چرخه‌ی جالب

جالبه. اونقدر زیاد کار می‌کنم که بیمار بشم و دوباره همون پول را به دکتر و چیزهای دیگر می‌دم تا مثل روز اول سلامتی‌ام را به دست بیارم.

جالبه. وقت و حوصله انجام کارهای خانه را ندارم ولی وقتم را می‌گذارم برای کار و همون پول را در می‌‌یارم تا به کسی بدم که کارهای خونه‌ام را انجام بده.

خیلی جالبه. الان وقت و حوصله خوندن یک کتاب را ندارم ولی بعد وقت و انرژی می‌گذارم و کار می‌کنم و پول در می‌یارم تا بدم به کسی که مطالب همون کتاب را به من آموزش بده.

خیلی جالبه. وقت و حوصله یادگرفتن طراحی سایت را ندارم ولی بعدش همون وقت و انرژی را می‌گذارم و کار می‌کنم و پول در می‌یارم تا بدم به کسی که برام طراحی سایتم را انجام بده.

خیلی جالبه وقت و حوصله تولید محتوا را ندارم ولی همون وقت و انرژی را به پول تبدیل می‌کنم و می‌دم به کسی دیگه تا برام محتوا تولید کنه.

نکته فقط اینه که شاید خیلی‌ها از کار و محل کارشون راضی نباشن ولی باز راضی‌‌ان به بودن چرخه بالا. با خودم فکر می‌کنم بهتر نیست بعضی از کارها را خودمون انجام بدیم؟

نوشته‌های دیگر وبلاگ:

2 نظر در “چرخه‌ی جالب

  • ۱۳۹۶-۰۲-۲۷ در ۸:۲۷ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    اکثر گزینه های اولی که ذکر کردید باعث پیشرفت خودمون و کشورمون میشه، اما گزینه های دومش باعث پسرفت هم خودمون و هم کشورمون.

    مثل این ها:

    “خیلی جالبه. وقت و حوصله یادگرفتن طراحی سایت را ندارم ولی بعدش همون وقت و انرژی را می‌گذارم و کار می‌کنم و پول در می‌یارم تا بدم به کسی که برام طراحی سایتم را انجام بده.”

    “خیلی جالبه وقت و حوصله تولید محتوا را ندارم ولی همون وقت و انرژی را به پول تبدیل می‌کنم و می‌دم به کسی دیگه تا برام محتوا تولید کنه.”

    من اگه بخوام طراحی سایت یاد بگیرم یا برای شرکتم خودم مطالب رو تهیه کنم، باید سالها وقت صرف یادگیری کنم تا به حدی برسم که سایت هک نشه و محتوای من بتونه مردم و مشتری ها رو جذب کنه و به من وفادار نگه داره.

    جدای از اینکه با اینجور کارها بازار نحیف طراحی وب و تولید محتوا رو نابود میکنم، بازار خودم هم خراب میشه چون وقتی که باید صرف شرکت خودم میکردم رو صرف کارهایی کردم که ارزش چندانی برایم نخواهد داشت، اما وقت بسیار زیادی رو خواهد گرفت.

    ترجیح میدم ماهی چند میلیون بدم و ۲-۳ نفر که به این کارها علاقه دارند، و در زمینه خودشون حرفه ای هستند برام این کارها رو به صورت پاره وقت یا تمام وقت و بصورت حرفه ای انجام بدهند و خودم وقتم رو صرف کارهایی کنم که برای شخص من مهمتر هستند و به انجام آنها علاقه دارم و اگر روزی ۱۵ ساعت هم وقت صرفشون کنم خسته نمیشم.

    اون موارد دیگری هم که ذکر کردید و من نقل نکردم هم از همین جنس هستند.

    اگه همه انسانها در طول تاریخ طرز فکرشون مثل شخص شما بود الان باید خودمون سر زمین کار میکردیم و همسرمون هم مشغول آرد کردن گندم و پخت نان در تنور! شاید حتی شب رو هم باید در غار می خوابیدیم و در طول روز به شکار گراز و گوزن و میمون میرفتیم!

    برادر من، از قدیم گفتن که هر کسی را بهر کاری ساختند!

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۲-۲۸ در ۲:۲۲ ق٫ظ
      پیوند یکتا

      محمد جان دیدگاه جالب بود. ممنون که نظرت را گفتی. من بیشتر در مورد محتوا نظرم بود. مثلاً خیلی از دوره‌های‌ آموزشی را خودمون می‌تونیم تو کتاب‌ها و سایت‌ها یاد بگیریم ولی همون زمان و پول را می‌گذاریم و می‌ریم سرکلاس تا یک نفر دیگه همونو مطلب را بهمون یاد بده. اگر صرفاً دنبال یادگیری هستیم می‌تونیم خودمون انجامش بدیم ولی چون به سبک گذشته عادت داشتیم که همه چی دور از ما و گران قیمت هست و باید برای رسیدن بهش تلاش کنیم تکنولوژی اون را برامون ارزان و نزدیک کرده ولی باز ما می‌خواهیم باببت اذیت شیم و هزینه کنیم. نمی‌دونم با بحث مدیریت توجه آشنا هستی یا نه ولی ما به جای اینکه از منبع توجه‌همون مستقیماً استفاده کنیم اون را به نحوی به پول تبدیل می‌کنیم و باز پول بدست آمده را می‌دیم که توجه دیگران را بخریم یا توجه خودمون را تقویت کنیم. بجای نشستن و خوندن یک کتاب خودمون را کیلومترها جابجا می‌کنیم که در یک همایش شرکت کنیم و جذب سخنران و صحبت‌هاش بشیم و بعد از جذابیت سخنران تعریف کنیم. به نظرم آمدن اینترنت و گسترش تکنولوژی باعث شده اقتصاد سنتی تغییر پیدا کنه و پول نقشش دچار تحول بشه.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *