یادهستِ دکتر سریع القلم

سال ۹۲، زمانی که با دو نفر آشنا شدم، زلزله‌ای در زندگی‌ام ایجاد شد. ساخته‌ها و بافته‌هایم فرو ریختند.

شروع شد. تمام نوشته‌های آنها را با ولع و اشتیاق فراوان می‌خواندم و مرور می‌کردم و چون تشنه‌ای که بعد از سال‌ها سرگردانی در بیابان، واحه‌ای پیدا کرده، کلماتشان، تک تک، چون جرعه‌های دلنشینِ آب بر جان و ذهن انسان وارد می‌شد. این دو کسی نمی‌توانند باشند جز محمدرضا شعبانعلی و دکتر سریع القلم. غیر از شخصیت اول که چون قوی سیاه تمام مسیر زندگی من را تغییر داد و دومین شخصیت که ظاهراً در پوشش سیاست ولی باطناً در لباس حکمت و تفکر سیستمی، آموزه ها فراوانی به من آموختند.

یادم هست روزی که متن تمام مصاحبه‌ها و گفتگوهای ایشان را از سایت‌هایِ مختلف پرینت کردم و برای خودم کتابی از حرف‌های او درست کردم که اگر چه این روزها آنرا گم کرده‌ام ولی همیشه جملات قصار و نکته های ظریف ایشان بعضاً چارچوبی ثابت برای تصمیم گیری‌های من بوده. زمانی که در نوشته هایشان اشاره کردند البته (به مضمون) که اگر می‌خواهی فاسد نشوی و نان حلال به دست بیاوری هرگز وارد شغل دولتی نشو. این توصیه همیشه آویزه گوشم بوده و تمام تلاشم این است که هرگز به دولت نزدیک نشوم.

دومین درس بزرگی که ایشان به من یاد دادند این بود که، در کنار نگاه سیاسی و بحث‌های  کلان باید به افعال خرد و عادت‌های کوچک که ما در ادبیات متمم آن را میکرواکشن می‌نامیم هم توجه داشته باشیم.

سومین درس ایشان این بود که با آمار، استدلال کنم. سعی کنم در بین حرف‌ها و استدلال‌هایم به داده‌ها و آمار و اطلاعات رفرنس بدهم. شاید این کار در کنار تاثیرگذاری بر مخاطب سخن به من هم یادآوری کند که در فضای واقعی قدم بزنم و به واقعیات بیرونی هم دقت داشته باشم.

شاید بزرگترین درسی که همین چند روز پیش از او به من هدیه شد توجه به تسلط کلامی و دقت مضاعف در کلمات و جملاتی است که به کار می بریم. اینکه بسیاری از روابط فردی و سازمانی و بین المللی به واسطه یک جمله و یک کلمه سرنوششان عوض شده و از هم گسسته اند و از بین رفته اند. یعنی ضعف در این زمینه همچون پاشنه آشیل است، جایی که بیشترین ضرر زیان به ما وارد می شود. یاد یکی از نکات درس مذاکره محمدرضا شعبانعلی در مکتب خانه افتادم که تعریف می کرد که به واسطه یک ویرگول در قرارداد، خسارت بزرگی چند ده میلیونی به طرف معامله وارد شد. نمی‌دانم ولی شاید اگر از همه آدم های موفق سوال کنیم مهارت کلامی را به عنوان یکی از دلایل موفقیت خود نام ببرند.

نوشته‌های دیگر وبلاگ:

7 نظر در “یادهستِ دکتر سریع القلم

  • ۱۳۹۶-۰۱-۰۱ در ۱۰:۱۶ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی. اسم دکتر سریع القلم برای من تازه نیست. افکار و نقل قول‌هایی از ایشون رو هم به واسطه‌ی دوستان زیاد شنیده ام. اما تابحال هیچ وقت مستقیم ایشون رو پیگیری نکردم.
    متن خوب تو باعث شد حتما این کار رو بکنم.
    ممنونم‌:)

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۳-۲۶ در ۲:۲۵ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    سلام علی جان.من یادم هست دفعه اولی که به بهانه مطلب تو اسم دکتر سریع القلم رو سرچ کردم خیلی نظرم رو جلب نکرد و نتونستم با مطالبش ارتباط برقرار کنم.البته شاید یکی از دلایلش این هست که من کلا با سیاست رابطه خوبی ندارم و پرداختن به موضوعات سیاسی از جمله سخت ترین کارهای عمرم هست.ولی با خوندن دوباره این مطلب تو قانع شدم که سرِ حوصله مطالب دکتر رو بخونم فقط نمیدونم از کجا باید شروع کنم.خوشحال میشم اگر منبعی مفید برای شروعِ من در نظر داری معرفی کنی.
    پ.ن:راستی برای دومین بار دارم مطالب وبلاگت رو با دقت میخونم.خیلی خوشحالم که هستی و مینویسی.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۳-۲۶ در ۳:۴۱ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      سلام صادق جان. در سایت شخصی همه مطالبشون هست. چند جمله از آخرین پست‌شان: https://goo.gl/yvvD4r

      “در چین ۷۰۰ میلیون نفر به هیچ وجه از اسکناس استفاده نمی‌کنند و تمام پرداخت‌ها از طریق موبایل انجام می‌گیرد. حتی متکدیان در چین در ته کاسه‌ای، بارکُد حساب بانکی خود را چسبانده‌اند و شهروندان از طریق موبایل به حساب شخص متکدی، پول پرداخت می‌کنند.”

      “فرمول‌های پیشرفت و توسعه آنقدر روشن هستند که می‌شود راحت آن‌ها را گوگل کرد و نیازی به جلسه، همایش و توجیه ندارد”

      پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۳-۲۷ در ۴:۱۳ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    اونطوری که من مشاهده کردم زیاد مطلب و دست نوشته نداره.درست میگم؟
    فک کنم باید رو بیارم به کتاب هایش.

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۳-۲۷ در ۸:۳۰ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان در مورد این پست آخر آقای سریع القلم من فکر می کنم ما به صورت نسبی بیشتر از دیگران تو حوزه IT هزینه کردیم، این رو به صورت مستند می گم. البته هزینه کردیم نه سرمایه گذاری. ما دید اقتصادی به استقرار IT نداریم. اصلا محاسبه نمی کنیم ۱ تومانی که در IT هزینه می کنیم چقدر بازگشت سرمایه داره. یک نرم افزار رو بدون هیچ تغییری در فرآیندهای موجود مستقر می کنیم، در واقع همون کاری که قبلا دستی انجام می شد امروز دیجیتال انجام می شه و با هزینه بالاتر. هیچ استفاده ای از داده های تولید شده توسط نرم افزار برای اصلاح فرآیندها انجام نمی دیم و الخ
    متاسفانه مساله این قدر ساده نیست که با گوگل بشه براش راه حل پیدا کرد.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۳-۲۷ در ۱:۱۲ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      منم موافقم. دکتر سریع‌القلم تخصص شون این حوزه نیست ولی در حد ذکر داستان، حرف‌های خوبی دارند. به اندازه زمانی که می‌زارم و حرفاشونو می‌خونم احساس مفید بودم می‌کنم. تو این دوران قحطی حرف خوب غنیمته.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *