خدا برنامه‌نویسان را دوست ندارد

اگر به حوزه دیجیتال علاقه مند باشید و یا کسب و کار آنلاین داشته باشید

همه جا رد پای برنامه نویسان و مهندسان کامپیوتر را می‌بیند.

آن‌ها همه جا هستند. مثل زبل خان اینجا، زبل خان اونجا، زبل خان همه جا.

 

 

کارشناس فروش

کارآفرین

مشاور

کارشناس بازاریابی دیجیتال

استراتژیست محتوا

متخصص سئو

شما می‌توانید خودتان این لیست بلند بالا را ادامه بدهید.

اصلاً وقتی حرف از فضای دیجیتال و آنلاین به میان می‌آید همه باید خاموش باشند و پای منبر به حرف این گروه گوش کنند.

این‌ها همه چیز می‌دانند:

گیمیفیکشن می‌دانند،

استراتژی دیجیتال می‌دانند،

مدل کسب و کار می‌فهمند.

تولید محتوا می‌کنند،

نویسنده و وبلاگ‌دار هستند،

در حوزه بازاریابی و فروش هم متخصص و صاحب‌نظر هستند.

خلاصه این‌که جایی نیست که این گروه  وارد نشده باشند و می‌توان گفت شش دانگ دنیای دیجیتال به اسم این حزب زده شده.

وقتی هم بحث می‌کنیم از استیو جایز و زاکربرگ و جف بزوس و بیل گیتس مثال می‌زنند که همه برنامه نویس و مهندس بودند.

ولی از دیدگاه من عصر مهندسان به پایان خود نزدیک می‌شود.

امروز اکثر چیزهایی که در گذشته به صورت پروژه توسط مهندسان کامپیوتر انجام می‌شد به صورت یک پکیچ درآمده.

پکیچی که شما می‌توانید به مبلغ اندکی آن را تهیه کنید و با چند کلیک نصب کنید.

اگر روزی مجبور بودید صفر تا صد یک سایت را خط به خط برنامه نویسی کنید

امروز شما می‌توانید همان وب سایت را در قالب یک پکیچ آماده به نام ووردپرس یا جوملا خریداری کنید.

 

 

اگر روزی نصب نرم افزاری مثل ویندوز کار عجیب و محیر العقولی بود که فقط از دست مهندسان کامپیوتر بر می‌آمد امروز همان کار را می‌توانید باچند کلیک انجام دهید.

امروز برای نوشتن یک اپلیکشین نیاز نیست راه بسیار دشواری را طی کنید. حتی سورس کد اکثر اپلیکشین های مشهور دنیا در اینترنت به رایگان  وجود دارد.

حتی نرم‌افزارهایی به بازار ارائه شده که خود نرم افزار و اپلیکیشن تولید می‌کند.

اگر قبلاً برای راه اندازی یک انجمن یا NGO اینترنتی مجبور بودید که هزینه زیادی  پرداخت کنید امروز همان کار را می‌توانید با گروه های تلگرامی انجام دهید.

خدا دیگر مهندسان را دوست ندارد

همانطور که در نوشته قبلی اشاره کردم دیگر دوره ساخت تمام شده و باید به  فروش دقت بیشتری کنیم.

فروش و بازاریابی برعکس کد و کد نویسی به روانشناسی و تفکر سیستمی و مذاکره و شناخت سیاست و اقتصاد نیاز دارد.

دانشی که برنامه نویس ‌ها ندارند یا اگر دارند بسیار سطحی و کلی است.

اجازه بدهید یک مثال بزنم:

من در روز گردهمایی ۲۶ مرداد متممی‌ها در مورد استراتژی پلتفرم صحبت کردم.

توضیح دادم که پلتفرم یک نوع کسب و کار است.

کسب و کاری که از سه بخش شبکه، زیرساخت و داده تشکیل شده.

همانطور که شرح دادم هر بخش‌ یک وظیفه خاص دارد.

و هر کسب و کاری در قالب پلتفرم به شبکه مشتریان و زیرساخت فنی و بیگ دیتا نیاز دارد.

شما به عنوان کارآفرین با یاری برنامه نویسان و مهندسان زیرساختی را فراهم می‌کنید که مشتریان به آن جذب شوند

و منتظر می‌مانید تا شبکه‌ی از کاربران حول اپلیکیشن یا وب‌سایت شما تشکیل شود.

مثل تلگرام که از نظر فنی یک نرم افزار بسیار ساده است ولی میلیون‌ها نفر را به خود جذب کرده است.

مثلاً به کسی پول می‌دهد تا وب سایتی برایتان بنویسد.

تا اینجا ماجرا شما زیرساخت فنی را فراهم کرده‌اید.

ولی اشتباه است که فکر کنید قضیه تمام شده

مرحله مهمتر این است که شما مشتریان خود را جمع‌آوری کنید

و یک شبکه و هاله از مخاطبان و کاربران حول و حوش کسب و کار خودتان ایجاد کنید

در این مرحله نه دانش و نه مهارت یک برنامه نویس به کار شما خواهد آمد

در این خان باید به فکر تکنیک‌ها و ترفند‌ها و تاکتیک‌ها و استراتژی‌های بازاریابی و برندسازی باشید.

حال اگر دو مرحله زیرساخت سازی و شبکه‌سازی را با موفقیت گذراندید

و اگر قصد داشته باشید نسبت به رقیبان مزیت رقابتی ایجاد کنید

پس به تحلیل داده و داده کاوی و علم داده روی می‌آورید که این موضوع هم فراتر از تخصص و مدل ذهنی برنامه نویسان است.

اگر به طور خلاصه بگویم یک کسب و کار پلتفرم تنها در لایه زیرساخت به برنامه نویسان نیاز دارد

 در بخش‌های دیگر به تخصص‌های دیگر و جدیدتر نیازمند است.

 

 

زیرساخت تمام کارهایی است که بردوش یک برنامه نویس قرار دارد:

از نصب نرم افزار ها و کد نویسی و اضافه کردن ویژگیها و امکانات فنی (feature) و ورود اطلاعات و همین مسائل فنی که مدیران نه وقت و نه حوصله آن را دارند.

می‌خواهم بگویم در دنیای جدیدی که در آن زندگی می‌کنیم همه چیز به کد و کد نویسی خلاصه نمی‌شود

این‌ها در حد بازی و سرگرمی هستند که ذهن ما را مشغول کرده

وگرنه دنیای دیجیتال بر محور اصول  و قوانین دیگری می‌چرخد که درک آن از حوزه تخصص مهندسان نرم افزار و کد نویس ها بیرون است.

 

 

14 نظر در “خدا برنامه‌نویسان را دوست ندارد

  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۲ در ۲:۳۴ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    آقای کریمی عزیز سلام

    مدتهاست مقاله های مختصر اما مفید شما در مورد تکنولوژی و بازاریابی رو می خونم و استفاده می کنم. به همین دلیل از جمله متممی هایی بودید که علاقه داشتم روز گردهمایی گپی با شما داشته باشم وخوشبختانه افتخار داشتم پایان گردهمایی همزمان با شما و یاور مشیرفر صحبتی داشته باشم.
    به رسم عادت همیشگی خودم اولین کامنتم در وبلاگ هایی رو که از آنها استفاده میکنم به بیان تشکر اختصاص میدهم.
    سپاس

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۲ در ۴:۲۵ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    هر چند با بخش زیادی از حرف های شما هم عقیده هستم اما فکر‌میکنم شما به شخصیت برنامه نویسان دارید حمله می کنید: “در حد عقل و شعور مهندسان نرم افزار و کد نویس ها نمی‌گنجد”. اگر نقدی هست، که هست، باید بر رفتار و عملکرد، انها باشد نه بر شخصیت انها.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۲ در ۹:۰۷ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    من فکر میکنم که نه تلگرام و نه سایت دیوار و نه برنامه های به ظاهر کوچک کوچک نیستند و تفاوت برنامه نویسها در Scale های بزرگ خودش را نشان میدهد. اینکه یک نفر میتواند یک برنامه مثل دیوار را در ست کند مقداری گول زننده ست چرا که دیوار حجم وسیعی از Request ها را مدیریت میکند و قسمت Back End برنامه های به ظاهر کوچک بسیار بسیار وسیع تر از بخش Front End آن است که ما میبینیم. اینکه برنامه نویس و تیم فنی به تنهای در کسب و کار موفق نمی شود یک واقعیته واینکه بیزنس من هم بدون دانش فنی عموما نمیتواند کار بزرگی بکند باز هم یک واقعیته. اینجا صحبت بر سر یک تیم کار آمد در کنار هم است و قرار نیست برنامه نویس بازاریاب را حذف کند و یا بالعکس . منتهی غرور برنامه نویسان و تصور آنها از توانایی خودشان در خلق کسب و کار را نمیشه نادیده گرفت و میدانم منظور تو هم همین بوده که به نظرمن هم درسته.

