باورهای پنهان

فکر می‌کنم نحوه برخورد ما با دیگران و پدیده‌های بیرونی بخشی از باورهای پنهان و درونی انسان را افشا می‌کند. مثلاً:

وقتی به تضاد طبقاتی اعتراض می‌کنم و معتقدم ثروتمندان حق فقرا را می‌خورند یعنی خودم اگر فردا به قدرت برسم شاید پدر ثروتمندان را در بیاورم.

وقتی اعتراض می‌کنم که حق مردم خورده شده فردا اگر به جایی برسم احتمالاً سهم خودم را به هر طریق ممکن برمی‌دارم.

وقتی بارها فریاد می‌زنم و شکایت می‌کنم که فلان گروه یا قوم یا مذهب، صندلی قدرت را پس نمی‌دهند احتمالاً اگر فردا جایگاه قدرت را در دست داشته باشم به هم‌کیشان و هم‌فکران خودم تقدیم خواهم کرد.

به احتمال زیاد وقتی می‌گویم همه خوبند یعنی خود را هم خوب می‌دانم و اگر کسی بگوید بالا چشمت ابروست خشمگین می‌شوم

شاید وقتی می‌گویم همه مزخرف هستند یعنی پیش فرض خودم را هم بی‌خود و مزخرف دانسته‌ام

وقتی به همه خیلی خیلی احترام می‌گذارم یعنی انتظارم این است که همه به من احترام بگذراند و شاید در غیر این صورت ناراحت شوم.

وقتی به همه بسیار توجه و ملاطفت دارم یعنی متقابلاً از دیگران هم توقع دارم که به من توجه کنند و کوچکترین بی‌تفاوتی موجب ناراحتی من خواهد شد

شاید وقتی از دیگران به هیچ عنوان انتقاد نمی‌کنم یعنی دوست ندارم کسی از من انتقاد کند.

وقتی به دیگران سهل و شل و ول می‌گیرم یعنی دوست دارم دیگران هم به من سهل و آسان بگیرند.

وقتی می‌گویم برای وقتِ دیگران خیلی حساس هستم یعنی برای وقت خودم هم بیشتر حساس هستم و شاید اگر کسی فردا آن را تلف کند ناراحت ‌شوم.

پی‌نوشت: این دو جمله در یکی از درس‌های متمم آمده بود:

 ما با قضاوت در مورد دیگران بیش از هر چیز، نظام ارزشی خودمان را آشکار می‌کنیم. 

ما با قضاوت کردن، حجم زیادی از اطلاعات را در مورد خودمان و نگرشمان، در اختیار دیگران قرار می‌دهیم.

یک نظر در “باورهای پنهان

  • ۱۳۹۶-۰۴-۱۵ در ۱:۲۶ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام علی جان حرفت رو میفهمم ولی نباید از اون ور بوم هم بیفتیم
    یاد یک شعر طنز از عالی پیام افتادم .
    —————————–
    شنیدم که دزدی زبل نیمه شب
    ربود از طویله خر مش رجب

    رجب تا که شستش خبر دار شد
    جهان پیش چشمش شب تار شد

    درون طویله دو زانو نشست
    زمین و زمان را دم فحش بست

    یکی گفت تقصیر از آن تو است
    که قفل طویله نبستی درست

    یکی گفت گیرید معمار را
    بنا کرده کوتاه دیوار را

    یکی گفت تقصیر از شحنه هاست
    که هر روز بر پا چنین صحنه هاست

    یکی گفت: نه، بوده تقصیر خر
    چرا ؟ چون که می کرد اگر عر و عر

    و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک
    مسلم که آن دزد می زد به چاک

    شنیدم که با غیض مشدی رجب
    در آن بین می گفت : یاللعجب

    که هر کس به نوعی ست در اشتباه
    فقط دزد در این میان بی گناه

    #محمدرضاعالی‌پیام

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.