مریض بودن یا مریضی کردن؟

آدم‌ها یک خصوصیت خاص دارند. یک جور هوشمندی پنهان.

اینکه برای فرار از بعضی چیزها، خودشان را به مریضی می‌زنند. هم جسمی و هم روحی.

یادم می‌آید سال ۹۰ با دوستم برای کنکور درس می‌خواندیم. قرار گذاشته بودیم حتما در کنار هم و دو صندلی نزدیک هم درس بخوانیم. زمان شروع هم از ساعت ۹ صبح بود. تا اگر روزی من تنبلی کردم و نخواستم به کتابخانه بروم برای اینکه قولم نشکند مجبور شوم کاهلی را کنار گذاشته و به محل مطالعه مراجعه کنم.

چون بعضی موقع دلیل واقعاً خاصی نداشتم، خودم را به مریضی می‌زدم. یادم هست چشم‌هایم را عمل کرده بودم و برای اینکه زودتر ار کتابخانه فرار کنم می‌گفتم چشم هایم مگس پران گرفته، نمی‌توانم بیشتر به صفحه کتاب نگاه کنم و باید زودتر بروم، فردا هم دیر می‌آیم.

یا وقتی سرکار بودم همیشه یک بهانه از سرماخوردگی گرفته تا درد انگشت را پیدا می‌کردم تا چند روزی را سرکار نروم. واقعاً یکبار خودم به انگشت پایم آسیب زدم تا چند روزی بتوانم با نسخه پزشک در خانه بمانم و از فشار پروژهِ کاری نجات پیدا کنم.

یا مثلاً بعضی از اطرافیانم از جمله خواهر و مادرم همیشه از درد پا و گردن و شکم شکایت می‌کنند همیشه به مادرم می‌گویم تو هر روز یک نقطه جدید از بدنت درد می‌کند. 

منظورم این است که بسیاری از مریضی‌ها و آخ و اوخ‌هایی که ما ابراز می‌کنیم واقعی نیستند بلکه صرفاً وسیله‌ی هستند که ما از کار و برنامه روزانه خود فرار کنیم.

امروز هم وقتی داشتم فایل صوتی مسیر اصلی را گوش می‌دادم محمدرضا اشاره می‌کرد که افسردگی هم، همین شکلی است.

یعنی ما افسرده نیستیم بلکه افسردگی می‌کنیم.

چرا؟ مگر دیوانه‌ایم؟ نه اتفاقا ما خیلی زیرک هستیم ما وضعیتی را انتخاب می‌کنیم که در آن حدالمقدور، کم کار کنیم، کم مطالعه کنیم و کم مسئولیت بگیریم، یعنی کاری می‌کنیم که خیلی از بارها از دوش ما برداشته شود.

در فایل صوتی اشاره می‌شود که خیلی از افراد افسرده به دنبال درمان نیستند بلکه به دنبال ادامه بیمارشان هستند.

چرا؟

چون وقتی من افسرده هستم:

وقتی امتحانم را خراب می‌کنم پدر و مادرم می‌گویند اشکال ندارد بچه افسرده است.

اگر دیر سرکار می‌روم همکاران می‌گویند اشکال ندارد بنده خدا افسرده است.

اگر کم کار می‌کنم می گویند اشکال ندارد بیچاره افسرده است.

در طرف مقابل اگر من آدم سرحال و سرزنده‌ای باشم باید نمره خوب بگیرم، بیشتر کار کنم، و اگر این چنین نباشد دیگران به من نهیب می‌زنند که هی، چرا کارت را خوب انجام نمی‌دهی؟

یعنی آدم سالم باید جواب پس بدهد.

به نظرم ما انسان‌ها بعضی مواقع در خانواده یا محیط کار فیلم بازی می‌کنیم ولی این نقش را چنان خوب بازی می‌کنیم که حتی خودمان هم نمی‌فهمیم.

در واقع در جایی که، هیچ مشکلی نیست ما مشکل می‌سازیم.

یا ما مریض نمی‌شویم، ما مریضی می‌کنیم.

درشکه‌یِ محتوی

امروز در خبرها خواندم که شرکت at&t قصد دارد شرکت Time Warner را بخرد. at&t یکی از بزرگترین اپراتورهای تلفن همراه و ارائه کنندگان سرویس اینترنت موبایل در آمریکا است و Time Warner با زیرمجموعه‌های خود یعنی CNN و HBO و Warner Bros. از ارائه کنندگان مطرح محتوی در جهان محسوب می‌شود.

همان طور که در یکی از مطالب قبلی اشاره شد، همیشه در تاریخ یک بازی در حال تکرار بوده و است: بازی content و container.

کسی content می‌ساخته بعد دیگری آنرا بستری برای خود قرار می‌داده و content جدیدی ارائه می کرده.

یادم می‌آید سال ۸۹ که تازه اینترنتِ adsl خریده بودم چقدر فیلم و نرم افزار دانلود می‌کردم. صبح تا شب کامپیوتر روشن بود و با نرم idm و تورنت چند ده گیگ دانلود می کردیم. یادم نمی‌آید ولی طی چند ماه حدود ۱۵۰ گیگ استفاده کردم البته این را بگم که آن زمان اینترنت ارزان‌تر و با کیفیت‌تر نسبت به امروز (سال ۹۵) بود. فکر کنم گیگی در حدود ۲ تومان. مثل امروز هم اینقدر میلتر روی اینترنت نذاشته بودند. و قطعی و اختلال کم بود.

