لودیت‌ها یا بازندگان توسعه تکنولوژی

توجه: این نوشته خلاصه ای از فصل های مختلف و چند نظر و برداشت شخصی از کتاب چرا ملت ها شکست می خورند انتشارت روزنه است.

ورود و گسترش تکنولوژی‌های جدید همیشه دو مخالف عمده داشته: یکی پادشاهان و دیگری مردم و صاحبان قدرت که به واسطه بیکاری یا از دست دادن انحصار، موقعیت خود را در خطر می‌دیده‌اند.

فرمان روایان تا زمانی که عواقب و تبعات ورود و همه گیری تکنولوژی نوین، اساس حکومت آنها را متزلزل نکرده مخالفتی با آن ابزار نمی‌کردند ولی زمانی که احساس ناامنی می کردند دست به محدود کردن آن می زدند.

یکی از مثال‌های بسیار نزدیک به جغرافیای ما، مخالف با ورود کتاب به سرزمین عثمانی است. بعد از اینکه گوتنبرگ در سال ۱۴۴۵ دستگاه چاپ را در آلمان اختراع کرد تا ۳۰ سال بعد این تکولوژی جدید در تمام اروپای غربی و شرقی گسترده شده بود ولی در همان سال ها یعنی حدود ۱۴۸۸ سلطان عثمانی طی فرمانی مردم کشورش را موکداً از چاپ کتاب به زبان عربی منع کرد. این ممنوعیت در سال ۱۵۲۵ توسط سلطان سلیم تجدید شد و تا سال ۱۷۲۷ که اجازه ورود اولین دستگاه چاپ به سرزمین عثمانی داده شد همچنان برقرار بود. یعنی ۳۰۰ سال ( ۳ قرن) طول کشید که اولین کتاب در سرزمین های عثمانی چاپ شود.

در سال ۱۸۰۰ تنها ۲ تا ۳ درصد شهروندان عثمانی باسواد بودند حال آن که در انگلستان ۶۰ درصد مردان و ۴۰ درصد اززنان بالغ می توانستند بخوانند و بنویسند. درهلند و آلمان نرخ باسوادی از این هم بالاتر بود.

توضیح داخل پرانتز: من نمی دانم این افرادی که سخنان امیدوارکننده از پیشرفت سریع کشورمان می زنند این عقب افتادگی های تاریخی را می بینند؟ ۳۰۰ سال طول کشید کتاب وارد خاورمیانه شود؟ این گپ و عقب ماندن را چه کسی و چه کشوری می تواند در ۱۰ سال و ۱۰۰ سال پر کند؟ اگر سایر عقب ماندگی ها را هم در نظر بگیریم دیگر واویلاست . ما خیلی خوشبین هستیم در چاله ای به نام خاورمیانه گیر کردیم چشممان را هم از روز اول باز کردیم اینجاییم و تکانی هم نخورده ایم. پرانتز بسته.

گروه دوم که همیشه در زمانه ورود یک تکنولوژی نو با آن مخالف می کردند صاحبان قدرت و سرمایه و مردم و کارگرانی هستند که در صنعت قدیمی و عقب افتاده مشغول به کار بوده اند. اجازه بدهید داستانی از کتاب چرا ملت های شکست می خورند درباره ویلیام لی مخترع دار بافندگی در انگلستان ذکر کنم که هم مصداقی از مخالفت پادشاه انگلستان است و هم اعتراض مردم عادی.

ویلیام لی در سال ۱۵۸۳ در یادداشت هایش می نویسد ” تنها ابزار تولد پوشاک، دست و انگشتان بافندگان است. مادر و خواهرم را می دیدم که در گرگ و میش غروب نشسته اند و با میله های بافندگی خودکار می کنند.”

او به فکر ساختن دستگاهی برای رهایی مردم از زحمت تمام نشدنی بافتن پوشاک کرد. سرانجام ۶ سال بعد دار بافندگی او آماده بود. لی برای درخواست پروانه و گرفتن تاییده به ملاقات ملکه رفت او که هیجان زده منتظر واکنش الیزابت اول بود با بازخورد منفی او مواجه شد که “می دانی اختراع تو چه بلایی بر سر رعایا فقیر می آورد؟ اختراع تو آنها را از اشتغال خواهند انداخت و همه به گدایی روی خواهند آورد”

بعدها کارگرانی که می دیدند مهارت دستی شان با مکانیکی شدن کارها جایگزین می شود شروع به گسترش مخالف خود کرده و اقدام به شورش و تخریب های علیه دستگاه های نساجی کردند.

