مدل کسب و کار بدون تلفن

چند ماه درگیر یک ایده کسب و کار هستم. کسب و کاری از جنس خشت و کلیک یا Click and Mortar.

 ولی نتیجه‌ی که این روزها رسیدم این است که بهترین نوع کسب و کار تماماً دیجیتال یا Pure Play‌ است.

وقتی مشتری‌ها از چپ و راست و از صبح تا نیمه شب زنگ می زنند بعد به خودت فحش می‌دهی که چرا از اول مدل کسب کار درستی انتخاب نکردی.

 چون بخشی از اطلاعات خارج از سایت و در فضای فیزیکی و روی تلفن رد و بدل می‌شود اگر سیستم CRM درست هم نداشته باشی عملاً ۵۰ درصد داده‌های مفید کارت را از دست می‌دهی

ولی اگر همه‌ی چیز روی سایت یا اپلیکشین اتفاق بیافتد خیلی مطلوب است.

می‌توانستی با ابزارهایی مثل Google Analytic نقشه سفر مشتری را پیگیری کنی. ببینی کجا رفته و روی چه کلیک کرده و هر چه اطلاعات تولید کرده را ذخیره و تحلیل کنی.

ولی در مدل خشت و کلیک نصف اطلاعات به باد هوا می‌رود و هیچ جا ذخیره نمی‌شود. خیلی این ماجرا بد است.

اصلاً خوبی فضای دیجیتال به خاطر این است که هر چیزی (حتی نحوه کلیک کردن کاربر) هم قابل ذخیره و ردیابی است.

از نظر مقیاس پذیری کسب و کار هم می‌شود به مساله نگاه کرد

وجود حتی تلفن باعث می‌شود کسب و کار شما در مقیاس پذیری دچار مشکل شود. وقتی از حدی بیشتر تماس مشتری داشته باشید باید چند نفر استخدام کنید. برای اینکه این چند نفر مدیریت شوند باید یک مدیر قرار دهید. برای حقوق این چند نفر باید یک حسابدار داشته باشید. برای این n نفر باید یک جای بزرگ بگیرید چند نفر آب و چای اینها را بدهند و الی آخر. هر چه قدر کسب و کار شما بزرگ شود چند نفر هم باید به عنوان پشتیان به این‌ها اضافه شود.

یاد معاونت پشتیبانی و مالی شرکت‌های می افتم که بعضاً بیش از ۵۰ درصد کل سازمان را اشغال کردند.

۲۰ نفر کار می‌کنند ۸۰ نفر پشتیبان آن‌ها هستند. خنده دار است.

محافظ از چشمان حین کار با موبایل با اپلیکیشن Twilight

در یکی از مطالب قبلی نرم افزار f.lux را معرفی کردم که برای محافظ از چشمان حین استفاده از لپ‌تاپ استفاده می‌شود.

با اینکه حدود یک سال از نصب این نرم افزار روی ویندوزم می‌گذرد فکر می‌کنم اثر خوبی داشته و همچنان روی سیستم عاملم ماندگار است و آن را پاک نکردم

چند وقت با یک اپلیکشین مشابه به نام Twilight برخورد کردم که همان کار محافظت از چشمان را ولی روی موبایل انجام می‌دهد.

براساس تحقیقات چند ساعت استفاده از موبایل یا تبلت قبل از خواب ممکن است تا یک ساعت طول خواب فرد کاهش دهد.

نور آبی ساطع شده از صفجه نمایش موبایل باعث اختلال در ترشح ملاتونین می‌شود که روی خواب رفتن فرد تاثیر دارد.

این دسته نرم افزارها در طول شب طوری نور صفحه نمایش را تغییر می‌دهند که میزان تشعشع نور آبی صفحه کم شود.

نرم افزار روزها خاموش هست و بعد از غروب خورشید نور صفحه نمایش را تغییر می‌دهد.

این اپلیکیشن بیش از ۵ میلیون بار  دانلود شده است

لینک دانلود Twilight از کافه بازار

فقط پس از نصب در قسمت More settings  بخش Auto-pasue in apps  را تیک بزنید تا حین نصب نرم افزار جدید صفحه نمایش از حالت قفل خارج شود. البته باز هنگام نصب نرم افزار جدید بعضاً کمی صفحه نمایش قفل می‌شود که بهتر است چند بار روی صفجه نمایش با انگشت فشار دهید.

تو اینقدر متمم خوندی، باهاش پولم درآوردی؟

“تو که اینقدر متمم خوندی، باهاش پولم درآوردی؟”

این سوالی که بود که یکی از دوستان متممی پارسال از من پرسید.

آن موقع با تندی به او پاسخ دادم و گذشتم.

به نظرم این سوالی است که به ذهن بسیاری را متممی‌ها از جمله خودم رسیده و شاید از زبان کسانی که در اطراف ما هستند و فعالیت کم یا زیاد ما را در سایت متمم می‌بینند شنیده شده باشیم. از جمله دوست یا همکار یا همسر یا هم‌ خانواده.

من قصد ندارم (و شاید هم دوست نداشته باشم) به سوال بالا پاسخ دهم

ولی واقعیتش وقتی این سوال را از دوستانم می‌شنوم اعصابم خرد می‌شود و مدتی افسرده هستم.

ولی می‌خواهم چند سوال دیگر هم به این پرسش اضافه کنم:

اگر این مسیر مسیر پولدار و ثروت آفرینی نیست راه های دیگر چه هستند؟” لطفا نام ببرید.

اگر متمم نخوانیم چه بخوانیم؟ جایگزین آن چیست؟”  یکی از دوستان به من گفت برو از “زندگی” یاد بگیر.

چرا با اینکه ۱۲ سال برای مدرسه وقت گذاشتیم امروز از آن پشیمان نیستیم؟

آیا ۱۶ هزار ساعت وقت مفید به ثروت یا ارزش تبدیل شده؟ چرا خود و دیگران را به خاطر این همه ساعت وقت تلف کردن بازجویی نمی‌کنیم؟

چرا  ۶ سال که به طور متوسط در دانشگاه وقت گذاشتیم کسی امروز از زمان و انرژی صرف شده شکایت نمی‌کند؟ آیا با مدارک تحصیلمان کسب ثروت کردیم؟

من سوال جدی دارم از همان دوست که دو مدرک سطح بالای دانشگاهی داشت و این سوال را پرسید. باید بگوید چقدر با این مدرک تا حالا پول درآورده. باید حساب پس بدهد. همه ما باید حساب پس بدهیم برای هر دقیقه‌ی که برای دانشگاه رفتن وقت گذاشتیم. همه‌ی ما.

لطفا اگر شما هم سوالی از جنس تیتر این نوشته دارید و همزمان هم مدرک دانشگاهی کسب کردید لطفا لطفا لطفا بابت وقت انرژی پول که در دانشگاه صرف کردید پاسخگو باشید. چند ریال کسب کردید؟

اینقدر سمینار مختلف و دوره های گوناگون شرکت کردیم و کوهی از مدرک روی هم جمع کردیم ولی با کدام یک توانستیم تومانی پول درآوریم؟

برای این ساعت‌ها و وقت‌گذاشتن‌ها کسی ظاهراً اعتراض نمی‌کند.

فقط برای متمم خواندن باید پاسخگو باشی.

۱۸ سال از عمرمان را دادیم با میلیون‌ها تومان پول از کسی طلبکار نیستیم حالا با چند هزار تومان و در بستر خواب متمم خوانی کردن شاکی هستیم؟

چه دادیم؟ چه گرفتیم؟ آیا برای همه معامله‌های زندگی اینقدر حساس هستیم؟ آیا برای تمام وقت‌هایی که در تلگرام یا اینستاگرام هم تلف می‌کنیم هم همین‌طور هستیم و مو را از ماست می‌کشیم؟

فقط دیوار متمم یا کتاب خوانی کوتاه است که فریاد می‌زنیم که “چه شددددددد چرا من باهاش پول در نمی‌آورم”

زندگی معامله است.

