چه صنایعی برای پلتفرم‌سازی مناسب هستند؟

همانطور که قبلاً در تعریف مدل کسب و کار پلتفرم ارائه شد وقتی به جای اینکه خودمان یک کالا یا خدمت را به مشتری ارائه کنیم بستری ایجاد کنیم که تامین‌کنندگان و  مصرف‌کنندگان خودشان با هم ارتباط برقرار کنند می‌توان گفت یک پلتفرم شکل گرفته است.

فرض کنید کسی قصد دارد یک فروشگاه اینترنتی تجهیزات صنعتی و کشاورزی راه‌اندازی کند. مثل فروش لوازم جوجه‌کشی و دستگاه‌های تخصصی پرورش طیور و ماکیان.

 

 

حالی قسمی از راه‌اندازی کسب و کار دیجیتال به این صورت است که خود او یک انبار اجاره کند و آن را با لوازم جوجه‌کشی پر کند و هر کس از طریق سایت سفارش داده محصول خود را به او ارسال کند.

در مقابل فرد دیگری همان سایت را به نحوی مدیریت و تولید محتوا می‌کند که به جای اینکه درگیر فروش و ارسال سفارشات خود شود با چند تامین‌کننده و واردکننده هماهنگ و صحبت کند که در سایت او حضور داشته باشند و مشتری با بررسی قیمت و مقایسه شرکت‌ها به خرید محصول اقدام کند.

ولی همه‌ ماجرا این نیست. توان هر صنعت برای ایجاد یک پلتفرم متفاوت است و ممکن است در بعضی صنایع بنیان‌‌گذاری و راه‌اندازی یک پلتفرم دیجیتال بسیار راحت‌تر و بدون دردسر باشد و در بعضی دیگر بسیار غامض و دشوار و حتی غیر ممکن باشد.

حال چه ویژگی‌هایی باعث می‌شود یک صنعت مستعد تغییر و تحول و ظهور پلتفرم‌های دیجیتال در درون خودش باشد:

 

تعداد تامین‌کنندگان

در ارائه سمینار ۲۶ مرداد هم اشاره کردم که هر چه تعداد تامین‌کنندگان در یک صنعت زیاد باشد ایجاد یک پلتفرم آسانتر است. چون تعداد کم تامین‌کنندگان به انحصار منجر می‌شود و شما مجبور هستید با چند شرکت محدود به توافق برسید و اگر یکی از آن‌ها با شما به مشکل بخورد بیزینس پلتفرمی شما دچار مشکل خواهد شد. از طرفی وقتی در یک صنعت چند نفر بازیگر اصلی هستند هیچ وقت راضی نمی‌شوند روی پلتفرم‌ شما فعالیت کنند چون اینکار به شفافیت و رقابت روی قیمت‌ها منجر می‌شود که این کار به زیان تامین‌کنندگان است. مثلاً در همان مثال جوجه‌کشی شما به این پی ببرید که کل فروشگاه‌هایی که در ایران این محصول را ارائه می‌کنند تنها ۱۰ شرکت و تولید کننده هستند. حال اینکه بتوانید با همه‌ی این ۱۰ شرکت به توافق برسید و آن‌ها را راضی کنید که محصولات و قیمت‌های خود را روی سایت شما معرفی کنند مطمئناً کار دشوارتری است نسبت به زمانی که ده‌هزار شرکت تامین‌کننده وجود داشته باشد. در این حالت حق انتخاب و قدرت چانه‌زنی و پایداری پلتفرم افزایش پیدا می‌کند

 

قوانین دولتی و نهادهای نظارتی و صنایع باصاحب

بعضی صنایع به شدت زیر نظر دولت هستند و قوانین بسیاری در آن حوزه تعریف شده است و برای یک اقدام کوچک باید اجازه چندین نهاد و موسسه نظارتی بالادستی را گرفت. مثلاً حوزه مالی و بانکی را در نظر بگیرید با اینکه ایده‌ی پلتفرم‌های دیجیتالی زیادی می‌توان در آن تعریف کرد ولی این بخش به شدت زیر ذره‌بین دولت و بانک مرکزی است و قوانین بسیار سختی برای هر نوع فعالیت‌های جدید بانکی وجود دارد. پس منطقی است که کسی که علاقه‌مند به کسب و کار پلتفرمی است صنعت بانکی را در اولویت‌های اول خود قرار ندهد.

