کارآفرینی از هیچ

اعتراف می‌کنم که هیچ کتابی در مورد آمازون یا جف بزوس نخواندم و اطلاعاتی که هم در مورد استارت‌آپ‌های ایرانی دارم خیلی محدود و جسته و گریخته است. به همین دلیل این نوشته‌ خیلی دقیق نیست.

این فیلم بخشی از مصاحبه جف بزوس، مدیرعامل آمازون با شبکه CBS در سال ۱۹۹۹ است. در یک صحنه دوربین میزکار جف بزوس، که از یک در چوبی ساخته شده، را نشان می‌دهد.

گزارشگر با تعجب از او می‌پرسد: دارید شوخی می‌کنید؟ یعنی نمی‌توانید میز بهتری تهیه کنید؟

 

اتاق کار مدیرعامل آمازون در سال ۱۹۹۹

 

در آن زمان جف بزوس یک میلیاردر و شرکت آمازون بزرگترین کتابفروشی دنیاست.

از نظر جف بزوس میز ارزان نشان‌دهنده یک مدل ذهنی است:

روی چیزهایی که به مشتری ربطی ندارد سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم

مثلاً سالم بودن یا نبودن یا گران بودن با ارزان بودن میز و صندلی روی تجربه مشتری که بیرون از شرکت است تاثیری ندارد.

مثلاً‌یک فروشگاه اینترنتی بهتر است سایت زیبا و شکیلی داشته باشد تا دفتر اداری گران‌قیمت. چون برای مشتری قیمت و کیفیت خدمات از دفتر زیبا مهم‌تر است.

حالا مقایسه کنید این وضعیت را با بعضی استارت‌آپ‌های وطنی خودمان.

 

 

از همان اول ماجرا:

دفتر شرکت در بهترین نقطه شهر اجاره شد

گرانترین و لوکس‌ترین تجهیزات اداری برای شرکت تهیه شدند

چند ده نفر نیرو انسانی استخدام شد.

این دقیقاً برعکس مسیر طی شده توسط کارآفرین‌های مشهور دنیا است.

عکس پایین که در شبکه‌های اجتماعی بین دوستان استارت‌آپی دست به دست می‌چرخد نشان دهنده این مساله است.

شرکت های که از یک گاراژ شروع شدند

 

خیلی از بزرگترین شرکت‌های دنیا مثل اچ‌پی و اپل و آمازون از گاراژ یا زیرزمین موسسان آن‌ها پدید آمده و رشد کرده‌اند. حتی شنیده‌ایم کارآفرین‌های ایرانی مثل هم همین مسیر را طی کردند.

ولی چرا استارت آپهای ما دقیقاً برعکس عمل می‌کنند؟

 استارت‌آپ های خارجی از هیچ و از زیر زمین‌ها شروع کرده، رشد کرده و به طبقات بالا می‌رسند

استارتآپ‌های ایرانی از بالاترین طبقات گرانترین‌ ساختمان‌ها شروع کرده و به زیرزمین سقوط کرده و نابود می‌شوند.

 

6 نظر در “کارآفرینی از هیچ

  • ۱۳۹۷-۰۲-۱۴ در ۸:۵۷ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    عالی بود جناب کریمی

    متاسفانه این وضعیت در بین کسانی که قصد راه اندازی هر کسب و کاری دارن، یک اپیدمی گسترده و خطرناکه
    اینها از مدیریت، فقط بخش دستور دادن، میز خوش آب و رنگ، طرح کاغذدیواری اتاق، تعداد پرسنل زیر دست و این چیزها رو می بینن و نه بیشتر
    مثل کسی که فقط به عشق “روپوش سفید” میره سراغ پزشکی!
    یا کسی که به عشق لباس و یونیفرم جذاب و عینک ریبن، میره سراغ خلبانی!
    و با کمال تاسف، تعدادشون هم کم نیست
    ترجیح میدم مثال نزنم
    زیاد دیدم از این موارد و میدونم که شما هم بیشتر از بنده دیدید

    یکی از سمسارها (چندسال قبل) میگفت پولی که از راه خرید و فروش میز و صندلی و قفسه مدیریتی و دیگر لوازم اداری (با کارکرد کمتر از یکسال) به دستمون میرسه، بخش اعظم تامین کنندۀ نون شب ماست!

    پاسخ
  • ۱۳۹۷-۰۲-۲۰ در ۶:۵۱ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام.خیلی عالی بود. دقیقا خود ما هم به شیوه کسب و کارهای پارکینگی شروع کردیم و متمایزترین خدمات در حوزه سلامتی و درمانهای طبیعی رو داریم ارائه میکنیم.

