میکرواکشنی برای تبلیغ کتاب

معمولاً سعی می‌کنم بعد از خرید چیزی، نایلون یا پاکت پلاستیکی نگیرم و همراه خودم کیف یا سبد خرید ببرم. امروز که برای خرید به کتابفروشی رفتم، بعد از انتخاب دو کتاب هفت عادت مردمان موثر و تصمیم گیری یونا لرر، کیف دستی‌ام را باز کردم که کتاب‌ها را داخلش بزارم ولی کتابفروش اجازه نداد. گفت باید بهت نایلون بدهم که کتاب‌ها را توش بزاری. گفتم آخه من اصطلاحاً طرفدار محیط زیست هستم و از گرفتن کیسه پلاستیکی حذر می‌کنم، گفت: نه این کار برای تبلیغ کتابه. باید مردم کوچه خیابون ببین تو کتاب گرفتی. باید برای کتاب تبلیغ بشه. اینکه بدونن چاره کارشون کتاب‌خوندنه.

من هم گزینه سوم را انتخاب کردم و دو تا کتاب را دستم گرفتم تا خونه باهاشون رفتم. طی راه داشتم ذکاوت و تلاش آقای تقدسی را تحسین می‌کردم که سال‌هاست چراغ تنها کتابفروشی درست و درمان شهر را روشن نگه داشته. بعد از این تصمیم گرفتم تا می‌تونم دستم کتاب باشه که همه ببینن. نباید کتاب‌ها را قایم کرد.

 

4 نظر در “میکرواکشنی برای تبلیغ کتاب

  • ۱۳۹۶-۱۰-۰۳ در ۵:۳۴ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    این تصویر (کتاب های انباشته شده روی هم) از زیباترین تصاویری است که میتوان از زندگی تصورش کرد.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۱۰-۰۳ در ۱۱:۱۳ ق٫ظ
      پیوند یکتا

      یاور جان مسئولیت بزرگی بر عهده قشر فرهیخته و فرهنگی و کتابخوان است. ما که از تاثیر کتاب و کتابخوانی باخبریم و تاثیرات آن را در زندگی و کسب و کار دیدیم باید به هر نحوه ممکن و هر جا که فرصت و موقعیتی داریم کالای کتاب را تبلیغ کنیم. کسی دیگری وجود ندارد که این ماموریت را برعهده بگیرد. حتی بین دوستان متممی خودمان مخالفان سرسخت کتاب وجود دارد که تو و من آنها را می‌شناسیم دیگر برای اقشار دیگر جامعه چه بهانه‌ی می‌ماند.
      جامعه امروز ما پر شده از خرافه و جهل و نادانی. فضای بسته گذشته شکسته و هویت گذشته که سال‌ها بر مغز و جان آن دیکته شده بود از بین رفته. تنها چیزی که این جامعه در راه مانده و سرگردان را می‌تواند نجات دهد کتاب‌خوانی است.

      پاسخ
  • ۱۳۹۶-۱۰-۰۳ در ۹:۴۲ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    آفرین به دقت بی‌نظیر تو علی جان،
    کاش حرفه‌ای گری این فروشنده محترم را یادآوری کنی همیشه، و یک «یادهست» برای او منتشر با عکس و آدرس.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۱۰-۰۳ در ۹:۴۷ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      حتماً سجاد جان
      این سری رفتم یک عکس باید ازشون بگیریم آدم نازنینی است. من از نوجوانی تو کتابفروشی ایشون می‌چرخیدم. یکبار کل یک کتاب (ریاضی) را همانجا سرپا تو کتابفروشی خواندم.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.