فقط در ایران

داشتم خبرها را می خواندم به این مقاله رسیدم:

“مسئول ستاد هماهنگی توسعه پنجره های واحد وزارت امور اقتصادی و دارایی”

از دولت تشکر می کنیم که با ایجاد پست های جدید و خارق العاده  مشکل بیکاری احاد جامعه خصوصاً کارمندان همیشه فعال دولت را رفع می کنند. مقاله در مورد تعدد مجوزهای بیشمار  در کشور و موانع آن برای کسب و کارهای نوپا است  و نویسنده به مشکلات موجود برای کسب مجوز از مراکز متعدد و بوروکراسی اداری پرداخته اند. باید به عرض ایشان برسانیم خود پست و پوزیشن ایشان مصداق کامل بوروکراسی اداری است و اولین مرحله‌ی روان سازی فرایندها را بهتر است از خودشان و مسئولیت های زاید و دهان پر کنشان شروع کنند.

 

تصویر دوم هم آدرس یکی از  انجمن های کذایی است که هر روز  در کشور تشکیل می شوند  را نشان می دهد.

 

 

اسم انجمن نشان میدهد که اول مراکزی با نام رشد و  با پول بیت المال تاسیس شده بعد افاقه نکرده پشت سرش پارک های علم و فناوری باز با پول نفت و بیت المال تشکیل شده و بعد مشاهده شده که باز توفیری نکرده قرار شده ارگانی دیگر باز با پول دولت و مردم برای دور هم جمع کردن نهادهای قبلی بنیان شود و در آخر با این اسامی طویل الکاراکتر مواجه هستیم.

دوست عزیز لطفا کمتر پول نفت را با عنوان های شیک مثل کارآفرینی یا استارت آپ به باد بدهید.

 

2 نظر در “فقط در ایران

  • ۱۳۹۶-۰۱-۳۱ در ۸:۵۶ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    اول فکر کردم مسئول هماهنگی کذا است که می شد در واقع مدیر پروژه و ایراد تو بهش وارد نمی شد. بعد دقیق تر خوندم و دیدم مسئول ستاد هماهنگی کذا است. حرفت هم کاملا درست است خود اینها در وزارت اقتصاد بروکراسی را افزایش می دهند. همین پنجره واحد سرمایه گذاری را استان آذربایجان شرقی پیش برده و نتیجه هم گرفته. بعد اینها خودشون نتونستن کاری کنن و چون از دور به پروژه نگاه کردن تصور کردن چه خوب یک استان با تکنولوژی مساله رو حل کرده به همه استان ها این رو ابلاغ کردن. غافل از اینکه تکنولوژی فقط یک بخش کوچک مساله است و مسائل دیگری هم بوده. حالا استان های دیگه به مشکل خوردن، پس ستاد کذا تاسیس شده که مشکل جدید رو حل کنه.
    برای یک پروژه در همین راستا ما بیش از ۱۰ بار تو شهر خودمون ارائه دادیم (از کارشناسان شروع شد، بعد مدیران، بعد معاونان، بعد مدیرعامل ها، بعد معاونان استاندار و نهایتا استاندار قبلی بعد استاندار عوض شد پس برای استاندار جدید هم ارائه دادیم) و ۴ بار رفتیم تهران ارائه دادیم (دوباره از کارشناس بگیر تا معاون سابق وزیر اقتصاد) همه هم خوششون اومد و تعریف کردند و تایید کردند. ولی در نهایت همان فهم اشتباه تکنولوژی محور گرفتارشون کرد و رفتن از سازمان نقشه برداری خواستن که همین نرم افزار رو براشون بنویسه، سازمان نقشه برداری هم ۹ ماه دور خودش چرخید آخرش به ما دوباره دستور دادن که بریم سازمان نقشه برداری رو توجیه کنیم. غافل از اینکه کار اصلی ما ایجاد مدل هماهنگی بین سازمان ها بود نه نرم افزار و طبق اون مدل سازمان نقشه برداری در اون جایگاهی نیست که بتونه این کار رو انجام بده و حتما شکست خواهد خورد.
    http://www.irna.ir/zanjan/fa/News/82459761/
    یک جلسه به شوخی و جدی می گفتم ما ۲۰ ساعت کار کردیم، ۲۰۰ ساعت جلسه رفتیم و ارائه دادیم. ولی بخش اصلی کار هنوز پیش نرفته. ما تو ایران مشکل IT نداریم. نیروی انسانی خیلی قوی و با سوادی حتی تو شهرستان ها داریم. ما مشکل داده داریم. ما می تونیم مثلا در بستر مناسب ۱۰ میلیارد تومان برای برداشت داده هزینه کنیم و از خسارت های صدها میلیارد تومانی مثل احداث پتروشیمی در جایی که آب نیست (حداقل ۲ مورد در استان مان هست) جلوگیری کنیم و زمان پاسخگویی به سرمایه گذار رو به ۱۰ دقیقه کاهش بدیم.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۱-۳۱ در ۱۲:۲۱ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام
    علی جان داغ منو تازه کردی .
    اینا که گفتی اونجاش خیلی قابل تامل تره که شخص مذکور رشد هم میکنه .
    تو دانشگاه ما یه نفر هست خدماتی بود ، حراست شد ، مسئول نظارت برگزاری کلاسها شد .
    آخر سر (یعنی همین الان که من دارم این متن رو مینویسم) مسئول نظارت بر ورود و خروج ماشین ها به پارکینگ ست -یه موتور CG125 هم در اختیارش گذاشتن که ناراحت نباشه از شعلش – .
    شعلش یجوری کاذبه که فکر کنم خودش هم معذب باشه .
    به هر ما تو جهان سوم باید یه چیزایی داشته باشیم که بقیه هرگز نداشته باشن دیگه 😉

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.