تولید محتوا برای نیاز ضروری مردم

آیا اتفاق افتاده کالایی از سایت دیجی‌کالا انتخاب کنید ولی در مرحله نهایی از خرید منصرف شوید؟

آیا پیشنهاد یک تور ارزان قیمت یک روزانه در تلگرام را ببینید ولی در آن ثبت نام نکنید؟

قصد داشته باشید در یک دوره آموزشی بسیار باکیفیت شرکت کنید ولی در لحظه آخر منصرف شده‌اید؟

این موارد را مقایسه کنید با:

قصد خرید یک دستگاه خاص صنعتی را دارید در گوگل جستجو می‌کنید و به شرکت فروشنده زنگ می‌زنید. تا چند هفته بعد حتماً باید از یک فروشنده خرید کنید.

لوله خانه شما گرفته و نیاز به یک لوله بازکنی دارید. اینترنت را جستجو می‌کنید و اولین شماره که پیدا کردید را تماس می‌گیرید. تا چند ساعت آینده حتماً به یک لوله‌کش نیاز دارید.

قصد حمل بار خود به شهرستان را دارید. اینترنت را جستجو می‌کنید. یک شرکت پیدا می‌کنید. تا چند روز آینده باید یک شرکت باربری کار شما را انجام دهد.

فرق مثال‌های اخیر این است که شما باید آن خدمت یا سرویس را دریافت کنید.

ولی در حالت اول شما می‌توانید به کل از خرید محصول خودداری کنید.

نیاز به سفر و دوره‌ آموزشی و کتاب غیر‌درسی و کالای دیجیتال یک نیاز لوکس است. اکثر مردم می‌توانند بدون آن هم زندگی کنند ولی مواردی مثل ترکیدن لوله خانه و خریدن یک دستگاه برقی برای کارگاه صنعتی یا جابجایی بار از یک نقطه به نقطه دیگر یک نیاز ضروری و لازم است و دیر یا زود باید انجام شود.

حال افرادی که قصد تولید محتوا دارند بیشتر در زمینه های لوکس سرمایه‌گذاری می‌کنند. مثلاً مقوله سفر را در نظر بگیرید.

در جامعه‌ما که عمده‌ی مردم متوسط و زیر متوسط زندگی می‌کنند سفر به عنوان یک کالای لوکس تلقی می‌شود و اولین قربانی پایین آمدن درآمد در ایران مقوله سفر است. در این جاست که کسانی که قصد تولید محتوا در زمینه سفر را دارند باید دوبرابر بیشتر زحمت بکشند و چند برابر بیشتر محتوا تولید کنند. یک بخش اینکه اساساً مردم تنبل و بی‌پول را به سفر ترغیب کنند و دیگری اینکه آن‌ها را برای گردشگری انتخاب کنند.

یا کسی که در زمینه آموزش فعالیت می‌کند مخصوصاً دوره‌هایی که فاقد مدرکند و بازگشت مالی کوتاه مدت برای متقاضیان ندارد باید چند برابر بیشتر تلاش کند تا جامعه‌ی مدرک‌پرست و پول‌پرست را به شرکت در چنین دوره‌هایی ترغیب کند.

حرفم این است که اگر قصد کسب درآمد از محتوا در کوتاه مدت را داریم شاید بهتر باشد روی محصولات و کالای ضروری تمرکز کنیم. محصولاتی که مردم مجبور هستند آن را بخرند. دیر یا زود. از ما یا از رقیبان ما. مهم نیست. مهم این است که بالاخره خواهند خرید.

اینکه سایتی داشته باشیم که تجهیزات صنعتی می‌فروشد معمولاً سریعتر جواب می‌دهد تا سایتی که قرار است دوره آموزشی برگزار کند. چون مردم کارشان لنگ دوره آموزشی نیست و زندگی و کسب وکارشان بدون رفتن به دوره آموزشی هم می‌گذرد.