هیچ گزینه‌ی مطلقاً خوب یا بد نیست.

هر گزینه براساس  عرقی که پای آن ریختیم ارزش دارد.

من نوعی دو سال به صورت جدی در متمم وقت گذاشتم

انتظار معجزه باید داشته باشم؟

آیا کسب و کاری که در آن فعالیت می‌کنیم حافظه دارد؟

شاید کسی سال‌های سال در جایی کار کند ولی به واسطه عوض شدن مدیر یا همکاران خود تمام دستاوردها و زحماتی که تا آن روز کشیده از یادها برود. در محیط های دولتی این اتفاق بیشتر می‌افتد. چون جابجایی آدم‌ها زیاد است شاید صبح از خواب بیدار شوید و ببینید که مدیرتان یا بالادستیتان عوض شده. به عبارت دیگر تمام برند و اعتبار و زحمتی که شما برای سیستم تا آن لحظه کشیدید و بخشی زیادی از آن در ذهن مدیر ذخیره شده همان روز پاک می‌شود و شما باید از اول کار خود را شروع کنید.

همیشه به خودم و دیگران توصیه می‌کنم که جایی کار کنید که حافظه داشته باشد.

وقتی شما برای یک مدیر  کسب و کار کوچک و خصوصی (به معنای واقعی کلمه) کار می‌کنید اگر فردا همه‌ی چیز هم از بین برود و تمام رکوردها و اسناد همکاری شما هم گم شود باز شما و زحمات شما در ذهن آن فرد باقی می‌ماند. او در یاد دارد که شما برای پیشبرد کارهای او زمانی انرژی و وقت و زمان گذاشتید و حتی ممکن است تعریف شما را به دیگران کند

ولی در سازمان های بسیار بزرگ دولتی و خصوصی چطور؟ اصلاً جایی وجود دارد که کارها و زحمات بیش از حد میانگین شما ثبت شود؟ آیا فداکاری و از جان گذشتگی و فراتر از حد ظاهر شدن شما در خاطر کسی می‌ماند؟ اگر هم زیاد کار کنید کسی از اطرافیان نخواهد گفت که برای من زحمت می‌کشید. شما برای یک موجود به نام سازمان تلاش می‌کنید.

در اصل انگار تمام تلاش‌های ما برای یک موجود عظیم به نام فلان وزارت خانه یا شرکت سهامی عام است که سر و دم آن پیدا نیست و اصلاً شما را به خاطر نخواهد آورد. سازمان بزرگ یک موجود منفعل و بی‌حافظه است

البته حافظه کسب و کار صرفاً محدود به  کسب و کار فیزیکی نمی‌شود بلکه در دنیای مجازی هم همین تقسیم بندی را داریم: شرکت های با حافظه و شرکت بی‌حافظه.

گوگل یک شرکت با حافظه است. اگر برای گوگل کار کنید یعنی سایتی داشته باشید و برای آن محتوا تولید کنید گوگل می‌فهمد. گوگل به زحمات شما ارزش قائل است و تمام تلاش خود را می‌کند که برای نوشته‌های شما خواننده پیدا کند.

ولی شبکه‌های اجتماعی چطور؟ آیا زحمات و محتوای تولیدی شما را قدر می‌نهند؟ چقدر تجربه کردیم که با فشار دادن یک دکمه تمام محتوای یک کانال تلگرام از بین رفته. این نحوه قدردانی تلگرام از ساعت‌ها تلاش برای تولید و انتشار محتوا است.

تلگرام و اینستاگرام هیچ مکانیزمی ندارند که محتوای خوب را از بد تشخیص دهند. ولی گوگل تمام برنامه ریزی خود را انجام می‌دهد که محتوای بی‌ارزش و سطحی را از پلتفرم خود حذف شود ولی شبکه‌های اجتماعی کار و زحمت شما را جایی ثبت نمی‌کنند.

