زنگ تفریح با TED

فکر کنید وسط ارائه TED فایل پاورپوینت خراب بشه. چه اتفاقی میافته؟ اگر TEDبین حرفه‌ای هستید پیشنهاد می‌کنم این ارائه را از دست ندید. خنده داره لبخند

هیچ دوستی همیشگی نیست

 

هر دوست همچون مالک یک کاروانسراست.

و ما انسان‌ها همانند کاروان در حال سفر.

هر کاروان لختی در آن توقف خواهد کرد.

و سپس به راه خود ادامه خواهد داد.

کاروانسرا، معبر خوبی است،

ولی محل ماندن نیست.

هیچ دوستی تا ابد نمی‌تواند در کنار ما باشد.

باید زمانی از آن خانه دل بکنیم و راه رشد را ادامه دهیم.

دوست چون نفس است.

گرچه ممد حیات است ولی

گر آید و بیرون نرود، می‌کشد.

پس ای صاحبِ کاروانسرا از من نخواه کاروان خود را تا همیشه در آن سکنی دهم.

پس ای دوست از من نخواه که همیشه با تو باشم.

بگذار از تو رها شوم.

و به سمت دوست و مقصدی دیگر حرکت کنم.

اگر چه برای من و تو دردناک است ولی می‌دانم برای جهان مفید خواهد بود.

پی نوشت: این دلنوشته در ادامه نوشته محمدرضا در مورد دوستی به ذهنم رسید.

از دو پنجره به دنیای اینترنت نگاه کنیم

فکر می کنم استراتژی شرکت گوگل در طراحی مرورگر chrome اینه که شما به جای یک پنجره یا Tab چندین تا باز کنید. و هر چه قدر شما بیشتر Tab باز کنید برای شرکت‌ها خوشایند است. خیلی از سایت‌ها هم همین کار را می‌کنند. به این صورت که که شما با کلیک روی هر لینک همیشه به یک New Tab هدایت می‌شوید.

مثلاُ وارد یکی از سایت‌های خبری یا زرد بشید بعد یک مدت می‌بینید مرورگرتان پر شده از پنجره های مختلف. یک راهکار برای این معضل اینه که شما محدودیتی روی مرورگرتان بگذارید.

من از افزونه  Controlled multi-tab browsing استفاده می‌کنم. و تعداد آن را به دو Tab کاهش دادم. اگر چه می تونید روی هر عددی محدودیت بگذارید ولی فکر کنم عملاْ بیش از ۲ تا کارایی نداره. من خودم مدت کوتاهی که دارم استفاده می کنم تا اینجا خوب بوده و نمی تونم در مورد اثربخشی آن در آینده اظهار نظر کنم. نصب کنید ببینیند به دردتان می خورد یا نه. خواستم با دوستان در میان بگذارم تا اگر نظری داشتند با هم استفاده کنیم.

یک نکته بگم اونایی که کار تخصصی مثل برنامه نویسی انجام می دن ممکنه یا این محدودیت دچار مشکل بشن ولی خوب از هیچی بهتر است. ضمنا این افزونه بعضی مواقع نقش Ad Blocker را هم بازی می‌کنه چون نمی زاره بیش از ۲ تا پنجره باز شه.

تفریح یا یادگیری؟

اگر در اینستاگرام می‎چرخیم.

اگر تلگرام را چک می‎کنیم.

اگر سایت های‌ خبری را  می‌خونیم.

اگر تلویزیون تماشا می‌کنیم.

اگر اخبار رادیو یا تلویزیون رو گوش می‌دیم.

لطفا اینو در نظر بگیریم که داریم تفریح می‌کنیم.

اگر حسابداری زمان انجام می‌دیم لطفاُ این زمان‌های را در ردیف تفریح قرار بدیم.