کسب و کار ما باید همانند توالت‌های عمومی بین راهی باشد که مردم مجبور باشند به هر نحو ممکن از آن استفاده کند و نتوانند بی‌خیال نیاز خود شوند. بهترین زمان پول گرفتن از مردم همان لحظه پر بودن مثانه است.

 

 

 

5 نظر در “تولید محتوا برای نیاز ضروری مردم

    • ۱۳۹۷-۰۳-۰۷ در ۱:۴۱ ق٫ظ
      پیوند یکتا

      سلام به نظر شما همین اپلکیشنی که شما تولید می‌کنید جز دسته “نیازهای ضروری مردم” است؟

      پاسخ
  • ۱۳۹۷-۰۳-۱۲ در ۱۰:۲۸ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    خوب ما با ارئه مزایایی رقابتی برای خودمون سعی در پر کردن نیاز های موجود هستیم.
    برای مثال:

    دوره پرداخت قبض یک ماه است.
    دوره خرید شارژ برای افراد متفاوت است ولی میانگین پایینی دارد.
    مزیت رقابتی ما پرداخت بدون قبض کاغذ و تنها با یک بار ثبت نام در سیستم هست. در ماه های بعد دیگر نیاز نیست شناسه قبض یا شناسه پرداخت را برای پرداخت قبض وارد کنید. این کار برای قبض برق، قبض آب و پرداخت قبض تلفن ثابت و .. کاربرد دارد.
    و استعلام ماهانه قبض و استعلام خلافی جریمه است.
    به طور کلی برای سازمان های بزرگ مثل دانشگاه ها و .. که هر ماه صد ها قبض دارند و حتی بیشتر پنلی برای کنترل و مقایسه مصرف و پراخت یک جا نیاز هست. قبضینو این ابزار را دارد.
    یه مثال دیگه برای کسی که تو شمال ویلا داره و قبض هاش رو چه طوی باید پرداخت کنه؟
    هر ماه باید بره قبض ویلاش رو از شمال برداره پرداخت کنه یا فقط یک بار با قبضینو ثبت نام کنه و دیگه راحت بدون نیاز به قبض کاغذی پرداخت کنه.

    تشکر

    پاسخ
  • ۱۳۹۷-۰۳-۲۲ در ۶:۰۳ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان من حرفت را با این نکته قبول دارم که «اولویت‌های مردم و نیازهای واقعی» شناسایی و روی آنها کار شود.

    اما چند نکته هم وجود دارد:

    – بازارهای لوکس (و حتی لاکچری) تعداد نفرات اندکی دارند اما سوددهی این بازارها هم بسیار بالاست. حتی در حوزه آموزش و آموزش‌های گرانقیمت درسته که اعداد و شمارش مخاطب پایینه اما درآمد فردی که در این بازارها فعاله، بالاست.

    – بازارهای بسیار شلوغ و کم درآمد (مثلا خرده فروشی‌ها) حجم کار و رقابت سنگینش را باید جدی گرفت. کار هرکسی نیست ورود کردن، دوام آوردن و موفق شدن.

    در آخر هم یک تلنگر دوستانه که شاید هم تلخ باشه و البته با قصد شروع یک گفتگو به عنوان یک دوستی که بسیار قبولت دارم و ازت یاد میگیرم،
    بهتر نیست کمی روی مدل ذهنی درآمدزایی خود و امکان‌ها و فرصت‌هایی که به ذهنت می‌رسه دقت بیشتری داشته باشی؟ به نظرت چقدر ایده‌های ما محصول فضای فکری ما و آدم‌های دوروبرمان و زیست محیطِ ماست؟
    فکر میکنم ماسوای تحلیل بازار و سنجش واقعیت‌های اقتصادی ما باید با جایگاه که ایستاده‌ایم و باورهایی که با آنها دنیا را می‌بینیم هم توجه ویژه داشته باشیم.

