میم اینترنتی چیست؟

 سال‌های دهه ۷۰ و ۸۰ را که ما درس می‌خوندیم برنامه‌‌های شبانه مهران مدیری و مهران غفوریان در اوج خود بودند و همیشه فردای آن شبی که برنامه‌های طنز تلویزیون پخش می‌شد شاهد بودیم یک عبارت یا اصطلاح بین مردم و خصوصاً سر زبان بچه مدرسه‌ی‌ها که ما بودیم می‌افتاد و هر جایی که می‌رفتیم و صحبت می‌کردیم این تکه کلام‌ها را بکار  می‌بردیم حتی سرکلاس و با معلم‌های مدرسه.

این تکه کلام‌های طنز مثل یک ویروس تو جامعه می‌افتاد و بعد شدت می‌گرفت و همه‌را به اصطلاح آلوده می‌کرد و بعد هم تمام می‌شد و از ذهن‌ها می‌رفت و باز یکی مورد دیگر و  چرخه ادامه پیدا می‌کرد.

بعد از اینکه موبایل و شبکه‌های اجتماعی همه‌گیر شدند و جای گپ و گفت‌های شبانه و دورهمی را گرفتند. حالا چیزی آمده بود به اسم محتوا یا کلیپ‌های وایرال یا ویروسی که یک فرد عادی و آماتور آن‌را از یک گوشه از ایران یا جهان فیلم‌برداری کرده بود و ناگهان سرتاسر شبکه‌ و همه مردمی که عضو آن شبکه‌ بودند را آلوده می‌کرد. به نحوی که در عرض چند ساعت یا چند روز  همه تقریباً آن را دیده بودند.

بعد چالش‌ها آمدند مثل مانکن و سطل یخ که همان ویژگی ویروسی بودن را داشتند و به نحوی طراحی شده بودند که در مدت زمان کوتاهی همه را درگیر کنند. نقطه مشترک این بود که آن‌ها هم روند دائمی نداشتند و ندارند و مثل یک ویروس سرماخوردگی که تنها در یک مقطع از سال شایع می‌شود و از بین می‌رود، موقت و کوتاه و گذری هستند.

اگر بخواهیم سه مثال بالا یعنی تکه کلام، کلیپ و چالش‌ را در یک تعریف بگنجانیم  شاید عبارت میم اینترنتی (Internet meme) بهترین گزینه باشد. یک اصطلاح شناخته شده در منابع خارجی که طبق ویکیپدیا (+) این طور تعریف می‌شود:

“میم اینترنتی یک فعالیت، مفهوم، عبارت، یا تکه‌ی از محتواست که اکثراً به صورت تقلید شدن از یک فرد به فرد دیگر برروی اینترنت پخش می‌شود. میم اینترنتی می‌تواند یک تصویر، لینک، ویدیو، وب‌سایت، هشتگ، کلمه، یا عبارت یا حتی یک  غلط املایی باشد. (چرا می‌خند :-)) میم اینترنتی در بستر شبکه‌های اجتماعی، بلاگ‌ها، ایمیل و منابع خبری در سطح جامعه پخش می‌شوند”

خود کلمه میم توسط ریچارد داوکینز معرفی شده و به معنی ایده، رفتار یا استایلی است که درون یک فرهنگ از کسی به کس دیگر انتقال پیدا می‌کند.

بعضی انواع محتوا به نحوی طراحی شده‌اند یا بهتر بگوییم مهندسی شدند که دست به دست، بین مردم بچرخند و پخش بشوند. بدون اینکه خود مردم احساس کنند خبری است و محتوایی که مصرف می‌کنند و با شور و شوق به دیگران ارسال می‌کنند از قبل توسط افراد باهوش‌تر از خودشان طراحی و برنامه‌ریزی شده‌اند.

 متمم یک راهنمای خوب از این مهندسی محتوا ارائه داده است. یعنی اگر شما به نحوی محتوای خود را در یکی از خوشه‌های زیر طبقه‌بندی (+) کنید خود به خود محتوای شما درون شبکه های اجتماعی سیر می‌کند و راه نفود به موبایل و مغز مردم را پیدا می‌کند. فارغ از اینکه شما مجبور شوید تبلیغ یا فشاری بیرونی برای دیدن آن به مخاطب وارد کنید.

