محصول خوب (۱): چای ترش گلستان

الان که یواش یواش پس‌اندازم بیشتر می‌شود و می‌توانم چیزهای بیشتری بخرم، قصد دارم یک سری جدید از مطالب در وبلاگ بنویسم یا عنون محصولات خوب. هر محصولی که خودم استفاده کردم و ازش خیلی راضی بودم را اینجا بنویسم. البته راضی نه، بلکه خیلی راضی. یعنی چیزهایی که به نظرم فوق‌العاده هستند. البته باز تاکید کنم چیزهایی که خودم خریدم چند ماه استفاده کردم و تست کردم و از آن‌ها راضی بودم.

قصد درآمدزایی و افیلیت‌ مارکتینگ بازی هم ندارم. از بس ما ایرانی‌ها به هر چیز جدید از جمله اینترنت و وب و وبلاگ گند زده‌ایم که آدم حالش از این فضا به هم می‌خورد. هر کاری می‌کنیم باید تهش به پول منتهی شود.

 

چای ترش گلستان

انصافاً گلستان یکی از برندهای خوب ایران هست. در کنار مینو،. بستنی میهن و با ارفاق کاله. البته یکجا خواندم کار اصلی‌شان واردات خودرو کره‌ای هست ولی از این بگذریم محصولات خوبی دارد مثل چای. من یک زمان که در یک اداره چند صد نفره کار می‌کردم و هر دوساعت یکبار چای می‌خوردیم از آبدارچی پرسیدم کدام چای خوب هست و اون گفت ما چند سال که فقط چای گلستان با کارتن قرمز را مصرف می‌کنیم. البته اسم دوغزال هم خوب است انگار یکبار هم از بهترین چایچانه زنجان (چایخانه گلستان: کیفیت ۱۰۰ٰ، برخورد ۵۵) پرسیدم که چای خوب چه مارکی بهتر است که گفت که اکثراً چای‌های بازار قاطی هستند و بعد من که اصرار کردم گفت چای غزال خوب است که سرچ کردم غزال نداریم شاید منظورش دوغزال بوده.

منبع عکس فروشگاه شهروند

برگردم به چای ترش. من نمی‌دانم اصلاً به سلیقه‌ی شما بخورد یا نه ولی من خیلی خیلی لذت می‌برم از این چای. مادرم گفت فشار آدم را پایین می‌آورد. ولی من وقتی می‌خورم آرامش پیدا می‌کنم. یعنی یک جور حکم مواد برا ما دارد. مثل چای آلبالو هست. مادرم می‌گفت که به چای مکه هم مشهور هست.

البته یک نکته هر وقت خواستید مصرف کنید حتماً محکم به مدت ۳۰ ثانیه قوطی را در جهت‌های مختلف تکان دهید تا چای درشت و نازک با هم قاطی شود چون وقتی بدون تکان دارید استفاده می‌کنید دانه‌ی ریز چای ته قوطی جمع می‌شوند و چون تلخ هستند وقتی چای به یک سوم نهایی می‌رسد مزه‌ چای شما تلخ می‌شود.

این چای را می‌توانید از به صورت اینترنتی از دیجی‌کالا به قیمت ۲۱ هزارتومان و به صورت حضوری فروشگاه‌های هفت (که مال خود شرکت گلستان هست) به قیمت ۱۶.۵ هزارتومان بخرید.

 

۲ دیدگاه دربارهٔ «محصول خوب (۱): چای ترش گلستان»

  1. سلام امیدوارم حالتون خوب باشه مطالب وبلاگتون خیلی به دل آدم میشینه ،قلم خوبی دارید الان دیگه کسی وبلاگ نداره و این کار به اصطلاح ده مده شده همه جا پر شده از مظالب تکراری به دور از خلاقیت با چاشنی ویدئویی ،ولی شما خیلی خفنید ! حدس میزنم از قدیمی های وبلاگ نویسی باشیدچون سایت حال و حوای قدیمی داره من تازه این جارو پیدا کردم و دلم میخواد بشینم کل سایت و بخونم موفق باشید

    پاسخ
    • سلام محدثه
      ممنون که از نظر تو.
      واقعیت بیشتر اینجا می‌نویسم که یک چیزی یاد بگیرم یا یک نکته جدید پیدا کنم. (البته خیلی منافع از وبلاگ به دست آوردم. از جمله‌ی دوستان و همکاران خوب)
      مثلاً داشتم چند روز پیش یکی از مطالب وبلاگ را آپدیت می‌کردم. قرار بود به صفحه وب لینک بدم. پیش خودم فکر کردم که اگر این صفحه پاک بشه چی؟
      بعد گفتم حتماً یک ابزاری هست که بشه باهاش یک صفحه وب را برای همیشه ذخیره کرد تا حتی اگر صاحب سایت اون صفحه را پاک کرد همچنان لینک فعال باشه. یکم سرچ کردم و به ابزار Save Page Now رسیدم
      یعنی منظورم این هست که همین درگیر شدن با مطالب وبلاگ باعث میشه یک نکته یا یک ابزار جدید پیدا کنه.
      چون من فکر می‌کنم یادگیری حالت تصادفی داره و ممکنه آدم یک سایت یا یک لینک یا یک ابزار پیدا کنه و زندگی‌ش یک‌هو عوض شه.
      یا ممکنه یک نفر وبلاگ آدم را پیدا کنه و یک سری اتفاقات خوب و رابطه‌های خوب براش اتفاق بیافته.
      البته زمان هم میخواد مثلاً من بعد از ده سال یک‌هو یک وبلاگ‌نویس را می‌بینم و می‌گم “اِٰ، اون همون فلانی بود. ۱۰ سال پیش می‌خوندم”
      واقعاً یکی از انگیزاننده‌های من یکی شانس و تصادف و دیگری زمان‌بر بودن هست
      مثلاً علت اینکه خیلی از ماها وبلاگ نمی‌نویسم این هست که چون در کوتاه مدت خروجی ندارد و دستاورد خاصی ندارد.
      من الان اگر روی سایت‌ کاری‌ام وقت بگذارم می‌دونم یک ماه یا شش ماه دیگه درآمدم بیشتر میشه ولی نوشتن تو وبلاگ خروجی نامعلوم هست.
      به همین خاطر ما انگیزه پیدا نمی‌کنیم و اینکه فکر می‌کنم شانس و تصادف در جای دیگری هست و تو یک وبلاگ شانس و تصادف نمی‌تونه اتفاق بیافته.
      اینکه من وارد دانشگاه بشم یا مهاجرت کنم هزاران اتفاق و فرصت برای من به بار خواهد آورد ولی نوشتن تو وبلاگ یک فعالیت استاتیک و خشک هست.
      ولی من این‌طور فکر نمی‌کنم به لطف سایت‌هایی مثل گوگل آنقدر اتصال و ارتباط بین انسان‌ها بیشتر شده که “هر چه قدر بیشتر حرف بزنیم بهتر است”. هر کلمه‌ی که می‌نویسم ممکنه ما را با یک نفر آشنا کنه.

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید