هر شبکه اجتماعی را بهر کاری ساختند

داستان‌: چند ماه پیش یکی از خوانندگان وبلاگ پیامی به من فرستاد و خودش را معرفی کرد. گفت که موسس یا همکار یک شبکه‌ اجتماعی به اسم همسا است.

من تا آن روز اسم این سایت و اپلیکشین را نشنیده بودم و برام خیلی عجیب و نامانوس به نظر می‌رسید.

در اصل این شبکه‌ اجتماعی حول ایده و ایده پردازی شکل گرفته و کاربران ایده‌های خود را به اشتراک می‌گذارند. بگذریم که کیفیت حرف ها و ایده‌های مطرح شده در آن چقدر است. ولی من وقتی یا این شبکه اجتماعی جدید مواجه شدم با خودم فکر کردم آیا این شبکه‌ اجتماعی موفق می‌شود و آیا کاربران از آن استقبال می‌کنند؟ آیا همین که سایت یا اپلیکیشنی بینان کنیم و نام آن را یک شبکه بنامیم و از کاربران دعوت کنیم در آن فعالیت کنند کافی است؟ یا به چیزی بیشتر نیازمندیم؟

همین سوال بود تا من با یکی از درس‌های متمم مواجه شدم که نیازهای کاربران در شبکه‌های اجتماعی را توضیح داده بود. ‌آنجا تا حدودی فهمیدم ایجاد یک شبکه‌های اجتماعی بهتر است حول یکی از نیازهای کاربران شکل بگیرد و اگر ما یک شبکه اجتماعی تاسیس کنیم که نتواند بخشی از نیازهای سطحی یا عمیق مردم را تامین کند نمی‌توانیم به آینده و بقا آن امید داشته باشیم.

این نوشته تلاش دارد یک لیست از شبکه‌ و پلتفرم و سایت اجتماعی ارائه کند و نیازی که هر از یک از این گزینه‌ها تامین می‌کنند را ارائه دهد.

هر یک از  شبکه‌های اجتماعی طیف خاصی از نیازهای ما را تامین می‌کنند. مثلاً برای سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت یا استراحت به پلتفرم هایی مثل آپارات یا یوتیوب سرمی‌زنیم یا برای رفع نیازهای آموزشی و یادگیری به سایت متمم مراجعه می‌کنیم.

حال یکی از سوالاتی که مطرح می‌شود این است که هر شبکه‌ی اجتماعی چه نیازی از نیازهای کاربران را رفع می‌کند؟

ما نمی‌توانیم در پلتفرم اجتماعی یوتیوب به راحتی به همدیگر پیام بفرستیم یعنی اساسا یوتیوب برای ارتباط و ارسال پیام بین کاربران طراحی نشده است. از طرف ما ترجیح می‌دهیم پیام‌های متنی خود به دیگران از طریق تلگرام ارسال کنیم تا توئیتر.

هر شبکه اجتماعی کاربردی خاصی دارد

پس اگر مجموعه‌ای از نیازها داشته باشیم هر شبکه و پلتفرم اجتماعی بخشی از این نیازها را پوشش می‌دهد.

اگر براساس مدل هیم نیازهای اصلی انسان‌ها را به ۸ نیاز زیر تقسیم کنیم می‌توانیم هر یک از شبکه‌های اجتماعی را براساس نیازی که در آن پاسخ داده می‌شود در یک جدول مجزا نشان دهیم.

نیاز به سرگرمی: سرگرمی فعالیتی است که هدف مشخصی را دنبال نمی‌کند. اگر ما پای یک اکانت اینستاگرام برای تماشای عکس‌ گربه می‌نشینیم احتمالاً کاری از جنس سرگرمی انجام می‌دهیم.

  نیاز به دریافت و ارسال اطلاعات: وقتی به دنبال دریافت یا ارسال اطلاعات در مورد یک موضوع هستیم در حال تلاش برای رفع این نیاز هستیم مثل دانلود یک کلیپ خبری یا فرستادن یک جمله کوتاه به یک دوست  از جمله مثال‌هایی است که نیاز به دریافت و اشتراک گذاری اطلاعات در مشاهده می‌شود.

نیاز ارتباطی: یعنی اینکه قصد داریم با کسی حرف بزنیم یا دغدغه‌های کسی که هم نظر ماست را بخوانیم یا دوستان هم‌فکر خودمان پیدا کنیم  از  جنس نیازهای ارتباطی است.

نیاز به کنترل کردن محیط: اینکه یک شبکه‌ اجتماعی چقدر کنترل ما بر محیط را افزایش یا تغییر می‌دهد.

نیاز آموزش و یادگیری: همانطور که از عنوان این نیاز مشخص هست بعضی از شبکه ها و سایت های اجتماعی برای رفع نیازهای آموزشی افراد طراحی شده‌اند.

