چرا شرکت‌های نرم‌افزاری دکمه خروج را پنهان می‌کنند؟

عادت دارم بعد از استفاده از اینستاگرام از Sign out کنم ولی برای خارج شدن باید چند کلیک کنم.

سوال: چرا دکمه خروج در صفحه اصلی برنامه قرار ندارد؟

اگر به بعضی نرم‌افزارها دقت کنیم طوری طراحی شده‌اند که ورود آسان ولی خروج از آن بسیار سخت باشد.

همان اینستاگرام را در نظر داشته باشیم. من الان در صفحه اصلی آن در نسخه تحت وب هستم. قصد دارم از آن خارج شوم.

  ۵ بار باید کلیک کنم و به ۳ صفحه جدید منتقل بروم تا در نهایت از نرم افزار بیرون بیایم.

ولی برعکس برای ورود ۲ کلیک کافی است و به هیچ صفحه‌ای جدیدی وارد نمی‌شوم

 

 

یا نرم افزار Dropbox را در نظر بگیریم. اگر روی آیکن Dropbox کلیک کنیم دکمه خروج یا Exit وجود ندارد. باید دو بار کلیک کنید تا دکمه Exit ظاهر شود و با سه کلیک از نرم افزار خارج می‌شوید.

 

 

یا  تلگرام، اگر آن را ببندید همچنان روی کامپیوتر در حال اجراست و آیکن آن تسک بار فعال است.

در تلگرام نسخه موبایل به طور متوسط باید ۵ بار کلیک کنید تا از نرم افزار خارج شوید.

 

 

یاد نرخ پرش در سایت افتادم. همانطور که هر بازاریابی دوست دارند وقتی کاربران به صفحه اصلی می‌رسند کلیک‌های بیشتر انجام دهند و صفحات عمیق‌تری را مشاهده کنند طراحان نرم‌افزارها هم علاقه‌مندند کاربران قبل از رسیدن به دکمه خروج چند صفحه و کلیک اضافی انجام دهند.

 

تعداد مراحل برای خروج از نرم‌افزارهای مختلف

تعداد کلیک (یا اسکرول) برای خارج شدن کامل از نرم افزارتعداد صفحات جدیدی که ظاهر می‌شود تا خارج شوید. (غیر از صفحه اصلی)
تلگرام نسخه ویندوز۵۳
تلگرام نسخه موبایل۵۴
دراب باکس نسخه ویندوز۳۱
اینستاگرام نسخه  وب۳۲
اینستاگرام نسخه موبایل۴۳
گوگل پلیامکان خروج نیست
توئیتر نسخه وب۲۲
یوتیوب نسخه وب۲۱

 

آنقدر از کتاب قلاب یادم هست یکی از ترفندهای طراحی نرم افزار و طراحی سایتٰ، سهل و آسان کردن ورود کاربر است.

مثلاً استفاده از دکمه ثبت نام با گوگل یا ثبت نام با فیس‌بوک که در صفحه ورود بسیاری از سایت‌ها نمایش داده می‌شود. تا کاربر با یک یا دو کلیک وارد سایت شود.

 

 

شاید به نظر برسد که آسان کردن مراحل ورود برای راحتی کاربران است ولی اگر واقعاً نیت خیر وجود دارد چرا خروج آسان نیست؟ این مساله نشان می‌دهد شرکت‌های مثل فیس‌بوک تمام تلاش خود را می‌کنند که کاربر از محیط آن‌ها خارج نشوند.

 

مطالب مرتبط با نقد شبکه‌های اجتماعی:

شبکه‌های اجتماعی بهشتی با دیوارهای بلند

shadow work و فلافلی‌های دره سیلیکون ولی

زاکربرگ‌ها  سیستروم‌ها و لری پیج‌ها  فرعونان عصر جدید

عطش شرکت‌های تکنولوژی برای جمع آوری اطلاعات

 

مطالب مرتبط با طراحی رفتار:

از دو پنجره به دنیای اینترنت نگاه کنیم

اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی؟ چند راه حل من درآوردی برای مقابله با آن

 

نقاشی با کلمات

مدت‌ها فکر می‌کردم چرا پس از خواندن بعضی نوشته‌ها چیزی عایدم نمی‌شود و چرا چیزی یاد نمی‌گیرم؟

یا چرا زیاد می‌نویسم ولی پیشرفتی در زندگی و کارم احساس نمی‌کنم؟

از نظر من خواندن و نوشتن از هر نوعی خوب و پسندیده است. حتی سبک و سطحی.