اگر شما برای یک کلمه کلیدی رتبه اول گوگل را داشته باشید گوگل به این راحتی جایگاه شما را به کس دیگری نمی‌دهد یعنی برای کار شما ارزش قائل است ولی دیدیم که تمام محتوای و زحمت یک ممکلت برای تولید محتوا در وایبر در یک روز برباد فنا رفت و فراموش شد. کو آنقدر نوشته و ویدیو و مطلب فارسی که در وایبر ذخیره شده بود؟

ولی امروز شاهد هستیم که یک صفحه متعلق به ده سال پیش توسط گوگل به بازدیدکنندگان نشان داده می‌شود و کاربران از آن استفاده می‌کنند.

به نظرم قبل از اینکه در یک مکان فیزیکی یا دیجیتال شروع به کار می‌کنیم ببینیم آیا سیستم ارزیابی عملکرد یا شاخص عملیاتی برای آن فضا تعریف شده است و یا اینکه هیچ چیزی ثبت و ضبط نمی‌شود  و همه چیز در حافظه چند انسان ذخیره می‌شود که ممکن است هر لحظه سازمان را ترک و از آنجا خارج شوند.

نقش نهار در تصمیم گیری

اکثراً انسان‌ها از جمله خودم معتقدیم تصمیم‌هایی که ما می‌گیریم مستقل و بدون تاثیر پذیری از دیگران یا محیط بیرون است. و اگر مخاطب این قرار بگیریم که نه تو تصمیمات بزرگ زندگی را هم شاید بی‌منطق و بدون فکر می‌گیری ناراحت می‌شویم.

یکی از نمونه‌های معروف در این زمینه شام و نهار دادن است. بسیار از افراد وقتی دعوت یک آشنا و غریبه را لبیک می‌گویند و پای سفره رنگین و چربین آن می‌نشینند بسیار محتمل است که نظر و رای و درخواست میزبان را خارج از فضای مهمانی هم بپذیرند و سر تعظیم به آن خم کنند.

به نظرم این نوع مراسمات مانند داغ کردن تنور است که بسیار از افراد به خوبی از عهده آن برمی‌آیند و بلافاصله تا تنور سرد نشده نان را می‌چسبانند و آن یک درخواست یا کمک یا دستور به انجام کاری که در حالت طبیعی ما از انجام دادن آن اکراه داریم.

حتی طوری شده که اثرگذاری همان شام چرب و نرم از صد استدلال و منطق هم بیشتر و شدیدتر است و شاید ما آنقدر به آن فرد اهمیت بدهیم که نتوانیم به او یک “نه” کوچک هم بگوییم.

این حرفها را گفتم که به نقل قول بسیار زیبایی از اینشتین برسم که در پیام اختصاصی متمم دریافت کردم. به نظرم چکیده سخن گفته شده و ایشان از روی یکی از موثرترین عوامل مختل کننده  قوه تصمیم‌گیری انسان پرده برداشته:

شما را به خواندن آن دعوت می‌کنم:

ایمیل موقت راهکاری برای جلوگیری از پر شدن inbox

معمولاً وقتی در اینترنت می‌چرخیم مجبور هستیم در بعضی سایت‌ها ثبت نام کنیم. مثلاً ممکن است من عضو لینکدین نباشم ولی برای دیدن پروفایل یک دوست ناچار باشم در این سایت عضو شوم. ولی از طرفی می‌دانم بازدید من از سایت لینکدین فقط برای یکبار خواهد بود و دیگر به آنجا سر نخواهم زد.

 

 

اگر با ایمیل شخصی خودم ثبت نام کنم فردا خواهم دید ایمیل‌های زیادی از سایت لینکدین دریافت می‌کنم که جز پر کردن inbox من هیچ فایده‌ی ندارد.

به همین خاطر می‌توان به جای استفاده از ایمیل شخصی از یک ایمیل موقت یا یک بار مصرف استفاده کنیم.