آنقدر بدم می‌یاد از آدمهایی که می‌گن برای یادگیری فلان چیز می‌رم تلگرام، یا چقدر فلان سریال آموزنده بود.عصبانی

کسی که می‌خواهد به معنای واقعی چیزی یاد بگیرید باید به ابزار و محل مناسبش مراجعه کند. مثلاً کتاب. شبکه های اجتماعی جای تفریح هستند نه یادگیری. ۵۰ درصد واقعیت را به آدم یاد می‌دن ۵۰ درصد بقیه شو نمی‌گن یا سانسور میکنن. “لا تقربوا الصلاه” را می‌گن ولی “و انتم سکاری” را نمی‌گن.

 هیچ آدم عاقلی وسط عروسی تو تالار عروسی، کتاب نمی‌خوانه. کسی که می‌خواد چیز یاد بگیره، کتابشو بر می داره می ره سالن مطالعه کتابخونه.

پی‌نوشت ۱: چند ماهه یک افزونه رو مرورگرم نصب کردم که زمان سپری شده روی هر سایت را نشون می‌ده. الان که آمار کلی گرفتم حدود ۲۵ درصد وب‌گردی من در دو سایت متمم و وبلاگ شعبانعلی بوده. چون گذروندن زمان در این سایت ها را از نوع یادگیری محض می‌دونم. می تونم بگم ۲۵ درصد زمان من پشت کامپیوتر در باب یادگیری بوده.

پی‌نوشت ۲: یک نرم افزار دیگه به اسم RescueTime  نصب کردم که علاوه بر وب سایت‌‌ها، زمانی که رو نرم افزارها هم می‌گذاریم را هم حساب می‌کنه. یعنی چقدر با kmplayer آهنگ گوش دادم یا چقدر با وورد کار کردم (نکته: وورد درسته نه ورد یا دعا). اونجا هم جمع زمانی که رو شعبانعلی و متمم بودم حدود ۲۲ درصد گزارش داده. فقط فکر کنم یک مقدار نرم افزارش مشکل داره و زمان‌ها را کم و زیاد می‌کنه. ولی با جستجویی زیادی که کردم بهترین نرم افزار حسابداری زمان است.

شبکه های اجتماعی: عزیزم به من دروغ بگو

اگر از دوستان متممی باشید، مطلع هستید همواره معلم عزیزمان بر سطحی بودن شبکه های اجتماعی تاکید داشته‌اند. من می‌خواهم پا فراتر بگذرام و بگویم بسیاری از محتوی‌های شبکه اجتماعی دروغ محض است. وای به حال کسی که براساس اطلاعات این شبکه‌ها بخواهد در زندگی تصمیم‌گیری کند یا با عینک شبکه های اجتماعی به دنیا نگاه کند.

باز می‌گویم گردانندگان کانال‌های پرطرفدار تلگرام فقط به دنبال جذب مخاطب و پر کردن جیب خود هستند و حاضرند هر دروغی را سرهم کرده و به خورد مخاطبان خود بدهند.

همین امروز که داشتم کانال گیزمیز -که فکر کنم دومین کانال ایرانی از حیث عضو باشد- را نگاه می‌کردم، تصویری از یک گیاه دیدم که گفته شده بود ماریجوانا یا علف است و می‌توان دید که “خودشم هم شاد و شنگول است.” خوب تا این جا ماجرای عادی است و باید به مدیر کانال تبریک گفت که توانسته این تشابه بین گیاه و کاربرد آن را پیدا کند.

من با گوگل این عکس را به طور معکوس جستجو کردم تا ببینم اصل و منبع اصلی عکس کجاست. و آیا این عکس گیاه ماریجوانا است یا نه؟ به این لینک رسیدم. تصویر اصلی را می‌توانید مشاهده کنید.

همانطور که در متنِ ذیلِ عکس نشان داده شده، این تصویر مربوط به گیاهی به نام Ammophila arenaria (+) است. که نوعی grass یا علف است. همان علفی که روی زمین می روید و غذای حیوانات است.

یعنی اگر بپذیریم که این گیاه ماریجوانا نیست دیگر کپشن “ماریجوانا (موادمخدر) زیر میکروسکوپ الکترونی خودشم شاد و شنگوله” چیز مسخره‌ای است.

