زیاد

    اگر در ایده تو تعداد تامین ‌کنندگان یا مشتریان محدود است مثل کسب و کارهای b2b ممکن است پس از راه‌اندازی پلتفرم به مشکل بخوری.

    پلتفرم تو باید به نحوی باشه که اگر چند تا مشتری یا تامین‌کننده قهر کردند و رفتند پلتفرم تو باپرجا باشه و یا نفرات جدید کارشو ادامه بده.

    حالا که گفتی سمت تامین‌کننده (که حتماً زیاد باید باشند) مشکلی نداری باید به این فکر کنی که چطور مشتری به پلتفرمت جذب کنی.

    چون اینجا وقتی ما بحث پلتفرم می‌کنیم به طور پیش‌فرض آنلاین و دیجیتال هست به این باید فکر کنی که آیا پلتفرم تودر چه قالبی است:

    اپلیکشین یا سایت؟

    اگر اپ باشه جذب مشتریش یک نوعه و اگر سایت باشه یک نوع دیگه.

    اگر اپلیکیشن بخوای راه بندازی باید تبلیغات زیاد و بازاریابی دهان به دهان بین جامعه مشتریانت انجام بدی تا اون را نصب کنن و کسب و کارت رونق بگیره.

    اگر هم می‌خوای سایت باشه باید به فکر سئو و استراتژی محتوا و تولید محتوا باشی تا بتونی از پتانسیل گوگل استفاده کنی.

    داشتن سایت به نظرم راه‌احل دیربازده ولی پایداری است و اگر بتونی جایگاه خوبی در نتایج جستجو داشته باشی حتماً کاربران با کیفیتی می‌تونی جذب کنی.

    البته من نمی‌دونم ایده تو در چه زمینه‌ی است ولی هر کس از من می‌پرسه من اونرا به داشتن سایت و سئو و بحث محتوی هدایت می‌کنم.

    تو اگر بتونی یک عدد مشخص از مشتریان را به سامانه‌ات جذب کنی خود به خود تامین‌کنندگان از راه می‌رسن و خودشون درخواست همکاری می‌کنن چون تو یک فضایی را ایجاد کردی که یک عالمه مشتری هست پس تامین‌کننده از خداشان هست که در این چنین سامانه‌ی ثبت نام کنند.

    به نظر معمولاً جذب طرف مشتری یکم سخت است یا بخش تامین‌کنندگان. به همین خاطر باید بیشتر سمت مشتری پیدا کردن کار کنی.

    در این زمینه منبع خاصی به ذهنم نمیاد. منبع فارسی که وجود نداره ولی اگر خواستی مطالعه کنی منبع زیر را معرفی می‌کنم که روش ساخت یک مارکت پلیس را توضیح می‌ده.
    versionone.vc/marketplace-handbook

    البته اگر دوست داشتی سایت اندروسون هوروویتز را هم نگاه کن شاید به درد بخوره.
    https://a16z.com/?s=marketplace

    اگر تو گوگل بخوای پیگیری کنی با کلید واژه مارکت پلیس یا marketplace + صنعت خودتان جستجو کن.

    یک فایل ویدیویی هم از دکتر فرداد زند در مورد تئوری های دانشگاهی پلتفرم صحبت کرده ده قسمته
    https://www.aparat.com/v/Um8P2

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.