۱- محتوایی که بر گذراندن حال تاکید دارد و به کوتاه بودن زندگی. مثل اشعار خیام

۲- محتوایی که امکان محقق شدن رویاهای ما را یادآوری می‌کند. مثل جملات کوتاه و مثبت‌اندیشانه

۳- محتوایی که باور به چیزهایی بزرگتر و ارزشمندتر از خودمان را نشان می‌دهد. مثل حفظ محیط زیست و  کمک به فقرا

۴- محتوایی که نکات ساده و مهم فراموش شده را یادآوری می‌کند. مثل عادات کوچک زندگی.

۵- محتوای خنده‌دار

۶- محتوای عجیب مثل کلیپ حوادث

۷- محتوای نوستالژیک مثل عکس‌های قدیم تهران

۸- محتوای داستانی

۹- محتواهایی که مفروضات مخاطب را تایید می‌کند.

داخل پرانتز بگویم که به نظر من محتوایی که در مخاطب درد ایجاد کند معمولاً مورد استقبال قرار نمی‌گیرد.

البته یک اینفوگرافیک به زبان انگلیسی وجود داره که  که کامل این خوشه‌بندی را ارائه داده. مورد ۱۲ می‌گوید که محتوای افشاگرانه و اینکه قرار است چیزی فاش شود معمولاً مورد استقبال مردم قرار می‌گیرد. همان‌طور که همیشه کوله سیاستمداران از این نوع محتوا پر است.

به نقل از جوپالیتزی این اینفوگرافیک یکی از بهترین مطالب سال Content Marketing Institute (+) بوده.

نویسنده این اینفوگرافی توصیه می‌کند که این دسته‌بندی را هنگام تولید محتوا جلوی چشم‌تان داشته باشید و فکر کنید که چه طور می‌توانید محتواتان به شکلی تغییر بدهید که در یکی از این دسته‌ها قرار بگیرد.

گسترده شدن یک محتوا به غنی‌بودن و مفید بودن آن برنمی‌گردد. مثلاً احتمال دارد شما با دیدن این دو کلیپ در مورد تصادف عجیب یک موتور سوار و نجات یک کودک توسط گربه قصد کنید آن‌ها به همکارتان یا یکی از اعضای خانواده نشان دهید. اگر بخواهیم این ویدیوها را با ادبیات بالا طبقه‌بندی کنیم کلیپ اول در دسته عجیب و خنده‌دار و محتوای دوم در دسته عجیب و باور به چیزهایی بزرگتر و ارزشمندتر از خودمان است می‌گنجد. یعنی حمایت از یک کودک.

 گسترده بودن و دست به دست چرخیدن یک کلیپ یا نوشته لزوماً به ذات و ارزشمندی محتوا برنمی‌گردد و شاید دلیل محبوبیت آن به این باشد که آیا  احساسات مردم را برمی‌انگیزد؟ و الزمات بالا را در خودش داره یا نه؟ پس نمی‌توان گفت هر محتوایی که در جامعه  سرو صدا می‌کند قابل استناد و ارزش توجه کردن را دارد.

به عنوان یکی از انواع میم در شبکه‌های اجتماعی غیرفارسی نوعی از تصاویر دستکاری شده و آماتوری وجود دارد که من خودم کمتر در ایران دیدم ولی اگر در اینترنت عبارت meme را با یک مفهوم یا فعالیت جستجو کنیم به تصاویر خنده دار و جالبی برمی‌خوریم که توسط مردم، درباب به سخره کردن آن فعالیت ترسیم شده. مثلاً من job interview به اضافه meme (+) سرچ کردم و با تصاویر جالب انتهای نوشته مواجه شدم.