    پاسخ
  • Pingback در ستایش مهندسی | مهندسی کجای چرخه‌ی اقتصاد قرار دارد؟| وبلاگ شخصی صدرا علی آبادی

  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۳ در ۱:۰۹ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    اما همین سورس‌های آماده‌ای که ازشون استفاده می‌کنیم خودبه‌خود درست نمی‌شن (آپدیت نمی‌شن)

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۳ در ۶:۵۰ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    قبول دارم که هر برنامه‌نویسی فکر می‌کنه می‌تونه یه چیزی مثل فیس‌بوک رو از اول بنویسه و دنیا رو متحول کنه. می‌شناختم کسی رو که وقتی نزدیک بود تلگرام از دسترس خارج بشه گفت خب بشه. همین امشب شروع می‌کنم یکی می‌نویسم. نوشته‌های شما رو هم می‌خونم. از خیلی وقت پیش. چند تا مطلب:
    اول این‌که یه برنامه‌نویس حتما ریاضی بلد بوده. حتما با علم آمار به اندازه کافی آشنایی داره. می‌دونه داده چیه. خیلی بیشتر از اون چیزی که تصورش رو بکنید می‌دونه چیه.
    دوم این‌که کجای نرم‌افزار تلگرام ساده هست از نظر شما؟
    سوم این‌که توضیح ندادید کدنویسی چطور بازی محسوب می‌شه. پس ذهن شما چی میگذره که این ازش درمیاد. یا به قولی با چه مدل ذهنی‌ای این حرف رو می‌زنید؟
    تصور من اینه که شما با جامعه‌ای از برنامه‌نویس‌ها سروکار داشتید که همگی cms کارهای خوبی بودند. به این جهت شما هم فکر می‌کنید که هرچیزی که نیاز هست تا الان تولید شده و الان فقط باید فروخت.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۵ در ۳:۴۸ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    جناب علی کریمی اول امیدوارم احساسی با این پست برخورد نکنید.
    این پست نشان از سطحی نگری و اوج تحلیل ضعیف شماست. من این حرفا رو در حالی میزنم که برنامه نویس نیستم ولی برنامه نویسی بلدم و برنامه نویس و کاراشون رو حداقل در حد زیادی میشناسم. یعنی سوگیری هم ندارم که از شغل خودم دفاع کنم. البته اولین باری نیست که این حرفای شما رو میشنوم ولی چون این پست رو بعد از گردهمایی متمم نوشتین فقط یکم بو و مزه علمی داره وگرنه حرف جدیدی نیست.
    احتمالاً یا قبلاً از یک برنامه نویس گول خوردید یا بالاخره یک بار گول میخورید با چنین تحلیلی. شما که من رو نمیشناسید ولی من خوب شما رو میشناسم و میدونم بعضی اطلاعاتی که از برنامه نویسی دارید رو از کجاها آوردید و اگه معدود افرادی که بهتون لطف کردن نبودن، شما همین مقدار کم اطلاعات رو هم نداشتید. فقط شما نه بلکه بعضی از همکاران شما هم همین طور هستن. کاش حداقل برنامه نویسی وب یا تحت سیستم عاملی مثل ویندوز بلد بودید و در این زمینه اظهار نظر میکردید.
    این که شما اوج کار برنامه نویس های وب رو در یه پکیج خلاصه میکنید اون هم پکیجی که با شندرغاز میشه خرید(یا در واقع به افرادی مثل شما میندازن)، نشون دهنده کم اطلاعی شماست. ظاهراً حتی املا کلمه WordPress رو هم بلد نیستید. وردپرس نه ووردپرس. در ضمن وردپرس و جوملا سیستم مدیریت محتوا سایت محسوب میشن نه پکیج آماده برای خرید. سیستم های مدیریت محتوا روی چنین پکیج هایی میتونن نصب بشن نه این که خود این پکیج ها وردپرس هستن.