ولی دقیق‌تر نگاه کنیم چه تفاوتی بین نوشته‌‌های عمیق و سطحی وجود دارد؟ چرا یک نوشته با داشتن انبوهی از کلمات سنگین و ثقیل و متنوع موجب رشد و پیشرفت خواننده نمی‌شود؟ چرا نویسنده که شاید صدها‌هزار کلمه قلم‌فرسایی کرده حس پیشرفت‌ نکردن و توسعه نیافتن را به همراه خود جابجا می‌کند؟

این سوالها پاسخ فراوانی دارد. ولی یکی از دلایل آن نوع نگاه یک خواننده یا نویسنده به دنیای کلمات است. برای بعضی‌ انسان‌ها کلمات به مثابه رنگ و آبرنگی است که در دستان آن‌هاست و صفحه خالی کاغذ همانند بوم و تخته نقاشی. آن‌ها کلمات را روی کاغذ می‌پاشند و در پایان  کار با یک نقاشی روبرو هستیم تا نوشته.

.

همان‌طور که یک تابلوی نقاشی معنی خاصی ندارد و به برداشت و تفسیر ناظر بستگی دارد. این نوشتن هم به دنبال انتقال معتی یا مفهوم خاصی نیست. نویسنده یا نقاش کلمات خواسته حرف‌های خود را در قالب کلمات بیان کند. بدون اینکه از معنی کلماتی که به کار می‌برد آگاه باشد یا پیام یا مفهوم مشخصی در پشت کلمات پنهان کرده باشد.

او انبوهی از واژه‌ها را با هم مخلوط می‌کند ولی نمی‌داند تعریف هر کلمه چیست. او علمی نگاه نمی‌کند. برای او چهار واژه شور و شوق و شعور و شادی یکیست. و هر کدام را با توجه به حس خود در نوشته جا می‌دهد ولی شاید برای یک دانشمند یا محقق در پس هر کدام از کلمات شور وشوق و شعور و شادی یک دنیا مطلب و تحقیق و تعریف و کتاب نهفته باشد و یک فرد علمی نمی‌تواند این کلمات را براساس “حس خود” انتخاب کند

نمی‌خواهم بگویم نقاشی با کلمات همان تعبیر سالاد کلمات که محمدرضا شعبانعلی بکار می‌برد است. چون سالاد کلمات بار منفی در خود دارد و من کسی که زحمت هر نوع نوشتن را به خود داده حتی سطحی و مبتذل ستایش می‌کنم چون نوشتن از دید من امری مقدس است.

بلکه منظورم این است که نباید از هر نوشته و نویسنده انتظار عظیمی داشته باشیم. شاید زیاد نوشتن ما را به هم جایی نرساند. چون نوشتن برای ما در حکم نقاشی بوده. کلمات را کنار هم چیده‌ایم تا به یک تابلوی سیاه و سفید بسازیم. در آن قلم، حکم قلمو را داشته و صفحه سفید همان بوم نقاشی. با این سبک نوشتن حال بهتری تجربه می‌کنیم ولی شاید انتظار رشد و پیشرفت و توسعه داشتن غیرمنصفانه باشد.

 

مطلب مرتبط با نوشتن:

تعریف واژه‌ها قبل از نقادی

کلمات حرمت دارند آن را پاس بداریم

کلمات کلید بهشت هستند

نوشتن و لذت خالق بودن

 

قیمت‌گذاری خدمات با استفاده از هوش مصنوعی

شاید برای شما اتفاق افتاده باشد (یا شاهد باشید) بعضی از مردم کرایه‌ی مسیر را، قبل از سوار شدن به مسافرکش شخصی با اسنپ یا تپ‌سی چک می‌کنند؟

 

 

با آمدن تاکسی‌های اینترنتی اتفاق جالبی افتاد: نرخ جابجایی یک مسافر از نقطه A به نقطه B مشخص شد. قیمتی که قبلاً مشخص نبود یا مردم عادی خبرنداشتند.

