کاسبان سیستم‌های پیچیده

هر جا سیستم پیچیده می‌شود کاسبان از راه می‌رسند

مثلاً مسیر موفقیت یک مسیر پیچیده است. هزاران عامل وجود دارد که در موفقیت یک فرد تاثیر می‌گذارد. از طرفی رابطه هر عامل با موفقیت از  نوع همبستگی است نه علت و معلولی.

چون مسیر موفقیت یک مسیر مبهم و غبار آلود هست افرادی در نقش کاسب و کلاهبردار ظهور می‌کنند. چرا؟ چون موفقیت یک سیستم پیچیده است. شما نمی‌توانید برای موفقیت فرمول بدهید. از طرفی همه دنبال فرمول هستند. همه دنبال این است که “تنها علت” یا علت‌های موفقیت را پیدا کنند

حال کسانی ظهور می‌کنند که وعده موفقیت به انسان می‌دهند یا بهتر بگویم راه‌های موفقیت را به ما می‌فروشند. ما هم چون سیستم پیچیده است آن‌ها را می‌خریم.

فردا حتی اگر هم شکست بخوریم و به جایی نرسیم باز شاکی نیستیم. چون خودمان هم می‌دانیم سیستم پیچیده است و از طرفی کاسبان موفقیت هم مسئولیت ناکامی را بر عهده تو می‌اندازند و می‌گویند:

– کاری که به تو گفتیم را به خوبی انجام ندادی

– اتفاقات دیگری افتاده که موفقیت تو را خراب کرده. به ما ربطی ندارد. ما که نمی‌توانستیم آنها را کنترل کنیم.

اگر یک مثال خیلی بی‌ربط بزنم تعمیر خودرو را در نظر بگیرید. بارها دیدیم که یک تعمیرکار برای یک خودرو خراب نسخه‌یی پیچیده که به کل با اصل ماجرا فرق دارد.

خودرو شما خراب شده. شما مستاصل هستید و نمی‌دانید کدام قطعه یا کدام قسمت از خودرو دچار مشکل شده. چرا؟ چون سیستم کمی پیچیده است و هزاران قطعه وجود دارند که نمی‌توان تاثیر هر یک از آن‌ها را روی حرکت کردن نهایی ماشین اندازه گیری کرد.

به همین خاطر هر کس می‌تواند یک ایراد بگیرد و هر کس می‌تواند یک نسخه متفاوت بپیچد. مسیر درست شدن یک خودرو بعضاً یک مسیر مبهم و راز آلود هست.

در خیلی از زمینه های دیگر هم می‌توان از این قبیل مثال‌ها زد.

وقتی رابطه عاطفی شما خراب است و نمی‌دانید علت آن چیست؟

وقتی فقیر هستید و نمی‌دانید چطور پولدار شوید؟

وقتی فروش شرکت شما پایین است  و نمی‌دانید علت آن چیست؟

وقتی وب سایت شما ببینده ندارد و در گوگل رتبه ندارید؟

وقتی حالتان خوب نیست و نمی‌دانید مشکل از کجاست؟

وقتی نمی‌توانید دانسته‌های خود را به عمل تبدیل کنید و دچار سرگردانی هستید؟

وقتی یکی از نزدیکان شما دچار بیماری است که غیرقابل درمان تشخیص داده شده و نمی‌دانید چکار کنید؟

این ها زمان‌هایی است که کاسبان ظاهر می‌شوند. تا راه یا راه هایی در آمدن از مشکل را به ما بفروشند.

کسانی هستند که می‌توانند بگویند چرا رابطه عاطفی ما خراب است.

نویسندگانی هستند که راه های ثروتمند شدن را به ما یاد می‌دهند.

مشاورانی هستند که ادعا می‌کنند فروش شرکت شما را بیشتر می‌کنند

متخصصان سئو به شما تضمین می‌دهند که رتبه یک را در در گوگل کسب خواهید کرد.

روانشناسانی هستند که مطب خود را به روی آدم‌های بدحال باز کردند و وعده حال توپ را می‌دهند.

پزشکانی هستند که با وعده بهبود کامل بیماری به شما جراحی های گرانقیمت پیشنهاد می‌کنند

همه این‌ آدم‌ها درآمد خود را مدیون پیچیدگی سیستم می‌دانند. همیشه هم کسب و کارشان رونق داشته. چرا؟ چون همانطور که گفتم هیچ وقت نمی‌توانیم بگویم ادعای آن‌ها به موفقیت منجر می‌شود یا منجر نمی‌شود.