    احتمالاً امثال شما هستن که میرن دنبال کانال یا گروه تلگرام زدن و صفحه اینستاگرام درست کردن برای ساخت “برند شخصی” یا بدتر از اون پرداخت هزینه برای “یادگیری” انجام چنین کارهایی. با این سن و این همه مدت زمان کاربر متمم بودن هنوز ظاهراً نمی فهمید که چنین واسطه هایی پایدار یا Sustainable نیستن.
    بله این درسته که: “فروش و بازاریابی برعکس کد و کد نویسی به روانشناسی و تفکر سیستمی و مذاکره و شناخت سیاست و اقتصاد نیاز دارد.” ولی بعید میدونم شما هیچ کدوم از این ۸ تا رو داشته باشید یا حتی فرق بعضی هاش رو با هم بفهمید. قصدم حمله نیست. این جملات برای من، بیشتر از جنس واقعیاتی بدیهی هستن تا حمله به شخص شما.
    بعد از جمله بالا که نقل قول کردم، بقیه نوشته صرفاً پرت کردن یه سری اصطلاحات هست که در بهترین حالت اونا رو به طور سطحی میفهمید. مثل داده کاوی، بیگ دیتا، پلتفرم، شبکه مشتریان و تحلیل داده.
    دقت کنید که من این حرفا رو در حالی میزنم که برنامه نویس نیستم. اگه بفهمید این اصطلاح رو، منظورم اینه که Skin in the game ندارم.
    در ضمن لحن تحقیر آمیز نسبت به برنامه نویس ها و این که خودتون رو مدیر سطح بالایی می دونید که ظاهراً وقت انجام چنین کارهایی رو ندارید هم در نوشته مشهوده. نمیدونم صاحب چه کسب و کار بزرگی هستید(یا این که اصلاً هستید) که این قدر خودتون رو سطح بالا میبینید.
    این قسمت رو میتونید حمله به شخص خودتون در نظر بگیرید. اگه این قدر فکر میکنید ایجاد پلتفرم بلدید و به برنامه نویس هم نیازی ندارید و دنیای دیجیتال رو هم خوب درک میکنید، چرا هنوز یه کسب و کار درست و حسابی آنلاین ندارید که از سر بیکاری میاید به برنامه نویس ها گیر میدید؟ امیدوارم فکر نکنید حرفاتون خیلی نو و اصیل هست.
    پی نوشت: حتی نمی تونید تصور کنید چه قدر بی اهمیته برای من این که کامنت رو منتشر می کنید یا نه. البته با وضع حرفایی که میزنید احتمالاً همچین انتقادی براتون اعتبار میتونه محسوب بشه. اگه احیاناً حس کردید از نظر نگارشی متن خوبی نیست ممکنه درست فکر کرده باشید چون ارزش وقت بیشتر گذاشتن نداره که من بیام کامنت رو ویرایش کنم.
    صرفاً به عنوان یک نفر که امیدوار هست دیگه چنین اظهار نظرهای سطحی نبینه، پیشنهاد من این هست که شروع کنید به خوندن یه سری کتاب هایی که قدرت تحلیل به شما بدن و کتاب هایی بخونین که واقعاً به دردتون بخورن نه صرفاً چون علاقه به خوندنشون دارید.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۵ در ۸:۵۸ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    به عنوان یک برنامه نویس چند تا نقد میکنم البته اگه علی جان نگی چرا برنامه نویسا نقد هم میکنن!
    اول از همه اینکه مطلبت خیلی یه طرفه بود و بوی خصومت میداد !
    اگه برنامه نویس ها همه جا هستن چون شروع کننده حوزه دیجیتال بودن درست وقتی که مدیران داشتن توی بازار سنتی برای خودشون پول در می آوردند ….