چون داده‌های زیادی روی پلتفرم‌های دیجیتال جمع می‌شود می‌توان از این‌ داده‌های حجیم یا Big Data استفاده کرد و قیمت خدمات ارائه شده توسط پلتفرم را تخمین زد. فکر کنید چقدر داده‌های حمل و نقل شهری روی دیتابیس شرکت‌های مثل تپ‌سی یا اسنپ  ذخیره می‌شود و از این حجم اطلاعات چه استفاده‌های زیادی می‌شود کرد. یک نمونه اینکه این شرکت‌ها می‌توانند مرجع قیمت‌‌گذاری برای نرخ خدمات حمل و نقل مسافر درون‌شهری باشند.

قبلاً در مطلبی جداگانه درباره قیمت‌گذاری مسکن با استفاده از هوش مصنوعی توضیح دادم. اینک می‌توانیم از داده‌های عمومی (Public Data)  مثل آگهی‌های سایت دیوار  استفاده کنیم و قیمت مسکن در مناطق مختلف شهر را حدس بزنیم. مسکن بیشتر چیزی از جنس کالا هست ولی می‌خواستم اینجا در مورد کشف قیمت خدمات صحبت کنم.

قیمت‌گذاری در کل یک مساله سخت و پیچیده است به خصوص قیمت‌گذاری خدمات.

مثلاً فرض کنید من یک طراح سایت هستم برای راه اندازی یک سایت چقدر باید دریافت کنم؟ آیا نرخ دقیقی وجود دارد؟ یا یک تعمیرکار لوازم خانگی هستم چقدر باید برای تعمیر یک ماشین لباس‌شویی دریافت کنم؟ یا راننده‌‌ام، برای حمل بار از شهر الف به شهر ب چقدر کرایه از مشتری مطالبه کنم؟

اگر کالاها را در نظر بگیریم در خیلی از موارد یک قیمت مشخص وجود دارد که در سراسر کشور یکسان هست. مثلاً قیمت یک پفک در همه جای کشور ۲ هزارتومان هست. ولی برای خدمات نمی‌توان یک قیمت ثابت و واحد پیشنهاد داد. خدمت نسبت به کالا پیچیدگی بیشتری دارد. پارامتر‌های زیادی در آن دخیل هستند. هر خدمت خود یک پروژه هست و از یک مشتری به مشتری دیگر فرق می‌کند. مثلاً برای یک نقاش ساختمان هر ساختمانی که رنگ می‌کند با ملک قبلی فرق می‌کند و نمی‌توان نرخ ثابت تعیین کرد.

عصر ما عصر داده هست و با ورود تکنولوژی جدید مثل GPS و اینترنت اشیا  و گوشی‌های هوشمند بسیاری از اطلاعات مشتریان  قابل دریافت و ذخیره سازی.

اصلاً شاید یکی از دلایلی که پلتفرم‌های دیجیتال پدید آمدند به این خاطر بود که داده‌های دنیای فیزیکی را یکجا جمع‌آوری کنند. اطلاعاتی که قبلاً ذخیره نمی‌شد یا امکان ذخیره نبود.

مثلاً پلتفرم نیروی انسانی مثل پونیشا یا Fiverr را در نظر بگیرید الان مترجمی که روی این پلتفرم کسب درآمد می‌کند می‌تواند قابل ردیابی و اندازه‌گیری باشد. اینکه چند پروژه انجام داده، یا دیگران چقدر از کار او راضی هستند و چند ستاره به او داده‌اند یا زمان تحویل و تاخیر آن چقدر بوده. اینها همه داده‌های و اطلاعاتی هستند که قبلاً جایی ذخیره نمی‌شد ولی با آمدن تکنولوژی و پلتفرم‌های دیجیتال امکان ذخیره هر نوع اطلاعاتی وجود دارد.

حال نوبت این می‌رسد که یک مدل هوش مصنوعی تعریف کنیم و این داده‌های را به آن بدهیم و خروجی‌ِ قیمت خدمات بگیریم.

مثلاً در پلتفرم دیجیتال ما ثبت شده که حسن اقا، نقاش ساختمان، برای یک متر نقاشی، یکبار ۵۰ هزارتومان بار دوم ۶۰ هزارتومان و بار nام ۴۵ هزارتومان دریافت کرده که میانگین می‌شود ۵۵ هزارتومان. حال اگر میانگین تمام نقاشان ساختمان را حساب کنیم می‌توانیم با تقریب خوبی بگوییم نرخ یک متر نقاشی ساختمان در ایران فلان قدر است.

