کلمات حرمت دارند، آن را پاس بداریم

همه حرفهایی که در ادامه می‌نویسم در اصل توصیه‌هایی است خطاب به خودم. لطفا آن را یک دلنوشته بدانید. اینجا می‌نویسم که در خاطرم بماند. و تلاش کنم بیشتر به آن پایبند باشم.

هر روز هزاران کلمه از زبان یا قلم ما خارج می‌شود.

اگر بسیاری از کلمات مثل حروف اضافه را حذف کنیم به کلماتی می‌رسیم که هر یک بار معنایی و تاریخچه دور و درازی در خود دارند.

شاید انسان‌های زیادی برای مفهوم‌پردازی آن زحمات جان فرسا تحمل کرده‌اند تا بتوانند این واژگان را به دایره لغات زبان وارد کنند

یا تعریفی کاملتر و جامع‌تری برای آن ارائه دهند.

حال ما بدون کمترین دقت و با فراغ بال انبوهی از این کلمات ارزشمند را در نوشته‌ها و گفته‌های خود استفاده می‌کنیم.

ما حتی به واسطه استفاده از این کلمات بین دیگران شان و مقام پیدا می‌کنیم

ما مختاریم از هر واژه و عبارتی به هر اندازه و تعداد استفاده کنیم و هیچ محدودیتی برای این کار وجود ندارد ولی عاقبت این بذل و بخش و ریخت و پاش در کلمات چیست؟

عاقبت استفاده نابجا و نامناسب از کلمات چیست؟

به نظرم مهمترین نشانه آن عدم موفقیت در زندگی و کسب و کار خواهد بود

اجازه بدهید یک مثال بزنم:

من در همین وبلاگ در موارد بسیاری مطالب از واژگانی مثل کتاب، نویسندگی، استراتژی، بازاریابی، شبکه‌ی اجتماعی، و هزاران کلمه‌ی تخصصی و عمومی دیگر استفاده کردم ولی به نظرتان من مجاز بوده‌ام از این واژه‌ها بهره ببرم؟

به نظرم خودم نه. چرا؟

چون فکر می‌کنم کسی می‌تواند از این کلمات استفاده کند که مجاز به استفاده از آن‌هاست و می‌تواند حرمت کلمات را رعایت کند.

حرمت کلمات چیست؟

حرمت کلمات یعنی قبل از اینکه من آن را به زبان بیاورم  آن کلمه یا واژه را زندگی کردم،

عمیقاً درک کرده‌ام

با آن ثروت‌آفرینی و ارزش آفرینی کرده‌ام،

سالها برای فهم آن عرق ریخته‌ام و امروز اجازه دارم از این واژه در بین نوشته‌ها و گفته‌هایم بهره بجویم

کسی که می‌گوید کتاب، باید و باید و باید حداقل صد کتاب خوانده باشد

کسی که می‌گوید بازاریابی، باید و باید و باید از علم و هنر بازاریابی ده‌‌ها میلیون درآمد کسب کرده باشد

کسی که می‌گوید سئو باید و باید و باید کسب و کارش رتبه یک گوگل باشد

کسی که می‌گوید نویسندگی باید و باید و باید هر روز چند ده صفحه سیاه کند

کسی که می‌گوید آقای یا خانم فلان باید و باید و باید تمام کتاب‌های او را خوانده باشد

کسی که می‌گوید رئیس جمهور باید و باید و باید تجربه مدیریت یک سازمان را داشته باشد

شاید کسی اعتراض کند که این دیگر چه صیغه‌ای است؟ یعنی هیچ حرفی نزنیم؟

البته منظورم این نیست و ما نمی‌توانیم بی‌زبان و بی‌صدا باشیم

ولی شاید فرق تمام آدم‌هایی که حرف می‌زنند و خوب حرف می‌زنند ولی به جایی و باری نرسیده‌اند از این ناشی است که کلمات را ندیده‌اند و نچشید‌ه‌اند و زندگی‌ نکرده‌اند و طبیعتاً حرمتی به واژه‌ها قائل نیستند.

 آن‌ها واژه‌ها را به بهایی کمی می‌فروشند و چیزی با ارزشی به دست نمی‌آورند. جز حال خوب موقت و محبوبیت پوشالی بین دیگران.

مانند کسی که با سوزاندن پول خود را گرم می‌کند.

اگر این شروط بسیار سخت را رعایت کنیم و هنگام استفاده به تک تک واژگانمان دقت کنیم

حتماً زندگی ما بیشتر از این که حرف بزنیم و سخن بگوییم مجموعه‌ی از موفقیت‌ها و دستاوردها و سعادتمندی‌ها خواهد بود.

 

یک نظر در “کلمات حرمت دارند، آن را پاس بداریم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.