تحلیل سایت ویرگول، نسخه ایرانی Medium (بخش اول)

در شهرها معمولا وقتی یک فروشگاه یا رستوران جدید باز می‌شود جمعیت کثیری از مردم ناگهان به سمت آن هجوم می‌برند و گاهاً صف‌های طولانی تشکیل می‌شود ولی پس از مدتی آب‌ها که از آسیاب افتاد همه سرکار خود باز می‌گردند طوری که انگار آب از آب تکان نخورده و زندگی همچنان به رول خود ادامه می‌دهد. این استقبال شامل محصولاتی مثل خوراکی‌ها، نرم افزارها یا حتی یک نشریه یا سایت جدید هم می‌شود.

در روزگاری که به اندازه موهای سر آدم سایت های عجیب غریب و شبکه‌های اجتماعی رنگاوارنگ و اپلکیشن جورواجور تولید می‌شود معلوم نیست که چه کسی قرار است این محصولات را تست کند، تا چه رسد به اینکه از آن استفاده کند. به خاطر علاقه شخصی به حوزه محتوا و وبلاگ نویسی سایت زیر به عنوان یکی از تازه واردها نظر من را به خود جلب کرد:

 

سایت ویرگول

 

این سایت که عیناً کپی سایت مدیوم Medium است یکی دیگر از کپی بردای ناقص ما ایرانی‌هاست. موسس مدیوم در ویکی پدیا اعلام کرده که این سایت یک شبکه اجتماعی است که بر محور محتوای بلند می‌چرخد و سعی کرده جانشین مناسبی برای توتیئر ایجاد کند.

چند نکته به ذهنم رسید که اصلاً پایه و اساس محکم و متقنی ندارد و هیچ تحقیقی هم انجام ندادم و صرفاً حرف‌هایی است که جایی برای گفتن آن غیر از این وبلاگ پیدا نکردم.

 

نکته یک:‌ تجربه سایت روال

سایت روال مشابه ویرگول که تازه شروع به کار کرده بود این روزها در وضعیت شادت دون است. پس منطق ایجاد یک سرویس جدید مشخص نیست زمانی که مشابه آن همین امروز یک کسب و کار شکست خورده است.

 

نکته دو: کمبود نویسنده برای محتوای بلند

ایده اولیه که ویرگول یا روال از آن گرفته شده سایت مدیوم medium.com است ولی سازندگان ایرانی توجه نکردند که سایت مدیوم در چه فضا و چه محیطی رشد کرده و توسط چه کسی تاسیس شده. Evan Williams که مدیرعامل سابق تویئتر بوده خواسته چیزی کاملتر و تکامل یافته تر از تویئتر بسازد ولی آیا کاربران تویئتر در ایران با کاربران تئویتر در آمریکا یکی هستند؟ به نظرم اکثراً کاربران توییتر قشر خاصی هستند که بیشتر به نظر می‌رسند برنامه نویس و دولوپر باشند که شاید خیلی با دنیای کلمات و تولید محتوا رابطه‌ی خوبی نداشته باشند. در حالی که در آمریکا قشرهای مختلف مردم از تویئتر استفاده می‌کنند و یک رسانه همگانی است.

در نگاه کلان‌تر و خارج از کابران توئیتر اصلاً در فضای محتوای فارسی کسی هست که محتوا (آنهم از نوع بلند) تولید کند؟ وضعیت وبلاگستان فارسی که مستحضر هستید در حالت اغما قرار گرفته. حال قرار است چه افرادی برای این نوع کسب و کارها محتوا تولید کند؟ پس در آینده قابل پیش بینی است که ویرگول به خاطر فقر محتوا و کم شدن نویسندگان از کار بیافتد.