به نظرم بخشی از مدل‌های هوش مصنوعی نهایتاً کارشان دادن یک عدد به عنوان خروجی هست. مثلاً گوگل را در نظر بگیرید. یک مدل هوش مصنوعی است که یک URL را می‌گیرد و یک عدد به آن تخصیص می‌دهد. هر URL که عدد بیشتری داشت رتبه‌ بهتری می‌گیرد. پس اینجا هم با یک عدد  که همان قیمت است مواجه هستیم.

 

سایر مطالب مرتبط با هوش مصنوعی و بیگ‌دیتا:

کاربرد اینترنت اشیا در بهبود رانندگی مردم

کاربرد هوش مصنوعی در شناسایی مزاحمان پیامکی

گوکل چطور مکان شما را تشخیص می‌دهد؟

عطش شرکت‌های تکنولوژی برای جمع آوری اطلاعات

 

تعریف Hit در گوگل آنالیتیک چیست؟

فرض کنید من آدرس cylog.ir/ebook را به شما ارسال می‌کنم. لینک دانلود یک فایل PDF در آن قرار دارد.

اگر روی سایت، گوگل آنالیتیک نصب باشد به محض اینکه cylog.ir/ebook را در مرورگر باز ‌کنید یکسری داده‌ به سرورهای گوگل ارسال می‌شود.

پست بعدی: سرور چیست؟

پست بعدی: گوگل آنالیتیک چیست؟

پست بعدی: نصب گوگل آنالیتیک روی سایت

اگر  اکانت گوگل آنالیتیک خود را باز کنم می‌بینم صفحه بالا در ۷ روز مثلاً ۵۰۰ بار دیده شده است.

حالا اگر روی فایل Pdf داخل صفحه کلیک کنید باز یک سری داده‌ به سرورهای گوگل آنالیتیک ارسال می‌شود. (البته به شرط اینکه Event روی دکمه دانلود تعریف کرده باشید.)

پست بعدی: Event در گوگل آنالیتیک

هر بار که روی لینک دانلود کلیک می‌کنید اطلاعاتی به گوگل ارسال شده و تعداد دانلودهای در آکانت گوگل آنالیتیک ثبت می‌شود. مثلاً بعد از ۷  روز می توانید مشاهده کرد که فایل پی‌دی‌اف ۶۰۰ بار دانلود شده است.

در کل هر تعاملی که با سایت دارید و این تعامل باعث شود داده‌هایی به گوگل آنالیتیک ارسال شود یک Hit‌ محسوب میشود. مثلاً در بالا بازکردن صفحه Hit و کلیک کردن روی لینک دانلود یک Hit دیگر است.

در چند دقیقه‌ی که در سایت می‌چرخید ممکن است چندین Hit ایجاد کنید.

البته انواع مختلفی از Hit وجود دارد:

بازدید از صفحه (Page): در این حالت اطلاعات صفحه‌ی که بازکردید همراه با آدرس URL و عنوان آن به گوگل آنالیتیک ارسال می‌شود.

ایونت (Event): یک بار دوستی از من پرسید چطور می‌شود با گوگل آنالیتیک تعداد دانلودهای یک فایل که روی سایت قرار داده بود را اندازه گرفت؟ یا اینکه چطور بفهمیم چند نفر روی دکمه Play در ویدیو کلیک کردند؟  این‌ها با استفاده از تعریف Event‌ روی لینک یا دکمه امکان پذیر است.

ایونت شبیه کنتور است. مثلاً وقتی کاربر روی یک دکمه کلیک می‌کند کنتور یک واحد اضافه می‌کند. البته Event به صورت پیش‌فرض فعال نیست و باید آن را تعریف کنید.

وقتی روی چیزی ایونت تعریف می‌کنیم هر واکنش و تعامل کاربر به عنوان یک Hit به گوگل آنالیتیک ارسال می‌شود.

Social:  نوعی از تعامل که کاربر روی دکمه شبکه‌های اجتماعی کلیک می‌کند مثل توئیتر یا فیس‌بوک. این نوع از Tracking  به صورت دستی تعریف می‌شود و به صورت پیش فرض روی گوگل آنالیتیک وجود ندارد.

