یادگیری مهارت‌هایِ پایه‌ای

اکثر کسانی که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند و یا تازه کار هستند و دنبال یک پوزیشن شغلی جدید می‌گردد ممکن است این دغدغه‌ها را داشته باشند:

  • سابقه کار ندارم و هر جا مراجعه می‌کنم از من طلب می‌کنند.
  • مهارت‌هایی که کارفرما از من می‌خواهد را بلد نیستم.
  • واقعاً آدمی هستم که اهل یادگیری و پیشرفتم. اگر اجازه بدن وارد محیط بشم همه چیز را یاد می‌گیرم

شاید مثالِ طنزِ مسکن مهر براتون جالب باشد. چند سال پیش که برای واگذاری مسکن مهر ثبت نام می‌شد یکی از شرایط آن متاهل بودن متقاضی بود. برای افراد مجرد ثبت نام انجام نمی‌گرفت. ولی از طرفی معمولاً هر کس هم بخواهد ازدواج کند اولین چیزی که در مراسم خواستگاری از او پرسیده می‌شود این است که آیا خانه دارد یا نه. پس به نوعی با قضیه مرغ و تخم مرغ طرف هستیم. کارفرما می‌گوید من کسی را استخدام می‌کنم که در حوزه من سابقه و مهارت داشته باشد و از طرفی متقاضی انتظار دارد من تا وارد شرکت و صنعت تو نشوم این پیش شرط‌ها را نمی‌توانم به دست بیاورم. حال اتفاقی که می‌افتد این است که هر دو طرف ناراضی هستند.

حال به عنوان کارجو چه باید کرد؟ خیلی از این دوستان در خانه نشسته‌اند و منتظر هستند تا اتفاقی بیافتد. بعضی از آنها از زمین و زمان شاکی هستند که من آدم قوی و توانمندی هستم ولی کسی مرا به کار نمی‌گیرد. اگر جایی استخدام شوم پله های ترقی را ۴ تا ۴ طی می کنم حیف که هیچ کس قدر مرا نمی‌داند.

حال یک پیشنهادِ میانه به ذهن من می‌رسد. درست است که بعضی تخصص‌ها و مهارت‌ها صرفاً نیاز به این دارد که حتماً در محیط کار آنها را یاد بگیریم و در آن سابقه کار پیدا کنیم ولی همه مهارت اینگونه نیستند یعنی نه به محیط خاصی نیاز است و حتی در خانه هم می توان آن را انجام داد و تمرین کردد و از طرفی بسیار عمومی هستند و مخصوص یک کسب و کار خاص نیستند و هر جا مراجعه کنیم از ما انتظار دارند آنها را فرا گرفته باشیم. چند نمونه به ذهنم می‌رسد:

۱- مهارت تایپ

۲- مهارت جستجو در گوگل

۳- مهارت زبان انگلیسی

۴- مهارت نوشتن و تسلط کلامی

۵- مهارت مذاکره

به نظرم با یک برنامه ریزی روزانه و تخصیص نیم ساعت در روز می تواند در یک سال به حد بسیار بالایی از آنها رسید و علاوه بر اینکه از دیگر متقاضیان جلوتر و متفاوت‌تر به نظر برسیم باعث می شود به هر شرکت و صنعتی مراجعه می کنیم دستمان خالی نباشد.

در پایان اگر مهارت‌ها یا خرده مهارتهایی به ذهن شما می‌رسد که در تمام مصاحبه‌های استخدامی مورد سوال و خواسته می‌شود و آنها را می‌توان شخصاً یاد گرفت خوشحال می‌شوم یا من و خوانندگان این وبلاگ در میان بگذارید.

نوشته‌های دیگر وبلاگ:

4 نظر در “یادگیری مهارت‌هایِ پایه‌ای

  • ۱۳۹۶-۰۱-۰۴ در ۶:۴۱ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    علی جان. همه زمانی که شخص در یک مصاحبه شغلی نشسته است، فکر شخص استخدام کننده در مورد وی به ندرت در «مهارت ها» و «سابقه کاری اش» می چرخد. هم سابقه کاری و هم مهارت هایی که شخص مقابل می خواهد میتواند با توانایی عظیم ما ایرانیان در «جعل مدرک» به راحتی برطرف شود.