 

 

در مقابل حمل و نقل درون شهری را در نظر بگیرید که پلتفرم‌های مثل اسنپ و اوبر وارد آن شدند صنف بسیار ضعیف و بی‌قانون و به هم ریخته و بی‌صاحبی بود که با ورود تکنولوژی دیجیتال کیفیت خدمات و قوانین به صورت نجومی بهبود پیدا کرد. اگر در کشور خودمان نگاه کنیم بعضی اصناف به شدت زیر ذره‌بین هستند و قوانین و مجوزها و بورکراسی وحشتناکی برای ورود و فعالیت در آن شاخه وجود دارد ولی بعضی حوزه‌‌ها و اصناف فاقد یک ساختار و نظارت و کنترل از طرف دولت یا سایر نهادها هستند. پس پلتفرم‌سازی در این بخش‌ها بسیار راحتتر و بی‌دردسرتر است و کسی مزاحم کار شما نمی‌شود.

 

اطلاعات محور بودن و  صنایع با چگالی بالای اطلاعاتی

 اطلاعات و داده بخش مهمی از هر کسب و کار و صنعت است. ولی بعضی صنایع به شدت به داده و تراکنش اطلاعات وابسته هستند. باز حوزه مالی و بانکی را در نظر بگیرید همه چیز در عدد و رقم و صفر و یک خلاصه می‌شود و بانکداری آینده صرفاً درون بانک‌های اطلاعاتی و هارددیسک‌ها و کابل‌های مسی و امواج WiFi اتفاق خواهد افتاد. یا صنعت آموزش که معمولاً در آن تولید یا انبار و توزیع کالای فیزیکی اتفاق نمی‌افتد و صرفاً اطلاعات از یک نقطه مثل ذهن معلم یا منبع اطلاعاتی به ذهن دانشجو یا دانش آموز انتقال پیدا می‌کند. در مقابل بعضی صنایع وابستگی کمتری به اطلاعات دارند مثل صنایع سنگین و تولیدی که بخش زیادی از کار آن فیزیکی و شاید بدون رد و بدل اطلاعات اتفاق می‌افتد. هر چه قدر یک صنعت به داده متکی باشد امکان پلتفرم سازی در آن راحت‌تر و بهتر است. صنایع خدماتی و صنعت حمل و نقل یکی از بهترین حوزه ‌هایی هستند که شاید بیش از ۵۰ درصد فعالیت آن‌ها به اطلاعات وابسته است مثلاً‌ پلتفرمی مثل پونیشا که بازخورد مشتریان را برای اقشار برنامه‌نویس و گرافیست و تولید کننده محتوا جمع آوری و تحلیل می‌کند را در نظر بگیرید که به نحوی زیر مجموعه‌ی بخش خدمات فعالیت می‌کند و یک پلتفرم نیروی انسانی است. پلتفرم هایی مثل پونیشا نشان می‌دهند که چقدر کارهای خدماتی نیاز به داده و تحلیل داده دارند. چیزی که قبلاً به آن اهمیت داده نمی‌شد.

به طور خلاصه هر صنعتی که صرفاً‌ به دانستن خلاصه شود (در هر شکلی) می‌توان گفت یک صنعت اطلاعات محور و با چگالی اطلاعات بالا است.

 

یک نظر در “چه صنایعی برای پلتفرم‌سازی مناسب هستند؟

  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۸ در ۱:۰۰ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    علی عزیز سلام
    عرض ارادت
    نوشته های مفیدت را کماکان می خوانم و ازت ممنونم
    و به خصوص در این یکی بخاطر یک فکر یا شاید وسوسه ای که به ذهنم آمده بود تصمیم گرفتم کامنت هم بنویسم و بگم در این فضای فعلی کسب وکارهای دیجیتالی ایران به نظر خودت گذشته از رغبت شخصی چه میزان فضا رو برای اینکه بخواهی به جد بروی به سمت انجام یک فکری ( ایده ای ) مناسب می بینی ؟
    به عبارت ساده فرضا من گذشته از تعریف یک مدل کسب و کار و تشکیل تیم و…و با لحاظ سه معیار که بالا ملاک قراردادی یک ایده ای را مناسب پیگیری می بینم به نظرت آیاد ملاک داری هم وجود داره که به استناد اون من بخوام دست به چنین کاری بزنم یا نه ؟( می خواهم نظر شخصی خودت رو بدونم جدا از مفاهیم و معیارهای تصمیم گیری و… ) به طور خلاصه چقدر باید خودمون رو جدی بگیریم تو این حوزه.

    ممنونم ازت

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.