نقاشی با کلمات

مدت‌ها فکر می‌کردم چرا پس از خواندن بعضی نوشته‌ها چیزی عایدم نمی‌شود و چرا چیزی یاد نمی‌گیرم؟

یا چرا زیاد می‌نویسم ولی پیشرفتی در زندگی و کارم احساس نمی‌کنم؟

از نظر من خواندن و نوشتن از هر نوعی خوب و پسندیده است. حتی سبک و سطحی.

ولی دقیق‌تر نگاه کنیم چه تفاوتی بین نوشته‌‌های عمیق و سطحی وجود دارد؟ چرا یک نوشته با داشتن انبوهی از کلمات سنگین و ثقیل و متنوع موجب رشد و پیشرفت خواننده نمی‌شود؟ چرا نویسنده که شاید صدها‌هزار کلمه قلم‌فرسایی کرده حس پیشرفت‌ نکردن و توسعه نیافتن را به همراه خود جابجا می‌کند؟

این سوالها پاسخ فراوانی دارد. ولی یکی از دلایل آن نوع نگاه یک خواننده یا نویسنده به دنیای کلمات است. برای بعضی‌ انسان‌ها کلمات به مثابه رنگ و آبرنگی است که در دستان آن‌هاست و صفحه خالی کاغذ همانند بوم و تخته نقاشی. آن‌ها کلمات را روی کاغذ می‌پاشند و در پایان  کار با یک نقاشی روبرو هستیم تا نوشته.

.

همان‌طور که یک تابلوی نقاشی معنی خاصی ندارد و به برداشت و تفسیر ناظر بستگی دارد. این نوشتن هم به دنبال انتقال معتی یا مفهوم خاصی نیست. نویسنده یا نقاش کلمات خواسته حرف‌های خود را در قالب کلمات بیان کند. بدون اینکه از معنی کلماتی که به کار می‌برد آگاه باشد یا پیام یا مفهوم مشخصی در پشت کلمات پنهان کرده باشد.

او انبوهی از واژه‌ها را با هم مخلوط می‌کند ولی نمی‌داند تعریف هر کلمه چیست. او علمی نگاه نمی‌کند. برای او چهار واژه شور و شوق و شعور و شادی یکیست. و هر کدام را با توجه به حس خود در نوشته جا می‌دهد ولی شاید برای یک دانشمند یا محقق در پس هر کدام از کلمات شور وشوق و شعور و شادی یک دنیا مطلب و تحقیق و تعریف و کتاب نهفته باشد و یک فرد علمی نمی‌تواند این کلمات را براساس “حس خود” انتخاب کند

نمی‌خواهم بگویم نقاشی با کلمات همان تعبیر سالاد کلمات که محمدرضا شعبانعلی بکار می‌برد است. چون سالاد کلمات بار منفی در خود دارد و من کسی که زحمت هر نوع نوشتن را به خود داده حتی سطحی و مبتذل ستایش می‌کنم چون نوشتن از دید من امری مقدس است.

بلکه منظورم این است که نباید از هر نوشته و نویسنده انتظار عظیمی داشته باشیم. شاید زیاد نوشتن ما را به هم جایی نرساند. چون نوشتن برای ما در حکم نقاشی بوده. کلمات را کنار هم چیده‌ایم تا به یک تابلوی سیاه و سفید بسازیم. در آن قلم، حکم قلمو را داشته و صفحه سفید همان بوم نقاشی. با این سبک نوشتن حال بهتری تجربه می‌کنیم ولی شاید انتظار رشد و پیشرفت و توسعه داشتن غیرمنصفانه باشد.

 

مطلب مرتبط با نوشتن:

تعریف واژه‌ها قبل از نقادی

کلمات حرمت دارند آن را پاس بداریم

کلمات کلید بهشت هستند

نوشتن و لذت خالق بودن

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.