از عقب ماندگی کشورمان پول دربیاوریم

معمولاً بخشی از ما، تحصیل کرده‌ها، هر جا که می‌نشینیم از کاستی‌های کشور صحبت می‌کنیم و اینکه اگر امکانات بود و زیرساخت‌ها فراهم می‌شد و دولت فلان کار را می‌کرد و … ولی حیف که نیست و ما در این مملکت ماندیم و تلف شدیم.

بعضی هم مترصد فرار از کشور هستند البته فرار از نوع نخبگانی. تا شاید به نحوی خود را از این مهلکه فساد و بدبختی نجات دهند. بعضی‌ها که هم مانده‌اند یا تازه از فرنگ برگشته‌اند هر روز یادآوری می‌کنند که فقط و فقط به خاطر پیشرفت مملکت مانده‌اند و به نوعی فداکاری و از جان‌گذشتکی انجام داده‌اند وگرنه همین الان در بهترین موقعیت‌ شغلی‌یِ بهترین شرکت‌ِ بهترین کشورِ دنیا مشغول به کار بودند.

ولی فکر کنیم این کاستی‌ها و عقب‌ماندگی‌ها غیر از سیاهی و تاریکی چه جنبه‌های مثبتی دارد؟

رویِ دیگرِ سکه‌یِ عدمِ توسعه‌یِ کشور چیست؟

شاید بعضی‌ها اعتقاد دارند هیچ کاری نمی‌شود کرد و هر قدمی که برداریم و هر راهی که به پیش بگیریم به شکست منتهی می‌شود: چون بسترها فراهم نیست، چون دولت حمایت نمی‌کند، چون …

ولی باور کنید بسیاری در این مملکت نان عقب افتادگی مردم و عدم توسعه را می‌خورند.

 

 

یادم هست عموی یکی از دوستانم که در نیویورک زندگی می‌کرد او سهامدار یک شرکت ISP در شهر کوچک ما بود ولی با درآمدی که از این شرکت در می‌آورد در آمریکا زندگی می‌کرد.

او با همسرش در حال خرید از والمارت بود ولی با پول مردم ایران

مثال اینچنینی می‌شود زد؟

مگر نداریم پزشکانی که چندین برابر هم‌قطاران خود در خارج از کشور درآمد کسب می‌کنند؟

مگر نداریم شرکت‌های ایرانی که نرم‌افزارهای خارجی را به سازمان‌های دولتی به ارقام نجومی می‌فروشند؟

مگر نداریم کسی در این جامعه که با ترجمه‌ی ۴ یا ۵ کتاب خارجی خود را پدر فلان شاخه علمی نام می‌نهد؟

مگر نداریم دکترقلابی‌ها که در داخل ایران، از خود رئیس دانشگاه آکسفورد در انگلستان، بیشتر حقوق می‌گیرند؟

مگر نداریم پلتفرم‌های دیجیتال مثل الوپیک، که به اذعان  مدیرعامل آن، ایران بکرترین بازار برای خدمات آنهاست؟

مگر شرکت‌های خارجی برای ورود به ایران حریص نیستند؟

به خاطر رشد حیرت انگیز دنیا و فاصله گرفتن کشورمان از پیشرفت‌های روز و مهاجرت فله‌یی نخبگان بسیاری از حوزه‌ها و زمینه‌های اقتصادی بکر و دست نخورده مانده و هر کس بتواند وارد این بخش‌ها شود قطعاً سود فراوانی به دست خواهد آورد. فقط باید این سوال را از خود بپرسیم:

چه مشکلی در جامعه هست و چه بخشی‌هایی دچار مشکل هستند که اگر من بهبودی در آن ایجاد کنم مردم به من پول می‌دهند؟

می‌دانیم کم‌کیفیتی و بی‌کیفیتی در کالا و خدمات و عدم‌ بهر‌ه‌وری در ارائه محصولات در جامعه ما وجود دارد ولی هر مشکل خود می‌تواند درآمدزا و ثروت‌آفرین باشد.