اگر به حرفشان گوش نکنیم: > در آینده افسوس خواهیم خورد

اگر به حرفهایشان گوش کنیم و موفق نشویم: > نمی دانیم مشکل از کجاست. توصیه‌های آن‌ها را ناقص انجام دادیم یا عوامل غیر منتظره قضیه را خراب کرده؟

اگر موفق شویم: > نمی‌دانیم علت موفقیتمان حرف و توصیه آن‌ها بوده یا نه

در کل در ابهام هستیم. هیچ کاری هم نمی‌توان کرد. از کسی هم نمی‌توان شکایت کرد. باید پول و زمان و انرژی خود را به کاسبان سیستم های پیچیده بدهیم تا شاید طعم موفقیت و رشد را بچشیم وگرنه چه راه دیگری داریم؟

 

مطلب مرتبط: کاسبان ابهام

2 نظر در “کاسبان سیستم‌های پیچیده

  • ۱۳۹۶-۰۸-۱۶ در ۱۲:۰۸ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی من خودم یک بار قربانی این کاسبی ها شدم. یادم میاد چند سال قبل با کسی آشنا شدم و به من گفت می تونه یه آموزش و یه فرمول و یه استراتژی در بازار فارکس به من آموزش بده که می تونم درآمد زیادی ازش داشته باشم و من چون طرفم آشنا بود بهش اعتماد کردم. مدت یکی دو سالی می گذشت و من بهش می گفتم ببین امروز این کار رو انجام دادم ولی بازم نتونستم به اون نتیجه ای که تو می گفتی برسم و بلافاصله یه بهونه و یه دلیل عجیب می آورد که ببین تو بر خلاف سیستم عمل کردی، اینجا رو درست انجام ندادی و به خاطر همین به نتیجه نرسیدی. من هر کاری کردم و هر چقدر تلاش کردم هیچ وقت نفهمیدم مشکل از من بود یا از اون طرف یا از سیستمی که به من آموزش داد. به خاطر همین الان واقعا دنیای بورس و فارکس برام دنیای عجیبی شده و این بازارهای مالی یکی از مصداق های سیستم های پیچیده هست. خیلی توی اطرافم می بینم که دوستانم میرن سراغ آموزش بورس. بعد از تجربه ای که داشتم همیشه برام سواله آخه مگه میشه کسی از این بازارها پول و سود خوبی به دست بیاره و حاضر باشه یک ثانیه از وقت خودش رو تلف کنه و آموزش بده. مخصوصا با این شعار که اگر از آموزش های ما استفاده کنید می تونید به پول زیادی برسید. از کی تا حالا آدما اینقدر مهربون شدن که میان و فرمول موفقیت خودشون رو به بقیه می گن؟

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۸-۱۶ در ۱:۳۷ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      داود منم تجربه‌های این شکلی داشتم. الان به نتیجه رسیدم دو تیپ آدم‌ها مستعد گرفتار شدن دست کاسبان موفقیت هستند:
      یکی کسانی که خیلی سریع می‌خوان به یک چیزی برسن. این می‌تونه پول، موفقیت، شهرت و یا هر چیزی دیگه‌ی باشه.
      دوم کسانی که خیلی زیاد ابهام دارن و از ابهام خیلی می‌ترسن. این جور آدم‌ها هم گرفتار شیادها میشن. اینها دنبال یک چیزی یک کسی یک مرشدی یا استادی می‌گردن که به تمام ابهام‌های زندگیشون پاسخ بده و دیگه هیچ چیزی بدون سوال براشون باقی نمونه. البته این گروه دوم شاید دنبال پول نباشن و بگن ما دنبال واقعیت یا درک جهان یا حقیقت هستی هستیم. اون کسانی که سر این جور افراد کلاه می‌زارن معمولاً آدم‌هایی هستند که زبان و کلامشون قوی هست و چنان حرفها و فسلفه‌هایی از خودشون می‌بافن که این گروه نادان شیفته و دلباخته اونها می‌شن.
      به نظرم داود تو زندگی باید خیلی مواظب یک سری آدم‌ها باشیم:
      یک کسانی که مکرراً به ما امید و انرژی می‌دن و می‌گن: برو برو تو می‌تونی. به ما “قطعیت کامل” می‌دن. می‌گن “صددرصد” به من اعتماد کن. می‌گن راهی که می‌ری و ما پیشنهاد دادیم صدرصد درست است و به هدف می‌رسد.
      دسته دوم آدمهایی که زبون باز هستند. چنان از کلمات استفاده می‌کنن که آدم سحر میشه. این جور آدم ها هیچ تخصصی و مهارتی ندارند جز زبان. جوری حرف می‌زنند و جوری فلسفه‌ی و استدلال از خودشان در می‌کنند که تو شیفته اون‌ها میشی. اگر دقیق نگاه کنی به قول تو خودشون هیچ دستاوردی از حرفهاشون ندارن. این جور آدم‌ها خیلی شبیه فیلسوف‌ها هستند. شب گشنه می‌خوابن ولی روزها حرفهای گنده گنده می‌زنن.

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.