خواستم بگم تمام پول فراوانی که ما در جیب شرکت‌های فروش adsl ریختیم صرفاً نه بخاطر تلاش و بازاریابی آن‌ها بلکه نتیجه تلاش p30download یا ارائه دهندگان تورنت بود.

نیاز به محتوی (فیلم یا نرم افزار) باعث شد که ما به سراغ استفاده گسترده از بستر ارائه دهنده محتوی (شرکت فروش adsl) برویم. وگرنه آنها برنامه‌ریزی عجیبی انجام نداده بودند.

همین مساله را می‌شود در مورد داستان پرشور استقبال مردم از viber و تلگرام به یاد آورد.

چند سال پیش، که تازه نرم افزار وایبر آمده بود، از مقابل یکی از مغازه‌های موبایل فروشی خیابان سعدی شهرمان می‌گذشتم، انبوهی از مردم را دیدم که داخل دکان جمع شده‌اند و یکی از آنها به فروشنده می‌گفت: گوشی‌ی می‌خواهم که رویش وایبر نصب شود.

مردم دنبال وایبر آمده بودند نه گوشی.

آنروز مردم بیشتر از موبایل هوشمند، وایبر را می‌شناختند.

و وایبر بود که عموم جامعه را با گوشی‌های هوشمند و اینترنت همراه و دنیای دیجیتال آشنا کرد.

به عبارت دیگر اگر کسی محتوی خوبی بسازد مشتریان خودبه‌خود، از بستر و container استفاده خواهند کرد و جاده رسیدن به محتوی را با دست خودشان آسفالت می‌کنند.

اگر بخواهیم به زبان تصویر نمایش دهم آنچه یک کسب و کار در نقش container را به جلو می‌برد content است.

به نظرم هر کسب و کار موفق به جای نگاه کردن به فضای صنعت خود بهتر است به افق دورتر و چارچوب‌های بزرگتر فکر کند. مثل تولید محتوی.

شاید به همین خاطر است که at&t شرکت Time Warner را می‌خرد.

شاید به همین خاطر است که آمازون ۲۵۰ میلیون دلار برای ساخت Top Gear هزینه می‌کند.

شاید به همین خاطر است که  Autodesk وبسایت Instructables را می‌خرد.

شاید به همین خاطر است که شاتل سرویس شاتل‌لند را ارائه می‌دهد.

شاید به همین خاطر است که ایرانسل روی استارآپ‌هایی مانند اسنپ و بامیلو سرمایه گذاری می‌کند.

آنها می‌دانند که آینده در دست محتوی است و اگر اسب مصرف content را تحریک کنند کالسکه کسب و کارشان به عنوان container بدون هیچ فشار و سختی به راه خواهد افتاد.

پی نوشت: کاش شرکت شاتل، سریال (مثل شهرزاد) می‌ساخت.

امکان دانلود ویدیو از هر سایت

اگر احیانا دسترسی مستقیم به سایت‌های ویدیویی مثل Youtube ندارید شاید سرویس‌های زیر بتواند به شما کمک کند:

 ربات تلگرام SaveVideoBot که توصیه دوستم خوبم طاهره خباری است. خوبی این سرویس این است که می‌توانید ویدیوهای بسیار طولانی مثل سخنرانی شاملو در دانشگاه برکلی را با آن دانلود کنید و همچنین قابلیت resume‌ دارد.

 ixconverter.com اینجا هم httpش از کار افتاده و باید از https‌ در ابتدای سایت استفاده کنید. بدیش این است که اولاً تبلیغات دارد و ثانیاً فایل‌های بزرگ را پشتیبانی نمی‌کند. ولی اگر خواستید موسیقی مورد علاقه تان را با بالاترین کیفیت ممکن دانلود کنید حتما از گزینه mp3 256kb استفاده کنید و لذت ببرید.

معرفی یک سایت برای بازی شطرنج

دوران نوجوانی سه تفریح عمده داشتیم:

فوتبال، که تقریبا از ۷ صبح تا ۷ شب انجام می‌دادیم،

گوش دادن به کاست‌های افتخاری و شجریان

و شطرنج.

برای مورد سوم باید از دست مادرمان هم فرار می‌کردیم.

چون از دید ایشان بازی شطرنج حرام بود و ما هر چه جعبه شطرنج با ابعاد کوچک و بزرگ و گران و ارزان می‌خریدیم چند صباحی بعد باید در سطل زباله دنبال آن می‌گشتیم.

الان هم برای من یکی از عمیق‌ترین و جذاب‌ترین تفریح‌ها، بازی شطرنج است. و هنگام پرداختن به آن گویی حالت flow را تجربه می‌کنم. البته همیشه احساس می‌‌کنم روحیه جنگندگی و رقابتی که دارم، در این بازی بخوبی تحریک می‌شود.

به عنوان معرفی، به نظرم، یکی از بهترین سرویس آنلاین InstantChess.com است.

با وجود اینکه در ضفحه اول نتایج گوگل ظاهر نمی‌شود ولی به خاطر طراحی خوبش بهتر از سایت‌های معروف دیگر است.

به محض فشردن دکمه game به صورت رندوم با یکی نفر از گوشه دنیا شروع به بازی می‌کنید.

البته نیازی به عضو شدن نیست ولی به خاطر نسخه پولی شاید مجبور بشوید صفحه را رفرش کنید.