 

User Timings: برای اینکه زمان بین دو اتفاق اندازه‌گیری شود کاربرد دارد. مثلاً زمانی بین اینکه کاربر یک صفحه را باز می‌کند و زمانی که روی یک لینک کلیک می‌کند. این نوع از Tracking  به صورت دستی تعریف می‌شود و به صورت پیش فرض روی گوگل آنالیتیک وجود ندارد.

انواع دیگری از Hit هم وجود دارد که در منابع انتهای نوشته آمده است.

جزیئات فنی در زمینه Hit بسیار زیاد است ولی به طور ساده Hit جزئیترین و ریزترین تعامل کاربر با سایت است.

تعداد Hit که سایت شما در روز و ماه دریافت می‌کند در گوگل آنالیتیک ثبت است. دسترسی به آن طبق تصاویر زیر است.

 

مرحله اول: رفتن به Proprerty

 

مرحله دوم:

Admin > Property >  Property Settings > Property Hit Volume

 

حداکثر تعداد Hit‌ که سایت شما می‌تواند در ماه دریافت کند ۱۰ میلیون است و اگر تعداد آن از ۱۰ میلیون تجاوز کند نویز در اطلاعات ایجاد شده و باید از نسخه پولی گوگل آنالیتیک یعنی Google Analytics 360 ‌ استفاده کنید.

 

منابع برای مطالعه بیشتر:

Hits, Sessions & Users: Understanding Digital Analytics Data

Hit – Analytics Help

Hit Count in Google Analytics
Common hit types

Validating Google Analytics Hits with the Network Tab

What you need to know about Google Analytics hits

What is Scope in Google Analytics? Video

 

کم ولی با کیفیت

کاش به جای اینکه ۸۰ میلیون جمعیت داشتیم با تولید ملی ۴۰۰ میلیارد دلار

۵ میلیون جمعیت داشتیم (مثل نروژ و دانمارک یا فنلاند) ولی همون ثروت را ایجاد می‌کردیم.

کاش به جای اینکه بابا و مامان‌هامون ده تا بچه می‌زادن و ده تا آدم معمولی تحویل جامعه می‌دادن یک بچه داشتن ولی روی یک نفر سرمایه‌گذاری می‌کردن

کاش بجای چندهزار شهر نیمه آباد و نازیبا تو کشورمون فقط ده تا شهر داشتیم ولی بسیار عالی و آباد

کاش به جای ۵۰۰۰ تا موسسه و دانشگاه متوسط و ضعیف، فقط یک دانشگاه داشتیم. مثل MIT ولی فوق العاده.

کاش تو کشورمون به جای اینهمه شرکت ریز و درشت داخلی فقط یک شرکت داشتیم که به کل دنیا سرویس می‌داد مثل گوگل.

کاش به جای اینهمه خیابان خراب و پر چاله و چوله تو شهر، دوتا خیابان داشتیم ولی درست درمون و‌ آبرومند

کاش به جای این همه خونه‌های بزرگ و چند اتاقه یک خونه نقلی داشته باشیم ولی خیلی خیلی بهش می‌رسیدیم

کاش به جای ده‌تا مهارت که در حد متوسط می‌دونیم یک مهارت را می‌دونستیم ولی کامل کامل کامل.

نمی‌دونم این چه نگرشی که دوست داریم تعداد جمعیت و تعداد اولاد و گسترده شهر و تعداد دانشگاه‌ها و تعداد پرسنل و تعداد خیابان‌ها و تعداد اتاق‌های خونه‌مون را زیاد کنیم.

تولید محتوا برای نیاز ضروری مردم

آیا اتفاق افتاده کالایی از سایت دیجی‌کالا انتخاب کنید ولی در مرحله نهایی از خرید منصرف شوید؟

آیا پیشنهاد یک تور ارزان قیمت یک روزانه در تلگرام را ببینید ولی در آن ثبت نام نکنید؟

قصد داشته باشید در یک دوره آموزشی بسیار باکیفیت شرکت کنید ولی در لحظه آخر منصرف شده‌اید؟

این موارد را مقایسه کنید با:

قصد خرید یک دستگاه خاص صنعتی را دارید در گوگل جستجو می‌کنید و به شرکت فروشنده زنگ می‌زنید. تا چند هفته بعد حتماً باید از یک فروشنده خرید کنید.

