چرا توصیه‌ کردن را دوست ندارم

نمی‌دانم چرا وقتی ما هم دیگر را می‌بینیم حتماً حتماً باید به هم توصیه کنیم. یعنی اگر چند صباحی با هم باشیم امکان ندارد که بین‌مان توصیه‌ی رد و بدل نشود.

دوست دارم حین صحبت با آشنایان یا هنگام نگارش یک مطلب، خالی از توصیه و پند و نصیحت باشم. آخر  نصیحت از یک آدم ۶۰ ساله با ۳۰ سال سابقه پذیرفتنی است ولی انتقاد فردی که از من کوچکتر است و در خیلی از شاخص‌ها از من پایین‌تر است چه حکمی دارد؟

دوست عزیز من به انتقادات تو، در گوشه خانه و در کنج خلوت رسیده‌ام.

 دوست عزیز  خیلی از نقطه‌ ضعف‌های که تو بیان می‌کنی را می‌دانم و اولویت داده‌ام که سال‌های بعد آن را اصلاح کنم.

دوست عزیز من سوپرمن یا پیامبر نیستم که هیچ مشکلی نداشته باشم. اصلاً کسی که کامل باشد وجود ندارد. به جای اینکه از خودمان بپرسیم در چه زمینه‌ای قدرتمند هستیم باید این پرسش را مطرح کنیم که: در چه چیزی ناتوان هستیم؟. این نشان می‌دهد که ما در زندگی استراتژی داشته‌ایم و دنباله همه چیز را نگرفته‌ایم.

کسی که افتخار می‌کند من در همه جنبه‌های زندگی حرفی برای گفتن دارم یا قول ناصواب می‌زند یا اعتماد به نفس کاذب دارد. مگر می‌شود هم پول داشت، هم دانش داشت، هم مهارت داشت، هم رفیق زیاد داشت، هم تنهایی تجربه کرد، هم خانواده داشت، هم در پرواز به این ور و آن ور دنیا بود، هم بیزینس داشت و هم تفریح و آخر هفته؟ هم کارآفرین بود و هم درآمد ثابت؟

حداقل اگر هم کسی با این شرایط باشد من نوعی در ۳۲ سالگی نمی‌توانم به همه آن‌ها برسم.

5 نظر در “چرا توصیه‌ کردن را دوست ندارم

  • ۱۳۹۶-۰۴-۰۷ در ۵:۰۸ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    چنین شخصی شتر گاو پلنگ است علی جان و به قول قدیمی ها با یه دست نمیشه ۲ تا هندونه برداشت. نمیشه هم خدا را داشت هم خرما . کارآفرینهایی که امنیت کارمند رو میخوان و کارمندهایی که آزادی کارآفرین رو خیلی خنده دارن واین اواخر خیلی از آدمهای اطرافم این چنین هستند.
    خوشحالم که الان برای خودم کار نمیکنم و آگاهانه انتخاب کردم که کارمند باشم (برای مدتی )و میدانم چه چیزی به دست آورده ام و چه چیزی از دست داده ام .

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۴-۰۹ در ۷:۲۱ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام آقای کریمی عزیز ؛
    در عصر امروز و با سهولت دسترسی به منابع – در هر رشته ای – و با گستردگی صفحات وب ، شاید چالش اصلی ، انتخاب اهداف و زمینه هایی باشه که به نفع زمینه اصلی و حرفه ای مون ، نباید سراغشون رفت.
    ممنون که این موضوع مهم رو یادآوری کردید.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۴-۰۹ در ۹:۵۰ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    حتی افرادی که ما معتقدیم انسان کامل هستند هرکدوم توی یه بخشی از زندگی جلوه کردن. مثلا امام حسن در صبر، امام حسین در شجاعت، امام سجاد در عبادت، امام باقر در علم و…

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۴-۱۰ در ۱:۰۸ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان سلام
    من یه مقدار به این پست شک کردم. چند روز پیش ایمیلی اومد از یکی از دوستان نوشته بود فلان چیز رو فلان جا گفتی منظورت من بودم؟ و کلی ناراحت بود. بعد برای دوستم یحیی اسکرین شات رو فرستادم اون گفت اا فکر کردم منظورت منم:)) در حالی که من اصلا چنین چیزی تو ذهنم نبوده.

    بعد در ادامه همون داستان و این که من ازت کوچیک ترم، خواستم بگم نکنه با منی؟ :)))) خیلی جدی، شفاف کنم که من مطلقا هیچ جا، کلمه‌ای نه گفتم و نه نوشتم که چه به مستقیم چه غیر مستقیم ربطی به شما داشته باشه. قبلا هم گفتم بهت تو بچه های متمم یکی از معدود وبلاگ هایی هستی که دنبال میکنم. احتمالا باید برم مشابه این کامنت رو چند جای دیگه بذارم و از این به بعد کمتر طوری بنویسم و حرف بزنم که ادم‌ها رو دچار اشتباه کنه. ضمن این که در کل من اون آخری هایی که گفتی تقریبا هیچکدومشون رو ندارم:)) و اگه کسی داره معرفی کن باهاش معاشرت کنیم:)

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۴-۱۰ در ۱:۲۰ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    نه اصلاً صدار جان منظورم تو نبودی. وبلاگ خلوت بود گفتم یه چیزی بنویسم. 🙂 فقط همین. کلاً چرت و پرتهای ذهنی‌ام را در وبلاگ خالی می‌کنم. جای دیگری نیست. معذرت می‌خوام اگر برداشت دیگری شده برات.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.