کاربرد اینترنت اشیا در بهبود رانندگی مردم

ما همیشه، در گذشته و حال، شاهد یک فرهنگ خاص در کشورمان بودیم

از خانواده گرفته تا مدرسه و محل کار:

برای اینکه افراد کاری را انجام دهند از مکانیسم تنبیه، جریمه، ترس و زور استفاده می‌کنیم

مثلا:

از توبیخ و تنبیه و حربه اخراج برای افزایش عملکرد یک کارمند بهره می‌جوییم.

از ترس برای اینکه مردم دیندار و مذهبگرا شوند

و از زور برای اینکه جوانان از اخلاق پیروی کنند.

یا از جریمه برای اینکه قانون پذیری رانندگان افزایش پیدا کند.

حال که بارها و بارها در بین صحبت‌هایمان اشاره می‌کنیم که: امروز با دیروز بسیار فرق کرده و همه از پیشرفت خارق العاده جهان سخن می‌گویند.

چطور می‌توانیم بجای روش‌های سنتی و استفاده از قوای قهریه از راهکارهای جدید استفاده کنیم؟

چطور می‌توانیم در عوض اجبار دیگران، طوری برنامه ریزی کنیم که خود او با علاقه و اراده خود به انجام همان کار مبادرت ورزد؟

مثلاً تکنولوژی‌های نوین در این زمینه چطور می‌تواند کمک کنند؟

به مثال رانندگی برگردم، امروز تجهیزات و امکانات جالب و ارزان قیمتی برای رصد لحظه به لحظه وسیله نقلیه وجود دارد:  مثل GPS یا دروبین‌های ثبت سرعت.

پلیس از دوربین‌ های مدار بسته برای کنترل ترافیک استفاده می‌کند.

ولی باز شاهد تخلفات رانندگی هستیم. رفتار و مدل ذهنی پلیس هم قهری است و تغییری نکرده. و از تکنولوژی برای اعمال همان جریمه و تنبیه بهره می‌برد.

چه ایده‌ی می‌توان به کار بست که خود رانندگان تخلف و قانون گریزی نکنند؟

چکاری می‌توان کرد که هر کس حتی در شب تاریک و جاده باریک و خلوت هم فکر تخلف به ذهن او خطور نکند؟

شاید این معادله اصلاً نیازی به پلیس نداشته باشد و باید راهکار را در جایی دیگر جستجو کنیم: بیمه و یا GPS یا اینترنت اشیا

بله. به نظرم در آینده یکی از سازمان‌هایی که می‌تواند در کاهش تخلفات رانندگی نقش بسیار موثری داشته باشد همین سازمان‌های بیمه‌گر هستند.

اجازه بدهید ایده خود را توضیح دهم:

معمولاً در بیمه کردن خودرو رانندگانی که بهتر و سالمتر رانندگی می‌کند مشمول تخفیف و  سایر رانندگان  نرخ عادی یا گرانتر را پرداخت می‌کنند.

یعنی برای یک شرکت بیمه، دانستن کیفیت رانندگی افراد بر سودآوری و کاهش هزینه‌های پرداختی آن‌ها تاثیر زیادی دارد.

وقتی بیمه می‌داند که من راننده بسیار بدی هستم و هر لحظه ممکن است خسارت زیادی به وسیله نقلیه خود وارد کنم با اعمال حق بیمه بیشتر جلوی ضرر و زیان خود را می‌گیرد

حال بیمه‌ها می‌توانند طرحی پیاده کنند که هر فردی به دلخواه خود یک دستگاه GPS بروی خودرو خود نصب کند. طوری که همه اطلاعات خودرو اعم از سرعت، محل توقف، میزان استفاده و سایر موارد به سیستم مرکزی که همان شرکت بیمه هست به صورت ماهانه یا روزانه ارسال شود.

حتی می‌توانند از سنسور و اینترنت اشیا برای نظارت بر موتور و عمر قطعات خودرو استفاده کرد.

بیمه‌ها می‌توانند با تحلیل این اطلاعات به رفتار رانندگان و کیفیت خودرو پی ببرد.

و مثلاً رانندگان پرخطر یا پرمصرف یا بی‌دقت یا خودروهای بی‌کیفیت را شناسایی کنند و از آنها حق بیمه بیشتری مطالبه کنند.

ولی بیشترین مزیت این سیستم، کشف رانندگان خوب است. یا کسانی که از خودروی خود استفاده محدودی می‌کنند. این افراد شناسایی می‌شوند و به آن‌ها تخفیف اعطا می‌شود یا حق بیمه کمتری پرداخت می‌کنند.