مثلاً خرید اینترنتی و دریافت خدمات به صورت‌ آنلاین را در نظر بگیرید. چرا اینقدر سریع بین ما ایرانی‌ها جا افتاد؟ شاید یک دلیل آن برخورد نامناسب کارمندان بانک، بوروکراسی دولتی، ارائه محصولات بی‌کیفیت در مغازه‌های شهر، نبود تنوع در فروشگاه‌ها فیزیکی و ترافیک سنگین شهر باشد ولی هر چه هست هر کسب و کار آنلاین سعی می‌کند گره‌ی از مشکلات مردم را باز کند.

می‌شود ناله و گلایه را کنار گذاشت و در این ممکلت با هزاران بدبختی ماند و به جای ساختن با مشکلات از مشکلات پول ساخت

 

خواندن پیام دیگران بدون تیک خوردن در تلگرام

خیلی از ما به هر دلیلی دوست نداریم زمان خوانده شدن پیام در تلگرام برای طرف مقابل روشن شود.

مثلاً برای گروهی، تلگرام حکم اتوماسیون اداری را دارد و خوانده شدن پیام بالادستی به معنای شروع پروسه انجام کار است و هر چه قدر این زمان دیرتر باشد بهتر است. 🙂

در نسخه جدید Telegram X این ویژگی وجود دارد.

با نگه داشتن انگشت روی پیام، آن ظاهر شده و با اسکرول کردن می‌توانید پیام های فرد مقابل را بخوانید بدون اینکه او متوجه خوانده شدن پیام‌ها بشود.

توضیحات بیشتر در ویدیوی زیر:

 

 

 

چه صنایعی برای پلتفرم‌سازی مناسب هستند؟

همانطور که قبلاً در تعریف مدل کسب و کار پلتفرم ارائه شد وقتی به جای اینکه خودمان یک کالا یا خدمت را به مشتری ارائه کنیم بستری ایجاد کنیم که تامین‌کنندگان و  مصرف‌کنندگان خودشان با هم ارتباط برقرار کنند می‌توان گفت یک پلتفرم شکل گرفته است.

فرض کنید کسی قصد دارد یک فروشگاه اینترنتی تجهیزات صنعتی و کشاورزی راه‌اندازی کند. مثل فروش لوازم جوجه‌کشی و دستگاه‌های تخصصی پرورش طیور و ماکیان.

 

 

حالی قسمی از راه‌اندازی کسب و کار دیجیتال به این صورت است که خود او یک انبار اجاره کند و آن را با لوازم جوجه‌کشی پر کند و هر کس از طریق سایت سفارش داده محصول خود را به او ارسال کند.

در مقابل فرد دیگری همان سایت را به نحوی مدیریت و تولید محتوا می‌کند که به جای اینکه درگیر فروش و ارسال سفارشات خود شود با چند تامین‌کننده و واردکننده هماهنگ و صحبت کند که در سایت او حضور داشته باشند و مشتری با بررسی قیمت و مقایسه شرکت‌ها به خرید محصول اقدام کند.

ولی همه‌ ماجرا این نیست. توان هر صنعت برای ایجاد یک پلتفرم متفاوت است و ممکن است در بعضی صنایع بنیان‌‌گذاری و راه‌اندازی یک پلتفرم دیجیتال بسیار راحت‌تر و بدون دردسر باشد و در بعضی دیگر بسیار غامض و دشوار و حتی غیر ممکن باشد.

حال چه ویژگی‌هایی باعث می‌شود یک صنعت مستعد تغییر و تحول و ظهور پلتفرم‌های دیجیتال در درون خودش باشد:

 

