ماجرای قاشق

با خودم فکر می‌کردم چقدر زیاد (و شاید بیش از چیزی که حدس می‌زنیم) محیط روی انتخاب‌ها و تصمیم‌ها و رفتارهای ما تاثیر دارد. اگر چه این تاثیر را احساس نکنیم یا منکر آن شویم.

یک مثل بزنم، قبل عید به شوخی و جدی به خانواده گفتم اگر می‌خواهید آجیل سرسفره سریع تمام نشود، به جای قاشق بزرگ از یک قاشق کوچک برای برداشتن آجیل استفاده کنید، اکثر مهمان‌ها حداکثر یک قاشق تنقلات برمی‌دارند و بعید است کسی دوبار به آن دست ببرد. اتفاقی که افتاد این بود که بعد چند روز خواهرم با هیجان ظرف آجیل را به من نشان می‌داد و می گفت: “ببین واقعاً سطح مواد هیچ تغییری نکرده پارسال سه سوته تموم شد.” و نتیجه اینکه به صورت محسوسی مصرف آجیل سرسفره توسط مهمان‌ها کم شد.

الان ایده‌ام این است که برای کنترل سرعت خودم در غذا خوردن و کندکردن آن و لذت بردن از چیزی که می‌خورم به یک قاشق کوچک پناه ببرم. شاید این شتاب کمی کمتر شود. یعنی الان طوری هست که اگر در مسابقات گینس شرکت کنم به عنوان سریعترین خورنده انتخاب می‌شوم.

پی نوشت: البته این ماجرای اندازه‌یِ قاشق، جنبه تجاری و بیزینسی هم دارد. یادم هست چند سال پیش که یک کتاب در زمینه مدیریت عملیات می‌خواندم داستانی از استارباکس نقل شده بود که گویا در این شرکت برای برداشتن یخ برای تهیه یک نوشیدنی از قاشق مخصوص استفاده می‌شده و چون همیشه فشار زیادی برروی کارکنان برای تحویل نوشیدنی به مشتریان بوده و آنها باید در یک زمان محدود سفارش مشتری را آماده می‌کردند، مهندسان صنایع شرکت با بزرگ کردن اندازه قاشق باعث شدند مقداری یخی که در هر بار برداشتن، جابجا می‌شود افزایش پیدا کند و همین تغییر کوچک باعث شد مقدر زیادی زمان و هزینه اضافی در سازمان صرفه جویی شود.

4 نظر در “ماجرای قاشق

  • ۱۳۹۶-۰۱-۱۵ در ۷:۴۹ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان من همیشه با دست آجیل بر میدارم و حوصله قاشق ندارم. یه نمونه آماری متفاوت هستم در این خصوص 🙂

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۱-۱۵ در ۱۰:۳۴ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان. من هم اتفاقا تا حدود یک سال پیش از این عادت بد رنج می‌بردم. البته معده‌ام گاهی اوقات اذیت می‌شد خودم حتما لذت می‌بردم که سال‌ها اینجوری غذا می‌خوردم دیگه :))
    من هم قاشق کوچیک رو امتحان کردم هم چاپستیک رو. اولی که فکر کنم ولع‌ام رو بیشتر کرد دومی هم واقعاً حوصله ام رو سر می‌برد و خیلی کم ازش استفاده کردم.
    سرت رو در نیارم. بعد از این تجربه‌های ناموفق، اول اومدم با خودم قرار گذاشتم که هر قاشق غذایی که خوردم قاشق یا چنگال رو تا جویدن کامل غذا کنار غذا بگذارم و بعد از جویدن بردارم. که البته جواب داد. الان بعد ۷ یا ۸ ماه سرعت و شتاب غذا خوردنم نسبت به گذشته خودم خیلی کمتر شده (و فکر کنم معده‌ام هم کمتر غر میزنه!).

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۱-۱۵ در ۱۱:۱۸ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      سلام بهروز جان. من هم این روش را تست می کنم. ممنون که گفتی.

      پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۱-۱۵ در ۱۱:۲۹ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی فکر کنم اگر قاشقت رو تغییر بدی به یه قاشق کوچکتر زندگی زهرمارت بشه هیچوقت این کار رو نکن به نظرم این قضیه رو از درون حلش کن مگه مرکز کنترلت درونی نیست؟ 🙂 من این کار رو کردم شش کیلو در دو ماه کم کردم نه که اضافه وزن داشته باشم به خاطر برنامه بدنسازی. میتونی مثلا تعداد قاشق هایی را که میخوری بشمری. مثلا بیشتر از پنج قاشق پلو نخور کم کم به این پنج قاشق عادت میکنی. و چون مقدارش کمه نمیخوای زود تموم شه و هی باهاش ور میری و آروم میخوریش نمیدونم اشتهات چقدره 🙂 شاید با این روش از گشنگی بمیری نمیدونم یه بار امتحانش کن .

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.