 تحلیل اطلاعات مکانی و استفاده از GPS یک رتبه‌بندی از رانندگان به ما نشان می‌دهد.

تا دیگر به صورت یکسان و کمونیستی با همه برخورد نکنیم

بعد از این ماجرا دیگر افراد سعی می‌کنند تخلف نکنند و احیاناً رانندگی پرحادثه نداشته باشند. چون می‌دانند که سیستمی آن‌ها را رصد می‌کند و اعمال و رفتارشان در پرونده آن‌ها ثبت می‌شود

همان طور که می‌دانیم تکنولوژی قرار نیست در حد فرستادن کلیپ گربه و پیگیری سلبریتی‌ها باقی بماند

تکنولوژی راه رسیدن به همان مدینه فاضله‌ است.

همان دنیای بدون بدی و خطای و اشتباه. که همه هر روز آرزوی آن را در سر می‌پرورانیم

دنیای بدون خلاف و خلافکارها.

دنیای آدم‌های خوب و رفتارهای پسندیده.

 

5 نظر در “کاربرد اینترنت اشیا در بهبود رانندگی مردم

  • ۱۳۹۶-۰۵-۰۷ در ۱۱:۳۱ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    پیشنهاد خوبیه. حتی نیاز به gps جدا هم نیست. گوشی های هوشمند هم gps دارند هم ژیروسکوپ. اما مسایل حریم خصوصی اش پیچیده است

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۵-۰۸ در ۸:۰۹ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    آره مهدی حریم خصوصی مساله مهمیه و کلاً هر جا تکنولوژی پیشرفت کرده این بحث داغ تر شده.

    فقط این را در نظر بگیر که اگر ارگانی دیگری مثل پلیس این کار را انجام می‌داد چه می‌شد. اصلاً کسی مشارکت می‌کرد؟

    چون ایده دیگری هم به نظرم می‌رسید:

    اینکه پلیس یا دولت به رانندگان ممتاز جامعه جایزه چند صد میلیونی بده.
    البته به این صورت که همه اطلاعات رانندگی‌ مثل سرعت و محل پارک و … را اعلام کنن و در پایان سال به فرد قانون‌مدار جایزه داده بشه.

    این کار به نظرم بهتر از میلیاردها پولی هست که هر سال برای کنترل حمل و نقل و ترافیک در کشور هزینه می‌کنیم
    ولی مشکل اصلی اینه که اطلاعات خصوصی افراد در اختیار دولت قرار می‌گیره.
    مشکل دوم هم اثر کبری است که تو متمم بهش اشاره شده

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۵-۰۸ در ۵:۱۷ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام،
    تا حالا فکر کرده اید که بخش عمده ای از خودروها بسیار محدود استفاده می شوند، خوابیده اند و یا در درون شهرها با سرعت محدود استفاده می شوند و یا در محیط شهری هرگز با سرعت زیاد رانده نمی شوند.
    نمی توان گفت که احتمال تصادف تنها به سرعت رانندگی و یا میزان کارکرد نسبت مستقیم دارد. بلکه مهارت راننده و رانندگی مطمئن و همینطور محیط رانندگی به مراتب تاثیر بیشتری دارند.
    جی پی اس را با یک دستگاه کوچک به راحتی می توان فریب داد.
    اگر قرار باشد شرکت های بیمه به رانندگان خوب پاداش دهد، با این ابزار باید به نیمی از آنها پاداش دهد و این شرکت ها برشکست می شوند و بخش عمده ای از درامدشان حذف میگردد.

    به نظرم شما به اصلی که بیمه ها براساس آن شکل گرفته اند(دریافت پایین از تعداد زیاد و تامین برای جبران خسارت های موردی ) به اندازه کافی توجه نکردهاید و تنها از دید یک استفاده کننده به آن نگاه کرده اید.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۵-۰۸ در ۹:۳۸ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      احمد جان به نظرم تعیین حق بیمه خودش یک معادله پیچیده است که یک بخشی از آن رفتار راننده و بخشی نحوه استفاده از خودرو است.
      من هم با تو موافقم که بعضی خودروها در شهر خوابیده‌اند و استفاده نمی‌شوند ولی همین خودروها هم دقیقاً همان حق بیمه را باید پرداخت کنند که سایر خودروها پرداخت می‌کنند و این غیر منطقی است.
      آیا منی که هفته‌ی یک بار از خودروی خودم استفاده می‌کنم با کسی که ۲۰ ساعت از خودروش استفاده می‌کند یکی هستیم؟ در حالی که از من باید حق بیمه کمتر و از فرد دوم باید حق بیمه بیشتری دریافت شود.
      ولی بیمه از کجا می‌تواند به این پی ببرد؟ از قیافه من؟ از سن من؟
      پس اگر می‌خواهد چنین نظامی را پیاده سازی کند نیاز به اطلاعات دارد: اطلاعات خودرو، اطلاعات حرکت و سرعت خودرو و همه پارامترهای که من و تو می‌گوییم لازم است.
      به نظرم منطق حکم می‌کند که بیمه اینکار را بکند.
      “دریافت پایین از تعداد زیاد و تامین برای جبران خسارت های موردی” به زمان ماقبل اطلاعات برمی‌گردد.
      امروز هر کسب و کاری باید و باید از اطلاعات و تحلیل اطلاعات استفاده کند. هم بیمه هم بانک و هر نهاد مالی
      تفکر شما مثل همین پرداخت یارانه به همه مردم است. چون اطلاعات نداریم و یا اعتقادی به تحلیل اطلاعات نداریم مجبوریم به همه یک پرداخت یکسان داشته باشیم.
      عاقبت همین می‌شود که به یک فرد که نیاز شدید دارد همان مقدار منابع می‌رسد که به یک فرد بی‌نیاز.
      احمد جان مگر تو جایی کار نمی‌کنی؟ آیا نباید بین کارکنان تفاوت قائل شد؟ آیا نباید کارکنان را براساس فعالیت رتبه‌بندی کرد؟ آیا نباید به کسی بیشتر و به کسی کمتر پرداخت کرد؟
      پس چرا این اتفاق نمی‌افتد؟ چرا کسی که خودش را مثل من برای رشد سازمان هلاک می‌کند همان دریافتی را دارد که فرد دیگر و غیرموثر سازمان؟
      به خاطر اینکه ما اطلاعات نداریم. ما سسیستم اطلاعاتی نداریم که فعالیت کارکنان را بسنجد. ما شاخص‌های تعریف کردیم که متعلق به صد سال پیش است.
      دنیای امروز شاخص‌هاو سنجه‌های جدیدی می‌طلبد. از همین سرعت خودرو گرفته تا تعداد ترمزهایی که شما در طول سفر انجام می‌دهی.
      دنیای امروز این نعمت را به ما داده که هر چیزی را اندازه گیری کنیم.
      ولی اینکه ما از آن استفاده نمی‌کنیم به عقب افتادگی ما برمی‌گردد
      احمد جان وظیفه بیمه و بانک این نیست که چند نفر پشت میز بنشنند و مدارک من و تو را تحویل بگیرند
      بیمه و بانک امروز سازمان‌های اطلاعاتی هستند information company هستند همه دارایی آن‌ها اطلاعات هست. همه دارایی آن‌ها تحلیل اطلاعات مشتریان هست.
      ما فکر می‌کنیم هر کس ساختمانی را بسازند و چند کارمند استخدام کند می‌تواند اسم خود را بیمه یا بانک بگذارد.
      هیچ یک از ما دوست نداریم تکنولوژی در زندگی و کسب و کار ما نفود کند. چون صادق نیستیم و می‌ترسیم که عملکرد ضعیف ما توسط تکنولوژی و فناوری اطلاعات آشکار شود.
      ولی این مسیر دیجیتالی شدن و داده محور شدن راهی است که ما دیر یا زود باید بپیماییم.
      ولی متاسفانه همانطور که در تاریخ نشان داده‌ایم ما همیشه به خواب ناز علاقه داریم و زمانی بیدار می‌شویم که دنیا صدها قدم پیشرفت و تکامل پیدا کرده است.

      پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۵-۰۸ در ۱۰:۱۵ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    چه مطلب خوبی بود علی جان
    همیشه با خودم فکر می کنم برای کاهش ترافیک چرا باید از روشهای سلبی مثل محدود کردن تردد زوج و فرد یا طرح ترافیک یا گران کردن بنزین استفاده کرد در حالی که با روشهای تشویقی و مناسب می توان کاری کرد که مردم خودشان با کمال میل تمایل به استفاده از خودرو شخصی برای کارهای روزمره نداشته باشند. درواقع به نظرم داشتن خودرو و استفاده از آن در هر زمانی و به هر روشی که خواست که صاحبش تمایل داشت حق مسلم و بدیهی وی می باشد ولی باید با روشهایی، روش استفاده از آن را به نحوی که صحیح است سوق داد. مطلب شما علاوه بر اینکه یکی از این راهها را نشان می دهد، من را دوباره یاد این موضوع انداخت و سعی میکنم به زودی متن مفصلتری در این باره در وبلاگم بنویسم.
    ممنون

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.