    نکته اول:حرفت مثل این میمونه بگی چرا یه خواننده ، آهنگ میسازه ! ترانه میگه ! تنظیم آهنگ رو انجام میده !!!
    چرا این همه کار رو باهم انجام میده و خواننده باید بخونه فقط !
    من برنامه نویس وقتی میگم سئو انجام میدم بدون شک با دانش برنامه نویسی که دارم رفتار گوگل رو شبیه سازی میکنم ، با دانشی که سالها درسشو خوندم و به صورت عملی پیاده سازیش کردم میام یادگیری ماشین رو شبیه سازی میکنم ، میام به صورت واقعی هوش مصنوعی رو توی بهینه ترین الگوریتم ترکیبی و با کمک دوستای برنامه نویس دیگم پیاده سازی میکنم ! من برنامه نویس وقتی مستند در مورد سئو و موتور جستجو حرف میزنم خیلی مستند تر از یه کسانی هست که فقط با دانش تجربی، خودشون رو متخصص سئو میدونن و …
    من برنامه نویس میتونم به جای اینکه یه مدیر استخدامم کنه خودم یه شرکت بزنم و با داده کاوی از روی رفتارهای مشتریام ، و با استفاده از بهترین الگوریتم ها که خودم و دوستای برنامه نویس دیگم نوشتن بهترین تحلیل رفتاری رو شناسایی کنم و استراتژی محتوا رو توسط رباتی که خودم با کمک دوستان برنامه نویسم ساختم توصیه کنم.
    یه برنامه نویس راحت میتونه علوم مدیریت رو یادبگیره ولی برعکسش امکان نداره
    پس خیلی از برنامه نویس هایی که میبینی ، مدیریت رو خوب بلدن ، بازاریابی و استراتژی های مختلف رو خوب بلدن!

    نکته دوم : اینقدر که من توی سایت متمم دیدم افراد به خودشون میگن استراتژیست محتوا ، از دهن برنامه نویسهای دور و برم که حدودا ۴۰ نفر میشن نشنیدم ! بدون داشتن هیچ تخصصی از دیتاماینینگ میگن ، از هوش مصنوعی میگن ، از بیگ دیتا میگن !
    مثل این میمونه من برنامه نویس برم با جمع آوری یه سری آمار و اطلاعات برج ایفل رو تحلیل سازه ای کنم و چون دور و برم هم همه این مدلن و خیلی خوشحال تایید میکنن ! بعد بگم من تحلیل گر سازه برج ایفلم !
    من زمانی تحلیل گرم که بتونم خودم به برج ایفل بخشی رو اضافه و کم کنم بدون اینکه آسیبی به سازه برج برسه

    نکته سوم : دنیای جدید این حس رو میده که مدیران با استخدام برنامه نویسان و صرفا پرداخت پول کار رو انجام بدن ، قطعا خلاقیت واقعی مهندسین نرم افزار رو با پول نمیشه خریداری کرد!
    خود لغت گیمیفیکیشن ، وایرال مارکتینگ و … که بسیار زیاد فقط و فقط بعد از شروع تاپیک توی متمم در ذهن همون تحلیل گران برج ایفل متولد شده و حتی الان این حس رو دارن که گیمیفیکیشن توسط مهندسین کامپیوتر به سرقت رفته ، خیلی خیلی قبل تر از گیمیفیکیشن سایت متمم که همه دوستان متممی با غرور فراوون و یه حس مالکیت خاص در موردش صحبت میکنن ! توی حوزه بستنی فروشی اومد و بستنی اسکوپی رو جایگزین بستنی قیفی کرد ! برنامه نویسا اونجا نبودن هیچ وقت !
    به نظر من شما دقیقا تو جامعه ای هستی که با پکیج های خاص منظور تولید شده مثل وردپرس و … فکر میکنید کار تموم شدست ! که سخت در اشتباهید ، پکیج ها دارن جایگزین میشن و درسته ولی خیلی چیزها پشت پرده هست که نباید غافل شد ازش

    حرف پایانی : انتظار داشتم از کسی که به عنوان منتخب سایت متمم بوده و جلوی ۷۰۰ نفر از دوستان متممی دیگه سمینار دادن این مطلب خیلی خلاصه اینجور بیان شه

    “دوستان اگه برنامه نویس نیستید جای نگرانی نیست ، ایده خود را مدیریت کنید ، تفکیک کنید و بخش های مختلف آن را به متخصصان مربوطه بدهید، مدیران فروش میفروشند ، حسابداران حساب میکنند ، برنامه نویسان برنامه مینویسند و من هم به عنوان یک استراتژیست محتوا ، محتوای غنی به نام خدا برنامه نویسان را دوست ندارد را تولید میکنم”

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۶-۰۵ در ۲:۴۸ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      دوست عزیز منبع این ادعای بسیار بزرگ کجاست؟
      “یه برنامه نویس راحت میتونه علوم مدیریت رو یادبگیره ولی برعکسش امکان نداره”
      همین ادعا که صدرا هم آن را تکرار کرده، نشان می دهد که شما حداقل تفکر سیستمی را که فقط یک بخش از علوم مدیریت است یاد ندارید.
      ضمنا صنعت IT بخش کوچکی از کل اقتصاد است که به دلیل تبلیغات و بزرگنمایی ها نقش پررنگی در ذهن ما پیدا می کند. رسانه ها به خصوص رسانه های آمریکا به شدت دنبال سلبریتی و سلبریتی سازی هستند و هر روز کسی را بزرگ می کنند. یک زمانی این سلبریتی ها مدیران صنعت فولاد و خودروسازی بودند و امروز مدیران صنعت IT.
      https://www.bea.gov/iTable/iTable.cfm?ReqID=51&step=1#reqid=51&step=51&isuri=1&5114=a&5102=5

      پاسخ
      • ۱۳۹۶-۰۶-۰۵ در ۵:۱۷ ب٫ظ
        پیوند یکتا

        “همین ادعا که صدرا هم آن را تکرار کرده، نشان می دهد که شما حداقل تفکر سیستمی را که فقط یک بخش از علوم مدیریت است یاد ندارید”
        بنده هیچ ادعایی نسبت به فهم مدیریت و … نداشتم و نخواهم داشت
        یک فارق التحصیل علوم دامی ، یک مهندس شیمی ، یک لیسانس مدیریت و یک مهندس نرم افزار به راحتی میتوانند در مقاطع ارشد و دکتری mba را انتخاب و ادامه تحصیل دهند
        موسسات بسیاری هم هستند که شما میتونید برید و مدیریت یاد بگیرید و حکمرانی رو آغاز کنید تا یه روز انشالله بیزینس های بالایی رو اداره کنید.
        دانش برنامه نویسی وابستگی زیادی با ریاضیات و خلاقیت داره ، بسیار واضح هست که راه بسیار سختی هست که یک مدیر بخواد برنامه نویسی کنه و تا آخرش بره

        شما هم یکم تفاوت بین IT و مهندسی نرم افزار رو بدونید و حداقل به مطالب دانشگاهی و موضوعات پایان نامه و ای و دکتری این دو رشته نگاهی بندازید تا ببینید IT و مهندس نرم افزار چه تفاوت هایی با هم دارند
        تا بوده جامعه ای ایرانی دچار شتاب زدگی و جو زدگی بوده ، بزرگترین کسب و کارهایی که شما در آینده انجام خواهید داد اگر و اگر سن شما اجازه بده نهایتا کپی کردن از ایده های اون سمته ، اشخاصی که جز برترین های جهان حساب می شوند ، مسلما جز نوابغ هستند و یکی از این اشخاص م. شعبانعلی هست که دقیقا از دسته افرادی هست که ذاتا به خاطر نبوغ و استعداد بسیار زیاد توی رشته های نامرتبط فعالیت داشته و توی تمامی اون ها موفق بوده
        تاریخ شاید تو هر قرن خیلی کم از این اشخاص رو چه در داخل و چه در خارج به وجود بیاره ، ولی براتون آرزو میکنم که یه روز با انگیزه و تفکر سیستمی خوبی که دارید یکی از بهترین استارتاپ های دنیا رو مدیریت کنید

        پاسخ
        • ۱۳۹۶-۰۶-۰۵ در ۵:۴۹ ب٫ظ
          پیوند یکتا

          اگر به این روش مقایسه کنیم. هر نوجوانی که امروز از دبیرستان فارغ التحصیل می شود برنامه نویسی کرده است و در بعضی کشورها از دوره ابتدایی در حال آموزش برنامه نویسی هستند. یعنی برنامه نویسی را دانشی می دانند که مغز یک کودک قادر به پردازش آن است.
          اگر یک برنامه نویس نیاز دارد که مدیریت یاد بگیرد معولا مدیری که در حال اداره سازمان چند میلیون دلاری است نیازی به یادگیری برنامه نویسی احساس نمی کند، او می تواند یک برنامه نویس استخدام کند کاری که جف بزوس می کند.
          عزیزم من از رشته دانشگاهی IT صحبت نکردم. من از صنعت IT حرف زدم.

          پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۵ در ۲:۲۳ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان، با وجود همه مقاومت برنامه نویس ها و نقدهایی که نوشتند، این پدیده حتی جدید هم نیست. جف بزوس موسس آمازون علوم کامپیوتر خوانده بود ولی حتی یک خط کد سایت آمازون را خودش ننوشت و یک برنامه نویس به نام کافان را برای راه اندازی سایتش استخدام کرد.بزوس تحلیل گر خیلی خوبی بود که روند رو به رشد استفاده از اینترنت را دید و این جرات را داشت که ریسک کند.
    اتفاقا همین بزوس با راه اندازی خدماتی مانند Amazon Web Services در حال راه ایجاد روندی است که منجر به کم رنگ تر شدن بیشتر برنامه نویسان خواهد شد.
    اما من فکر می کنم فروشندگان هم کم رنگ خواهند شد. این طراحان هستند که حداقل در آینده نزدیک نقش بیشتری در اقتصاد خواهند داشت.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۲۰ در ۶:۳۷ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام
    در سال ۸۷ استاد درس نرم افزار ما میگفتن: “دیگه کدنویسی رو یاد نگیرید، از این به بعد همه چی کامپوننت میشود و شما کامپوننت ها رو برمیدارید و استفاده میکنید، و با همین نرم افزار ها رو توسعه میدید”
    چند ایراد به این نگرش وارد هست:
    – همین کامپوننت ها رو باید عده ای با کدنویسی آماده کنن
    – با چیدن کامپوننت در کنار هم وبسایت و وب اپلیکیشن و نرم افزار درست نمیشود، و حتما باید کدنویسی سطح پایین صورت بگیرد، ولی میشود وبلاگ را با پکیج های آماده هم درست کرد
    – نرم افزار و وبسایت های کریتیکال و اینترپرایز با کدنویسی محض توسعه داده میشوند
    پس از نظر من کدنویسی و برنامه نویسی به این زودی به پایان نمیرسد

    در مورد برنامه نویسان:
    – اینکه برنامه نویسان ادعا میکنند در تخصص های دیگر هم سررشته دارند و یا در بیزینس، اصل کدنویسی هست عجیب نیست، زیرا که در همه صنف ها این نگرش وجود دارد
    – من خودم به اقتضای کارم با چند فریلنسر برنامه نویس کار میکنم که همه شون بدقول، مشتری اذیت کن و کم دقت هستن ولی خوب به هر حال این در تخصص های دیگر هم هست و باید تحمل کرد

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۶-۲۱ در ۱۲:۴۳ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام
    نکته جالب این مقاله که نظر من رو به خودش جلب کرد این قسمت ” دوره ساخت تمام شده و باید به فروش دقت بیشتری کنیم.” بود.
    ولی مقداری با این موضوع مخالفم چون اعتقاد دارم نه زمان ساخت تمام شده و نه زمان فروش تمام خواهد شد .
    تعادل و موازی بودن بین این ۲ همیشه بوده و خواهد بود.
    جایی از مقاله هم به نکته ی جالبی اشاره شد که خیلی از نظر من خواندی بود. ” اگر روزی نصب نرم افزاری مثل ویندوز کار عجیب و محیر العقولی بود که فقط از دست مهندسان کامپیوتر بر می‌آمد امروز همان کار را می‌توانید باچند کلیک انجام دهید. ”
    در آخر تشکر میکنم از مقاله ی شما
    وحید سلیمی
    سایت ساز پرتال

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.