یک توضیح و تجربه شخصی در مورد سوالات مصاحبه استخدامی بدهم. من چند سال پیش که در مصاحبه‌ی شرکت کردم حین گفتگو به نوع پرسش‌های مکانیکی و اتوکشیده‌ای که مدیر می‌پرسید شک کردم. یعنی طوری ایشان می‌پرسید که گویا از روی کاغذ مثل سنخگوی وزارت خارجه چیزی را بدون تغییر می‌خوانند.

ولی گویا خیلی از سوالاتی در که مصاحبه‌ها پرسیده می‌شود تکراری هست و اگر در اینترنت سرچ کنید صورت سوال ها آمده و حتی اینکه چه جوابی هم بدهید آموزش داده شده. البته من خودم اگر مصاحبه‌گر باشم احتمالاً به همین سوالا‌ت اینترنتی پناه می‌برم. پس به خودم هم نقد وارد است.

 همین چند وقت پیش هم حمید طهماسبی وقتی در متمم به سوالات یکی از شرکت‌های معروف (+) اشاره کرده بود کمی جستجو کردم  دیدم که بعضی از آن‌ها تکراری است. اجازه بدهید در پایان  memeهایی که برای هر سوال استخدامی توسط آدم طناز تهیه شده را نقل کنم.

سوال: مهم ترین خروجی ها یا تحویل دادنی های شما در کار و حتا زندگی شخصی چیست و چند مثال ملموس از کارهایی که از دست تان بر می آید (حتا غیر مرتبط) بگویید؟

برنامه ی سه تا پنج سال آینده ی شما چیست؟ دقیقا” در چه نقطه ای ایستاده اید و چه می کنید؟

 

5 نظر در “میم اینترنتی چیست؟

  • ۱۳۹۶-۰۲-۱۷ در ۱۰:۰۹ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    مطلب جالبی بود، من تا حالا درباره “میم” چیزی نشنیده بودم، اما تمام مدتی که این متن رو میخوندم، فکرم درگیر این بود که این حرف اول فامیلی من که از اون در متمم هم استفاده می کنم چه مفاهیمی در خودش داشته و من در جریان نبودم، پاسخ سوالاتی که در مصاحبه ها پرسیده شده بود هم خیلی برام جالب بود و الان فهمیدم چه اشتباهی کردم که قبل از مصاحبه هایی که رفتم، تو گوگل سرچ نکرده بودم.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۲-۱۸ در ۱۱:۰۳ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    آموخته ی شیرینی بود علی جان،
    در خصوص مصاحبه شغلی من احساس میکنم اگر شهامت داشته باشیم و مردونه پای داشته ها و یک سری خطوط مون باستیم، بعدها چه جذب بشیم و چه جذب نشیم رنج کمتری میکشیم.
    دوستانی داشتم که در مصاحبه ها بسیار کوتاه آمدند و در ادامه وقتی با اون شرکت همکاری رو شروع کردند نتونستند به درستی خودشون رو وقف بدهند.
    برای همین فکر میکنم، بدست آوردن یک شغل به هر قیمتی، میتونه بعدها عواقب تلخی داشته باشه.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۲-۱۹ در ۱۰:۲۸ ق٫ظ
      پیوند یکتا

      همین‌طور هست پوریا. من خودم به شخصه اعتقاد دارم که غلو یا دروغ در مصاحبه نافی تفکر سیستمی هست چون دیر یا زود حقیقت در مورد ما کشف می‌شود.
      پ.ن: کاش این مصاحبه استخدامی هم جمع می‌شد. یک مصاحبه چند دقیقه‌ی خودش مصداق پیش‌داوری است. اینکه با چند سوال و چند عنوان و مدرک و محل تولد و سن در مورد یک فرد و آینده او نظر بدهیم احمقانه‌ترین روش ممکن است. سال‌ها گفتند کنکور بد است کنکور فلان است. چرا باید در عرض چند ساعت آینده یک جوان تعیین شود و از این حرف‌ها. حالا همین مصاحبه استخدامی هم برای خود کنکوری است. مدیران بجای اینکه وقت بگذارند و آدم‌ها را با نوشته‌ها و گفته‌ها و احساسات و ریزه‌کاری‌ها و عواطفش بشناسد خود را محدود کرده به چند سوال بی‌خاصیت. بدم میاد از این روش کهنه و قرون وسطایی در عصر دیجیتال.

      پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۲-۱۹ در ۲:۱۵ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    من به توصیه یک دوست گاهی اوقات رزومه ام را به سازمانهای مختلف ارائه می دهم تا ببینم مهارت و استعدادهایم هنوز به درد می خورد و چقدر و اصلا چند چندم.
    چند وقت پیش برای مصاحبه به یک شرکت معتبر رفتم مصاحبه شونده رزومه ام رو نگاه کرد و گفت: شما چقدر از این شاخه به آن شاخه پریده اید ریاضی ادبیات ورزش روانشناسی و بعد یک سوال ریاضی محاسبه مساحت به من داد من بهش گفتم سالهاست ریاضی نخوانده ام و تدریس هم نکرده ام و نمی توانم همچین سوالی رو جواب بدهم فهم و درک و شعور مصاحبه شونده برایم جالب بود که می خواست با محاسبه مساحت یک شکل نامشخص مرا استخدام کند. البته فکر کنم فهمید من الکی برا مصاحبه رفتم چون هر چقدر با اعتماد به نفس بالا از من سوال می کرد من بااعتماد به نفس بالاتر جوابش رو می دادم و برام مهم نبود استخدام بشم یا نه.
    سوال دیگری که در یک سازمان دیگر از من پرسیده شد و به نظرم جالب بود این بود : اگر شما از سازمان درخواست وام بدهید و به شما ندهند و همزمان با آن همکار دیگر درخواست کند و به او وام داده شود شما چه احساسی نسبت به سازمان پیدا می کنید؟

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۲-۱۹ در ۳:۲۰ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      معصومه به نظرم ذهن انسان یک خطای بزرگ داره بنام “وفور منابع”. یعنی چیزی را که زیاد و رایگان و دائمی ببینه بهش ارزش نمیزاه و بی‌ارزش میدونه. مثلاً یک کارفرما که با آگهی ۲۵ هزار تومانی ۲۵ متقاضی کار دعوت می‌کنه. یعنی دونه‌یی هزار تومان، به متقاضی هم در حد هزار تومان ارزش قائله نه بیشتر. اون میگه حالا این نشد یکی دیگه. فردا باز آگهی میدم یک سری آدم بیکار و علاف و قوی و ضعیف می‌ریزن اینجا. تازه اگر استخدام هم بشی. همیشه دو دل هست می‌گه نکنه از این بهتر باشه. یکی هم بد کار کنی سریع میره در خفا مصاحبه برگزار می‌کنه که آدم جدید وارد مجموعه کنه. به همین خاطر با فرستادن رزومه مخالفم. با اگهی دادن و کار پیدا کردن از طریق شبکه‌های اجتماعی و دیوار و نیازمندی‌های همشهری مخالفم. استفاده از این ابزارها جز خار و ذلیل کردن خودمون چیزی دیگری نداره. کارفرما باید پدرش دربیاد. باید عرق بریزه. باید بدووه که آدم قوی پیدا کنه. حالا وقتی پول داد وقتی هزینه کرد وقتی از زیر سنگ، کارمندشو پیدا کرد. قدرشو می‌دونه. چون پاش پول و انرژی ریخته پس نگه‌ش میداره. نازشو میکشه. می‌ترسه که نکنه بره.
      تکنولوژی اگرچه ما را به همدیگر به راحتی و ارزانی کانکت کرده ولی ما را پیش هم بی ارزش کرده. به نظرم همان روش‌های سنتی و دهان به دهان و دوستان نزدیک خیلی بهتر و با وجود دشوار بودنشون اثربخشی خیلی زیادی نسبت به ارسال رزومه با ایمیل مفت گوگل و اینترنت ارزان و تلگرام رایگان داره.
      معصومه ببخش اگر بی‌ربط بود. تو دلم مونده بود حرف‌های تو بهانه شد اینا را بگم.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.