تعداد تامین‌کنندگان

در ارائه سمینار ۲۶ مرداد هم اشاره کردم که هر چه تعداد تامین‌کنندگان در یک صنعت زیاد باشد ایجاد یک پلتفرم آسانتر است. چون تعداد کم تامین‌کنندگان به انحصار منجر می‌شود و شما مجبور هستید با چند شرکت محدود به توافق برسید و اگر یکی از آن‌ها با شما به مشکل بخورد بیزینس پلتفرمی شما دچار مشکل خواهد شد. از طرفی وقتی در یک صنعت چند نفر بازیگر اصلی هستند هیچ وقت راضی نمی‌شوند روی پلتفرم‌ شما فعالیت کنند چون اینکار به شفافیت و رقابت روی قیمت‌ها منجر می‌شود که این کار به زیان تامین‌کنندگان است. مثلاً در همان مثال جوجه‌کشی شما به این پی ببرید که کل فروشگاه‌هایی که در ایران این محصول را ارائه می‌کنند تنها ۱۰ شرکت و تولید کننده هستند. حال اینکه بتوانید با همه‌ی این ۱۰ شرکت به توافق برسید و آن‌ها را راضی کنید که محصولات و قیمت‌های خود را روی سایت شما معرفی کنند مطمئناً کار دشوارتری است نسبت به زمانی که ده‌هزار شرکت تامین‌کننده وجود داشته باشد. در این حالت حق انتخاب و قدرت چانه‌زنی و پایداری پلتفرم افزایش پیدا می‌کند

 

قوانین دولتی و نهادهای نظارتی و صنایع باصاحب

بعضی صنایع به شدت زیر نظر دولت هستند و قوانین بسیاری در آن حوزه تعریف شده است و برای یک اقدام کوچک باید اجازه چندین نهاد و موسسه نظارتی بالادستی را گرفت. مثلاً حوزه مالی و بانکی را در نظر بگیرید با اینکه ایده‌ی پلتفرم‌های دیجیتالی زیادی می‌توان در آن تعریف کرد ولی این بخش به شدت زیر ذره‌بین دولت و بانک مرکزی است و قوانین بسیار سختی برای هر نوع فعالیت‌های جدید بانکی وجود دارد. پس منطقی است که کسی که علاقه‌مند به کسب و کار پلتفرمی است صنعت بانکی را در اولویت‌های اول خود قرار ندهد.

 

 

در مقابل حمل و نقل درون شهری را در نظر بگیرید که پلتفرم‌های مثل اسنپ و اوبر وارد آن شدند صنف بسیار ضعیف و بی‌قانون و به هم ریخته و بی‌صاحبی بود که با ورود تکنولوژی دیجیتال کیفیت خدمات و قوانین به صورت نجومی بهبود پیدا کرد. اگر در کشور خودمان نگاه کنیم بعضی اصناف به شدت زیر ذره‌بین هستند و قوانین و مجوزها و بورکراسی وحشتناکی برای ورود و فعالیت در آن شاخه وجود دارد ولی بعضی حوزه‌‌ها و اصناف فاقد یک ساختار و نظارت و کنترل از طرف دولت یا سایر نهادها هستند. پس پلتفرم‌سازی در این بخش‌ها بسیار راحتتر و بی‌دردسرتر است و کسی مزاحم کار شما نمی‌شود.

 

اطلاعات محور بودن و  صنایع با چگالی بالای اطلاعاتی

 اطلاعات و داده بخش مهمی از هر کسب و کار و صنعت است. ولی بعضی صنایع به شدت به داده و تراکنش اطلاعات وابسته هستند. باز حوزه مالی و بانکی را در نظر بگیرید همه چیز در عدد و رقم و صفر و یک خلاصه می‌شود و بانکداری آینده صرفاً درون بانک‌های اطلاعاتی و هارددیسک‌ها و کابل‌های مسی و امواج WiFi اتفاق خواهد افتاد. یا صنعت آموزش که معمولاً در آن تولید یا انبار و توزیع کالای فیزیکی اتفاق نمی‌افتد و صرفاً اطلاعات از یک نقطه مثل ذهن معلم یا منبع اطلاعاتی به ذهن دانشجو یا دانش آموز انتقال پیدا می‌کند. در مقابل بعضی صنایع وابستگی کمتری به اطلاعات دارند مثل صنایع سنگین و تولیدی که بخش زیادی از کار آن فیزیکی و شاید بدون رد و بدل اطلاعات اتفاق می‌افتد. هر چه قدر یک صنعت به داده متکی باشد امکان پلتفرم سازی در آن راحت‌تر و بهتر است. صنایع خدماتی و صنعت حمل و نقل یکی از بهترین حوزه ‌هایی هستند که شاید بیش از ۵۰ درصد فعالیت آن‌ها به اطلاعات وابسته است مثلاً‌ پلتفرمی مثل پونیشا که بازخورد مشتریان را برای اقشار برنامه‌نویس و گرافیست و تولید کننده محتوا جمع آوری و تحلیل می‌کند را در نظر بگیرید که به نحوی زیر مجموعه‌ی بخش خدمات فعالیت می‌کند و یک پلتفرم نیروی انسانی است. پلتفرم هایی مثل پونیشا نشان می‌دهند که چقدر کارهای خدماتی نیاز به داده و تحلیل داده دارند. چیزی که قبلاً به آن اهمیت داده نمی‌شد.

به طور خلاصه هر صنعتی که صرفاً‌ به دانستن خلاصه شود (در هر شکلی) می‌توان گفت یک صنعت اطلاعات محور و با چگالی اطلاعات بالا است.

 

تقوا در بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو

توجه: این حرف‌ها بیشتر برون‌ریزی افکاری و دق‌ودلی است که این روزها دارم لطفاً جدی نگیرید. گفتم وبلاگ خالی نماند.

این‌روزها که کمی عمیق‌تر درگیر کار سئو و راه‌اندازی سایت و بازاریابی محتوا هستم به عمق فاجعه‌ی پی‌ می‌برم. به خاطر رشد فضای دیجیتال در سال‌های اخیر موقعیت عظیمی برای درآمدزایی از طریق اینترنت فراهم شده. چیزی که قبل از آن مشابه‌ آن وجود نداشته. افراد و شرکت‌ها می‌توانند با راه‌اندازی یک وب‌سایت درآمد خود را ده‌ها یا صدها برابر کنند.

کسانی که از این موقعیت آگاه شده‌اند بی‌سروصدا در حال فعالیتند و چیزی بروز نمی‌دهند و به دور از چشم‌ رقبای سنتی و فیزیکی در حال فروش آنلاین هستند. همزمان که فروشگاه‌ها و مغازه‌های فیزیکی شهر از کم شدن مشتری و اوضاع بد اقتصادی می‌نالند سایت‌های اینترنتی نمی‌تواند به حجم انبوه مشتریان پاسخ دهند.

سئو و گوگل یکی از منابع بزرگی است که مشتری می‌آورد. گوگل یک رودخانه‌ی بزرگ و منبع نامتناهی از آدم‌ها و شرکت‌هاست که در حال جستجوی یک کالا یا خدمت هستند. شما با سئو یا به عبارت دیگر بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو کاری می‌کنیدکه بخشی از آب به سایت یا مایملک مجازی شما وارد شود.

حال چه اتفاقی افتاده؟ چون محتوای وب فارسی بسیار ضعیف و فقیر است و از طرفی گوگل آنقدر هوشمند نیست که محتوای خوب را از بد تشخیص دهد کسانی رگ خواب و نفطه‌ی ضعف گوگل را به دست آورده‌اند. این کار می‌تواند پر کردن یک صفحه با کلمات کلیدی یا Keyword Stuffing باشد یا استخدام چند صد نفر که هر روزی در گوگل نام شرکت‌ ما را جستجو کنند و روی لینک‌های ما کلیک کنند. بالاخره راه‌هایی وجود دارد که به صورت غیرقانونی و غیراخلاقی در گوگل رتبه آورد ولی به بهای فریب دادن گوگل و بازدیدکنندگان.

عبارت تقوا برای بهینه سازی موتورهای جستجو را از محمدرضا شعبانعلی شنیدم نمی‌دانم دقیقاً منظورش چه بود ولی برای توصیف وضعیت امروز در گوگل بسیار مناسب است.

همانطور که در دنیای فیزیکی تقوا داشته‌ایم و انسان متجاوز، دزد و قاتل و فربیکار را دوست نداریم و ضداخلاق و بی‌تقوا می دانیم باید برای مصداق‌های بی‌تقوایی در دنیای دیجیتال هم بیاندیشیم.

