کمی متفاوت باش، بگذار زنده بودن را تجربه کنی

علی،

سعی کن متفاوت فکر کنی.

نگذار خواندن کتاب‌ها و گوش دادن به سخنان بزرگان تو را در خود هضم کنند

نگذار بمیری.

نگذار هویت تو از بین برود.

مغز تو جای خوب فکر کردن است نه جای انباشتن فکرهای خوب

وقتی حرف‌ها و صحبت‌های نویسندگان بزرگ را می‌خوانی فراموش نکن که نباید به تکرار موبه موی آن بسنده کنی

باید این‌ها خوراک ذهنی باشد تا حرف جدیدی بزنی

هر چه باشد آن فکرها و ایده‌ها و باورها متعلق به تو نیستند.

نباید طوطی‌وار تکرارکننده فلان نویسنده و فلان فیلسوف و فلان شاعر باشی

نباید غرق در دیگران شوی.

اگر ۹۹ درصد حرف‌هایشان را هم تکرار کردی اشکالی ندارد، حداقل و باید باید باید باید یک درصد حرف جدید بزنی

حرفی که هیچ کسی در جهان قبل از تو نگفته

چیزی که فقط و فقط از زبان تو بیرون آمده

 

زمانی که از دریچه‌ی نگاه دیگران به دنیا نگاه می‌کنی مستاجر فکر و اندیشه آن‌هایی

دیر یا زود از آن‌جا بلند خواهی شود چون دنیای پیش‌روی تو تغییر می‌کند و با مسائل جدیدی روبرو می‌شوی

 آنگاه دیگر حرف آن‌ها برای امروز تو کارگشا نیست.

دیگر خودت هستی و خدایت. باید فکر کنی و جهان را از چشم خودت ببینی و تصمیم بگیری

 نگذار بمیری

نگذار هویت تو از بین برود.

کمی متفاوت فکر کن، کمی متفاوت تصمیم بگیر، کمی متفاوت عمل کن، بگذار زنده بودن را تجربه کنی

.

3 نظر در “کمی متفاوت باش، بگذار زنده بودن را تجربه کنی

  • ۱۳۹۶-۱۲-۰۷ در ۹:۳۷ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    با خواندن این پست ، پس از مدت ها یاد این شعر(متن؟) افتادم . چه به موقع بود این پست :
    تو ، به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
    اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
    اگر ورای رویاها نروی
    اگر به خودت اجازه ندهی
    که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
    ورای مصلحت‌اندیشی بروی…
    امروز زندگی را آغاز کن!
    امروز مخاطره کن!
    امروز کاری کن!
    نگذار که به آرامی بمیری.

    پابلو نرودا

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۱۲-۱۰ در ۳:۱۴ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    الان یه سری میان و میگن: فلانی گفته که باید سالهای سال ادای دیگران رو در بیاری و ۱۰۰٪ شبیه اونها رفتار کنی تا پیشرفت کنی و حالا شما میگی باید فکر کرد و حداقل ۱ درصد حرف جدید بزنیم؟؟؟ بعد هم ادامه میدن که شما هنوز شاگردی کردن رو یاد نگرفتی که میخوای فکر کنی و بنابراین از طبقه پست جامعه هستی و صحبت کردن با شما بد است. بعد هم شما رو به بی سوادی متهم میکنن و بدون اینکه شما رو بشناسن شروع میکنن به تهمت زدن بهتون 😉

    بعد هم اگه بهشون بگی بخدا اون کسی که این حرف رو زده پیغمبر نیست و اصلا اگه ایشون رو میشناختی میفهمیدی که منظورش اون چیزی نیست که شما فکر میکنی. و بعد میگن شما که ایشون رو انقدر خوب میشناسی هنوز نمیدونی مهمترین حرفش اینه که نباید انقدر مطمئن حرف بزنی و بگی بخدا فلانی پیغمبر نیست؟ پس هیچی از ایشون نمیدونی :))

    (رجوع شود به کامنت های من و جواب هاش در پست فواد انصاری که برای شما نوشته)