لوله خانه شما گرفته و نیاز به یک لوله بازکنی دارید. اینترنت را جستجو می‌کنید و اولین شماره که پیدا کردید را تماس می‌گیرید. تا چند ساعت آینده حتماً به یک لوله‌کش نیاز دارید.

قصد حمل بار خود به شهرستان را دارید. اینترنت را جستجو می‌کنید. یک شرکت پیدا می‌کنید. تا چند روز آینده باید یک شرکت باربری کار شما را انجام دهد.

فرق مثال‌های اخیر این است که شما باید آن خدمت یا سرویس را دریافت کنید.

ولی در حالت اول شما می‌توانید به کل از خرید محصول خودداری کنید.

نیاز به سفر و دوره‌ آموزشی و کتاب غیر‌درسی و کالای دیجیتال یک نیاز لوکس است. اکثر مردم می‌توانند بدون آن هم زندگی کنند ولی مواردی مثل ترکیدن لوله خانه و خریدن یک دستگاه برقی برای کارگاه صنعتی یا جابجایی بار از یک نقطه به نقطه دیگر یک نیاز ضروری و لازم است و دیر یا زود باید انجام شود.

حال افرادی که قصد تولید محتوا دارند بیشتر در زمینه های لوکس سرمایه‌گذاری می‌کنند. مثلاً مقوله سفر را در نظر بگیرید.

در جامعه‌ما که عمده‌ی مردم متوسط و زیر متوسط زندگی می‌کنند سفر به عنوان یک کالای لوکس تلقی می‌شود و اولین قربانی پایین آمدن درآمد در ایران مقوله سفر است. در این جاست که کسانی که قصد تولید محتوا در زمینه سفر را دارند باید دوبرابر بیشتر زحمت بکشند و چند برابر بیشتر محتوا تولید کنند. یک بخش اینکه اساساً مردم تنبل و بی‌پول را به سفر ترغیب کنند و دیگری اینکه آن‌ها را برای گردشگری انتخاب کنند.

یا کسی که در زمینه آموزش فعالیت می‌کند مخصوصاً دوره‌هایی که فاقد مدرکند و بازگشت مالی کوتاه مدت برای متقاضیان ندارد باید چند برابر بیشتر تلاش کند تا جامعه‌ی مدرک‌پرست و پول‌پرست را به شرکت در چنین دوره‌هایی ترغیب کند.

حرفم این است که اگر قصد کسب درآمد از محتوا در کوتاه مدت را داریم شاید بهتر باشد روی محصولات و کالای ضروری تمرکز کنیم. محصولاتی که مردم مجبور هستند آن را بخرند. دیر یا زود. از ما یا از رقیبان ما. مهم نیست. مهم این است که بالاخره خواهند خرید.

اینکه سایتی داشته باشیم که تجهیزات صنعتی می‌فروشد معمولاً سریعتر جواب می‌دهد تا سایتی که قرار است دوره آموزشی برگزار کند. چون مردم کارشان لنگ دوره آموزشی نیست و زندگی و کسب وکارشان بدون رفتن به دوره آموزشی هم می‌گذرد.

کسب و کار ما باید همانند توالت‌های عمومی بین راهی باشد که مردم مجبور باشند به هر نحو ممکن از آن استفاده کند و نتوانند بی‌خیال نیاز خود شوند. بهترین زمان پول گرفتن از مردم همان لحظه پر بودن مثانه است.

 

 

 

چند آرزو و هدف شخصی

چند آرزو در ذهن دارم که خیلی دوست دارم به آن‌ها برسم.

نمی‌دانم یک سال دیگر یا ۵ سال یا ۱۰ سال دیگر یا ۳۰ سال دیگر. زمانش را نمی‌دانم ولی آرزو دارم روزی به آن‌ها دست پیدا کنم.

– ۸ ساعت مطالعه کتاب کاغذی در روز

– نوشتن یک مطلب در روز مثل ست گادین

– حداکثراً نیم ساعت وقت گذاشتن در روز برای شبکه‌های اجتماعی

– خواندن وبلاگ همه‌ی دوستان متممی همراه با کامنت‌ها

– داشتن یک شرکت جهانی مثل اوبر

– نوشتن کتاب “بازاریابی محتوا و استراتژی محتوا”