آیا کسی که سئوکار است می‌تواند بی‌تقوا باشد؟

جواب این سوال بله است. همین الان می‌توان افرادی را مثال زد که با همین تکنیک‌های کثیف و سیاه سئو سوار بهترین خودروها و ساکن خانه‌های مجلل هستند ولی بوی گند و کثافت از زمانی که وارد سایتشان می‌شوی کاملاً حس می‌شود.

کسی که برای سایت خود یک میلیون بک‌لینک می‌خرد چه توجیهی دارد؟ آیا فکر می‌کند پولی که از راه در‌می‌آورد حلال است؟ اجداد و هم‌نوعان همین مدل ذهنی هستند که در دنیای فیزیکی هر شرارتی که می‌توانند انجام می‌دهند.

به نظرم ما هم مقصر هستیم. ما که بهترین محتوا را تولید می‌کنیم. ما که دنبال حلال و حرام هستیم. ما که دغدغه‌ی بهترین کیفیت را داریم ولی بازاری فکر نمی‌کنیم. راضی هستیم هر روز شکوه و گلایه کنیم ولی سمت پول درآوردن نرویم. راضی هستیم ۱۲ هزار کلمه درددل در وبلاگ شخصی بنویسیم ولی ۱۰۰ کلمه محتوای تجاری تولید نکنیم که برای ما ۱۰ میلیون درآمد داشته باشد.

تا کی باید فضای محتوای فارسی و بازاریابی آنلاین دست آدم‌های کاسب و بازاری باشد؟ کسی که دائم را داعم می‌نویسد.

چرا نباید اهل قلم و نوشتن و ادبیات و فرهنگ در این فضا حضور داشته باشند؟ چرا کسی که می‌تواند قلم به دست بگیرد و بنویسد و تولید محتوای دیجیتال بکند باید مشکل اقتصادی داشته باشد؟

مشکل از کجاست؟ آیا تیم نداریم؟ آیا علت این است که جدا جدا افتاده‌ایم؟ آیا باور به فضای دیجیتال نداریم؟ آیا اعتماد به نفس نداریم؟ اوج فکرمان این است ۱۰ هزارتومان بگیریم و برای یک سایت تولید محتوا کنیم. در حالی که چهار نفر آدم که فرق وردپرس و دستگاه پرس را نمی‌دانند با زدن سایت قالی‌شویی برای خود برو بیایی راه انداخته‌اند.

لطفا نگویید این حرف‌ها به چه دردی می‌خورد  همه چیز که پول نیست. منم می‌گویم پول مهم نیست ولی پول آزادی می‌آورد و آزادی خوب است.

یک وبلاگ فوق‌العاده در مورد سئو (به زبان انگلیسی)

من هدفی در وبلاگم دارم و آن اینکه مطالبی منتشر کنم که دست افراد سودجو، کلاهبردار و فرصت طلب ایرانی در زمینه تکنولوژی کوتاه شود. امروز بسیاری از اطلاعات و آموزش‌ها در اینترنت به رایگان وجود دارد ولی بخشی از افراد و شرکت‌ها فقط و فقط به خاطر ضعف ما در زبان انگلیسی و مهارت جستجو در گوگل و تنبلی پول‌های میلیاردی کسب می‌کنند. آن‌ها از نادانی ما نان می‌خورند.

مثلاً زمانی که با یک شرکت دولتی کار می‌کردم کارمندان و مدیران آنجا آنقدر با کاربرد تکنولوژی و جستجو در گوگل بیگانه بودند که شرکت خصوصی که قرارداد میلیونی با آن‌ها بسته شده بود با فروختن فرم‌های ایزو و نظر سنجی و مدیریت منابع انسانی که همه‌ی در اینترنت به رایگان وجود داشتند جیب خود (و من) را پر می‌کرد.