    پاسخ
    • ۱۳۹۷-۰۴-۰۱ در ۱۲:۰۵ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      سجاد حرف از لاکچری زدی.
      با خودم فکر می‌کردم کسب و کار هر کسی در “شان خود” اوست.
      یعنی کسی که لاکچری زندگی کرده، جنس لاکچری خریده، به راه‌اندازی کسب و کار هم برسد، کسب و کار لاکچری را می‌فهمد.
      ولی منی که در زندگی این نوع هزینه‌ها را نکرده‌ام وقتی بخواهم ایده‌پردازی کنم اصلاً عرضه محصول لاکچری به ذهنم نمی‌رسد
      من خودم عاشق بهینه‌سازی و کم‌کردن هزینه‌ها هستم. احتمالاً یکی از عللی که اینقدر به فضای دیجیتال علاقه‌ پیدا کردم در کاهش دادن “وحشتناک” هزینه‌هاست. مثل تبلیغات دیجیتال که هزینه‌ی بسیار کمی نسبت به تبلیغات سنتی می‌خواهد.
      در کسب و کار با “پرسونای” مشتری درگیر هستیم.
      درکِ مشتری و دنیایِ مشتری و مدلِ ذهنیِ مشتری بسیار بسیار مهم است.
      کسی در کسب و کار موفق‌تر است که پرسونا و شخصیتِ مخاطب و مشتری را بهتر درک کند.
      وقتی من دنیای آدم‌های پولدار را درک نکردم، دوستان خیلی پولدار نداشتم، خانه لوکسی نداشتم، در مناطق گران‌قیمت شهر زندگی نکردم در کل وقتی دنیای آدم‌های پولدار را درک نکردم و نمی‌کنم چطور می‌توانم محصولی ارائه کنم که آن‌ها بپسنند؟
      من تنها دنیای خودم را می‌فهمم دنیایی که همیشه دنبال خریدن ارزانترین محصول بودم، دنبال هزارتومان و دوهزارتومان تخفیف گرفتم بودم. همیشه شهر را گشتم که ارزانترین کالا را پیدا کنم. از فروشگاه‌های دولتی و تخفیفی خرید کردم که هزینه‌هایم کمتر شود.
      من اگر محصول و کسب و کاری هم طراحی کنم همین مدل ذهنی را آنجا هم پیاده خواهم کرد. در دنیای من “همه‌ی” انسان‌ها دنبال ارزانترین جنس و تخفیف زیاد هست.
      در دنیای من کسی برای یک لباس چند میلیون هزینه نمی‌کند.
      در دنیای من کسی چند میلیون برای یک دوره آموزشی هزینه نمی‌کند.
      در دنیای من کسی برای موبایل و گوشی خود بیشتر از چند صد هزار تومان هزینه نمی‌کند.
      در دنیای من کسی سفر خارجی نمی‌رود.
      در دنیای من کسی برای یک تکه تابلو و مجسمه چند ده میلیون هزینه نمی‌کند.
      در دنیای من کسی برای یک جلسه مشاوره روانشناسی چند میلیون پرداخت نمی‌کند.
      در دنیای من ….
      اعتراف می‌کنم زندگی‌های آدم‌های ثروتمند را نمی‌فهمم. اینکه چرا برای یک وسیله اینقدر هزینه می‌کنند. از دید من هزینه کردن برای یک لباس یا ماشین بسیار بسیار گران‌قیمت دور ریختن پول است و اسراف.
      حال با این مدل ذهنی ضدسرمایه‌داری و درویش‌مابی چطور می‌توانم کسب و کار لاکچری راه‌ بیندازم؟ کسب و کار لاکچری متعلق به کسی است که خودش لاکچری زندگی کرده.
      کسی که تا شاه عبدالعظیم نرفته چطور می‌تواند آژانس هواپیمایی و سفرهای خارجی راه بیندازد؟
      من درویشم و درویشانه زندگی کردم و سبک زندگی‌م کارگری بوده. نهایتاً هم کسب و کارم می‌شود چیزی از جنس باربری و کارگری.

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.