توجه روی حاشیه‌ها، مزیت رقابتی دوران ما

تصور کنید یک تصویر در مقابل ما قرار می‌گیرد معمولاً چشم ما به نقاط خاصی از تصویر توجه می‌کند.

وقتی در حال تماشای یک فیلم هستیم تمرکز ما بیشتر روی هنرپیشه‌هاست.

وقتی کسانی را ملاقات می‌کنیم بیشترین تمرکز ما روی سر و دهان طرف مقابل هست.

 وقتی در حال مصرف یک شکلات هستیم فقط به تاریخ مصرف روی جعبه آن توجه می‌کنیم که نگذشته باشد.

البته من دنبال این نیستم که بگویم ما بیشتر روی چه نقاطی تمرکز می‌کنیم. مهم این است که اکثرا مردم  روی یک سری نقاط مشترک توجه می‌کنند. پس همه‌ آنچه می‌دانیم مشترک است و این یعنی کسی نسبت به کسی دیگر برتری اطلاعاتی ندارد.

پس در دورانی که همه مشترکات یکسان است کسی برنده است که به نادیدنی‌ها یا کم دیدنی ها توجه کند.

 

 

به جاهایی توجه می‌کند که دیگران توجه نمی‌کنند.

 

 در فیلم بجای هنرپیشه به درختان پشت سر او نگاه کند.

 هنگام ملاقات با یک فرد به جای سر به کفش‌هایش نگاه بیندازد

وقتی کتابی را در درست می‌گیرد به گرافیستی که پشت کتاب اسم خود را به صورت ریز درج کرده نگاه کند.

 زیر پاکتی شیری که می‌خورد اسم چاپخانه آن را بررسی کند.

شاید این نگاه افراطی باشد و از من بپرسید مگر ما انسان‌ها چقدر وقت و انرژی داریم که روی این نقاط ریز و بی‌ارزش دقت کنیم؟

حرف درستی است ولی ما چاره‌ی نداریم. در عصر اطلاعات که همه کس از همه چیز خبر دارد مزیت رقابتی دیدن همین حاشیه‌ها و چیزهای بی‌ارزش است.

وقتی همه آن‌چیزهایی که ما می‌بینیم  دیگران هم می‌بینند زمانی می‌توانیم از آنها جلوتر بیافتیم که به حاشیه‌ها توجه کنیم.

پی نوشت: برای اینکه اولین مخاطب این توصیه خودم باشم بعد از خوردن نسکافه چند دقیقه پاکت خالی کافی ‌میکس شرکت نستله را بررسی کردم. به این نکته رسیدم که شرکت خارجی در پاسداشت زبان فارسی از ما ایرانی‌ها پیشروتر است. اگر دقت کنید تاریخ تولید و انقضا که روی بسته های نسکافه درج شده است به فارسی است ولی بیشتر محصولات ایرانی از اعداد انگلیسی استفاده می‌کنند.

برند خارجی از حروف و اعداد فارسی روی محصولات خود استفاده می‌کند

 

شرکت ایرانی از حروف و اعداد خارجی روی محصول خود استفاده می‌کند

 

پی‌نوشت: وقتی این متن را می‌نوشتم یاد تفاوت توجه و تمرکز افتادم. در فایل مدیریت توجه محمدرضا شعبانعلی اشاره شده بود که تمرکز یا Focus با توجه فرق دارد و چیزی که من اینجا گفتم چیزی از جنس تمرکز است. مثلاً ممکن است من به یک پرتره توجه داشته باشم ولی تمرکزم روی چشمان طرف باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.