یا در مورد وردپرس. آنقدر در مورد وردپرس نوشتم که بتوانم حداقل خواننده اینجا را متقاعد کنم که اگر روزی خواست وب‌سایت یا خانه‌ی مجازی خود را بنیان نهد خدای نکرده گیر شرکت‌ها و طراحان سایتی بی‌انصاف نیافتد که استخوان لای زخم تحویل می‌دهند.

حتماً داستان طبیبی را شنیدید که روزی قصابی به او مراجعه کرد. تکه‌ی استخوان حین کشتار گوسفند لای چشم او پریده بود و از درد به خود می‌پیچید. طبیب زیرک و طمع‌کار با خود فکر کرد که اگر من یکسره او را درمان کنم و تکه‌ی استخوان را از چشم قصاب خارج کنم او دیگر به مطب او مراجعه نخواهد کرد. به جای آن می‌توانم مسکنی بمالم که چند هفته‌ درد او را آرام کند و چون درد دوباره آغاز شد مجبور است پیش من آید و من دوباره پول طبابت از او بگیرم.

او این کار را کرد و قصاب بیچاره مجبور بود هر ماه پیش طبیب بیاید و طبیب هم کمی زخم را پانسمان می‌کرد و پول خود را می گرفت. استخوان لای زخم مانده و قصاب نالان و طبیب شادان.

روزی از قضا طبیب خود بیمار شد و نتوانست به دکان برود و فرزندش را به جای خود فرستاد. پسر بی‌خبر از هر جا چون قصاب آمد  نشست و استخوان را کامل از چشم او خارج کرد و چشم او را بست و درد چشم قصاب به کل زایل شد و برای همیشه رفت

 طبیب چون از ماجرا خبردار شد بر سر پسر فریاد کشید که ای نادان چرا استخوان از زخمش بیرون آوردی؟ آن ممر حیات ما بود. من این کار را کرده بودم که قصاب هر ماه پیش من آید و من پولی از رو بگیرم و کمی دردش را تسکین دهم. حالا از کجا شکم تو را سیر کنم؟

حال حکایت شرکت‌ها و طراحان سایت غیر منصف همین است. آن‌ها به جای تحویل دادن یک سایت کامل وردپرسی و رها کردن مشتری سعی می‌کنند سایتی که خود کدنویسی کرده‌ یا دستکاری کردند تحویل مشتری دهند. او را اسیر خود کنند و سال‌ها او را بدوشند.

در مورد سئو و رتبه گرفتن گوگل هم همین است. آدم کلاهبردار در این حوزه است زیاد است.

قصدم از این حرف‌ها این بود که یک وبلاگ خوب در زمینه بازاریابی دیجیتال خصوصاً سئو معرفی کنم. یعنی به جای سایت‌های آبکی سئو استفاده کنید

من خیلی زیاد در زمینه جستجو سئو جستجو کردم تا منبع خوبی پیدا کنم. اکثراً مطالب دانشگاهی و آماری و استراتژیک است و خیلی کم دیدم کسی بیاید جزئیات و ریزه‌کاری فنی را توضیج دهد.

از صبح تا شب می‌گویم تولید محتوا ولی وقتی طرف بلد نیست وارد وردپرس شود و مطلب را publish کند تولید محتوا به چه دردی می‌خورد؟

وقتی طرف ۵۰۰ هزار کلمه در وبلاگش می‌نویسد ولی از گوگل ورودی ندارد و پولی هم نمی‌تواند از نوشتن در بیاورد چه ارزشی دارد؟ او بعد از یک مدت ناامید می‌شود. اگر او مطالبش را سئو می‌کرد و چند نکته فنی می‌دانست الان بهترین جایگاه را در گوگل داشت.

وبلاگی که می‌خواستم معرفی کنم اتفاقی در جستجوی گوگل پیدا کردم. به دوستانی که دغدغه سئو و بازاریابی محتوا و سرعت سایت را دارند توصیه می‌کنم حتماً حتماً تمام مطالب آن را بخوانند و روی سایت خود اجرا کنند.

