میکروسلبریتی‌ها

هر بار که حادثه یا پدیده اجتماعی در سطح جامعه اتفاق می‌افتد هر وبلاگ نویسی در دوراهی نوشتن یا ننوشتن در مورد این رویدادها قرار می‌گیرد. وقتی می‌بینی زمین و زمان در مورد آن می‌نویسند و تو نمی‌خواهی یا نمی‌توانی حرفی بزنی خودش آشوبی در ذهنت ایجاد می‌کند.

از یک طرف اگر ادعا می‌کنیم که وبلاگ شخصی داریم و بخشی از افکار و اعتقادات خودمان را در آن منعکس می‌کنیم اگر ساکت بمانیم و فقط حرفهای رسمی بزنیم به قول محمدرضا شعبانعلی به یک سایت آموزشی یا مجله علمی تبدیل می‌شویم که از ماهیت وبلاگ نویسی دور است.

از طرفی وقتی در مورد اتفاقات عمومی و  مردم پسند صحبت می‌کنی می‌دانی که این حرفها  یک هفته یک ماه یا یک سال دیگر هیچ ارزشی نخواهد داشت و اگر باز گردی و آن‌ها را بخوانی همچون یک محتوای ناجور و بی‌ربط بین مطالب وبلاگ خودنمایی می‌کند.

از خودم می‌پرسم آیا الان کسی حاضر است یک لحظه در مورد حادثه پلاسکو یا حادثه قطار سمنان یا حتی زلزله بم یا لرستان و ورزقان مطلبی را بخواند؟ چه شد آنقدر خبر و تصویر و ویدیو که در مورد آن اتفاقات ساخته شده و امروز در دنیای بی‌کران اینترنت و فضای دیجیتال زیر خروارها خبر و محتوای دیگر دفن شده و از بین رفته است. شاید میلیون‌ها ساعت وقت برای آن صرف شده. شاید صدها تیتر و کامنت و لایک برای آن حوادث خرج شده ولی امروز گوشه‌ی از آن باقی نمانده.

از این‌ها بگذریم خواستم در مورد زلزله کرمانشاه صحبت کنم. البته اگر اجازه بدهید در مورد فضای مجازی و نحوه روبرو شدن با این حادثه نکته‌ی بیان کنم.

یکی از مواردی که در کنار خود حادثه برای من آزار دهنده بود سوء استفاده و بهره‌برداری هایی میکرو سلبریتی‌ها از این ماجرا بود. گفتم میکروسلبریتی‌ها چون ما سلبریتی‌هایی داریم که در حکم ماکرو سلبریتی هستند و همه مردم تقریباً آن‌ها را می‌شناسند کسانی مثل علی دایی یا استاد شجریان یا جناب خاتمی

ولی اشاره‌ام به کسانی است که نه به اندازه این افراد شهرت دارند و نه افراد معمولی هستند. کسانی هستند که برای بخشی از مردم شناخته شده هستند. ممکن است یک بازیگر کم طرفدار باشد یا یک معلم روانشناسی یا مجری تازه کار.

سلبریتی های بسیار معروف دیگر آب از سرشان گذاشته و شاید ولع پول وشهرت بیشتر را نداشته باشند و شاید از مردم هم فراری باشند ولی این میکروسلبریتی‌ها تشنه شهرت و لایک و تشویق هستند. هر کاری می‌کنند که افراد بیشتری آن‌ها را بشناسند و بتوانند در کنار آن شهرت و معروفیت، خودشان یا خدمتشان را به نحوی به فروش برسانند. این افراد وقتی می‌بینند اتفاقاتی مانند زلزله رخ می دهد بهترین فرصت را برای سوء استفاده و منفعت بردن از این سفره پیدا می‌کنند. چون زمانی است که احساسات مردم فوران کرده و هر حرکت خیرخواهانه که از این افراد انجام می‌دهند حمل بر خوبی و انسانیت این افراد گذاشته می‌شود. در حالی که این جوجه سلبریتی ها فقط به دنبال شهرت و پرکردن جیب خود هستند.

کسی که در لندن نشسته و به خیال خودش عملیات امدادرسانی خودجوش درست کرده و از انگلستان آن را فرماندهی می‌کند واقعاً دلش به حال مردم می‌سوزد؟ اگر این مردم برای تو ارزش داشتند حداقل چند روزی آنجا را ترک می‌کردی و ایران می‌آمدی.

به مصداق‌ها کاری ندارم ولی واقعیت اینکه بعد از هر حادثه‌ی باید منتظر بود این افراد بود که می‌خواهند از این اتفاقات تلخ برای خود نام و نانی فراهم کنند  و حداقل کاری که ممکن است ما انجام دهیم این است که با این افراد همگام نشویم.

