عادت‌های خوب و عادت‌های بد

من همیشه به کسانی که تو ماشین میشینن توصیه می‌کنم کمربندشون را ببندند. بعضی‌ها هم همیشه شاکی‌اند یا اعتراض می‌کنند که ولش کن نیازی نیست. ولی به نظرم یک خوبی که این کار داره اینه که که برامون بستن کمربند عادت میشه.

یعنی بعد از مدتی بدون اینکه خودمون هم متوجه بشیم پی می‌بریم که اینکار را ناخودآگاه انجام دادیم.

من بارها شده که ماشین راه افتاده و وسط راه متوجه شدم که “ای! کی کمربندمو بستم؟”

ما اگه هر عادت یا رفتار یا حرکت مثبت و خوب را بارها و بارها انجام بدیم تو ذهنون ملکه میشه و به بخش ناخودآگاه مغزمون منتقل میشه دیگر نیازی نیست که بهش توجه کنیم یا برامون سخت باشه.

عادت‌های بد همین طوره مثلاً کسی که هر روز صبح ایملیش را چک می‌کنه بعد یک مدت به یک عادت تبدیل میشه و دیگه نمی‌تونه ترکش کنه. یادمه Nir Eyal نویسنده کتاب Hooked تو وبلاگش می‌گفت سعی کنید کاربرها هر روز بهتون سربزنن اینکار باعث میشه به عادت تبدیل بشه و شما ذهن او‌ن‌ها را اسیر خودتون کنید و مغزشون را قلاب کنید. می‌گفت هر کسب و کاری بهتره محتواشو به نحوی ارائه بده که هر روز توسط مخاطبان مصرف بشه.

نوشته‌های دیگر وبلاگ:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *