چرا پای سیستم آموزشی گیر نیست؟

منظورم از سیستم آموزشی در اینجا خیلی گسترده است و از  یک معلم خصوصی و مدرسه گرفته تا یک آموزشگاه آزاد کوچک تا یک دانشگاه بزرگ را شامل می‌شود به طور کلی هرجایی که به قصد آموختن وارد آن می‌شویم. حتی می‌توان یک سیمنار یک روزه را هم یک فرایند کوچک آموزشی در نظر گرفت.

حال با هزینه‌های بعضاً فراوان زمانی و ریالی که هر یک از ما در این نهادهای آموزشی خرج می‌کنیم چقدر این سیستم‌ها در اثربخشی و سرنوشت و آینده فارغ التحصیل و  خروجی‌های آن‌ها شریک هستند؟ به عبارت دیگر و با ادبیات نسیم طالب چقدر پای سیستم آموزشی گیر است؟ 

آیا امروز وقتی یک فارغ التحصیل که به تازگی از دانشگاه ایکس فارغ التحصیل شده و  ۴ یا ۶ عمرش را در آنجا صرف کرده و چه بسا با بهترین معدل از آنجا خارج شده امروز وقتی از پیدا کردن کار ناتوان گشته و با دست خالی از مصاحبه های استخدامی بیرون می‌آید و ناامید و شکست خورده به خانه برمی‌گردد  آیا مسئول همان سیستم آموزش عالی یا حتی استاد راهنمای او که به واسطه زحمات این دانشجو ارتقای مالی و شغلی پیدا کرده پاسخگوی این شکست و سرخوردگی او هست؟ آیا مکانیسمی وجود دارد که این جوان اعتراض خود را نسبت به کالیبره شدن اشتباه توسط محیط آموزشی رسمی اعلام کند؟

نسیم طالب به عنوان یکی از منتقدین بزرگ آموزش دانشگاهی این سیستم ها را یک محیط ساختار یافته می‌داند. مثل محیط یک باغ وحش که حیوانات در آنجا متولد، رشد و تربیت می شوند ولی از رفتن به محیط وحشی و بدون ساختاری به نام طبیعت عاجز و ناتوان هستند و در صورت ورود در همان لحظه اول شکار سایر گونه‌ها خواهند شد. 

مدرسه و دانشگاه شبیه همان قفسِ باغ وحش است که فردی که در آن تربیت شده بالافاصله بعد از ورود به محیط کارِ وحشی و رقابتی جامعه دچار مشکل شده و اشتباهات بزرگ از او سر می‌زند و غذای گونه‌هایی رقیب مثل کارفرما یا همکار یا مدیر و یا شرکت‌ها و رقبای تجاری می‌شود.

حال در لحظه ای که این فرد زیر فشار نادانسته ها یا نادانسته های اشتباه و معیوب خود در محیط قبلی قرار گرفته آیا اثری از استاد و تربیت کنندگان آن سیستم هست یا نه؟ یا آن‌ها با پول و مقاله این بنده خدا در حال کیف و حال و پز دانشیاری و استاد تمامی و چیدن سنگ‌های دیوارهایِ ناتمام زندگی و کارشان هستند؟

ما چه طور باید پای این افراد و موسسان و مسئولان و منتفعان را درگیر سرنوشت و آینده جوانان این مملکت کنیم؟ معلم ما محمدرضا شعبانعلی کسی که می‌توان او را به معنای واقعی کلمه معلم نامید می‌گوید:

معلم، مسئولیت اخلاقی و سنگینی دارد که اگر شانه‌هایش زیر آن بشکند، شایسته‌ی سرزنش نیست.

و در جایی دیگر:

اگر بخواهیم به یک موجود خیانت کنیم یا نابودش کنیم بهترین شیوه، کالیبره کردن اشتباه است.

آیا ما امروز در دانشگاهایمان خیانت می‌کنیم یا خدمت؟

نوشته‌های دیگر وبلاگ:

5 نظر در “چرا پای سیستم آموزشی گیر نیست؟

  • ۱۳۹۵-۱۲-۱۱ در ۱۱:۴۶ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    به نظر من خیانت هست. اون هم یه خیانت محض و آشکار!
    اما می‌دونی. به نظرم این سیستم آموزشی توی کشور ما دو سمتش خراب هست. از یه طرف اساتیدی فسیل شده و تاریخ مصرف‌گذشته با دانشی بیش از ۱۰۰ سال کذشته که کاربرد اصلی خودش رو امروزه از دست داده و از طرف دیگه دانشجویان تعطیلی که واقعاً چیز خاصی از اساتید نمی‌خوان.
    در واقع حرفم اینه که یه عده که کلاً مراتب ترقی و پیشرفت خودشون رو دارن توی محیط دانشگاه با مقالات و ترجمه‌های دانشجویان خودشون طی می‌کنن. و یه عده دیگه هم به هردلیلی بودن در دانشگاه رو به نبودن در دانشگاه ترجیح می‌دن.
    علی خودت خوب می‌دونی که من الان هر دو سمت این قضیه رو در حال تجربه کردن هستن. به نظرم خیلی راحت نمی‌شه فقط یه سمت ماجرا دید و قضاوت کرد. بالاخره این چیزی که عرضه شده، هنوز که هنوز صدها متقاضی توی کشور ما داره و با وجود اینکه من به هر بنی بشری که رسیدم می‌گم بابا درس خوندن توی محیط دانشگاه تاثیری توی زندگی حال و آینده‌ات نداره، باز هم می‌بینم که طرف جزء اولین نفرات هست که می‌ره کنکور ارشد ثبت‌نام می‌کنه.
    به نظرم تا چنین متقاضیان کوری توی کشور داریم، دکان دانشگاه هم بسته نخواهد شد.

    پاسخ
    • ۱۳۹۵-۱۲-۱۱ در ۱۲:۴۵ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      طاهره باید یکم دورتر دستها را نگاه کنیم و مرز سیستم را بزرگ کنیم.
      یکی از مقصرها هم همین سازمان دولتی و شرکت ها خصوصی و کسانی هستند که نیرو استخدام می کنند. وقتی این افراد یکی از معیارهای ورود افراد به سازمان را مدرک استخدامی قرار می دن. وقتی معیار ارتقای فرد را مدرک دانشگاهی قرار می دن. همین میشه.
      بعضی ها چون نمی تونن و نمی دونن چطور یک نفر را استخدام کنن مجبورن یک فیلتر بزرگ به نام مدرک و رشته قرار بدن. اصلاً سطح مدرک و رشته می تونه شاخص پیش بینی کننده خوبی برای وفقیت فرد در سازمان باشه؟
      منظورم اینه که همون کسی که هم که مثل .. سرشو می اندازه میره دانشگاه هم یک اپسیلون بینیشی داره می دونه که دختر خاله اش با مدرک فلان رفته فلان اداره
      می دونه که باباش الان تو اداره ای که کار می کنه بهش تاکید می کنه که سریع مدرکتو بکیر تا تو همین اداره استخدامت کنم
      یا همون کارمند می دونه که همکارش به خاطر مدرک تحصیلیش ارتقا پیدا کرده و حقوق بیشتری می گیره
      من حرف این است که دانشگاه دانشجو و استاد همشون بازیچه یک سیستم بزرگ و مدل ذهنی فراگیرتری در جامعه هستند که ملاک رو مدرک قرار داده. بیاییم این شاخص های کهنه را کنار بگذاریم این ها بیشتر شاخص عملیاتی هستند شاخص اصلی خروجی فرد و مهارت های فرد است حالا هر کس است بی سواد یا باسواد یا بی مدرک یا با رشته بی ربط مهم کسی هست که کارمون را راه بندازه.
      باید کسب و کارها مدرک تحصیلی و رشته را از آگهی ها و نیازهای استخدامی و ارتقای شغلی حذف کنن شاید مقداری از این تقاضا برای مدرک کاهش پیدا کنه.

      پاسخ
  • ۱۳۹۵-۱۲-۱۱ در ۱:۰۴ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان من فکر میکنم که الان در شرکتهای خصوصی فقط کار بلد بودن مهمه و اونها مثل سابق دنبال مدرک دانشگاهی نیستند. فقط بخش دولتی به دنبال مدرکه چون خود مدیر هم همینطوری اومده بالا – فاجعه ی دیگه اینه که یک نفر با دیپلم و در پایین ترین سطح سازمان استخدام میشه و بعد از چند سال و با گرفتن مدرک الکی کارشناسی ارشد هم میگیره و مدیر همون اداره میشه و یک مدرک دار بیسواد اضافه میشه – یعنی تو ایران فقط کافیه بری تو بقیش حله! یعنی بری تو دانشگاه یا بری تو اداره و ….

    پاسخ
  • ۱۳۹۵-۱۲-۱۱ در ۱:۵۷ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    فواد جان همین که به عنوان کارفرما مدرک تحصیلی را مهم نمی دونی خودش مبتنی بر مذل ذهنی است که امروز همه افراد جامعه بهش نیاز دارن.

    پاسخ
  • Pingback بهترین دانشگاه کشور - نپیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *