دموکراسی و دکتر سریع القلم

 

وقتی سخنان و نوشته‌های دکتر سریع القلم را در باب مسائل کشورم می‌خوانم، از ناآگاهی خودم و نقطه ضعفِ بسیار بزرگِ سیستم دموکراسی تعجب می‌کنم.

این چه دموکراسی است که دکتر سریع القلم به اندازه یک رای حق اعمال نظر دارد  و من بی‌سواد هم یک رای؟ آیا منطقی است؟

رایِ من رایِ ارزشمند او را خنثی می‌کند و آنچه به صورت خالص باقی می‌ماند نظر کسانی است که غیرسیستمی، زیان‌آور، کوتاه‌مدت و گوسفندانه نگاه می‌کنند و می‌اندیشند. یعنی همان اکثریتِ مردم.

3 نظر در “دموکراسی و دکتر سریع القلم

  • ۱۳۹۵-۱۲-۱۳ در ۵:۰۲ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    این عین دموکراسی است علی جان. ایشان یک رأی دارند و من هم یک رأی. یک رأی آدم نادانی مثل من را دانایانی چون وی به من اعطا کرده اند و اساسا مسئولیت ایشان در تربیت امثال من «پررنگ تر» است. رأی من فقط یک رأی است، تا چند سال آینده که زیر خاک بخوابم، دیگر از بین می رود، ولی نوشته های ایشان و درسنامه هایشان و هم چنین فهرست های سی گانه شان، تا سال های سال بعد از این که دست از این دنیا شستند، باز هم خواهد چرخید؛ باز هم در شبکه های اجتماعی «شیر» خواهد شد و باز هم برای مردمانی مانند من، هم چون یک سیلی سخت «دردآور» خواهند بود. به هر صورت تأثیر ایشان فقط به یک رأی نیست، به هزاران رأیی است که متعلق به افراد آشنا به اندیشه ها و مدل ذهنی ایشان است. این عین دموکراسی است.

    پاسخ
  • ۱۳۹۵-۱۲-۱۴ در ۸:۲۸ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    ۱- ایشان و امثال ایشان اگر تاثیر داشتند رایشان دیگر یک رای نبود، بلکه هزاران نفر به ایشان نگاه می کردند و رای می دادند. اگر او نوعی امروز فقط یک رای دارد (فرض)، نشان می دهد که سخنانش یا نوشته هایش یا سخنرانی هایش موثر نیست یا آن قدر در یک چارچوب بسته و توهمی است که کسی به او گوش نمی دهد یا حرف او را نمی فهمد. در همین رای گیری ها عضو موثر و با اطلاع خانواده بیش از یک رای دارد تا چه برسد به عضو تاثیرگذار جامعه.
    ۲- در تفکر سیستمی هیچ عضوی مهم تر از عضو دیگر نیست.
    ۳- به نظر من میزان اشتباهات نخبگان کمتر از عوام نیست. مراجعه شود به همان بحث نسیم طالب درباره متخصصین.
    ۴- مطالعات در مورد خردجمعی نشان داده است که “خرد جمعی بر باهوش‌ترین فرد و یا افراد همان جمع برتری دارد”
    ۵- این ضرایب نخبگی را چه کسی تعیین می کند و چه کسی یا چه فرآیندی تضمین می کند که گرفتار آرکتایپ “موفقیت سهم موفق ها است” نشویم؟

    پاسخ
  • ۱۳۹۵-۱۲-۱۴ در ۹:۴۴ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان. متشکرم از پاسخت.
    همین که ایشان با نوشته هایشان حتی بر یک نفر هم تأثیر می گذارند، برای من جزو افراد تأثیرگذار هستند.
    فکر میکنم نتوان همیشه و همه جا «همه چیز» و «همه کس» را در تفکر سیستمی گنجاند. شاید استثناهایی هم باشد و شاید خود سیستم برایمان ناشناخته باشد. ای کاش تفکر سیستمی فقط «رسوب ذهنی» نباشد و در عمق فهممان ریشه کرده باشد.
    قبل از نسیم طالب و بحث Expert fallacy در همین ایران خودمان می گفتند: «همه چیز را همگان دانند، همگان هنوز از مادر نزادند.»

    علی جان خرد جمعی بالاخره از یک راهکار مشخص می زاید یا به مجموعه ای از راهکارهای مختلف و متفاوت نیاز دارد؟

    در مورد سؤال آخرت «ای کاش میدانستم» که نمی دانم.

    متشکرم.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.