نقش نهار در تصمیم گیری

اکثراً انسان‌ها از جمله خودم معتقدیم تصمیم‌هایی که ما می‌گیریم مستقل و بدون تاثیر پذیری از دیگران یا محیط بیرون است. و اگر مخاطب این قرار بگیریم که نه تو تصمیمات بزرگ زندگی را هم شاید بی‌منطق و بدون فکر می‌گیری ناراحت می‌شویم.

یکی از نمونه‌های معروف در این زمینه شام و نهار دادن است. بسیار از افراد وقتی دعوت یک آشنا و غریبه را لبیک می‌گویند و پای سفره رنگین و چربین آن می‌نشینند بسیار محتمل است که نظر و رای و درخواست میزبان را خارج از فضای مهمانی هم بپذیرند و سر تعظیم به آن خم کنند.

به نظرم این نوع مراسمات مانند داغ کردن تنور است که بسیار از افراد به خوبی از عهده آن برمی‌آیند و بلافاصله تا تنور سرد نشده نان را می‌چسبانند و آن یک درخواست یا کمک یا دستور به انجام کاری که در حالت طبیعی ما از انجام دادن آن اکراه داریم.

حتی طوری شده که اثرگذاری همان شام چرب و نرم از صد استدلال و منطق هم بیشتر و شدیدتر است و شاید ما آنقدر به آن فرد اهمیت بدهیم که نتوانیم به او یک “نه” کوچک هم بگوییم.

این حرفها را گفتم که به نقل قول بسیار زیبایی از اینشتین برسم که در پیام اختصاصی متمم دریافت کردم. به نظرم چکیده سخن گفته شده و ایشان از روی یکی از موثرترین عوامل مختل کننده  قوه تصمیم‌گیری انسان پرده برداشته:

شما را به خواندن آن دعوت می‌کنم:

3 نظر در “نقش نهار در تصمیم گیری

  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۵ در ۱۱:۳۵ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام جناب کریمی عزیز

    موردی که فرمودید از اون واقعیت های کهنه و دردناک بود که کلّی باهاش خاطره داریم
    البته بیشتر با شام!!
    🙂
    متن زیر رو پارسال در همین رابطه نوشته بودم.گفتم شاید بد نباشه شما هم ببینید

    http://kafemarketing.com/10821-2/

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۶ در ۰:۲۳ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    جناب یگانه اتفاقاً پارسال من مطلب شما را خواندم و وقتی به این موضوع فکر می‌کردم مثال شما هم در ذهنم بود. چون از خودمان که نمیشه مثال بزنیم. نهار و شام روی ما تاثیر نداره 🙂
    ولی واقعیتش به قول شما این روش روش پایدار و بلندمدتی نیست.
    البته فکر کنم اگر هدف بلند مدت نداشته باشیم یک جاهایی کار ساز باشه و این موضوع بیس علمی هم داره. همون چیزی که به تو فایل ویدیویی رقابت هم محمدرضا اشاره کردن به اسم priming که شما اگر قبل از یک تصمیم برانگیخته بشوید ممکن است دچار سوگیری در انتخاب گزینه ها بشید.
    مطلب فارسی در مورد priming در اینترنت وجود نداره. یکی پیدا کردم به زبان فارسی دری که عیناً اینجا کپی و پیست می‌کنم https://goo.gl/Dddxg9

    “نظریه پیش زمینه سازی (Priming) :
    در علم روانشناسی Priming برانگیختن، (تداعی) معانی مرتبط در حافظه پیش از انجام یک کار یا فعالیت است.
    مردم تمایل دارند فورا و بی درنگ نظرات و قضاوت های خود را درباره موضوعات شکل دهند بدون اینکه مجبور باشند(آگاهانه) نظرات و اطلاعات قبلی خود را از حافظه بازیابی کنند.
    بر این اساس Priming بر دو فرض استوار است:
    ۱- مردم به همه موضوعات توجه نمی کنند.
    ۲- مردم معمولا راه کوتاه توسل به الهامات ذهنی و اشاره های ساده را (به جای استفاده و استناد به اطلاعات قبلی خویش به طور آگاهانه) ترجیح می دهند.
    مثلا وقتی شما لیستی از لغات را که در بین آن کلمه “میوه” وجود داشته باشد به کسی بدهید تا بخواند و چند لحظه بعد از وی بپرسید که منظور شما از دو حرف “م” و “ی” یعنی “می” چی است، شخص فورا کلمه “میوه” را به زبان میآورد تا کلمات مثل “میزان” ، “میز” و یا “میدان”؛
    که این کار پیش زمینه سازی برای وادار ساختن شخص مذکور به ذکر کلمه دلخواه شما بدون اینکه آن شخص متوجه گردد، میباشد.
    ویا هم اگر شما گیلاس نوشیدنی با حرارت مناسب گرم دلپذیر را برای چند لحظه به دست کسی بدهید(بدون اینکه از آن بنوشد) و بعداز چند دقیقه نظر وی را در مورد چیزی بپرسید، شخص مذکور در آن لحظه مثبت گرانه عمل میکند و در آن مورد خوشبین میباشد ولی برعکس اگر نوشیدنی مذکور حرارت سرد دلپذیر داشته باشد، نظر آن شخص بدبینانه و منفی میباشد.
    پیش زمینه سازی بیشتر توسط رسانه‌ها و سیاست مداران مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    پیش زمینه سازی پنهانی (Subliminal Priming) از طریق پیام ها پنهانی (Subliminal Messages) انجام میگیرد که عبارت است از آماده سازی اشخاص برای انجام کاری، بدون اینکه متوجه شوند.
    بطور مثال چندین بار گذاشتن تصویر نوشابه‌ها و پله جواری در میان فلم در سینماها به مدت کوتاه ۳/۱۰۰۰ ثانیه که بیننده متوجه دیدن آن تصویر در وسط فلم نمیشود
    ولی ذهن ناخودآگاه وی تصویر را حفظ می‌کند و بیننده در زمان تفریح ویا ختم فلم بطور ناخودآگاه به طرف خرید نوشابه و پله جواری میرود.”

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۶ در ۰:۵۵ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    دقیقاً همینطوره که فرمودین جناب کریمی

    در بعضی حوزه ها (حداقل در حوزه لوازم خانگی که خودم حضور داشتم و دیدم) اصل فروش سالیانه شرکتها روی پرایمینگ ذهنی مشتریان انجام میشه.
    یعنی یک مغازه دار در حالت عادی و بر اساس نیاز خودش، هر ماه یک یا چند دستگاه ماشین لباسشویی با برند X از شرکت میخره.
    اما در هر سال دو بار سمینار فروش برگزار میشه که در این سمینارها هم نمک گیرشون میکنن(!) و هم با ایجاد یک “جو رقابتی” بین مهمانان، طرح های ویژه فروش رو انجام میدن. مثلا با خرید ۲۰ عدد لباسشویی یک سفر به کشور…!
    این خریدها در حالت عادی محاله انجام بگیره اما وقتی حالت رقابت بین بیش از یکصد میهمان انجام میشه ناخودآگاه روی تصمیم گیری اونها اثر میذاره و چنین میشه که در یک شب دو هزار لباسشویی X فروخته میشه! تا زمان سمینار بعدی برای فروش برند Y و همین داستان تکرار میشه

    شاید باورش سخت باشه. اما زمان کودکی و نوجوانی ما که صدا و سیما بالاترین زمان وقت گذرانی رو برامون داشت(برخلاف امروز) آنچنان ذهنمون پرایم شده بود که هر آدم دارای ریش رو خوب و مثبت می دیدیم و هرکسی که چپه تراش بود رو آدم بد!! 🙂 طوریکه یادمه یک روز با دوستم از مدرسه برمیگشتیم (اواسط دهه ۶۰ بود) توی یک کوچه خلوت دیدیم از روبرو یک آقای کت شلواری با کراوات و چپه تراش داره میاد. آنچنان با دوستم فرار کردیم که اگه مار می دیدیم اینطور وحشت زده نمی شدیم! فکر میکردیم طرف ساواکیه و الان میگیره شکنجه مون میکنه! :-))))

    البته در مورد پرایمینگ قبلاً یک پست سطحی و ابتدایی در حد و اندازه درک خودم نوشتم که اجباراً هم از تنها منبع موثق موجود در این زمینه (محمدرضا ی عزیز) در اونجا مثال آوردم.
    فکر میکنم اهمیت این موضوع و عدم وجود محتوای فارسی، دلیل خوبی باشه تا بزرگانی مثل شما و دیگر دوستان (مخصوصاً جناب مشیرفر و جناب انصاری عزیز) در این زمینه دست به کار بشن.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.