 

OnlineMediaMasters.com

 

 

خصوصاً دو مطلب زیر :

برای تولید محتوا و سئو کردن نوشته‌ها How To Choose Focus Keywords In Yoast 

برای افزایش سرعت سایت: How I Optimized My Slow WordPress Site To Load In .2s

من با همین راهنما سرعت سایتم را به ۲  ثانیه رساندم. اگر عمری بود این مطلب را ترجمه می‌کنم و همین جا منتشر می‌کنم.

.

همکاری گوگل و وردپرس

گوگل اخیراً همکاری خود را با سیستم مدیریت محتوای (CMS) وردپرس آغاز کرده است. وردپرس بیشترین سهم بازار CMS با حدود ۵۹ درصد دارد. تقریباً یک سوم وب‌سایت‌ها جهان از وردپرس برای مدیریت سایت خود استفاده می‌کنند. از جمله‌ی همین سایلاگ.

گوگل در ۸ سال گذشته بارها و بارها به سرعت سایت‌ها تاکید کرده و حتی جدیداً اعلام شد که از ابتدای جولای ۲۰۱۸ سرعت سایت (Site Speed) به عنوان یکی از فاکتورهای رتبه‌بندی در نظر گرفته خواهد شد. (اگر سرعت سایت شما کم است می‌توانید با کارهایی مثل بهینه‌سازی تصاویر کمی آنرا افزایش دهید)

امروز جستجوی موبایل به عنوان پیش‌فرض گوگل قرار دارد. یعنی عملکرد سایت شما در ننایج موبایل معیار رتبه‌بندی قرار خواهد گرفت نه نسخه کامپیوتر. به عبارت دیگر اگر سایت شما روی لپ‌تاپ در نتایج گوگل رتبه خوبی دارد تضمینی نیست که سایت شما همان رتبه‌بندی را نسخه موبایل داشته باشد.

چون حجم بسیار زیادی از جستجوها روی موبایل اتفاق می‌افتد گوگل روی سرعت سایت و تطبیق پذیری آن با موبایل بسیار حساس شده و کارهای مختلفی را انجام می‌دهد که کاربران روی موبایل تجربه‌ی خوبی از جستجو داشته باشند. مثل پروژه AMP.

ای‌ام‌پی در اصل یک نسخه ساده و ضعیف شده از صفحات وب‌سایت است که به کاربران نشان داده می‌شود ولی با وجود فشار گوگل به مدیران سایت برای استفاده از AMP ولی تنها یک درصد کل وب‌سایت‌ها تا امروز از آن استفاده می‌کنند.

۵۳ درصد کاربران سایتی که بیش از ۳ ثانیه بارگذاری آن طول بکشد را رها می‌کنند.

هنوز هم ۶۰ درصد ارتباطات موبایل دنیا روی ۲g اتفاق می‌افتد

۲۹ درصد از کل وب از وردپرس استفاده می‌کنند به همین دلیل گوگل تلاش دارد با همکاری کامیونیتی وردپرس بر مشکلات این سیستم مدیریت محتوا فائق آید. نقص بزرگ وردپرس سرعت کم و بارگذاری دیرتر نسبت به سایر CMS‌های رقیب است.

کسانی که با وردپرس کار کرده باشند اذعان دارند سیستم‌های اوپن سورس مثل وردپرس با مشکلاتی مثل code bloat و سرعت کم و عملکرد پایین همراه هستند. در سال‌های اخیر بهبودهای زیادی روی هسته‌ کد وردپرس انجام شده ولی آمارها نشان می‌دهد وردپرس در زمینه شاخص‌های مثل Number of requests  وResource Bytes Loaded  وPage Load Singnals  وVisual Speed Index امتیاز ضعیف‌تری نسبت به غیروردپرس‌ها کسب می‌کند.

در یکی از شاخص‌های سرعت به نام تعداد ریکویئست وردپرس امتیاز کمتری نسبت به سایر CMS ها دارد

 

در مطلبی که یک از برنامه‌نویسان وردپرس منتشر کرده است اشاره شده که گوگل تلاش می‌کند تکنولوژی‌هایی مثل Progressive Web Apps را برای وردپرس فراهم کند.