 

نکته سه: رسانه آماتور یا حرفه‌ای؟ 

واقعاً فلسفه مدیوم یا ویرگول چیست؟ آیا قرار است یک زیرساخت تولید محتوا مثل وردپرس باشد؟ ساده‌تر و با پیچیدگی کمتر؟ یا یک پلتفرم یا شبکه اجتماعی مثل اینستاگرام یا توییتر؟ یا یک چیزی مثل ناشران بزرگ مثل گاردین یا نیویورک تایمز؟ آیا مدیوم یا ویرگول یک رسانه حرفه‌ای خواهند بود یا آماتور؟

الان متمم را در نظر بگیرید یک ناشر حرفه ای است که خود محتوا تولید می‌کند یا اصطلاحا in house است. از طرفی آپارات مثالی از تولید محتوای آماتور است که جز معدودی کسی یا نهادی به صورت حرفه ای در آن محتوا تولید نمی‌کند نتیجه اینکه کیفیت محتوا آن به شدت ضعیف است. هر دو استراتژی مناسب و کاربر مخصوص خود را دارد ولی سوال این است که مدیوم و نسخه ایرانی آن ویرگول قرار است به کدام سر طیف نزدیکتر باشد؟

 

نکته چهار: مدل درآمدی نامشخص

مدل درآمدی مدیوم چیست؟ چطور قرار است درآمد کسب کند؟ اگر فرض کنیم نسخه ایرانی آن ویرگول موفق به جذب خوانندگان و نویسندگان زیاد شود هزینه های پنهای باند و نگهداری آن از کجا تامین خواهد شود؟ آیا موسسان آن از همین حالا فکری به حال درآمد آن کرده‌اند؟  اگر قرار است محتوا حرفه ای توسط نویسندگان حرفه ای تولید شود آیا قادرند دستمزد بالای آن‌ها را پرداخت کنند؟ یا اگر وبلاگ نویسانی تصمیم بگیرند به صورت مداوم و مستمر در آن محتوا منتشر کنند دخل و خرج زندگی آن‌ها را چه کسی تامین خواهد کرد؟ خود شرکت؟ یا تبلیغات و آگهی های بنری؟ اگر به مدل درآمد زایی سایت فکر نشود اگر سرویس هزاران نفر طرفدار آتشین داشته باشد مجبور است که دیر یا زود به فعالیت خود پایان دهد و با  دوستداران خود خداحافظی کند.

 

 

3 نظر در “تحلیل سایت ویرگول، نسخه ایرانی Medium (بخش اول)

  • ۱۳۹۶-۱۰-۰۱ در ۱:۲۲ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    تجربه ثابت کرده این مدل از کسب و کار که البته سخت بشه اسم کسب و کار روش گذاشت، در کمتر از یکسال از بین میرن، مگر اینکه خاص منظوره باشه و یک نهاد … پشتیبانی کنه. در مورد روش دوم معمولا طرفدار نداره، فقط به حیات نباتی خودش ادامه میده. نمیدونم تو کشورهای دیگه هم چنین چیزی مرسوم هست یا نه اما اینجا میشه با دادن یک طرح عجیب و غیر واقعی و جذب سرمایه تا سالها این پروژه های نباتی رو زنده نگه داشت. هدف بعضی از این سایت ها و اپلیکیشن و … جذب همین سرمایه هاست.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۱۰-۰۳ در ۸:۰۴ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      تجربه جالبی بود. چقدر تجربیات از جنس شکست کم داریم و شما به خوبی به یکی از این موارد اشاره کردید. البته من اعتقاد دارم یکی از علت‌های مهم شکست استارت‌اپها بلند کردن یک سنگ بزرگ به جای قدم به قدم رفتن است. مثلاً‌ شما اشاره کردید ما از استاد دانشگاه تا آفتابه را می‌خواستیم ارزیابی و امتیاز بدیم چرا اینقدر تنوع و گستردگی؟ الان در دنیا یک سایت تخصصی است که اساتید دانشگاه را بررسی می‌کند و ستاره می دهد و سایت دیگر آفتابه را. کاش به صورت تخصصی برا یک حوزه خاص محتوا تولید می‌کردید تا می‌دید چه ترافیک وحشتناکی به سایت شما وارد می‌شود.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.