کاسبان ابهام

خلاصه حرف من در این نوشته این است که بعضی آدم‌ها با ایجاد ابهام، پول و توجه و احترام کسب می‌کنند. اجازه بدهید یک مثال بزنم. فرض کنید یک شهربازی بزرگ با تجهیزات زیاد در شهر شما ساخته شده است. به شما یک بلیط رایگان رسیده تا در روز افتتاح از این محل استفاده کنید ولی یک نکته […]

کمک به چشمانمان، معرفی نرم افزار f.lux

اگر شب‌ها از لپ‌تاپ یا تبلت استفاده می‌کنید. خصوصا در رخت‌خواب و با فاصله کم حتما سوزش چشم و از بین رفتن حس خواب را داشتید. طوری که پرتوهای نور مثل تیر در چشم آدم فرو می‌رود و ته چشم آدم درد می‌کند. قبلا در بست انسر نرم افزار dimmer معرفی شده بود که نور […]

درباره چرخه عمر شرکت‌ها

چرخه عمر از درس‌های متمم است که خیلی دوستش دارم طوری که حل تمرین آن یک هفته‌ای از من وقت گرفت. نکته درس این است که همه چیز، آدم‌ها برندها شرکت‌ها نظریه‌ها مدل‌ها و به طور کلی هر چیزی روزی از بین خواهد رفت. اگرچه ما اکثراً به نابودی اعتقاد نداریم و اگر هم اعتقاد داشته […]

فریب تعداد بازدیدکننده

پیش‌نوشت: چند وقت پیش با خواندن کامنت‌های مطلب صدرا در مورد تهران وسوسه شدم که فیلم فروشنده را ببینم به همین خاطر با خانواده قرار گذاشتم که برای دیدن آن به تنها سینمای استان برویم. بعد از پایان فیلم خوب اصغر فرهادی حین خروج از سینما فهمیدم خواهرم که روبروی من نشسته بود بین تماشای فیلم، […]

تحلیل یک معضل اجتماعی از منظر تفکر سیستمی

دیروز یکی از روزهای آبان ۹۵ بود. داشتم اخبار را مرور می‌کردم که به تیتری برخوردم: طرح بزرگ مبارزه با کالای قاچاق توسط پلیس تهران. قبل‌ترها، متمم تو نقشه راه درس تفکر سیستمی، پیشنهاد داده بود که مقاله‌های ۵۰۰ کلمه‌ای در مورد تحلیل راهکارهای اجتماعی بنویسیم. من هم گفتم: آخ جون  یک موضوع پیدا کردم. […]

درباره محتوی

جواد عزیزان، از دوستان متممی، ، لطف کردند و بعد از خواندن مطلب قبلیِ من در مورد استراتژی محتوی، کامنتی گذاشته و پرسیدند که: “چه نوع محتوایی می تونه دو تا صنعت بانکداری و خودرو را به جلو ببره”. اگر درست نقلِ قول کرده باشم. البته بنده سوادی در زمینه بانکداری و خودرو ندارم و تنها […]

آقای امیرخانی هیچ منظوری نداشت

داشتم مطلبِ “برای شیرین: آقای ژان کوکتو هیچ منظوری نداشت” را در روزنوشته‌ها می‌خواندم، به این جمله‌ی محمدرضا رسیدم: “انسان ماشین معناساز و معنایاب است.” قبلاً هم با الهام از نوشته‌های او، عرض کردم که ذهن ما هر روز به پدیده‌ها و اتفاق‌ها دوروبرش معنا می‌دهد. و برای آن‌ها داستان می‌سازد. ساختن واژه‌یِ مناسبی است. […]