همچنین برداشت می‌شود که هدف گوگل در بلند مدت این است که امکان AMP‌ را برای وردپرس فراهم کند.

 

منبع: Search Engine Land

 

اخبار سئو و بازاریابی محتوا

می‌دانیم دیجیتال مارکتینگ یکی از حوزه‌های پویا و بسیار  متغیر است. مثلاً

– هر ساله ابزارهای جدید به بازار می‌آید و یا اثربخشی ابزارهای قدیمی کمتر می‌شود

– الگوریتم‌های گوگل ارتقا پیدا می‌کند

– تحقیقات یا آمارهای جدیدی در زمینه  ایمیل مارکتینگ منتشر می‌شود.

–  شرکت‌های مثل فیس‌بوک یا گوگل یا اینستاگرام قوانین جدیدی برای محتوا منتشر می‌کنند.

–  مقالات کاربردی درباره تولید محتوا یا آنالیز محتوا منتشر می‌شود.

همه این‌ها نشان می‌دهد که لازمه موفقیت در زمینه سئو، بازاریابی محتوا و دیجیتال مارکتینگ به روز بودن و آپدیت بودن است. ولی اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم محتوا فارسی در این زمینه فقیر است.

اگر چه سایت‌های خبری بسیار زیادی در زمینه‌ی تکنولوژی وجود دارد ولی کمتر جایی می‌توان منبع خوبی در زمینه “آخرین خبرهای دیجیتال مارکتینگ” پیدا کرد. چیزی هم باشد محدود به سایت‌ شرکت‌های تجاری است که محتوای ترجمه‌ی دارند و دور از فضای کشور ما است.

 

 

مثلاً چند وقت پیش که شرکت گوگل نسخه گوگل کنسول Google Console را معرفی کرد جستو کردم تنها دو محتوای فارسی آن هم در سایت‌های ناشناخته و غیرمرتبط پیدا کردم.

به همین قصد کردم بخش جدیدی در وبلاگ خود راه‌اندازی کنم به نام اخبار سئو و بازاریابی محتوا. لیست بلندی از فید سایت‌های تخصصی بازاریابی محتوا، سئو، دیجیتال مارکینگ و استراتژی دیجیتال را در فیدخوان خود ذخیره کردم. می‌توانید از لینک‌های زیر آن‌ها را ببیند. حین مطالعه این مقالات هر  خبر، نکته، ترفند، نقل قول یا آماری که جالب بود را در انتهای این مطلب خواهم نوشت. تاریخ مطالب در هر بروزرسانی تغییر می‌کند و برای دسترسی بیشتر لینک “اخبار سئو و بازاریابی محتوا” را در گوشه سمت چپ قرار می‌دهم.

 

فید مطالب سئو SEO 

 فید مطالب محتوا Content

 

۱۱ بهمن ۹۶


نسخه جدید گوگل کنسول google console با توسط گوگل ارائه شد. در نسخه اخیر بازه اطلاعاتی که گوگل از نتایج جستجو ارائه می‌کند به ۱۶ ماه افزایش پیدا کرده و نسخه جدید موبایل-‌فرندلی شده است.

نسخه جدید از آدرس https://search.google.com/search-console قابل دسترسی است

منبع: Google to roll out new Search Console features in coming weeks


دوره فلوشیب استراتژی محتوا توسط شرکت فیس‌بوک برگزار می‌شود. فیس‌بوک از جمله شرکت‌های پیش‌رو است که موقعیت شغلی استراتژیست محتوا در آن تعریف شده است. به نظر می‌رسد شرکت‌های ایرانی هنوز با پوزیشن شغلی استراتژیست محتوا آشنا نیستند

منبع: ۲۰۱۸ Facebook Content Strategy Fellowship


معمولاً بازاریاب محتوا و سئوکارها به آنالیز محتوا نمی‌پردازند و خیلی از سایت‌ها اصلاً به گوگل آنالیتیک وصل نیستند. کارفرماها نمی‌دانند تحلیل محتوا به چه دردی می‌خورد.

منبع: Google Analytics For Content Marketing – Content Harmony