کسی که هیج کاری بلد نیست میشه معلم

وودی آلن یک جایی نو فیلم آنی هال، برای اینکه یک جورایی ار دوران مدرسه خودش انتقاد کنه، می گه:

اونایی که هیچ کاری بلد نیستند می‌شن معلم . اونایی که هم درس درس دادن بلد نیستند میشن معلم ورزش.

“Those who can’t do, teach. And those who can’t teach, teach gym”

حالا من وقتی یک عده را تو اینستاگرام می‌بینم که با کراوات عکس انداختند اسم خودشون را گذاشتن مدرس، همش به این فکر می کنم که اینا از کجا اومدن؟ چیه میشه تو این مملکت وقتی یک موضوع مثل فروش، مذاکره، ایزو، یا هر چیز دیگه‌ای مد میشه چند صدهزارنفر یکهو مثل قارچ رشد می‌کنن و اسمشون را می‌زان مدرس فلان استاد بهمان. آخر شما تا حالا قبل کجا بودید؟ اصلاً چه رزومه‌ای دارید؟ چه سابقه‌ درخشانی دارید؟

کسی که تدریس می‌کنه و خودش را استاد معماری می‌دونه چه چیزی قبلاً ساخته؟ چه بنای باشکوهی را طرحشو ریخته؟

کسی که برنامه نویسی وب یاد میده چه سایت درست درمانی را کار کرده؟

کسی که مذاکره آموزش میده چه مذاکره مهمی را در زندگی یا کارش به سرانجام رسونده؟

کسی که فروش درس میده فروش چه شرکتی را از افزایش داده؟ اونهم چقدر؟

یعنی دیوار به کوتاهی دیوار آموزش تو این ممکلت نیست. هر کسی پول کم داره میره تدریس.

یادمه یک دوست داشتیم خیلی دنبال کار بود پول لازم بود این ور و اون ور میزد یک کار پیدا کنه حالا هر جی باشه فقط بهش پول بدن. آخر چی شد؟ سر از دانشگاه در آورد گفتم چی شد چرا رفتی دنبال تدریس گفت چی کار کنم هیچ جا کار نبود مجبور شدم برم تدریس.

من حرف اینکه که آدمی که میگه من معلمم باید سابقه داشته باشه باید یک چیزی، پروژه ای، کاری را به خوبی تموم کرده باشه که بیاد بگه مردم بیایید من این تجربه‌ها را دارم به شما هم به اشتراک بذارم. نمیشه که طرف نتونسته یک شغل پیدا کنه ۵ سال یکجا کارمند نبوده هیچ پروژه‌ای را انجام داده بعد بیاد چون سخنرانیش خوبه زبونش شیرینه موسسه راه بندازه اسمشو در و دیوار بزنه که بشتابید دکتر X پدر Y در شهر ما همایش دارند.

طرف استراتژی محتوی دیجیتال درس می‌ده سایتشو می‌ری هیچی پیدا نمی‌کنی بعد؛ کسی که استراتژی محتوی بلده دیگه نمیاد دفتر و دستک فیزیکی بزنه کلاس حضوری بگذار کنه تو اتوبان با بنر تبلیغ کنه پس معلومه چیزی سرش نمیشه داره باهاش پول درمیاره وگرنه میرفت تو محیط وب و سرچ گوگل و آموزش دیجیتال و این حرف‌ها

 تازه فرض کنید این بابا خدای مذاکره است خدای برنامه نویسی خدای فروشه آخه آدم احمق (خودمو میگم) کسی که مذاکره بلده برنامه نویسی اندروید بلده استراتژی بلده که نمی یاد بخاطر چندغاز پول که من و تو برای تدریسش میدیم وقت شو و عمرشو تلف کنه باشه بیاد سرکلاس. اون بجای او ۳ ساعت کلاس می تونه بره ۳ تا قرارداد ببنده ۳ تا نرم افزار توپ بنویسه ۳ میلیون بفروشه مگر اینکه دیوانه باشه اونم دیوونه معلمی که یک حکایت جداست و به نظرم تو یک میلیون میتوی یک نفر پیدا کنی که عاشق معلمی باشه و اونو راه کسب و معاش ندونه این آدمو باید دستشو بوسید ولی اینا همه استثناند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.