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۱۲-۱۲ در ۴:۴۸ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      گفتگوی و بحث‌های شما را زیر مطلب فواد خواندم.
      محمدجان ببین من این نگاه را دارم:
      متمم یک نقشه برای نگاه کردن به دنیا است، محمدرضا شعبانعلی و وبلاگش یک نقشه‌ی برای نگاه کردن به دنیاست، کوین کلی و کتاب‌هاش یک نقشه دیگر برای نگاه کردن به دنیا هست. اصلاً هر نویسنده، کتاب یا مدل ذهنی مثل یک نقشه برای شهری است که یک جهانگرد و غریبه می‌خواد بهش سفر کنه.
      دنیایی که ما پیش رو داریم و در اون زندگی می‌کنیم مثل یک قاره جدید هست. قاره‌ی که تو می‌خوای ازش شناخت داشته باشی.
      ما در این مواقع چی‌کار می‌کنیم ما می‌گردیم و یک نقشه دوبعدی یا سه‌بعدی از اون قاره پیدا می‌کنیم. برای ما داشتن یک نقشه‌ی قدیمی، پاره و اشتباه از نداشتن هی‌چی بهتره.
      ضمناً نقش غلط یا درست نداریم. مقیاس نقشه‌ها عوض میشه. ممکنه روزی نقشه‌ی از اون منطقه‌ی پیدا کنیم که دقیق‌تر و مقیاس بالاتری داشته باشه.
      حکایت متمم و شعبانعلی حکایت اون نقشه‌ی هست برای روبرو شدن با دنیای جدید هست.
      دنیا عوض شده. چارچوب‌ها عوض شده و چیزهای جدیدی اومده که خیلی‌ها نمی‌فهمم.
      دنیای جلو چشم ما شده مثل اون قاره آمریکا برای کریستوف کلمب که می‌خواد کشفش کنه ولی هیچ نقشه‌ی‌ و مپی‌اش ازش نداره. نمی‌دونه کجاست ولی می‌دونه وجود خارجی داره.
      حالا برای قشر جوان و جویای کشف دنیا کسی از راه رسیده مثل شعبانعلی که بهش نقشه می‌ده. نقشه‌ی علمی البته بهت گفتم نقشه درست یا غلط نداریم. نقشه‌ نقشه‌ی است. همین. فقط یا باید یک نقشه‌ را قبول کنیم و باهاش مسیر شناخت دنیا را طی کنیم و یا کنارش بزاریم و یک نقشه‌ی دیگه پیدا کنیم.
      به نظرم نگاه تو و امثال تو اینکه چرا یک نفر داره از نقشه‌ی و مدل شعبانعلی به دنیا نگاه می‌کنه و می‌آموزه. علتش من می‌دونم: چون هیچ نقشه‌ دیگه دم دست نداره. خیلی از حرف‌های محمدرضا علمی و علم یکی از بهترین نقشه‌های درک جهان را عرضه می‌کنه. همون‌طور که یک روز دین و مذهب می‌داد و امروز شکست خورده.
      اشتباه تو اینکه که فکر می‌کنی یک نقشه یا درست هست یا نادرست. مدل‌ها و نقشه‌هایی که ما به دنیا نگاه می‌کنیم برچسب اشتباه یا نادرست یا غلط نمی‌گیرن بلکه فقط با هم “فرق” دارن. تو تلاش می‌کنی و فریاد می‌زنی که آهای کریستوف کلمب با اون نقشه‌ی که دستت است دنیا را نگرد اشتباهه. تو اون نقشه حتی جای قاره‌ی آمریکا هم اشتباه اومده.
      ولی نمی‌تونه این حرف را بزنی فقط می‌تونی یک نقشه‌ دستت بگیری و به کلمب بدی و بگی و اون را “قانع” کنی که نقشه‌ی تو را تبعیت کنه. بعد به تو چی میرسه؟ به نظرم هیچی جز تلف شدن وقت.
      بهت گفتم مطالب متمم منطبق با تحقیقات علمی هست هر کسی نمی‌تونه به راحتی علم را زیر سوال ببره

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.