رژیم محتوایی

اگر به رسانه‌های دیجیتال و شرکت‌های تکنولوژیک فکر کنیم شاید یکی از اهداف آنها پرکردن ذهن ما با داده‌ها و اطلاعات است. یعنی همه در تلاشند ما محتوای بیشتری مصرف کنیم. هر روز خواسته یا ناخواسته ورودی‌های جدید به مغز ما هل داده می شود. ولی در مقابل ظرفیت دریافت و پردازش ما محدود و ثابت باقی مانده است:

  •  تلویزیون از ما می‌خواهد بیشتر پای آن بنشینیم. و دنباله‌یِ فیلم‌ها و سریال‌ها را پیگیری کنیم.
  • شبکه‌های اجتماعی تلاش می‌کنند در محیطشان زمان طولانی‌ بمانیم و به دیدن محتوا دیگران بپردازیم.:
  •  ISPها و اپراتورها با وسوسه قیمت‌های ناچیز می خواهند هر لحظه سرعت بالاتر و پهنای باند افزونتری به ما واگذار کنند.
  • سایتهای خبری و پلتفرم های ویدویی هم آرزو دارند ما اخبار و کلیپ های بیشتری مشاهده کنیم
  • شرکت‌ها و آژانس تبلیغاتی دوست دارند پیام‌های تجاری خود را در گوش و چشم ما فرو کنند.

حال ممکن است سوال این باشد: که ما قصد داریم چه استراتژی در مقابل آنها اتخاذ می‌کنیم؟

همانطور که ظرفیت بدن برای ورود غذا محدود است و نمی‌توان بیش از حد مشخصی مواد غذایی و آشامیدنی مصرف کرد، مغز ما هم نمی تواند این حجم گسترده از محتوای تولید شده در رسانه ها را هضم و جذب کند. در عین حال، بخشی از اطلاعات مانند چیپس و پفک ارزش غذایی ندارد و صرفاً برای خوشگذرانی است.

چاره ی بدن غیرمتعادل یک رژیم غذایی سالم و حذف و فیلتر بخشی از موادیست که روی آن اختیار عمل داریم.  شاید این کار تعادل را به بدن رنجور برگرداند. به طور مشابه ما نیاز به یک رژیم محتوایی برای مدیریت این حجم افسار گسیخته از اطلاعات هستیم.

البته همانگونه که هیچ رژیم غذایی مطلق برای هر کسی قابل تجویز  و استفاده نیست و از هر فردی به فرد دیگر تغییر می کند آنچه در ادامه می آید راهکاری است برای شخص من در این روزها به عنوان یک سبک و رژیم محتوایی. و ممکن متفاوت و متضاد با دیدگاه خوانندگان باشد. ولی حداقل تعریف یک چارچوب برای مصرف نکردن اطلاعات می تواند به بهبود زندگی در  دنیای دیجیتال کمک کند.

  • محدود کردن و تقریباً حذف موبایل از زندگی: یک گوشی از همان مدل گوشت کوبی دارم که  وقتی هم نیاز باشد تماسی بگیرم بلافاصله باطری آن را خارج می‌کنم تا احیاناً روشن باقی نماند.
  • کاهش سرعت اینترنت و خرید ضعیفترین پلان سرعت از ISP: اگر کسی نیاز کاری به سرعت بالا نداشته باشد به نظرم سرعت نجومی فقط به درد دیدن کلیپ و دانلود فیلم و سریال بخورند و چون من خیلی این روزها درگیر فیلم نیستم نیازی به سرعت های بالاتر احساس نمی کنم. شرکت و اپراتورها با انواع ترفند و تکنیک و تخفیف ها دوست دارند ما پهنای بیشتری مصرف کنیم. یعنی آنها مبادی ورود اطلاعات به مغز ما را مدیریت می کنند نه خودمان.
  • حذف کامل تلویزیون: بعد از خواندن کتاب نیل پستمن، زندگی در عیش مردن در خوشی، خیلی بیشتر از تلویزیون بدم میآید یعنی  او آنچنان خوب، تلویزیون را به نقد می کشد که آدم به تمام سالهایی که وقتش را پای این وسیله گذارنده حسرت می خورد. حرف پستمن این است که تلویزیون وسیله سرگرمی است نه جای فکر کردن، محلی برای فراموش کردن  واقعیت ها و حقیقت هاست. از اخبار گرفته تا گفتگوهای سنگین سیاسی همه تم سرگرمی به خود گرفته و بیننده همچنان که روی کاناپه دراز کشیده و در حال خوردن پاپ کورن است به برنامه های مذهبی تلویزیون نگاه می کند و احساس دانایی با خود دارد. تلویزیون تلاش می کند هر چیزی که مخاطب را به فکر وادار کند، هر خبری که او را غمگین کند و هر عنصری که او را به عمق ببرد را از خود حذف کند و جز مقوله سرگرمی برای تماشاچی باقی نگذارد.
  • محدود کردن شبکه های اجتماعی: جز یکی از شبکه های اجتماعی آن هم در حد چک کردن چند روزیکبار در سایر نرم افزارها اکانتی ندارم. همین یکی را هم که نسخه پرتابلش را روی دستکتاپ نصب کرده ام و  بعد از استفاده حذفش می کنم تا به آن اعتیاد پیدا کنم.
  • محدود کردن سایت های خبری: هر خبری که می خوانیم ناخودآگاه ذهنم ما را برای روزها  مشغول خواهد کرد. بارها در ذهنمان سوالاتی ایجاد می شود که چرا این اتفاق افتاد؟ چرا فلانی این حرف را زد؟ چرا فلان جا یک عده مردند؟ چرا فلان سلبرینی این کار را کرد؟ چرا این سیاست مدار به آن یکی فحش داد؟ چرا  او این حرف را زد؟  همه این رویدادها و بسته های اطلاعاتی (به قول محمدرضا شعبانعلی) سوالاتی در ذهن ما ایجاد خواهند کرد که چون به دانسته های قبلی ما متصل نیست متاسفانه چیزی چندانی به یادگیری ما اضافه نمی کنند. اینکه در کشور X، اتفاق سیاسی Y افتاد وقتی میتواند مفید باشد که حداقل من یک کتاب در مورد سیستم سیاسی آن کشور خوانده باشم و این خبر در کنار آن کتاب معنای بهتری به ذهن من متبادر کند و گرنه چیزی جز اشغال بیهوده مغز نیست. توان ذهن ما محدود است. اگر  سوالات و پردازشهای بی خاصیت در آن روی دهد جا برای سوالات بهتر و پردازش جواب مفیدتر باقی نمی ماند. اخبار ذهن ما را مشغول می کند.

3 نظر در “رژیم محتوایی

  • ۱۳۹۶-۰۱-۲۲ در ۴:۴۴ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام علی جان
    این مطلبت و تیترش بسیار خلاقانه بود و به نظرم تمام کلماتش سرجای خود بودند و به شکل سودمندی خلق شده بودند ضمن اینکه بیشتر نوشته هات رو دوست دارم . می خوام بگم همیشه اینجوری بنویس.
    دارم به این فکر می کنم که در احادیث و سخن بزرگان بارها از پرخوری نهی شده ایم و آنها بسیاری از گناهان را به یک تغذیه نادرست نسبت داده اند. اگر امروز کسی آنگونه در بین ما بود حتما ما را به رژیم محتوایی دعوت می کرد که نمیدانم در مقابل پرخوری اسمش را چه بنامم .برایم خیلی جالب است که در فضای جامعه امروز ما حساسیت به این موضوع و نحوه استفاده از فضای مجازی بسیار کم است و همه می خواهند ما یکجوری مشغول باشیم.جای بسی خوشحالی است که امثال ما در این کارزار بیهوده حواسمان به مغزمان هست. من هم حدود شش سال است که تلویزیون ندارم. اما امسال یکی از آشنایان متاسفانه یا بعید میدانم خوشبختانه یک تلویزیون برای من آورد که البته نگاهش نمیکنم اما حضورش را هم اضافی میدانم.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۱-۲۴ در ۸:۲۵ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    روز به روز به نظر میاد که داریم به فضای سریال Black Mirror نزدیک می‌شیم و باید فرار کنیم خلاصه یه روز!

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.