چرا متفاوت تصمیم می‌گیریم؟

به این فکر می‌کردم که چرا ما یکسان تصمیم نمی‌گیریم و یکسان عکس‌العمل نشان نمی‌دهیم؟

مثلاً چرا من زمانم و پولم را بروی کار A و فردی دیگر روی کار  B صرف می‌کند؟

چرا یکی دوست دارد کارمند باشد و دیگر کارآفرین؟

چرا من کتاب X را می‌خوانم و دیگری کتاب Y؟

چرا یکی ادامه تحصیل می‌دهد و دیگری نه؟

به نظرم یکی از دلایل آن به این برمی‌گردد که دانسته‌های من از دیگری متفاوت است. به قولی آیا آنان که نمی‌دانند با آنان که می‌دانند یکی هستند؟

کسی که امروز، روی کارهای بیهوده، از دید من، وقت می‌گذارد چاره‌ی ندارد. آن چیزی که من می‌دانم او نمی‌داند.

من از او بیشتر کتاب خوانده‌ام. من از بیشتر شکست خورده‌ام. من با آدم‌های بیشتر نشست و برخاست کرده‌ام.

چه دلیلی دارد من و او یکسان تصمیم‌ بگیریم؟ یا من برای دفاع از تصمیمم سینه چاک کنم؟

دنیای فکری او بسیار متفاوت از من است. شاید او اطلاعات بیشتر یا کمتری از من دارد.

مثل بازار سهام. من که می‌دانم سهام A پنج سال بعد ۱۰۰۰ درصد سود خواهد کرد به خاطر تحلیل‌ها و اطلاعات و زحمات و فسفر سوزاندم.

چرا باید خود را خسته کنم که فلانی تو هم بیای سهم A را بخر.

اون از کجا می‌داند که آینده دنیا و بازار سهام و اقتصاد کجا می‌رود؟

به نظرم هر کس کار خودش را بکند. کسی که یک صفحه بیشتر کتاب خوانده شاید چیز یافته که آن دیگری بدون خواندن آن پی نبرد.

ما هر یک دنیای ذهنی متفاوتی داریم که از تمام داده‌های ورودی به ذهنمان ساخته شده. لزومی ندارد آنکه ۱۰۰ گیگابایت داده تحلیل کرده مثل یک آدم تهی مغز و تهی ذهن با یک بیت اطلاعات فکر کند و تصمیم بگیرد.

آینده‌مان را به راحتی به مغزهای عقب‌مانده اطرافیانمان نفروشیم. شاید راهی که امروز همه با آن مخالفند به بهشتی منتهی شود که از دید همه مردم دنیا پنهان است.

پی‌نوشت: همیشه این جمله از نوشته پختستان در روزنو‌شته‌ها در ذهنم می‌چرخد:

ای کره‌ی سه بعدی. آیا ممکن است دنیا ابعاد بیشتری هم داشته باشد و تو هم گرفتار حجمستان باشی؟ و کره پاسخ می‌دهد: دچار توهم نشو! هر چه هست همین حجمستان است. من تمام آنچه را که بود و هست، دیده‌ام و برایت گفته‌ام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.