درباره جنبه های مثبت و منفی رقابت

رقابت همه جای زندگی ما وجود دارد و نمی‌توان آن را انکار کرد. در محیط کار حس رقابت با همکارمان داریم یا در متمم به عنوان محیط آموزشی هر روز امتیازمان را رصد می‌کنیم تا جایگاهمان را نسبت به دیگران بسنجیم

رقابت جنبه های مثبتی فراوانی دارد از جمله اینکه:

– رقابت یک نوع انگیزش دهنده بیرونی است. برای افراد بی‌انگیزه می‌توان ابزار مناسبی باشد

– جلوی تنبلی را می‌گیرد. وقتی در رقابت با دیگران هستیم سعی می‌کنیم بیشتر و بهتر کار کنیم.

– ممکن است عزت نفس ما را بالا ببرد. وقتی می‌بینیم در جمع قدرتمندی رقابت می‌کنیم حس قدرت به ما ترزیق می‌شود.

– در رقابت مجبوریم دیگران را به دقت رصد کنیم. به همین خاطر چیزهایی زیادی از آن یاد می‌گیریم. دانسته‌ها و تجربیاتی که شاید آن هزاران ساعت برای آن وقت گذاشته اند را در زمان کمی به ارث می‌بریم

ولی رقابت از دیدگاه من جنبه های منفی هم دارد از جمله اینکه

– تک بعدی شدن: رقابت ممکن است ما را تک بعدی کند. یادم هست وقتی درس می‌خواندم و برای کنکور ارشد و دکتری که یک مسابقه رقابتی آماده می‌شدم مجبور بودم خودم را از خیلی چیزها محروم کنم و حتی زمانی که در دانشگاه هم تدریس می‌کردم به خاطر حجم زیاد مدرسان باز مجبور بودم فقط به کار درس و دانشگاه و دادن مقالات بیشتر فکر کنم این یعنی من “فقط” برای استانداردهای دانشگاهی آدم مناسبی می‌شدم. درگیر شدن در رقابت های درسی و دانشگاهی باعث شد نتوانم تجربه محیط کار، ارتباط با خانواده، یادگرفتن مهارت های ارتباطی و فردی را در اولویت قرار دهم و به سمت تبدیل شدن به یک آدم تک بعدی حرکت کنم. البته در یک مقطع ترمز این حرکت را کشیدم ولی احساس می‌کنم درگیر شدن و غرق شدن در هر رقابتی انسان را فرد موفق ولی تنها در آن زمینه تبدیل می‌کند و این یکی از آفات رقابت و رقابت گری است. قوی شدن یک وجه از توانمندی های انسان و ضعیف شدن ده ها زمینه و حوزه دیگر از ابعاد انسانی.

– محدود شدن یادگیری: وقتی در رقابت هستیم یادگیری ما تنها محدود به رقبا و اطرافیان خواهد شد. من هر روز در تلاش هستم که بدانم رقبا و الگوهای من چه کار کردند؟ چه استراتژی‌هایی تعریف کردند؟ چه چیزهایی را پیاده سازی کردند؟ روی چه چیزی کار می‌کنند؟ و من سعی می‌کنم همه داشته‌ها و دانسته‌های رقبا را مو به مو یاد بگیریم ولی محدود بودن وقت و انرژی ما از یک طرف و درگیر شدن ما در حلقه رقبا باعث می‌شود یادگیری ما تنها به رقبا ما خلاصه شود. وقتی در رقابت سنگین هستیم دیگر نمی‌توانیم از افرادی و منابعی که رقیب ما نیستند چیزی یاد نگیریم و در نهایت ما دچار یک حلقه معیوب در یادگیری خواهیم شد

– غافل شدن از آینده: وقتی در رقابت سنگین هستیم از برنامه ریزی و آماده شدن محروم می‌شویم. هر چیزی که ما در آن زمینه رقابت می‌کنیم مربوط به زمان حال است. مجموعه ما و رقبای ما کمتر به فکر آینده هستند. همه چیزی بر حول این می‌چرخد که امروز و این هفته را چکار کنیم تا از رقابت عقب نمانیم. دیگری زمان و انرژی و وقتی برای برنامه ریزی و یادگیری توانمندی های آینده نداریم. مثلاً کتابی که می‌خوانیم صرفاً باید وضعیت رقابتی ما را در امروز بهبود دهد اگر من کتابی را بخوانم که در مورد آینده و توانمندی های و نگرش های ۲۰ سال بعد جهان بحث می‌کند سریعاً از لیست مطالعاتی من خارج خواهد شد چون مسئله مهم حال است اینکه چطور یک قدم از رقبا جلوتر بیافتیم

هر دانش و هر مهارتی باید تنها به این خلاصه شود که آیا “ما را کمی از رقبا جلوتر قرار می‌دهد یا نه”

سایر دغدغه ها و مهارت هایی که امروز ارزشمند و مهم تلقی نمی‌شوند ولی برعکس در آینده مهم خواهند شد به خاطر قرار گرفتن ما در فضای سنگین رقابتی خود به خود   رنگ می‌بازند و کم ارزش می‌شوند.

 

یک نظر در “درباره جنبه های مثبت و منفی رقابت

  • ۱۳۹۶-۰۸-۰۸ در ۶:۲۵ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی عزیز

    به نظرم همه ویژگی هایی که ذکر کردی همه اش در عین درست بودن قابل جمع شدن در اون اولی است، اینکه تلاش برای رقابت مدنظر باعث تک بعدی شدن می شه از هر لحاظ ( آینده بینی حتی اگر باشد احتمالا برای همین حوزه است ، مطالعه باشد برای همین حوزه است ، یادگیری و…. هر چیزی زمانی مطلوب است که وضعیت ما را نسبت به رقبا در موضوع مدنظر بهبود بده)

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.