بله مدیر کانال یا هر کسی که مدیر کانال از رو دست ایشان کپی کرده‌اند، اولاً آنقدر بی‌سواد هستند که grass را ماریجوانا ترجمه کرده‌اند. (بنده خدا فکر می کرده چون تو فارسی گفته میشه علف پس انگلیسی آن هم grass خواهد شد ) ثانیاً ممکن است خودش هم این مساله را می دانسته ولی بخاطر پر کردن کانال و جیب خود این دروغ علمی را گفته.

من خیلی رندوم و اتفاقی این پست را انتخاب و ته و توی آن را درآوردم. حال شما خود قضاوت کنید که هرروز چقدر زباله به خورد مردم در این شبکه اجتماعی داده می‌شود.

زباله خوردن اشکال ندارد حداقل اعتراف کنیم که آنچه می‌خوریم زباله است نه غذای سالم.

محتوی کوتاه یا محتوی بنلد؟ لاس زدن یا دوستی؟

این متن، ترجمه‌ای است از مقاله خانم Emily Johnson Hubbard در وبلاگ سایت Meddle که در سایت متمم معرفی شده است. Meddle یک سرویس میکروبلاگینگ است که در سال ۲۰۱۲ تاسیس شده. این ترجمه با تغییرات اندکی در اختیار شما خواننده علاقه‌مند به استراتژی محتوی قرار می‌گیرد.

محتوی کوتاه یا محتوی بلند؟ لاس زدن یا دوستی؟

اگر در زمینه بازاریابی محتوی فعالیت می‌کنید، انتخاب نوع محتوی، تاثیر زیادی بر اثربخشی ارتباط شما با مشتریان دارد. به طور مثال، در محتوایی که شما تهیه می‌کنید بیشتر متن باشد یا تصویر؟ یا به اصطلاح Visual باشد یا Text-based؟ آیا محتوی خود را به صورت یک پست در فیسبوک قرار می‌دهید یا در قالب یک توییت در توییتر منتشر می‌کنید؟ هر نوع محتوی برای یک هدف خاص مورد استفاده قرار می گیرد. در این نوشته قصد دارم در مورد محتوی بلند (Long-Form Content) و محتوی کوتاه (Short-Form Content) و ارتباط آن‌ها با یکدیگر صحبت کنم.

 Lewis DVorkin در مقاله خود در فوربس (+) اشاره می‌کند: محتوی بلند و کوتاه می‌توانند دست در دست -و در کنار هم برای شما- کار کنند.

می‌توان محتوی بلند و محتوی کوتاه را به لاس زدن و دوستی عمیق تشبیه کرد. فرض کنید می‌خواهید باب دوستی را با کسی باز کنید. ممکن است در ابتدا اقدام به لاس زدن با او بکنید (قلب این شکلک از خودم بود) و جملات کوتاه عاشقانه به او بگویید. در این مرحله از ارتباط، شما تنها قصد دارید توجهِ اولیه فرد را به خود جلب کنید. این همان محتوی نوع کوتاه است. حال اگر لاس و جملات کوتاهی که به فرد مقابل می گوید اثربخش بود، می‌توانید یک رابطه بلندمدت با او آغاز کنید. و به طور ثابت و دوره ای با او قرار ملاقات بگذارید. حالا مکالمات عمیق‌تری بین شما و او رد و بدل می‌شود و اطلاعات دقیقتری از زندگی و علایق شما آشکار می‌شود. این همان محتوی نوع بلند است. 

از طرف دیگر، اگر از ابتدا، جملاتِ کوتاهِ عاشقانه‌ای که شما به طرف مقابل می گویید برای او جذاب نباشد و او را تحریک نکند مطمئناً دیگر رابطه‌ای شما ادامه پیدا نخواهد کرد و به مرحله بعد که یک رابطه عمیق است وارد نخواهید شد.

[تمام توضیحات بالا را گفتم که بگویم:] فرض کنید طرف مقابل، همان مشتری شماست و شما درصدد ایجاد یک رابطه قوی با او هستید.

محتوی فرم کوتاه یا Short-Form Content

مهمترین هدف از انتشار محتوی کوتاه افزایش ترافیک و ایجاد آگاهی یا Awareness از برند شماست.

اگر بخواهیم از محتوی کوتاه مثال بزنیم همه پست‌های که در شبکه های اجتماعی مانند Facebook, Pinterest, Linkedin, Vine, Twitter منتشر می‌شوند از مصداق‌های این نوع محتوی هستند. یک محتوی کوتاه برای اثرگذاری بیشتر باید دو دو ویژگی داشته باشد:

  • به سرعت تولید و مصرف شود.
  • به طور ثابت، پیوسته و در بازه‌های زمانی مشخص تولید و منتشر شود.

محتوی کوتاه تنها برای جلب توجه و درگیرکردن ذهن مخاطب استفاده می شود و فاقد عمق و جزییات دقیق است.

محتوی فرم بلند Long-Form Content

هدف از تولید این نوع از محتوی، ارائه اطلاعات دقیق در مورد موضوع و حوزه مورد علاقه است. معمولا این محتوی توسط بخشی از کاربران و مخاطبان مصرفی میشود که قبلاً به موضوع مورد نظر علاقه پیدا کرده باشند. این علاقه معمولا همان جرفه ای  است که توسط محتوی کوتاه در ذهن مخاطب ایجاد شده  است.

از مصداق های محتوی بلند می‌توان به پست‌های بلند وبلاگ‌ها، مقالات بلند،

White-Paper و Ebook اشاره کرد.

برای بازاریاب محتوی هر دو نوع محتوی، اهمیت دارند. اگرچه هر کدام نقش متفاوتی در استراتژی ارتباطی بازی می‌کنند. محتوی کوتاه باید بتواند توجه مخاطب به محتوی بلند را جلب کند و او را برای مصرف محتوی بلندتر مشتاق‌تر کند. پس مثل استعاره بالا، اجازه ندهید دوستی شما بعد از یک لاس کوتاه پایان بپذیرد.

من (من نه ها خانم نویسنده) شما را تشویق می‌کنم که انرژی و زمان خود را بین تولید محتوی کوتاه و محتوی بلند تقسیم کنید. تا بتوانید یک ارتباط دائمی با مخاطبان خود داشته باشید. اگر چه می‌دانیم در هر رابطه‌ای، ارتباط مساله مهمی است. خصوصاُ زمانی که به دنبال یک رابطه جدی هستید.

پی نوشت: وقتی این مقاله را خواندم فارغ از تفکیک محتوی بلند و کوتاه، نوشته‌های سری پارگراف فارسی در متمم (+) یادم افتاد. حدس می‌زنم شاید یکی از اهداف ضمنی انتشار این سری از نوشته‌ها سوق دادن ما به سمت کتاب‌خوانی به عنوان یک محتوی بسیار بلند است. یعنی فکر می کنم اساساً در استراتژی محتوی همیشه یک سری محتوی‌های کوچک وخلاصه آز یک متن طولانی تولید می‌شود تا مخاطب را به خواندن محتوی بلند و کامل تشویق یا وسوسه کند. همین طور‌ می‌توان به لینک دادن از شبکه‌های اجتماعی به وبلاگ اشاره کرد. معمولاً محتوی شبکه اجتماعی، کوتاه و محتوی وبلاگ‌ها، بلندند پس یک ارتباط بین دونوع محتوی ایجاد می‌شود.  (اگر چه می‌دانیم کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی عموماً علاقه‌ای به مطالعه‌یِ مطالبِ طولانی ندارند. و ایجاد این ارتباط کاری عبث و بیهوده‌ است.) یک مثالی هم که اخیراً دیدم سایت bestanswer.info  است. در آن نوشته‌هایی در حد یک یا دو پاراگرف دیده می‌شود که شاید از آنجا فرد به مطالب بلندتر که در سایت متمم است هدایت شود. نمی دانم اصلاً این سایت برای این هدف ساخته شده ولی این مسئله در آن قابل مشاهده است.