    پاسخ
  • ۱۳۹۷-۰۲-۲۸ در ۱:۳۱ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    بسیار عالی بود
    متاسفانه این یک مسئله بین تمامی افرادی ست که خواستار شروع یک کسب و کار را دارند و همین اولین قدم برای شکست می شود.
    همه ما میخواهیم در ابتدای کار بهترین و زیبا ترین فروشگاه،دفتر کار،دکوراسیون بهترین سیستم ها رو داشته باشیم که بسیار اشتباهه حتی اگر سرمایه هم برای اینکار داشته باشیم
    به شخصه اگر زمانی یک کسب و کار جدیدی رو شروع کنم حتی اگر سرمایه ی زیادی هم برای شروع وجود داشته باشه روی چیزهایی که به مشتری ربطی نداره سرمایه گذاری نمی کنم

    پاسخ
  • ۱۳۹۷-۰۷-۱۷ در ۶:۲۰ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام
    من دنبال یک مطلبی میگشتم که به این صفحه برخوردم و نظرم رو جلب کرد.
    از اونجایی که در حوزه استارت آپ ها فعالیت دارم خیلی موافق این صحبت شما نیستم!
    البته این نکته رو بهتر بود بهش اشاره میکردید که در امریکا یا کشور های دیگه هم استارت آپ هایی هستند که از طبقات یک برج کسب و کارشون رو شروع کردند و میکنند و البته موفق هم هستند و بعضی هاشونم موفق نیستند!
    در ایران ما هم استارت آپ ها از این قائده مستثنی نیستند و بعضی هاشون از اجاره دفترهای خوب و گران قیمت استفاده میکنند و بعضی هم نه. خیلی ها که از پارکینگ شروع کردن شکست خوردن و خیلی ها هم که از دفترهای گران قیمت شروع کنند بازم شکست خوردند!!
    و من فکر میکنم این بیشتر یک خطای شناختی باشه. خیلی از کسانی که تا الان تونستن تغییراتی در دنیا ایجاد کنند در هاروارد MBA خوندن ولی این دلیلی نمیشه کسی که MBA هاروارد نخونده نتونه این کارو انجام بده!!! D: یا اینکه هر کسی که خونده باشه یک شانسی باید لزوما داشته باشه!
    در مورد استارت آپ ها هم همینطوره واقعا، لزوما هرکسی از گاراژ یا پارکینگ شروع کنه قرار نیست موفق بشه تا اینکه اگه کسی از اجاره یک دفتر در یک برج شروع کنه یعنی داره کار اشتباهی میکنه.
    خیلی از اوقات در پشت این کارها یک استراتژی پنهانی وجود داره که هیچ کسی جز صاحب اون کسب و کار نوپا خبر نداره. و البته ممکنه هم اشتباه باشه!
    هیچ چیز قطعی وجود نداره که بخوایم راجبش واضح نظر بدیم. باید آینده اون کسب و کار نوپا رو مشاهده کرد که آیا میتونه کمر راست کنه یا نه.

    پاسخ
    • ۱۳۹۷-۰۷-۱۸ در ۴:۲۹ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      دوست عزیز
      لطفاً به سبک کتاب هنر شفاف اندیشیدن استدلال نفرمایید.
      لطفاً برای حرف‌های خود مثال واقعی ذکر بفرمایید.
      اینکه همه‌اش مبهم و غیرقطعی صحبت کنیم کافی نیست.

      لطفاً جواب سوالات زیر را بفرمایید
      استارت‌آپ ایرانی مثال بزنید که از زیرزمین شروع کرده و الان موفق هست؟
      استارت‌آپ ایرانی مثال بزنید که از برج‌های لوکس شروع کرده و الان شکست خورده؟
      استارت‌آپ ایرانی مثال بزنید که از برج‌های لوکس شروع کرده و الان موفق شده؟
      استارت‌آپ خارجی که از برج‌گران قیمت شروع کرده و الان موفق است؟

      اگر توانستید لیستی از شرکت‌های ایرانی و خارجی مثال بزنید نشان می ‌دهد تخصص شما حوزه کارآفرینی و استارت‌آپ هست وگرنه می‌خواهید استدلال‌ها و نوع حرف زدن محمدرضا شعبانعلی یا نسیم طالب یارولف دوبلی را به هر جا می‌رسید تحمیل کنید

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.