  نیاز به افزایش بهره‌وری: اگر کاربر بتواند در یک شبکه اجتماعی کارهای خود را سریعتر ارزانتر و راحتر انجام دهند می‌توان گفت این شبکه اجتماعی حول افزایش بهره وری و افزایش کارایی طراحی شده است.

  خلاقیت:‌ اینکه من چیزی ساخته‌ام و می‌خواهم توسط یک شبکه‌ اجتماعی این خلاقیت را به دیگران نشان دهم یا با آن‌ها به اشتراک بگذارم. مثل یک عکاس هنری که عکس‌های جذاب خود را در یک کانال اینستاگرام به اشتراک می‌گذارد.

اگر در یک ماتریس هر از شبکه‌های اجتماعی را براساس نیازی که رفع می‌کند نشان دهیم با جدول زیر مواجه خواهیم شد.

نام شبکه یا پلتفرم اجتماعیسرگرمیدریافت و ارسال اطلاعاتارتباط با دیگرانکنترل کردن یادگیریافزایش کاراییخلاقیت
تلگرام
اینستاگرام
فیسبوک
یوتیوب و آپارات
وبلاگ
متمم
goodreads.com
سایت های خبری
فروم های تخصصی
توئیتر
همسا
کافه بازار
Linkedin
ویکیپدیا
اسکایپ
flickr.com

مطلب مرتبط: Joking with Motamem

مطلب مرتبط: تحلیل شبکه های اجتماعی

مطلب مرتبط: شبکه‌های اجتماعی، بهشتی با دیوارهای بلند

 

3 نظر در “هر شبکه اجتماعی را بهر کاری ساختند

  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۲ در ۵:۳۹ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان
    خوشحالم که نوشته هات داره به سمت و سویی میره که در پادکست های Scale up به خوبی بهشون اشاره شده. نوشته قبلیت در مورد مقیاس پذیری کسب و کار خیلی بهتر و ساده تر و کاربردی تر و قابل فهم تر از پادکست های Scale-up من بود. هر چند سعی کردم داخل پادکست هم اشاره کنم که از بحث تو و حمید برای توضیح مفهوم مقیاس دارم استفاده میکنم.

    هافمن داره یه کتابی مینویسه به نام Blitzscaling. در مورد مقیاس و درس هایی که تو استنفورد در این مورد تدریس کرده. امیدوارم وقت و فرصتی بشه که این محتوا رو پوشش بدیم. هم درس ها رو، هم پادکست ها رو و هم خود کتابش رو.

    فعلا به خاطر علاقه ای که به اسنپ و یادگیری ازش داری، دو تا مقاله در مورد UBER برات ارسال میکنم. (البته که این دو تا این هفته در رادیو کتاب و اون پادکست ویژه Scale up قرار میگیرند، ولی گفتم قبلش به تو بگم.)

    با مهر
    یاور

    مقاله رید هافمن

    مقاله تیم اوریلی

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۲ در ۹:۰۱ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام بر شما و تشکر از مطلب خوبتان
    میشود کمی در مورد «نیاز به کنترل کردن محیط» توضیح بدهید؟ من نمی‌فهمم که توئیتر چگونه این نیاز را رفع می‌کند ولی اینستاگرام نه؟(با تعریفی که خودتان ارائه داده‌اید)
    سپاسگزارم

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۷-۲۵ در ۰:۴۸ ق٫ظ
      پیوند یکتا

      مرتضی جان. اولاً بگم من خیلی محتاط بودم که در این زمینه توضیح ندم. چون محتوایی که بهش اشاره کردم خلاصه‌ی از درس نیازهای کاربران در شبکه‌های اجتماعی در متمم هست که صرفاً برای ارزیاب‌های استراتژی محتوا تهیه شده و شاید گروه متمم دوست نداشته باشه درسی که محتواش برای اکثراً کاربر بسته است را من بیام و در وبلاگم توضیح دهم. واقعیتش تو خود متن درس هم زیاد توضیح داده نشده و برداشت من این بود که ما وقتی خبر می‌خونیم یا به سایت‌های خبری سر می زنیم احساس “کنترل” روی محیط به دست می‌یاریم. مثلاً همین که می‌گیم ببینیم اطرافمون چه خبر است؟ خودش نشان دهنده کنترل کردن محیط است. از طرفی تو دنیا سایت توئیتر رقیب سایت‌ها خبری و روزنامه‌هاست و یک پلتفرم است برای انتشار و پخش خبر. پس توئتیر همون نقش را بازی می‌کنه که سایت‌های خبری می‌کنن ولی بحث خبر رسانی در اینستاگرام اونقدر پررنگ نیست.

      پاسخ
  • Pingback استخراج جدول از صفحات وب با اکسل - سایلاگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.