نوشابه و وزن آخرین اطلاعات در دسترس

دیروز یک نوشابه گرفتم از این نوشابه‌هایی که شبیه آب است. نمی‌دونم الان چی بهش می‌گن. قدیمها می‌گفتن سِوِن آپ. مثل همون مواردی که اسم شرکت رو به جای اسم محصول استفاده می‌کنیم. ۷up یک شرکت خارجی است. دیروز تو مغازه که داشتم دنبال کیک تی‌تاپ می‌گشتم از حرف‌های فروشنده فهمیدم تی‌تاپ هم که برند قدیمی از شرکت سالمین است امروز به رده متنوعی از محصولات گفته می‌شه. ظهر آوردم و قبل نهار و موقع نهار نصفشو خوردم بقیه‌اش موند برای شام. بعد از ظهر که داشتم به صورت پشت سرهم کامنت‌های یکی از دوستان را می‌خوندم مسیرم خورد به مطلب عادات غذایی تو متمم. چند کامنت را که خواندم دیگه حالم بد شد از نوشابه خوردن. همه از نوشابه بد گفته بودن و بحث بیماری و کبد چرب و غیره را مطرح کرده بودند دیگه به معنی واقعی کوفتم شد. تو درس‌های تصمیم گیری یک مطلبی داشتیم در مورد خطای اطلاعات در دسترس. ما وقتی می‌خواهیم تصمیم‌گیری کنیم به آخرین حرف‌ها و گفته‌ها و نوشته‌ها در مورد گزینه های تصمیم گیریمون خیلی وزن می‌دهیم من قصد داشتم اگر خدا بخواد شب هم از باقیمانده اون نوشابه بخورم ولی اطلاعاتی که بعد از ظهر دریافت کردم خیلی رو این تصیمم من اثر گذاشت و فکر نمی‌کنم تا چند روز آینده دستم به نوشابه عزیز بخوره. امیدوارم اثر این اطلاعات منفی از ذهنم پاک بشه تا قبل از خارج شدن گازش دی اکسید کربن اونو بخورم.لبخند

یک مثال هم همین الان به ذهنم رسید. دیدید وقتی یک هواپیما یا اتوبوس و یا قطار تصادف می کنه و تعدادی از مردم از بین می رن ناگهان استفاده از او بخش از حمل و نقل کاهش پیدا می کنه برای چی؟ چون مردم وقتی می خوان در مورد انتخاب وسیله مسافرت تصمیم بگیرن اطلاعات چند روز اخیر در رسانه ها رو در نظر می گیرن و وزن زیادی به اون می دن پس اونو انتخاب نمی کنن ولی آیا واقعاً این تصمیم تصمیم منطقی است و آیا وقتی ما بجای قطار اتوبوس را انتخاب می کنیم می تونیم بگیم به طور میانگین تصادفات اتوبوس از قطار کمتره. می دونیم نه. و امنیت قطار دهها برابر اتوبوس است ولی در اون بازه زمانی چون اطلاعات مربوط به نقص و خرابی قطارها “در دسترس” است خود به خود اونو را از گزینه هامون حذف می کنیم واقعاً ما انسان ها چقدر بد تصمیم می گیریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.