کلمات کلید بهشت هستند

نمی‌دانم برایتان اتفاق افتاده که دنبال چیزی در گوگل باشید ولی چیزی پیدا نکنید. یا در یک پلتفرم ویدیویی مثل یوتیوب با یک مجموعه کلمات جستجو کنید ولی آن محتوایی را که باید پیدا نکنید.

ولی ناگهان در یک متن یا کتاب یا سخنرانی یک کلمه را می‌شنوید و پی می‌برید دقیقاً همان چیزی را توصیف می‌کند که در ذهنتان هست و نمی‌دانستید با چه واژه‌ی آن را بیان کنید فوراً به موبایل یا کامیپوتر خود سر می‌زنید و شروع به جستجو می‌کنید و وای چه چیزهایی که پیدا نمی‌کنید و چه محتوایی که مدت‌ها به دنبال آن بودید ولی دستتان به آن نمی‌رسید.

انگار این واژه‌های جدید همچون کلیدی شما را به یک بهشت زیبا هدایت می‌کند.

آری کلمات کلید بهشت هستند.

 

 

در روزگار ما که به مدد تکنولوژی می‌توانیم به دنیاها و سرزمین‌های جادویی قدم بگذاریم که قبلاً تصور آن هم در ذهن نمی‌گنجید.

میلیون‌ها کتاب به صفر و یک تبدیل شده‌اند و روی شبکه اینترنت قرار گرفته‌اند

صدها هزار تجربه به شکل محتوای دیجیتال درآمده و روی صفحات وب نگاشته شده‌اند

میلیون‌ها آهنگ و تصویر زیبا که به شکل فشرده تبدیل شدند و روی سرورها ذخیره شدند

صدها هزار انسان و دوست بالقوه که روی وبلاگ‌ها و کانال‌ها و اکانت‌ها می‌نویسند و منتظر پیدا کردن دوست و رفیق‌های جدید هستند

همه و همه با کلمات قابل دسترسی اند.

نمی‌دانیم روزی چه چیزی در باکس گوگل جستجو خواهیم کرد تا بتوانیم به آن دنیاهای جدید برسیم ولی باید بدانیم سرزمین‌های زیبا و کشف‌نشده فراوانی هستند که امروز دور از دستان ما قرار دارند.

چاره ما

یا کلید این بهشت‌های مجازی

همین کلمات هستند که می‌دانیم و به کار می‌بریم

بارها شنیده‌ایم که دنیا هر کسی به اندازه کلمات اوست.

خوشا به حال کسی که کلمات

و کلیدهای بیشتر برای باز کردن قفل بهشت دارد.

 

یک نظر در “کلمات کلید بهشت هستند

  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۰ در ۸:۴۱ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی عزیز

    عجب متنی و چه تیتر زیبایی زدی ،

    اگر منظورت رو اشتباه نفهمیده باشم باید بگم من همیشه دقت کردم تو زمینه ای که بهش احتیاج به مطالعه ، یادگیری چیزها جدید و… دارم در یک فرآیندی که از قبل هم مشخص نیست و در جایی که اصلا توقعش رو نداری برام فرصت و زمینه هاش پیش می آد مثلا وقتی درگیر این هستم که تو مسائل اقتصادی ، اجتماعی و کسب وکار با مطالب و اشخاص جدید آشنا بشم به مرور و انگار به وقتش کم کم با کتابهای خوب و اشخاص خیلی خوبی آشنا می شم.
    مثلا من چندسال پیش وقتی داشتم کتاب یا مقاله ای رو می خوندم ( دقیق یادم نیست) چندین بار با اسم دون کیشوت مواجه شدم ، تصمیم گرفتم طبق عادت ، این اسم رو گوگل کنم ، اولین سایتی که دیدم راجع به دون کیشوت مطلب داره روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی عزیز بود.( بیش از دو سال پیش ) درسته که من برای خوندن یه مطلب موردی اتفاقی با این سایت آشنا شدم ، اما انگار شانس یار بود که دقیقا منی که احتیاج به یه شخص آگاه اهل مطالعه و اهل نوشتن و با خیلی صفات خوبه دیگه دارم با سرچ کردن یه اسمی که توقع اش رو هم نداری به این منبع غنی برسم.
    از این دست موارد بازهم به دفعات برام پیش اومده
    تو این چند سال هر وقت اینجور اتفاقا برام پیش می آد این جمله شاید غلط رو تکرار می کنم که هر کسی اون چیزی رو پیدا می کنه که دلش می خواد ( شاید در وقتش) مثلا شاید اگر یه مسابقه بذارن که تو یه محل بگن یه تیکه ماده مخدر پیدا کنید (‌ پیدا کردن توزیع کننده) آدمی که معتاد نباشه اصلا نتونه یه همچنین کاری کنه ولی یه معتاد در کسری از ثانیه برات پیدا کنه ! من هم چیزی رو بلاخره پیدا میکنم که درونا بهش احتیاج دارم چیزی که شاید کس دیگه ای بهش احتیاج نداشته باشه.

    شایدم وجه مشترک ممتممی ها و مخاطبای روزنوشته های محمدرضا و حتی وبلاگ باقی دوستان این باشه که به دلیل احتیاج ذهنی و قلبی بهم دیگه بلاخره دیر یا زود در فضای مجازی بهم رسیدن و این خیلی ارزش داره

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.