آنها شبها  در اطراف شهری صنعتی جمع می شدند تا  اقدامات خرابکارنه انجام دهند. این افراد به لودیت ها مشهور شدند. در ویکیپدیا در تعریف لودیت Luddite آمده:

” لودیت ها گروهی از کارگران صنایع نساجی و بافندگی در قرن ۱۹ در انگلستان بودند که در قالب فعالیت های اعتراضی شروع به تخریب ماشین های بافندگی کردند. آنها معتقد بودند که کارفرمایان با قصد سوء و حیله و فریب قصد دارند این جایگزینی ماشین آلات حق و حقوق آنها را از بین ببرند.”

لودیت ها در حال تخریب ماشین آلات در قرن نوزدهم

این افراد خانه جان کی مخترع ماسوره پرنده را آتش زدند و بر سر جیمز رگویز مخترع الاغ نخ ریسی هم همان بلا را آوردند.

امروز هم به کسانی که برابر تکنولوژی مقاومت می کنند اصطلاحاً لودیت می کنند. چنانکه در دیکشنری آکسفورد آمده: لودیت کسی است که با گسترش صنعت و تکنولوژی جدید مخالف می کند.

امروز که نگاه می کنیم هیچ نام و نشانی از آنها و اثری از مخالفشان نمی بینیم تکنولوژی راه خود ادامه داده و امروز در کشورهای غربی نه تنها دیگر صنعت نساجی به بلوغ رسیده بلکه جای خود را به تکنولوژی های جدید داده.

ولی اگر فرض کنیم آن ایجاد موانع و مخالفت ها می توانست پیروز شود امروز هم که بود می دیدیم مثل بعضی کشورهای آفریقایی آنها دارند با دستانشان لباس می بافتند. همین گذر و تغییر بود که باعث شده امروز آنها در عموم صنایع حرفی برای گفتن داشته باشند و برای خود عزت و احترامی به پا کنند.

در کتاب به خوبی به این مسئله اشاره می شه:

“نگرانی و ترس از تخریب خلاق علت اصلی فقدان هرگونه رشد پایدار در سطح زندگی انسان ها از عصر نوسنگی تا انقلاب صنعتی است. نوآوری فناورانه جوامع بشری را ثروتمند می سازند ولی مستلزم جایگزینی کهنه با نو و نابودی امتیازات ویژه اقتصادی و قدرت سیاسی برخی افراد نیز هست. ما برای رشد اقتصادی پایدار به فناوری جدید و شیوه های تازه برای انجام کارها نیاز داریم و این شیوه های نو غالباً توسط افر تازه واردی چون لی ارائه می شوند.”

حال به مخالفتهایی که با ورود تکنولوژی جدید به کشورمان صورت می گیرد نگاه کنیم آیا این همان لودیت های وطنی نیستند؟ وقتی نمایندگان بنگاه های املاک و آژانس های تلفنی علناً می گویند که ما این کسب و کارها را خراب می کنیم، متفاوت از همین رفتارهای تکراری و مشابه در تاریخ هست؟ اینها قصد دارند با کند کردن و توقف رشد تکنولوژی باعث عقب ماندگی نه تنها خود، بلکه نوه و نتیجه و سایر هموطنانشان دیگر هم در آینده شوند.


بله هیچ صندلی و موقعیت همیشگی نیست. قانون تاریخ این است. کسانی که سالها با انحصار و گران فروشی و تنبلی و فقدان خلاقیت و ارائه خدمات بی کیفیت و کلاه گذاشتن بر سر مشتری گوشه امنی برای خودشان درست کرده و هر وقت هم رقیبی سالمی را می بینند که  وارد بازار می شود اعتراض کرده و با سردادن شعارهای انسانی و احساسی و با به گروگان گرفتن جملات و عبارت خاص و حساس در پی آن هستند که کشتی در گل مانده و در حال غرق شدن خود را چند صباحی زنده نگه دارند.

دوستان عزیر تاریخ مصرف شما و کسب و کارهاتان تمام شده جا را برای تازه وارد ها و جوان ها بازکنید وگرنه نامتان در تاریخ به عنوان مصداقی از لودیت های شرق زمین ثبت می شود.

کلیپ تصویری مرتبط در آپارت (+)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.