    عمدتا فکر ما در این است که آیا شخصی که برای استخدام تقاضا داده است، «دزد» است؟ آیا میتوان به او اعتماد کرد؟ آیا او اسرار کاری ما را حفظ خواهد کرد؟ آیا از طرف رقیبان اجیر شده است؟ آیا میتوانم از وی «آتویی» بگیرم که نتواند در برابر مشکلات دائمی شرکت من از اینجا برود؟ آیا می توانم او را وادار کنم بدون قرارداد رسمی و بیمه و دردسرهایی که ممکن است در «بیمه بیکاری» سرم بیاید از او کار بکشم؟ آیا (به خصوص اگر خانم باشد) شخص مجرد است؟ اگر متأهل است چه بهانه ای برای آتو گرفتن از وی خواهم داشت؟ آیا به این کار نیاز دارد؟ به پولش چطور؟ چگونه میتوانم نقطه ضعفی در وی بیابم تا طرف همیشه تابع من باشد؟

    این ها را که گفتم البته آن طرف از بام افتادن است و متأسفانه تر این که سیستم استخدامی خصوصی ما در برخی موارد بیشتر از آن که روی مهارت و توانایی تأکید کند، روی مسائل این چنینی مانور میدهد.

    پاسخ
    • ۱۳۹۶-۰۱-۰۴ در ۸:۰۵ ب٫ظ
      پیوند یکتا

      یاور جان، من هیچ تجربه ای خاصی در زمینه استخدام شدن و استخدام کردن ندارم و بیشتر تاکیدم این بود که اگر خارج از فضای کسب و کار هم باشیم بهتر و منطقی تر است که ابتدا بر روی مهارت های پایه ای وقت بگذاریم و مستقیماً به دنبال مهارت بسیار پیچیده نرویم.
      به نظرم کارفرمایی که یک کارجو را به خاطر مهارت و توانمندی استخدام نمی کند یا دو حالت دارد؟ یا ظاهراً بخش خصوصی است یعنی همان گرگِ دولتی یا خصولتی است که در لباس مادر بزبز قندی ظاهر شده یا اینکه برای یک پوزیشن جنرال یا کارگری استخدام انجام می دهد جایی که مهارت مهم نیست و می تواند براساس پارامترهای ذهنی خودش تصمیم بگیرد.
      یاور جان واقعیت این است که حرف زدن از مهارت و حرفه گری در روزگار ما بیشتر ایده الیسم و ترسیم اتوپیا و مدینه فاضله است. این که همه چیز در جای خود قرار دارد و شرکت ها منتظر هستند که آدم قوی را جذب کنند ولی در مقابل حرف هایی که تو می زنی دقیقاً واقعیت روزگار و حال حاضر ماست. ولی خوب این را در نظر بگیریم که ما می توانیم خود را در شرایط ایده ال تصور کنیم. یعنی شاید همان مهاجرت ذهنی. اینکه قرار است در بهترین و ساختارمندترین شرکت های بین المللی استخدام شویم. آیا آن روز نیاز نیست سرعت تایپمان X کلمه در دقیقه باشد؟ آیا بهتر نیست زبان انگلیسی مان خوب باشد؟ پس در جامعه و روزگاری که همه نگاه به بیرون و دیگران است با وقت گذاشتن روی خودمان و نگاه به درون می توانیم برای آینده سرمایه گذاری کنیم.

      پاسخ
      • ۱۳۹۶-۰۱-۰۴ در ۱۰:۵۵ ب٫ظ
        پیوند یکتا

        علی جان حرفت درست است و من هم سعی میکنم در استخدام افراد (که اتفاقا در روزهای آینده باید دوباره استارتش را بزنم) همان مهارت های پایه ای مد نظرم باشد و مثلا از شخص سؤالاتی بپرسم که نیازمند تجربه کاری هستند یا نشان از مهارت های پایه ای اش دارند. اما وقتی که به مدیرعامل برسد، باز هم همین نگاه را خواهد داشت. وقتی مدیر عامل به من می گوید (ببخشید که این قدر صریح می نویسم) یک نفر دختر مجرد «لوس» «زبان باز» استخدام کن که برود پدر شرکت ها را در بیاورد و دل رئیسش را بلرزاند تا فروشمان زیادتر شود، گزینه هایی که من به شایستگی مهارت هایشان انتخابشان کرده بودم را عملا از دور «خارج» می کند.

        بله مهم است که ما در هر حال «پایه ای ترین مهارت ها» را داشته باشیم؛ اما تا جایی هم مفید است که بدانیم در سازمان های خصوصی و دولتی قرار است چه بگذرد تا حداقل در مواجهه با کثافت ذهنی افراد دچار حالت تهوع نشویم.
        من هم به آن روزی امیدوار هستم که این سیستم را در شرکت از بین برده و سیستم منابع انسانی «بر مبنای مهارت های انسانی» را جایگزینش کنم. من هم امیدوارم فقط بر مبنای «شایستگی» استخدام کنم. من هم امیدوارم همه این ها روزی باشند. به هر صورت من زشت ترین حالتش را برایت ترسیم کردم.

        متشکرم.

        پاسخ
        • ۱۳۹۶-۰۱-۰۵ در ۰:۵۵ ق٫ظ
          پیوند یکتا

          یاور جان ممنون از تجربیات و حرف های آموزنده که با ما به اشتراک گذاشتی.

          پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *