یک نکته از کتاب ساخت ژاپن

داشتم خاطرات مدیرعامل سونی را می‌خواندم به یک پاراگراف رسیدم:

آکیو موریتا می‌گوید اوایل کار سونی وقتی به عنوان مدیر اجرایی از ژاپن به آمریکا رفتم در هتل‌های ارزان قیمت اقامت می‌کردم و دررستوران‌های ساده غذا می‌خوردم

با اینکه هتل ارزانی را انتخاب می‌کردم ولی اتاقم گرانترین اتاق هتل بود. از طرفی وقتی از رستوران های ساده استفاده می‌کردم سعی می‌کردم گرانترین غذای آنجا سفارش می‌دادم.

وقتی با یکی از مشاوران شرکت در این زمینه صحبت می‌کردیم به من گفت شان خودت و شرکتت را حفظ کن و به جای هتل های ارزان قیمت هتل های مجلل را انتخاب کن با این تفاوت که ارزانترین اتاق آن را رزرو کن. در مورد غذا هم همین طور. به جای اینکه گرانترین غذای یک رستوران معمولی را سفارش بدهی ارزانترین غذای یک رستوران خیلی خوب را انتخاب کن.

به نظرم نکته جالبی بود. می‌توان آن را به سایر حوزه ها هم بسط دارد:

به جای زندگی در یک شهر یا کشور فقیر ولی داشتن زندگی مرفه، به کشور یا شهری مهاجرت کنم که ثروتمند و سطح بالا باشد. حتی اگر به بهای از بین رفتن رفاه من تمام شود.

به جای فعالیت مدیر بودن در یک شرکت درب و داغون و ناشناخته به استخدام شرکتی خوب و معروف‌ در بیایم. حتی اگر عنوان شغلی من بسیار سطح پایین باشد. حتی پست آبدارچی 🙂

به جای شناخته شدن و معروف بودن بین آدم‌های معمولی به دسته‌ آدم‌های الیت و فرهیخته ملحق شوم حتی اگر به بهای گمنامی من در آن جمع تمام شود.

در کل به جای

بزرگ بودن در یک جای کوچک

کوچک بودن در یک جای بزرگ

را انتخاب کنم.

 

3 نظر در “یک نکته از کتاب ساخت ژاپن

  • ۱۳۹۶-۰۸-۲۷ در ۹:۳۵ ق٫ظ
    پیوند یکتا

    من هم قبلا همین دیدگاهو داشتم. اما سر کارشناسی ارشد اتفاق جالبی برام افتاد! من توی یه دانشگاه خوب قبول شدم و یکی دو تا از دوستام دانشگاه های کمی پایین تر. اتفاقی که افتاد این بود که من بین دانشجو های قوی اونجا خودمو کمی گم کردم، اعتماد به نفسم کمی کم شد و… اما اونی که دانشگاهش پایین تر بود بین اونا شد آمد شد، بین استادا شناخته شد و کلی کار علمی انجام داد، حالش بهتر بود و اعتماد به نفس بیشتر!

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۸-۲۷ در ۵:۴۳ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    من هم خیلی موافق این دیدگاه نیستم، تو یک هنرستان معمولی که بودم شاگرد اول اونجا بودم ولی وقتی به یک هنرستان نمونه رفتم اونجا شاگرد متوسطی بودم و اعتماد به نفس قبل رو نداشتم به نظر من انسان خودشو با اطرافیان معمولا مقایسه میکنه و وقتی بالاتر از اونها هستش حس بهتری داره!

    پاسخ
  • ۱۳۹۶-۰۸-۲۸ در ۱۲:۰۴ ب٫ظ
    پیوند یکتا

    من هم موافق نیستم. می شه در یک جای کوچک کار کرد و هم اون جا رو بزرگ کرد و هم خودمون همراهش رشد کنیم. اگر توانایی داریم، توی محیط کوچک می تونیم تواناییمون رو به کار بگیریم و نشون بدیم که چه قابلیتهایی داریم.
    توی جاهای بزرگ لابلای سیستمها و آدمها ممکنه گم بشیم. لااقل برای شروع، بهتره از جای کوچک شروع کرد و وقتی بزرگ شدیم بریم جای بزرگ.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.