سایت های ایرانی و خارجی زیادی برای این کار وجود دارند که با جستجوی کلمه “ایمیل موقت” یا “temp email” می‌توانید به آن‌ها دسترسی پیدا کنید.

مثلا نمونه ایرانی آن www.emeil.ir و یک نمونه خارجی آن app.getnada.com است.

وقتی وارد این سایت‌ها می‌شوید با فشار دادن یک دکمه یک ایمیل موقت و تاریخ مصرف دار برای شما ایجاد می‌شود.

 

 

بعد از ثبت نام در سایت کذایی با فشار دادن دکمه رفرش یا refresh می‌توانید چک کنید که آیا ایمیل دریافتی کردید یا نه:

 

 

 

پی نوشت: اگر ایمیل‌های مزاحم زیادی به اینباکس شما می‌رسد شاید بهتر باشد از سایت unroll.me  که در مطلب قبلی وبلاگ توضیح دادم استفاده کنید.

مطلب مرتبط: ترفندی برای ساختن بی‌نهایت ایمیل

 

استخراج جدول از صفحات وب با اکسل

در مطلب قبلی از تحلیل داده با اکسل نشان دادیم که چطور جدول‌های زیبا با اکسل طراحی کنیم تا خوانایی آنها افزایش پیدا کند.

در این مطلب هم قصد داریم در مورد جدول و نحوه ورود یک جدول از صفحه وب به اکسل صحبت کنیم

فرض کنید برای انجام یک پروژه‌ مجبور هستید اطلاعات یک جدول یا Table را از روی صفحه وب webpage استخراج کنید. و آن را وارد اکسل کنید.

احتمالاً اولین راهی که به ذهن می‌رسد  استفاده از موس است. جدول مورد نظر را انتخاب کنیم و با دکمه‌های کپی و پیست آنرا داخل اکسل کپی کنیم.

ولی با این کار فرمت صفحه وب داخل اکسل کپی شده و ظاهر جدول به هم می‌خورد. هم اینکه اگر طول و عرض جدول زیاد باشد کپی کردن دستی با موس روش کارسازی نیست.

به همین خاطر شاید بهتر باشد از خود نرم افزار Excel استفاده کنیم.

اکسل یک ویژگی دارد که می‌توانید محتویات صفحه وب مثل جدول را وارد نرم‌افزار کنید.

مثلاً من در مطلب قبلی که در مورد شبکه‌ های اجتماعی نوشته‌ بودم یک جدول از لیست شبکه‌ های اجتماعی تهیه کرده بودم. می‌خواهم با استفاده از امکانات داخلی این جدول را وارد اکسل کنم:

جدولی که قصد داریم آنرا وارد اکسل کنیم

 

برای این کار یک صفحه یا sheet جدید باز کرده و به قسمت Data می‌روم:

 

حال روی From Web کلیک کرده و در کادر جدیدی که باز می‌شود روی Options و سپس روی Full html Formating  کلیک می‌کنم.

بعد آدرس صفحه‌ی را که قرار است وارد اکسل کنم را در کادر مرورگر کوچک وارد و روی Go کلیک می‌کنم.

در این مرحله ممکن است اکسل شما قفل شود ولی نگران نباشید و اجازه دهید زمان بگذرد.

پس از ظاهر شدن صفحه مورد نظر روی دکمه  گوشه سمت چپ بالا کلیک می‌کنیم تا به  تبدیل شود. و در قسمت پایین import را می‌زنیم.

روی علامت فلش دوم کلیک کنید

مدت صبر کرده و پس از ظاهر شدن پنجره زیر روی Ok کلیک می‌کنیم تا اطلاعات در sheet فعلی ذخیره شود.

 

پس از ورود کامل اطلاعات سطرها و ستون‌های اضافی را delete کرده و جدول خودمان را مرتب می‌کنیم. خروجی نهایی آماده است.

 

 

روش دوم استفاده از افزونه‌ی table capture برای کروم است.

 

مطلب مرتبط: یک نکته در office