3 نظر در “میکروسلبریتی‌ها

  • ۱۳۹۶-۰۸-۲۸ در ۰:۵۸ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان
    حرف دل من رو زدی. من چون داخل اینستاگرام و تلگرام در موردش نوشتم (https://t.me/charvand/1520 ) و فحش هم خوردم (و انتظارش رو هم داشتم) دیگه فعلا داخل سایتم در موردش ننوشتم. عجیبه که دارن به خاطر شهرت و افزایش محبوبیت در گله‌ی خودشون، انقدر تفرقه و بی اعتماد در جامعه ایجاد میکنن. هر کدوم شدن یه نهاد و یه ارگان. اون وقت خود این افراد میگن چرا ما یک نهاد و ارگان واحد نداریم؟! و این همه نهاد متعدد، سبب هرج و مرج میشه و … / واقعا نیاز به یک مرجعی که درباره‌ی همه چی آمار بده، حس میشه. خیلی از مردم دیگه مغزشون توانایی حساب کتاب نداره. با اعداد و ارقام در حد یک حکومت و دولت آشنایی ندارن. مثلا فعلا دارن پول جمع میکنن که ۱۰ تا کانکس بخرن اما گویا اطلاعی ندارن که ۱۲ هزار کانکس لازمه و در ایران چنین تعدادی وجود نداره و بهتره که سرپناه‌های موقت با پروفیل و قوطی آهنی بسازن و یا روزانه چقدر عمل جراحی داره اونجا انجام میشه و چقدر آشپزخانه و بیمارستان صحرایی راه اندازی شده که سلبریتی توی خوابش هم نمیتونه ببینه. اون حتی اینا توی مخش نمیگنجه؛ چه برسه بخواد بره پول جمع کنه و این کارهارو انجام بده و … / و یا مثلا یه فیلم تقطیع شده از یک روحانی که ۵ سال پیش گفته” مردم به فکر کمک دولت نباشن” رو دستاویز کردن و یه گله پشت خودشون راه انداختن و سبب اختلاف و زاویه ی مردم با حکومت شدن اختلافی که هیچ سودی نداره و دو روز دیگه، سلبریتی موجش وجوش میخوابه اما اثر کارش در زاویه‌دار کردن من و حکومت، موندگاره. حالا روز روزش ساکتن و فقط وقتی جو و موجی ایجاد میشه، سوارش میشن و مردم به به و چه چه میکنن براشون. البته به قول دوستی، سلبریتی نمیتونه لیدر باشه و فرمون مردم رو بگیره دستش، این مردم هستند که افسار سلبریتی رو میگرن دستشون.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۸-۲۸ در ۴:۱۴ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام

    تو ماجرای این زلزله دلم بیشتر برای این میسوزه که حتی روشی که تو سایتهای خبری و شبکه‌های اجتماعی داره برای ایمن ماندن در زلزله به مردم پیشنهاد میشه خودش باعث بالا بردن تلفات زلزله میشه

    “مثلث حیات در زلزله” را در گوگل در یک هفته اخیر سرچ کن ببین چند سایت به اصطلاح معتبر خبری! آنرا کپی پیست کرده‌اند

    فقط در سایت همشهری دیدم که به درستی نوشته این روش بی‌اعتبار است و hoax حساب میشه! :
    http://www.hamshahrionline.ir/details/388678/Onlinedesk/cyberspace

    اگر به سایت سازمان زمین شناسی آمریکا هم سر بزنید می‌بینید که “روش مثلث حیات” را رد کرده است :
    https://www.usgs.gov/faqs/what-triangle-life-and-it-legitimate?qt-news_science_products=7#qt-news_science_products
    و روش “خم شدن، دست‌ها را در سر گرفتن و زیر وسایل محکم پنهان شدن” را توصیه کرده است!

    به چند سایت خبری هم ایمیل زدم و موضوع را گفتم ولی هنوز جواب ایمیلم را ندادند.

    حالا موضوع چی بوده؟ یک سایت اینفوگرافیک این روش غلط برای ایمنی زلزله را گذاشته بقیه سایتها این مطلب را کپی پیست کردند!
    بعد همین سایتهای خبری درباره تلفات و مجروحان زلزله مرثیه سرایی میکنند!

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۹-۰۱ در ۱۱:۰۸ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام
    من اولین بار و از طریق سایت و پست جدید محمد رضا شعبانعلی عزیز به وبلاگ شما میایم و خیلی هم از اشنایی با وبلاگ زیباتون خوشحال شدم.
    مطلبی رو که بنظرم (در کمال پررویی) میخواستم عرض کنم این بود که ایده ای که بیان کردید جالب بود ولی من خیلی نسبت به مثال هایی که زدید حساس شدم و میخواستم عرض کنم که خیلی بد بینانه درباره ی همه ی میکروسلبریتی حکم دادید که همه ی انها دنبال شهرت هستند.
    مثلا همان روانشناسی که مثال زدید، در کمپینش از فرهیختگان و حتی یک بازیگر (که ماکروسلبریتی هم هست) وجود دارد.من هم نسبت به این فاجعه که اکثر مردم نسبت به دستگاه های دولتی بی اعتماد شده اند ، نگران هستم ولی، در این وضعیت اگر معلم روانشناسی (که از نظر تعداد شاگردان و مخاطبان،تقریبا در حد و اندازه ی استاد شعبانعلی هستند) پیشقدم میشود و امین مردم میشود و ابرو و وقت خود هم وقف این کار میکند نباید چون طرفدار میلیونی ندارد در صف جاه طلبان شهرت قرار بگیرد.
    با تشکر از سایت زیباتون

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.